تبليغاتX
ایلای مقدس مقربان
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

                                                                                            کارو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 19:56  توسط مسافران خسته 

        

                                                  به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه

 

   کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه

                                                 

                                                  نه همدرد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه

 

   از ایـن سـرگشـتـگـی بـیـزارم و بـیـزار

                                                  ولـی راه فـراری نـیـسـت از ایـن دیـوار

 

   برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود

                                                  برای خسته چشم من دریغا جای خوابی بود

 

   در این سرداب ظلمت نور راهی بود

                                                  در ایـن انـدوه غربـت سـرپـنـاهـی بود

 

   شب ، پر درد و من از غصّه ها دلسرد

                     

                                                  کجــا پـیـدا کـنـم دلسـوخته ی هم درد

 

   اسـیـر صـد بـیـابـان وَهــم و اندوهـم

                                                  مـرا پا در دل و سنگین تر از کوهم

                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 18:58  توسط مسافران خسته 

انالله و انا الیه راجعون

به امام توهین می کنند و خاموشیم!؟...


امروز امام رو نشانه گرفتند... وای بر شما که ندیدید...بیدار بشیم...

**************************************


من دارم می بینم صحنه رو... می بینم تجهیز رو... می بینم صف آرایی ها رو... می بینم دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده رو علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه این آرمانها و همه اون کسانی که به این حرکت دل بسته اند...

 

چه بکنم اگر کسی نمی بینه؟...

 

در حوادث فتنه گو شناخت عرصه دشواره... شناخت اطراف قصه دشواره... شناخت مهاجم و مدافع... ظالم و مظلوم ... دشمن و دوست دشواره...

بایستی گره گشایی کرد... بایستی حقیقت رو باز کرد... گره های ذهنی رو باید باز کرد... و این تبیین لازم داره...

 

فرمود: الا و لا يحمل هذا الالم الا اهل البصر و الصبر

 

می دانید پرچم امیرالمومنین(علیه السلام) سختیش از پرچم پیغمبر(صلوات الله علیه) بیشتر بود از جهاتی. در زیر پرچم امیرالمومنین(علیه السلام)  دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند... دشمن همون حرفایی رو می زد گاهی که دوست می زنه... همون نماز رو که در اردوگاه امیرالمومنین(علیه السلام)  نماز جماعت می خواندند تو اردوگاه طرف مقابل هم در جنگ جمل و صفین و نهروان نماز جماعت می خواندند...

 

حالا شما باشید چی کار می کنید؟

 

بصیرت خودتون رو بالا ببرید... آگاهی خودتون رو بالا ببرید... حقیقت رو باید فهمید...

 

در جنگ صفین یکی از کارهای مهم جناب "عماریاسر" تبیین حقیقت بود. چون اون جناح مقابل که جناح معاویه بود تبلیغات گوناگونی داشت.این کسی که از این طرف خودشو موظف دانسته بود که درمقابل این جنگ روانی بایستد و مقاومت کنه جناب "عمار یاسر" بود.یک جا می دید اختلاف پیدا شده یک عده ای دچار تردید شدن، بگو مگو توشون هست، خودشو می رسوند اونجا... به سرعت ...براشون حرف می زد... صحبت می کرد... تبیین می کرد این گره ها رو باز می کرد.

 

نقش نخبگان و خواص و این ها هم این است که این بصیرت رو نه فقط  در خودشون، در دیگران  به وجود بیارند. رسا بگید... روشن بگید... مبیّن بگید... آنچه را که می فهمید. هیچ انتظار نیست؛ حق هم نیست که انتظار باشه کسی برخلاف فهمیده خودش حرف بزنه... اما اونی که فهمیدید رو بگید. سعی هم بکنید که اون چه که فهمیدید درست باشه...

 

کجا هستند اون کسانی که، اون شخصیت های بزرگی که، پیمان جانبازی بستند؟...

 

اَين عمار؟...


هزاری چون ما فدای لبخند زیبای شما سید ما...


عشق یعنی دست در دست ولی

همره و همراه باسیدعلی

عشق یعنی جان فدا بهر ولا

خامنه ای رهبر محبوب ما



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:30  توسط مسافران خسته  | 




 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:12  توسط مسافران خسته  | 

امام خميني(ره) مي فرمودند: هر كس مسيرش مسير اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم كه مي‌خواهد باشد. هر كس جمهوري (بدون اسلام) را بخواهد دشمن ماست براي اينكه دشمن اسلام است.

به گزارش فارس،گزيده اي از فرمايش امام راحل در سخنراني حضرت امام در 2 خرداد 1358به شرح ذيل است:

صحيفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما ديديد اين جمعيت‌هايي كه الان مشغول فعاليت هستند، جمهوري كه مي‌گويند "جمهوري " مي‌گويند يا جمهور دموكراتيك مي‌گويند يا جمهوري دموكراتيك اسلامي. اگر اين‌ها جمهوري گفتند، اين همان معنايي است كه دشمن‌هاي ما مي‌خواهند، دشمن‌هاي ما از جمهوري نمي‌ترسند،‌از اسلام مي‌ترسند، از جمهوري صدمه نديدند از اسلام صدمه ديدند.

صحيفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر كس مسيرش مسير اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم كه مي‌خواهد باشد. هر كس جمهوري بدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست براي اينكه دشمن اسلام است. هر كس پهلوي جمهوري اسلامي "دموكراتيك " بگذارد، اين دشمن ماست. هر كس جمهور دموكراتيك بگويد اين دشمن ماست، براي اين كه اسلام را نمي‌خواهد ما اسلام مي‌خواهيم. ما اين همه فداكاري كرديم... براي اين بود كه اسلام را مي‌خواستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:11  توسط مسافران خسته  | 

به گزارش پارسینه در پی انتشار عکسهای مجید توکلی از فعالان دانشجویی با لباس زنانه در شانزدهم آذر، جمعی از دوستان و هواداران وی در واکنشی عجیب ، به نشانه همراهی با توکلی اقدام به عکس گرفتن از خود با روسری و لباس زنانه و انتشار این عکسها در صفحات اینتنرتی خود(فیس بوک،وبلاگ، مسنجر و ...) کرده اند.

در یکی از جالب ترین این موارد، یک دختر جوان با گذاشتن ریش و سیبل در این اقدام اعتراضی شرکت کرد!

مجید توکلی دانشجوی اخراجی دانشگاه امیرکبیر و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی این دانشگاه است. وی كه متولد سال ۱۳۶۵ در شيراز است، در سال۸۳ و در رشته كشتيرانی وارد دانشگاه اميركبير شد اما به دليل آنكه در چهار ترم پياپی معدل درسی او زير ۱۰ بود، از اين دانشگاه اخراج شد.
 

وی اول بار پس از اعتراض به حضور محمود احمدی‌نژاد در این دانشگاه و پس از آن چاپ نشریات جعلی دانشگاه دستگیر و مدت ۱۵ ماه را در کنار چند دانشجوی دیگر در زندان بسر برد.
 

 

 
 

خبرگزاری فارس جریان دستگیری وی در روز شانزده آذر را چنین روایت کرده بود :مجيد توكلي روز گذشته پس از آنكه نتوانست با سخنراني ساختار شكنانه و اهانت آميز خود بر تعداد تجمع كنندگان حامي مير حسين موسوي بيفزايد، با مشاهده حضور پررنگ دانشجويان حامي انقلاب اسلامي احساس خطر كرد و با آرايش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد.او كه همانند زنان محجبه، مانتو به تن كرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتي يك كيف زنانه را نيز براي محكم كاري به دوش انداخته بود، در رسيدن به هدف خود ناكام ماند و توسط مامورين امنيتي دستگير شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:52  توسط مسافران خسته  | 

به گزا ش جهان نيوز در روزهاي اخير با توجه به فرا رسيدن روز 16 آذر و حضور هوشمندانه دانشجويان در خنثي نمودن توطئه دشمن متاسفانه شاهد اقدامات هتاكانه اي بوديم تا با به جوش آوردن غيرت و احساسات دانشجويان انقلابي زمينه شروع اغتشاشات را فراهم آورند كه با هوشمندي و درايت دانشجويان اين توطئه نيز ناكام ماند.

اما روز گذشته (شنبه) برخی حامیان مهندس موسوی در دانشگاه تهران با سر دادن شعارهای تند علیه نظام، مواضع قبلی خود را تکرار کردند.

21 آذر پرديس هنرهاي زيبا- آغاز تجمع غيرقانوني:

گروهي از دانشجویان در مقابل دفتر رييس پرديس هنرهاي زيبا تجمع نموده و نسبت به استعفاي رييس پرديس اعتراض می کنند. با حضور رئیس مستعفی در جمع دانشجویان معترض، که با تشويق دانشجویان مواجه شد، شعارهايي بر عليه مسئولين دانشگاه كه مبدل به مسئولين نظام و ارزشهاي انقلاب مي شود سر داده شد و حبيبي با دست تكان دادن و لبخند دانشجویان هتاک را همراهی کرد.

در ادامه حبيبي از دانشجويان مي خواهد كه به داخل سالن شهيد آويني بروند تا در تجمعي غير قانوني در آنجا سخنراني كند كه اين برنامه با حضور فعالانه اعضاي انجمن اسلامي پرديس به تجمعي غيرقانوني و تريبون آزاد تبديل و با شعارهايي بر عليه مسئولين عالي رتبه نظام همراه مي گردد.

اداره جلسه را انجمن اسلامي بر عهده گرفته و حسين ... تحت عنوان دبير انجمن اسلامي به عنوان اولين سخنران پشت تريبون قرار مي گيرد و به توهين علني به رييس دانشگاه تهران ، بسيج دانشجويي و مسئولين عالي رتبه نظام مي پردازد.

پس از وي دكتر حبيبي پشت تريبون قرار مي گيرد و ضمن تشكر از حمايت افراد حاضر دليل استعفاي خود را حمايت از دانشجويان معترض در روزهاي اخير اعلام مي كند كه با شعارهاي موهن و ضد ارزشي حاضرين همراه مي شود و حبيبي نه تنها سعي در كنترل اوضاع و بيان واقعيات ندارد بلكه به تشويق جمع جهت پافشاري در حركتهاي اين چنيني مي نمايد.

پس از وي 5 نفر از افرادي كه به گفته دانشجويان چند ساليست دانشگاه تهران را ترك كرده اند و جزو دانشجويان محسوب نمي شوند پشت تريبون قرار گرفته و با هتاكي نسبت به آرمانهاي انقلاب و مسئولين عالي رتبه نظام در حضور مسئولين پرديس هنرهاي زيبا از فرهاد رهبر مي خواهد استعفا داده و جاي خود را به زهرا رهنورد بدهد. كه با سوت و كف دانشجويان و تاييد مسئولين حاضر در سالن مواجه مي شوند.

بر اساس گزارش جهان در ادامه مسئول بسيج دانشجويي فرصت مي خواهد تا بتواند از اين تريبون آزاد استفاده كند كه با هتاكي و تمسخر حاميان موسوي مواجه و با سكه مورد اصابت قرار مي گيرد. در اين هنگام يكي از دانشجويان دختر محجبه كه در جلسه حاضر بود وقتي با اهانتهاي مكرر حاضرين نسبت به ارزشهاي انقلاب و رهبري مواجه مي شود پشت تريبون مي رود كه افراد حاضر يك صدا فرياد مي زنند دانشجو نيست و در نهايت اين دختر دانشجو با نشان دادن كارت دانشجويي خود پاسخ جمع هتاك را مي دهد. اما در مقابل با پرتاب سكه هتك حرمت شده و مورد تمسخر قرار مي گيرد.

جالب آنكه دكتر حبيبي رييس مستعفي پرديس كه هنوز استعفايش پذيرفته نشده و از دفتر رياست به جمع دانشجويان پيوسته بود در كنار معاون پشتيباني اش عزت الله تقي زاده با لبخند و تكان دادن دست جمع را همراهي و كارهايشان را تائيد مي كند.

پس از تجمع غيرقانوني با حضور رييس پرديس در داخل سالن آمفي تئاتر حاضرين با سر دادن شعارهايي بر عليه مسئولين عالي رتبه نظام به صحن دانشگاه آمده و با در دست داشتن تصاوير آقای منتظري به تجمع مي پردازند. در این هنگام زهرا رهنورد با حضور در بين دانشجویان معترض، دقايقي با آنها سخن می گوید و بلافاصله صحنه را ترك مي كند در ادامه دانشجویان هتاک به سوي سردر دانشگاه رفته و شعارهاي هتاكانه خود را تكرار مي كنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:49  توسط مسافران خسته  | 

سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان اخیرا در پیامی به حوادث پس از انتخابات ایران اشاره و تصریح کرد، «شعار نه غزه، نه لبنان اثر منفی زیادی داشته بویژه که رسانه‌ها و ماهواره‌های غربی این شعار را برای ایجاد ذهنیت منفی پوشش می‌دهند».

به نوشته وطن امروز، سیدحسن نصرالله در ادامه این پیام گفته است: «مردم لبنان از ایران انتظار ندارند که اگر اسرائیل علیه لبنان جنگ به‌پا کرد مردم ایران به آنها کمک کنند، اما مردم لبنان لحظه‌ای که اسرائیل به ایران حمله کند، آنها لحظه‌شماری می‌کنند نخستین کسانی باشند که علیه اسرائیل وارد جنگ می‌شوند».
دبیرکل حزب‌الله لبنان می‌افزاید: «بعد از انتخابات در ایران اتفاقات ناگواری افتاد که موجب خون ‌دل و عزای ما شد و بسیاری افراد از سراسر جهان تماس گرفته و گریه می‌کردند چون ما هویت خودمان را با هویت نظام جمهوری اسلامی یکسان می‌دانیم».
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:45  توسط مسافران خسته  | 

مؤسسه آمریکایی نظرسنجی پیپا (PIPA) با همکاری دانشگاه مریلند آمریکا به روش تلفنی و با استفاده از پرسشگران ایرانی اقدام به انجام یک نظرسنجی در ایران کرده که نتایج جالب و قابل‌توجهی داشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، جامعه آماری این نظرسنجی متشکل از همه استان‌های کشور بوده و جمعیت شهری و روستایی را در برگرفته است. حجم نمونه این نظرسنجی متشکل از 1003 نفر بزرگسال با ترکیب جنسیتی 51 درصد زن و 49 درصد مرد بوده‌ است. نظرسنجی مذکور از تاریخ 27 آگوست تا 10 سپتامبر 2009 (5 تا 19 شهریور 1388) صورت گرفته و نتایج آن در تاریخ 20 سپتامبر 2009 (29 شهریور 1388) انتشار یافته است.
گفتنی است ترجمه و اعلام نتایج این نظرسنجی به معنی تأیید همه یافته‌ها از سوی این مرکز تحقیقاتی نیست.

درباره انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری از پاسخگویان سوالات زیر پرسیده شده است:
آیا شما در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری شرکت داشتید؟
87 درصد پاسخگویان به این سوال پاسخ بلی و 12درصد پاسخ خیر داده‌اند. یک ‌درصد نیز از پاسخ به این سوال امتناع کرده‌اند.
شما در انتخابات به چه کسی رای دادید؟
55 درصد به احمدی‌نژاد،14 درصد به میرحسین موسوی، 3 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به مهدی کروبی رای داده‌اند. 24 درصد از پاسخ به این سوال امتناع کرده‌ و 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.
به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟
از نظر 66 درصد پاسخگویان، دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاملا آزاد و عادلانه و‌ از نظر 17 درصد تا حدی آزاد و عادلانه بوده و از نظر 5درصد چندان آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد نیز بر این عقیده‌اند که انتخابات اصلا آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
تا چه میزان به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتماد دارید؟
62 درصد پاسخگویان به نتایج اعلام شده در حد «زیاد» و 21 درصد «تا حدی» اعتماد دارند،6 درصد گفته‌اند به نتایج اعلام شده چندان اعتمادی ندارند و 7‌درصد نیز اصلا به این نتایج اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
نقاط ضعف
اگر همین فردا انتخابات مجددا برگزار شود شما به چه کسی رای خواهید داد؟
49 درصد به احمدی‌نژاد،8 درصد به میرحسین موسوی، 2 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به کروبی رای خواهند داد.13 درصد گفته‌اند در انتخابات شرکت نخواهم کرد. 19 درصد از پاسخگویی امتناع کرده و 8 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.
با توجه به مسائل پیش آمده قبل، حین و پس از انتخابات، آیا به نظر شما آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور مشروع ایران است یا خیر؟
81 درصد از پاسخگویان آقای احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور مشروع ایران دانسته و 10 درصد با این موضوع مخالفت کرده‌اند، 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌ و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند‌.
شما فکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد به هنگام صحبت با مردم تا چه حد صادق است؟
48 درصد از پاسخگویان احمدی‌نژاد را «بسیار صادق» و 33 درصد وی را «تا حدی صادق» می‌دانند، 6 درصد احمدی‌نژاد را چندان صادق نمی‌دانند و 5 درصد نیز وی را اصلا صادق نمی‌دانند. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
به نظر شما آیا مقام رهبری پس از برگزاری انتخابات باید از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد یا خیر؟
76 درصد بر این عقیده‌اند که باید از ایشان حمایت می‌کرد و 13 درصد معتقدند نباید از ایشان حمایت می‌کرد. 6درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
تا چه حد به عملکرد دولت در انجام اقدامات صحیح اعتماد دارید؟
54 درصد از پاسخگویان «اکثر اوقات»، 31 درصد «بعضی اوقات» و 9 درصد به ندرت به عملکرد دولت اعتماد دارند. 2 درصد نیز گفته‌اند اصلا به عملکرد دولت اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و یک درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
مقایسه نتایج سوال مذکور در این نظرسنجی با نظرسنجی سال گذشته حاکی از افزایش اعتماد به عملکرد دولت نسبت به سال گذشته است.
در مجموع رضایت شما از نظام حکومتی ایران به چه میزان است؟
41 درصد از پاسخگویان اظهار داشته‌اند از نظام حکومتی ایران «بسیار راضی»،‌46 درصد تا حدی راضی و 7 درصد تا حدی ناراضی بوده و 3 درصد نیز کاملا ناراضی هستند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و یک درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: به نظر شما روش گزینش مقام رهبری با اصول دموکراسی انطباق دارد یا خیر؟
55 درصد از پاسخگویان روش گزینش مقام رهبری را با اصول دموکراسی سازگار و 14 درصد با اصول دموکراسی ناسازگار دانسته‌اند. 5 درصد در پاسخ گفته‌اند بستگی دارد. 19 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 7 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: آیا فکر می‌کنید حمایت از یک داوطلب در انتخابات توسط اعضای شورای نگهبان مناسب است یا فکر می‌کنید که آنها همیشه باید بی‌طرف باشند؟
75 درصد از پاسخگویان بر این عقیده‌اند که شورای نگهبان باید همیشه بی‌طرف بماند، 16 درصد گفته‌اند مناسب است که در انتخابات از کاندیدایی خاص حمایت کند و 2 درصد اظهار داشته‌اند بستگی دارد. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: نظر شما درباره قدرت مقام رهبری در قانون اساسی چیست؟
61 درصد از پاسخگویان معتقدند قانون اساسی به مقام رهبری به اندازه لازم قدرت داده است،‌17 درصد بر این باورند که قدرتی بیش از حد لازم داده است و 6 درصد بر این عقیده‌اند که قدرتی کمتر از حد لازم داده است. 12 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 4 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
مقایسه وضع فعلی با 4 سال گذشته
42 درصد پاسخگویان معتقدند که وضع اقتصادی آنها نسبت به 4 سال پیش تغییر نکرده است. از نظر 31 درصد وضع اقتصادی آنها بدتر و از نظر 27 درصد وضع اقتصادی آنها بهتر شده است.
وضع اقتصادی کشور
45 درصد پاسخگویان بیان داشته‌اند که وضع اقتصادی کشور بدتر شده است. از نظر 29 درصد وضع اقتصادی کشور بهتر و از نظر 14 درصد تغییری نکرده است. 10 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ به این سؤال امتناع کرده‌اند.
میزان عدالت اقتصادی در سراسر کشور
35 درصد پاسخگویان معتقدند وضع عدالت اقتصادی بدتر شده است. از نظر 30 درصد وضع عدالت اقتصادی در کشور بهتر شده و از نظر 18 درصد تغییری نکرده است. 14 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 13 درصد از پاسخ دادن امتناع کرده‌اند.
توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی
به اعتقاد 57 درصد پاسخگویان توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی رشد یافته است. از نظر 14درصد توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی کاهش یافته و از نظر 13درصد تغییری نکرده است. 14درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ دادن به سؤال امتناع کرده‌اند.
میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایران
48 درصد پاسخگویان بر این عقیده‌اند که میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایرانی افزایش یافته، از نظر 33 درصد میزان آزادی‌های شهروندان کاهش یافته و از نظر 22 درصد تغییری نکرده است. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و یک درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
روابط ایران با کشورهای غربی
33 درصد پاسخگویان معتقدند که روابط ایران با کشورهای غربی بهتر شده است. از نظر 30 درصد روابط ایران با کشورهای غربی بدتر شده و از نظر 16 درصد تغییری نکرده است. 18 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: میزان اعتماد شما نسبت به هر یک از نهادهای کشور تا چه حدی است؟
الف) مجلس:
40 درصد پاسخگویان در حد «زیاد» به مجلس شورای اسلامی اعتماد دارند، 39 درصد پاسخگویان تا حدی به مجلس اعتماد داشته و 7 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی ندارند. 8 درصد نیز اصلاً به مجلس شورای اسلامی اعتماد نداشته‌اند. 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
ب) وزارت کشور:
38 درصد پاسخگویان در حد زیاد به وزارت کشور اعتماد داشته، 34 درصد پاسخگویان تا حدی به وزارت کشور اعتماد دارند، 6 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی نداشته و 6 درصد نیز اصلاً به وزارت کشور اعتماد ندارند.13 ‌درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 3 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
ج) رئیس‌جمهور:
64 درصد پاسخگویان در حد زیاد به رئیس‌جمهور اعتماد داشته و 21 درصد تا حدی اعتماد دارند، 5 درصد چندان اعتماد نداشته و 6 درصد نیز به رئیس‌جمهور اصلاً اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
د)قوه قضائیه:
43 درصد پاسخگویان در حد زیاد به قوه قضائیه اعتماد داشته و 30 درصد تا حدی اعتماد دارند، 7 درصد چندان اعتماد نداشته و 7 درصد نیز به قوه قضائیه اصلاً اعتماد ندارند. 11 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
هـ) شورای نگهبان:
42 درصد پاسخگویان در حد زیاد به شورای نگهبان اعتماد داشته و 29 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد پاسخگویان چندان اعتماد نداشته و 6 درصد نیز به شورای نگهبان اصلاً اعتماد ندارند. 15 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌ و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
و) نیروی انتظامی:
52 درصد پاسخگویان در حد زیاد به نیروی انتظامی اعتماد داشته و 31 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد چندان اعتماد نداشته و 7 درصد نیز به نیروی انتظامی اصلاً اعتماد ندارند. 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و یک درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است، به نظر شما در زمانی که نگرانی‌هایی درباره عادلانه بودن برگزاری انتخابات در کشورها وجود دارد، ناظران بین‌المللی سازمان ملل برای اعمال کنترل بر روند انتخابات باید اجازه حضور داشته باشند یا خیر؟
55 درصد پاسخگویان مخالف حضور ناظران بین‌المللی و 37 درصد موافق حضور آنان بوده‌اند. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخ امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: تا چه اندازه از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور احساس رضایتمندی می‌کنید؟
40 درصد پاسخگویان از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور «بسیار راضی» بوده‌اند، 41 درصد از این روش‌ها تا حدی رضایت داشته و 10 درصد چندان رضایتی از آن ندارند. 6 درصد نیز اصلاً از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات راضی نبوده‌اند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و یک درصد از پاسخگویان از پاسخ به این سؤال امتناع کرده‌اند.
درباره این سؤال، مقایسه نتایج نظرسنجی جدید با نظرسنجی فوریه 2008 همین مؤسسه نشان می‌دهد درصد افرادی که از روند انتخاب مقامات کشور بسیار رضایت دارند افزایش چشمگیری داشته است. همچنین در نظرسنجی جدید، درصد افرادی که چندان رضایت ندارند تقریبا به نصف نتایج نظرسنجی پیشین کاهش یافته است.

نتایج این نظرسنجی حاوی نکات زیر است:
- پاسخگویان وضع اقتصادی خود، کشور و میزان عدالت اقتصادی را در مقایسه با 4 سال پیش بدتر ارزیابی کرده‌اند که این امر درباره بدتر شدن وضع اقتصادی کشور و عدالت اقتصادی چشمگیرتر است.
- در میان اشخاص و نهادهایی که بالاترین میزان اعتماد پاسخگویان را کسب کرده‌اند شخص رئیس‌جمهور با 64 درصد و سپس نیروی انتظامی با 52درصد‌ بالاترین میزان اعتماد را به خود اختصاص داده‌اند.
- روحیه عدم اجازه دخالت بیگانگان در امور کشور در میان ایرانیان همچنان بالاست که این امر بویژه درباره مخالفت با حضور ناظران بین‌المللی برای نظارت بر انتخابات کشور هویداست.
- نتایج میزان رضایتمندی پاسخگویان از روند انتخابات کشور (81 درصد) که خود شاخص مهمی برای میزان مشروعیت یک نظام سیاسی به شمار می‌آید نشان از مشروعیت بالای جمهوری اسلامی است که نسبت به نظرسنجی پیش‌تر همین موسسه در این مورد افزایش چشمگیری (19 درصد) داشته است.
- بر حسب این نظرسنجی، میزان مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری 87 درصد است که با میزان مشارکت واقعی مردم در این انتخابات (4/84 درصد) تا حدود زیادی منطبق بوده و حتی افزون بر آن است که این امر نشان‌دهنده عدم وقوع تخلف یا به ادعای مخالفان، تقلب است.
- نتایج این نظرسنجی درباره رای پاسخگویان به داوطلبان ریاست‌جمهوری حاکی از رای قاطع آقای احمدی‌نژاد و پیروزی ایشان در مرحله اول است. گفتنی است، به علت اینکه در این نظرسنجی 27 درصد پاسخگویان از پاسخ امتناع کرده یا گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند رای ایشان بر مبنای این نظرسنجی
(55 درصد) کمتر از میزان واقعی (64/62 درصد) است.
- نتایج مربوط به سوالات «میزان آزاد و عادلانه بودن انتخابات» (66درصد)، «میزان اعتماد به نتایج اعلام شده انتخابات» (62 درصد)‌ و مشروعیت آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور نشان‌دهنده مشروعیت این انتخابات و شخص ایشان (81 درصد) با وجود مخالفت‌ها و جوسازی‌های داخلی و خارجی بوده است.
- اگر چه نتایج سوال مربوط به رای پاسخگویان در صورت برگزاری مجدد انتخابات نشان‌دهنده کاهش چند درصدی رای رئیس‌جمهور است اما در مقایسه با آن، رای رقبا که فضای جامعه را با اقدامات خود ملتهب کردند بشدت کاهش یافته و نکته مهم‌تر افزایش میزان عدم شرکت در انتخابات است که از خواست مردم برای وجود آرامش در جامعه و نارضایتی آنان از بر هم خوردن امنیت جامعه حکایت دارد.
- نتایج مربوط به «صداقت رئیس‌جمهور در سخن با مردم» (48 درصد) ‌نشان‌دهنده رد ادعا و اتهامات مخالفان ایشان درباره عدم صداقت ایشان است.
- نظر پاسخگویان درباره ضرورت حمایت رهبری از آقای احمدی‌نژاد (76 درصد) نشان‌دهنده درستی اقدام رهبری و رد ادعای مخالفان است.
- میزان اعتماد پاسخگویان به اقدامات دولت (54 درصد اکثر اوقات و 31 درصد بعضی اوقات) نشان‌دهنده اعتماد بالای مردم به اقدامات دولت است که در قیاس با نتایج سال 2008 افزایش یافته است.
- میزان رضایت پاسخگویان از نظام حکومتی ایران (41 درصد بسیار راضی و 46 درصد تا حدی راضی) نشان‌دهنده مشروعیت و رضایت بسیار بالا از نظام نزد مردم است.
- درباره روش گزینش مقام معظم رهبری و انطباق آن با اصول دموکراسی، نتایج حاکی از اعتماد پاسخگویان (55 درصد) به انطباق روش گزینش با اصول دموکراسی است که نشان‌دهنده مقبولیت بالای این روش و رد ادعای مخالفان و معاندان و ایجاد شبهات در این زمینه است. همچنین درباره قدرت مقام معظم رهبری در قانون اساسی نیز نتایج دلالت بر تایید کامل این میزان اختیارات از سوی پاسخگویان (61 درصد) دارد.
- ضرورت بی‌طرفی از سوی اعضای شورای نگهبان درباره داوطلبان انتخابات مورد تاکید پاسخگویان (75 درصد) قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 18:53  توسط مسافران خسته  | 

در حالی که سایت اینترنتی نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در راستای محکوم کردن توهین به ساحت امام خمینی (ره) تجمع خواند کرد اما حامیان موسوی بدون آنکه شعاری در این رستا سر دهند و یا حتی تصاویری از امام راحل در دست داشته باشند، تصاویر منتظری را در دست چرخاندند و شعار "آزادی آزادی" سر دادند.

به گزارش شبکه ایران، ظهر امروز نزدیک به 200 نفر از حامیان میرحسین موسوی در دانشگاه تهران تجمع کردند و به سر دادن شعارهایی علیه نظام پرداختند.

این افراد همچنین با در دست داشتن تصاویری از حسینعلی منتظری که امام راحل او را "فاسق" نامیده و از مقام خود عزل کرده بودند، شعار "آزادی آزادی" سر دادند.

این در حالی است که "سایت کلمه" نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود که تجمع امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در اعتراض به هتک حرمت به امام راحل (ره) انجام خواهد شد.

با این حال تجمع کنندگان نه تنها در محکوم کردن بی حرمتی به ساحت رهبر کبیر انقلاب سر ندادند، بلکه حتی هیچ تصویری از امام خمینی (ره) در دست نداشتند و حاضر نشدند از امام راحل نامی بیاورند.

این در حالیست که روزنامه جمهوری اسلامی در مصاحبه ای که آن را به نام میرحسین موسوی منتشر کرد، نوشت که وی درخصوص این اقدام افراطی حامیان خود گفته است: کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی‌دانند و حفظ حرمت امام را واجب می‌دانند.

بدین ترتیب اقدام امروز افراطیون را می‌توان به مثابه پیام دیگری از سوی افراطیون برای موسوی در نظر گرفت که می‌تواند وی را وادار کند تا در آینده پیش از آنکه بیانیه‌ای صادر کند کمی به عواقب آن بیندیشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 18:3  توسط مسافران خسته  | 

سپاس خدا را كه ما را (به اين نعمت) هدايت كرد و اگر هدايت خدا نبود هرگز هدايت نمي‌شديم.


درود و سلام بر رسول خدا حضرت محمد و درود و سلام بر شخصيتي كه امروز به مناسبت احياي سالگرد اعلام ولايتش بر تمامي امّت، گرد هم آمده‌ايم.

 سلام بر اميرمومنان و سيدأوصيا علي‌ بن ابي طالب(صلوات الله عليه) و درود و سلام خدا بر اهل بيت رسول الله، آنان كه راه رسول الله را پيمودند و به سيره‌اش عمل كردند و هدايتگران  امّت اسلامي گشتند.

رضايت الهي نصيب شيعيان برگزيده آنان باد آنان‌كه به محبّت و مودّت و ولايتشان ايمان آوردند و در پي نشانه هايشان به راه افتادند، از هدايتشان بهره بردند. رضايت الهي نصيب تمامي شيعيان اهل بيت(ع) از نخستين تا آخرينشان.

از خداوند سبحان خواهانم احياي اين سالگرد بزرگ را از ما بپذيرد. ما امروز در هجدهم ماه ذي الحجه قرار داريم. امروز بعد از گذشت هزارو چهارصد و بيست و سه سال از هجرت رسول خدا(ص) دور هم جمع شده‌ايم.  بعد از گذشت نزديك به هزار و چهارصد و سيزده سال از واقعه غدير كه در سال دهم هجرت اتفاق افتاد. روز غدير روزي است كه رسول خدا(ص) در آن ولايت اميرمومنان را اعلام كرده است.

بسيار عجيب است سالگرد اين حادثه را در دوراني برگزار مي‌كنيم كه به امّت اسلامي و به ويژه كشورهاي عربي، ولايت ديگري تحميل شده است: ولايت سياسي يهوديان.

 امّت اسلامي بايد بفهمد روزي كه اعلام ولايت پاكترين و كامل‌ترين شخصيت بعد از پيامبر را نپذيرفت، چقدر خسارت ديده است. امروز امّت اسلامي بهت زده در جاي خود مانده، ناتوان ايستاده و در انتظار «شارون» به عنوان جايگزين علي(ع) به سر مي‌برد. در انتظار مانده تا به جاي حضرت پيامبر(ص) جورج بوش اعلام كند چه كسي حاكميّت اين امّت را به عهده خواهد گرفت.

برادران اين مصيبتي واقعي است.

ما وقتي اين خاطره را زنده نگه مي‌داريم، وقتي اعلام ولايت امام علي(عليه السلام) را احيا مي‌كنيم، در حقيقت اعلام كرده‌ايم كه بنا به تفسير و مطابق با نگاه و اعتقاد ما، دين و دولت يكي است. اعلام مي‌كنيم رسول خدا(ص) از دنيا نرفت مگر اين كه خليفه بعد از خود را معرفي نمود.

همين مساله، موضوع امروز ماست.

در چنين روزي در سال دهم هجرت، بعد از بازگشت رسول خدا(ص) از حجة الوداع به همراه دهها هزار نفر از مسلمانان، پيامبر در سرزمين خم – منطقه‌اي ميان مكه و مدينه- توقف كردند.

بعد از نزول اين آيه مباركه «يا ايها الرسول بلّغ ما أنزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين»(مائده: 67) در وقت ظهر، در گرما و حرارت خورشيد، در گرماي شنزار بيابان، رسول خدا(ص) به كساني كه جلوتر رفته بودند دستور برگشت دادند. صبركردند تا جمعيت كامل شد. منبري از پالان شترها براي ايشان آماده كردند، پيامبر بالا رفتند تا اين امّت خوب ايشان را ببينند، شايد ديدن برايشان فايده‌اي داشته باشد. بالا رفتند تا او را خوب مشاهده كنند، همان امّتي كه خوب پيامبر را مي‌شناسد. بالا رفتند تا علي و دست رسول خدا(ص) را ببينند. تا ببينند پيامبر دست علي را بلند كرده است. امّتي كه علي را به خوبي مي‌شناسد. از بالاي پالان شترها موضوع مهمّي را اعلام كردند، موضوعي به اهميّت حاكميّت سياسي امّت اسلامي بعد از رسول خدا(ص).

وقتي بالا رفتند، بعد از اينكه دست علي(ع) را بالا بردند خطبه با عظمتي خواندند و حديثي را بيان كردند كه قصد داريم به عنوان موضوع سخنراني درباره آن سخن بگوييم. مي‌خواهيم درباره اين حادثه مهم  كه در چنين روزي اتفاق افتاد سخن بگوييم. به اين جهت كه اين واقعه فضيلتي بزرگ از فضايل امام علي(ع) است. پيامبر خطبه را شروع كردند تا به موضوع اصلي رسيدند.

فرمودند: اي مردم خدا سرپرست من است و من سرپرست مومنانم. بر جانهايشان ولايت دارم. پس هر كه من سرپرست اويم اين علي سرپرست اوست. خدواندا دوستانش را دوست بدار و دشمن دشمنانش باش، ياريگر ياريكنندگانش باش و رها كن آن كه علي را رها مي‌كند.

اين حديث پيوستگي و انسجام كاملي دارد. مسايلي را كه به ترتيب رسول خدا(ص) اعلام كردند كاملا همسو و متناسب است و با لهجه و بيان اين آيات محكم انسجام دارد: يا أيها الرسول بلّغ ما أنزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الله ان الله لايهدي القوم الكافرين(مائده: 67)

موضوع بسيار مهم و مساله بسيار بزرگي بوده است. رسول خدا(ص) قدر و ارزش هر مساله را مي‌شناختند و براي هر مساله متناسب با آن اهميّت قائل مي‌شدند.

مردم را مخاطب قرار دادند و فرمودند: اي مردم من سرپرست شما هستم.

اين سنّت انبياء بوده، به وي‍ژه در تعامل با امّت‌هايي كه نمي‌شنيدند و نمي‌فهميدند. بني‌اسرائيل از يكي از پيامبران در خواست كردند، پادشاهي براي آنان مبعوث كند تا همراه او و زيرپرچمش، در راه خدا بجنگند. چه پاسخي داد؟ (ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا)(بقره: 247 و آيات بعد)

اين آيه با همان ساختار حديث غدير بيان شده است. (ان الله مولاي) با (ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا) يكسان است. با اين بيان مطرح شده تا به امّت بگويد: من در حال ابلاغ پيام هستم. وقتي مي‌گويم: من كنت مولاه فهذا علي مولاه، از طرف خدا پيام مي‌رسانم. اين فرمان خداست، قضاء الهي است، انتخاب خدايي است، واجب خداست، كامل كردن دين خدا و مظهري از مظاهر رحمت خدا به بندگانش است.

 (ان الله مولاي و أنا مولى المؤمنين أولى بهم من أنفسهم)(خداوند سرپرست من است و من سرپرست مومنان هستم و من بر جانهايشان ولايت دارم).

همراه با من زنجيره پيوسته اين حديث را دنبال كنيد، مساله‌اي كه مي‌خواهيم درباره‌اش به تفصيل سخن بگوييم. (من سرپرست مومنانم و بر جانهايشان ولايت دارم)

 چنين ولايتي از طرف خداوند به رسول خدا(ص) منتقل شده است. ولايتي پيوسته، ولايتي تدريجي كه در هيچ يك از مراحلش گسستي وجود ندارد.

سپس مي‌گويد: «فمن كنت مولاه»(هر كس من مولاي اويم) آيا تمامي مومنان به ولايت  رسول الله(ص) اعتقاد و ايمان ندارند؟ نه تنها شيعيان، بلكه تمامي مسلمانان معتقدند و ايمان دارند كه رسول الله(ص) مولاي آنان است. بنابراين «فمن كنت مولاه» يعني هر مسلمان، هر امت، هر شخص، هر حزب، هر گروه، هر مجموعه، هر جنسي از بشر كه به ولايت من اعتقاد دارد، هر كس باور دارد من مولاي مومنانم، اين علي مولاي اوست.

چقدر كلمه «هذا» در اين جا بزرگ و مهم است. ما كلمه «هذا» اين كلمه اشاره را ما ضايع كرديم و امروز صهيونيست‌ها تلاش مي‌كنند مالكش شوند. بعد از اين كه امّت اسلامي اعتقادش را نسبت به كسي كه بايد «هذا» را به زبان بياورد و حاكم را مشخص ‌كند، از دست داد، يهوديان آمدند و به ما گفتند: هذا.... اين شخص حاكم شماست!

آيا امروز همه منتظر نمانده‌اند تا آمريكا بگويد چه كسي حاكم عراق است؟ آيا پيشتر نگفتند چه كسي حاكم افغانستان باشد؟ بعدها هم خواهند گفت: اين شخص حاكم يمن است؛ اين شخص حاكم حجاز است؛ اين شخص حاكم مصر است؛ و اين شخص حاكم سوريه است و ...

برادران! با كمال تأسف امّت اسلامي عقيده‌اش را درباره كسي كه شايستگي اين تعيين را دارد از دست داده است.

رسول الله بعد از اين كه اين حقيقت را فهماند: خداوند مولاي من است و من مولاي مومنين هستم؛ فرمود: هر كه من مولاي اويم اين علي مولاي اوست.

«هذا» براي اشاره است. اين اشاره از خداوند سبحان به رسول خدا ادامه پيدا مي‌كند. به ما مي‌گويد: تنها كسي كه شايستگي دارد به امت اسلامي و به بندگانش بگويد: (اين ولي امر شماست) خداوند سبحان است.

ولي ما بعد از اين اشاره بزرگ، اين حقيقت را نپذيرفتيم. كسي را كه اولويت داشت ولي تعيين كند و اين اشاره با عظمت را به كار ببرد، نپذيرفتيم. كسي را كه حق داشت اين اشاره بزرگ را بيان كند انكار كرديم.

برخي از كساني كه در همان جلسه سخن رسول خدا را شنيده بودند، در همان جمع بزرگ، اولين كساني بودند كه گفتند: نه! شخص ديگري بايد حكومت كند.

امروز ما و حتي حاكمان تمامي كشورهاي اسلامي از عملكرد واشنگتن و تل آويو شگفت زده شده‌ايم. دقيقا بر اساس همان منطقي كه رسول خدا(ص) را متعجب كردند، امروز هم آن‌ها هستند كه به جاي شنيدن حكم الهي حاكمان موجود را عوض مي‌كنند آنها براي ما تصميم مي‌گيرند و به ما مي‌گويند: نه! صدام نبايد حاكم باشد بلكه شخص ديگري حاكم شما باشد. نه علي عبدالله صالح نباشد و شخص ديگري حكومت كند. نه فهد و ملك عبدالله نباشند و شخص ديگري رهبر باشد. همان گونه كه امّت اسلامي با پيامبرش برخورد كرد، امروز هم دشمنان اسلام با امّت اسلامي برخورد مي‌كنند.

با كمال تأسف بعد از آن واقعه بزرگ، بعد از مقدمه‌هايي كه پيامبر(ص) براي نشان دادن اهميّت ولايت سياسي امّت چيدند، عده‌اي پيدا شدند و گفتند: نه، نه! شخص ديگري حاكم باشد. چرا اين گونه شد؟ پيشينه اين مساله چه بوده؟

آن‌ها از شخصي كه رسول خدا(ص) تعيين كرده بود، روگردان شدند. بعد از اينكه دست حضرت را بالا بردند و همراه پيامبر بر پالان شترها بالا رفتند، اشاره به حضرت علي(ع) براي تعيين ايشان بوده است.

با كمال تأسف نمي‌دانند در پس اين كلمه«هذا» چه معاني عميقي نهفته است؟ كلمه «هذا» يعني اين شخص تنها كسي است كه شايسته امّت اسلامي است، امتي  كه مي‌خواهد بزرگ باشد. اين تنها شخصي است كه لياقت دارد رهبر، امام، هدايتگر، معلم، مرشد و پيشواي امّتي باشد كه مي خواهد مسووليت بزرگي را به دوش بكشد. امّتي كه وظايف بزرگي به او سپرده شده. اين تنها شخصي است كه شايسته چنين امّتي است. اين تنها شخصي است كه شايسته انتساب به خداوند است. اين تنها كسي است كه ولايتش امتداد ولايت خداي امّت است.

اين تنها مردي است كه لياقت رهبري اين دين بزرگ را دارد و تنها اوست كه مي‌تواند هدايتگر به دين باشد. تنها كسي است كه مي‌توانند رهبر دين اسلام باشد، به اسلام عمل مي‌كند و با ساير امّت‌ها بر اساس اسلام تعامل خواهد كرد. رهبر بايد همانند اين شخص باشد: شخصيت بزرگي كه شايسته دين بزرگ است، شايسته امّت بزرگ است، سزاوار پيامبر بزرگ است، سزاوار خداوند بزرگ و متناسب با وظايف بزرگ و پراهميّت امّت اسلامي است.

ولي چه اتفاقي افتاد؟ كساني كه از تعيين رسول خدا روبرگرداند، نمي‌دانستند در عمق واژه «هذا» چه نهفته است؟ بيشتر مسلمانان دوره‌هاي بعد هم نفهميدند در پس سخن رسول خدا(ص) چه حقايقي نهفته است و پيامبر(ص) از چه كسي با لفظ «هذا» ياد كرده است؟

پيامبر(ص) با بيان واژه «هذا» ديدگاه خدا را بيان كرده است. بعد از نزول آيه «يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» پيامبر فقط مبلغ و رساننده نظر خداوند است.

ما در اين دوران هم هنوز عمق سخن پيامبر(ص) را درك نكرده‌ايم. به خودمان اجازه نداده‌ايم سخن رسول الله(ص) در احساس و اعتقادمان رسوخ كند. هنوز نفهميده‌ايم چه كسي حق دارد به امّت اسلامي بگويد: «اين شخص حاكم شماست»

به همين دليل هم هست كه مي‌بينيم ديگران مي‌آيند و حاكمان سياسي را تعيين كرده، بر ما تحميل مي‌كنند.

از آمريكا و اسرائيل چه توقعي داريد؟ غير از اين كه براي رهبري سياسي كشورهاي اسلامي به اشخاصي اشاره كنند كه فقط منافع آمريكا را در نظر دارند؟ به دنبال شخصي يهودي باشند كه به شكل مستقيم بر امّت اسلامي حكمراني كند. به دنبال اميري يهودي يا شبيه يهوديان باشند كه بر سرزميني مشخص حكومت كند. تمامي اين افراد منتظر نظر امريكا و تل‌آويو مي‌مانند، منتظر مي‌مانند آمريكا و اسرائيل به شخصي اشاره كنند و او را براي رهبري تعيين نمايند.

 ببينيد امروز ما را براي پذيرش چنين فرهنگي تربيت مي‌كنند.

براي روزي كه سازمان اطلاعات آمريكا به شكل پنهاني حاكمان سياسي را تغيير دهد، شخصي را روي كار بياورد و شخصي را از كار بركنار كند. امروز با ملت‌ها سخن مي‌گويند، به ملت‌ها مي‌گويند ما حاكمي آمريكايي‌ و حاكمي نظامي را بر عراق قرار مي‌دهيم.

آمريكا مي‌تواند صدام را عوض كند، مي‌تواند مثل بسياري از كشورها كودتايي پنهاني انجام دهد. چرا كودتا نمي‌كند؟ مي‌خواهد همگي بفهميم چه كسي حق تعيين حاكم را دارد؟ آمريكا مي‌خواهد به ذهن و احساس همه رسوخ كند كه اوست و تنها او حق دارد بگويد «اين حاكم شماست» و بعد هم همان كسي را كه تعيين كرده به روي كار بگمارد.

روزي كه سخن پيامبر(ص) و اشاره او به حضرت علي(ع) را ضايع كرديم، و نفهميديم اين اشاره بيانگر چه شخصيتي است، به چنين مصيبتي گرفتار شديم.

برادران عزيز ما مي‌گوييم: موضوع مهمي كه بايد در چنين روزي، مطرح شود: رهبري سياسي امّت اسلامي است. در طول تاريخ شخصيت‌هاي بسيار زيادي از حاكميّت امّت اسلامي سوء استفاده كردند. نسل به نسل خود را به امّت اسلامي تحميل كردند. وقتي مي‌ديدند لياقت رهبري امّت اسلامي را ندارند، راه آسانتر ديگري را انتخاب مي‌كردند. مسلما هيچ يك از آنان لياقت رهبري چنين امّتي را نداشتند. در نتيجه براي پذيرش حكومتشان، امّت اسلامي را رخوت زده و خواب مي‌كردند. امّت اسلامي را بر اساس فرهنگي نادرست تربيت مي‌كردند تا مردم حاكميت آن‌ها را بپذيرند. در اين ميان مفهوم با عظمت ولايت و حاكميت سياسي در اسلام قرباني مي‌شد.

شخصيت‌هايي مانند معاويه، اميرمومنان شدند! يزيد اميرمومنان شد! بعضي از سخنرانان، علما و مورخان هم اين القاب را برايشان به كار مي بردند و مي‌گفتند: اطاعتشان واجب است، نبايد عليه آن‌ها قيام كنيد، بايد خيرخواه آن‌ها باشيد!!

اين منطق از آن زمان تا امروز هم‌چنان باقي مانده. همگي فراموش كرديم كه رسول خدا(ص) در چنين روزي به «علي»(ع) اشاره كرد. وقتي به شخص«علي»(ع) اشاره مي‌كند در حقيقت به ولايت و حاكميت سياسي امّت اسلامي اشاره كرده است. ولايتي كه ارزش‌ها، مباني، اهداف و مقاصدش در شخص اميرمومنان علي بن ابي طالب(ص) تجسم يافته است.

آن‌ها به خودشان زحمت ندادند و اين مفاهيم صحيح را به ولايت و حاكميت سياسي امّت اسلامي منتقل نكردند. نه! بلكه در مقابل معتقد شدند رسول خدا(ص) گفته است: بعد از من رهبراني حكومت مي‌كنند كه به هدايت و سنّت من عمل نخواهند كرد. پرسيدند در چنين حالتي دستور شما چيست؟ پاسخ دادند: از امير اطاعت كن، هر چند كمرت را بشكند و مالت را بگيرد!!

چه قدر بين اين حديث و فرهنگ نادرستي كه به دروغ به پيامبر منسوب شده، با واقعيت‌هاي روشن قرآن تفاوت وجود دارد. فرهنگي وجود دارد كه حاكميت را به گونه‌اي مطرح مي‌كند كه هر طمعكار، فرصت طلب، هر فاسق جنايت‌كار و هر ستمگري به راحتي به آن دست بيابد، اين فرهنگ با فرهنگ قرآني متفاوت است.

وقتي پيامبر بزرگ خدا، حضرت ابراهيم(ص) درباره شايستگي فرزندانش براي حكومت و ولايت سوال مي‌كند، خداوند پاسخ مي‌دهد: «قال لاينال عهدي الظالمين»(پيمان ولايت من به ستمگران نمي‌رسد)(بقره: 124) يعني عهد حاكميت الهي به ستمكاران نمي‌رسد.

جزوه‌اي از مجموعه سخنراني‌ها توسط وزارت اوقاف يمن منتشر شده بود. وزير اوقاف هم زيدي بوده. اداره وعظ و ارشاد اين وزارت‌خانه جزوه‌ها را به استان‌هاي زيدي نشين ارسال كرده بود. در اين جزوه‌ها بر اساس همين منطق، درباره اطاعت از حاكمان سياسي سخن گفته شده بود و نه بر اساس منطق خداوند تعالي«لاينال عهدي الظالمين» نه بر اساس منطق رسول خدا(ص) كه در روز غدير فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» اين اشاره با عظمت، بيانگر ارزش‌ها و مباني مهمي است كه بايد معيار و و ترازوي سنجش حاكمان سياسي امّت اسلامي قرار بگيرد.

در اين جزوه سخنراني‌هاي عالمان بي‌عمل جمع‌آوري شده بود. افتراهاي عالمان درباري كه مي‌خواستند به حكومت نزديك شوند. افتراهاي علماي شهرها را در جزوه‌اي جمع آوري كرده بودند تا در دوره‌اي آموزشي به مبلّغان آموزش دهند و در مرحله بعد اين مبلّغان چنين فرهنگي را در بين امّت اسلامي گسترده كنند و عامدانه، مردم را در جهالت نگه دارند.

چنين فرهنگي امّت اسلامي را براي قرباني شدن آماده مي‌كند. نه فقط براي پذيرش حاكم جاهل ستمكاري از ميان خودشان، بلكه  بر اساس اين فرهنگ، حاكميت شخصي يهودي و صهيونيست، شخصي از سخت‌ترين دشمنان اسلام و از نسل بوزينه‌ها و خوك‌ها را خواهند پذيرفت.

بر اساس اين فرهنگ نادرست -كه همچنان تا امروز پابرجاست- عده‌اي از مبلّغان همچنان فعاليت و بخشي از اموال عمومي را صرف انتشار و فراگير شدن اين فرهنگ در ميان امّت اسلامي مي‌كنند.

برادران جاي تأسف دارد. امّت اسلامي بسيار نيازمند است تا مفهوم ديني ولايت و حاكميّت سياسي را بشناسد.

ولايت امر در اسلام به چه معناست؟

ولايت امر در قرآن چه مفهومي دارد؟

امّت اسلامي بايد بفهمد و اگر نفهمد آمريكا و مزدورانش به ما خواهند فهماند. به ما خواهند گفت: اين معناي ولايت امر است. حاكم سياسي بايد اين گونه باشد. آن وقت در مقابل خود، شخصي يهودي را به عنوان امام و حاكم سياسي خواهي ديد.

در گذشته، جهالت امت و جهالت نسبت به اهميّت ولايت باعث شد، امّت اسلامي قرباني حاكمان جور شود. جهالت تا امروز، همچنان ادامه دارد. امروز هم جهل امّت اسلامي، مسلمانان را قرباني تعيين كنندگان حاكميت كرده. قرباني كساني كه مفاهيم مورد نظر خود را درباره ولايت و حاكميت سياسي فرهنگ سازي مي‌كنند و در نهايت قرباني يهوديان صهيونيست و آمريكا و اسرائيل شده است.

فرهنگ صحيح و شناخت معناي واقعي اين وا‍ژه، مهمترين نياز امّت اسلامي است؛ فرهنگ «حديث غدير»؛ فرهنگ «حديث ولايت»: «اي مردم خداوند مولاي من ست و من مولاي مومنانم، بر جانهايشان ولايت دارم. هر كه من مولاي اويم اين علي مولاي اوست»

اين حديث به همراه اين آيه قرآن فرهنگ كاملي را براي امّت اسلامي تبيين مي‌كند. اين فرهنگ ولايي، امّت اسلامي را در برابر پذيرش فرهنگ ذلت پذيري مصونيت مي‌دهد. با پذيرش فرهنگ ولايت، ديگر نمي‌توان حاكميت سياسي يهوديان را بر امّت اسلامي تحميل كرد.

حاكمان امّت اسلامي كه به آمريكا گرايش دارند و اعلام مي‌كنند قصد تغيير منطقه را دارند نتوانستند هيچ دست آوردي براي امّت اسلامي داشته باشند. نتوانستند خطر دشمن تهاجم گر و تهديدات آن‌ها را عليه امّت اسلامي دفع كنند.

 بعد از اين كه ناتواني خودشان را از انجام هر گونه اقدام نظامي، اقتصادي، فرهنگي اعلام كردند، دست كم در رمق آخري كه برايشان مانده اقدامي انجام دهند تا در زندگي و بعد از مرگشان به امّت اسلامي ستم نكرده باشند. تا بعد از تغييرشان امّت اسلامي مورد ستم قرار نگيرد. تا بعد از تغييرشان در آينده امّت اسلامي، نفرين‌شان نكند.

بيايند و امّت اسلامي را مصونيت ببخشند. دست كم اين خدمت را در حق امت اسلامي انجام دهند: در موضوع ولايت امر و حاكميت سياسي، فرهنگ اسلامي «حديث ولايت» كه حديثي صحيح در نزد تمامي مسلمانان است در جامعه منتشر كنند.

اگر چنين كاري نكنند، چه اتفاقي مي‌افتد؟ وقتي از حكومت بركنار شدند و يهوديان حاكمي از طرف خودشان را به ما تحميل كردند، هم پاكان و هم افرادآلوده اين امّت اسلامي، همگي نفرينشان خواهند كرد. انسان‌هاي پاك و نيكوكار نفرينشان مي‌كنند چون آن‌ها زمينه به وجود آمدن چنين وضعيت بدي را فراهم كرده‌اند و در نهايت باعث شده‌اند شخصي يهودي حاكم بر سرنوشت امّت اسلامي شود.

انسان‌هاي آلوده و فاجر نيز به آن‌ها لعنت مي‌فرستند چون يهوديان سعي مي‌كنند براي مشروع جلوه دادن خود بهتر از آن‌ها امور كشورهاي اسلامي را اداره كنند و مي‌گويند: اين‌ها بهتر از حاكمان خودمان هستند. خدا لعنتشان كند حاكمان قبلي ما بدتر از يهوديان بودند. گويي اين‌ها يهودي نيستند!

برادران، چنين آينده‌اي انتظار مي‌رود. يهودي‌ها تلاش مي‌كنند خودشان را افراد مخلصي براي ملّت‌هاي منطقه نشان بدهند. در تمامي كشورهاي عربي و اسلامي هم داراي نيروهاي نفوذي در ميان نهادهاي سياسي هستند. تلاش مي‌كنند با گسترش فساد مالي و اداري درون نهادهاي دولتي همه را ناكارآمد كنند و بگويند همه از ايجاد تغيير واقعي ناتوان هستند. تنها اين يهوديان هستند كه كشور را به شكل بهتر اداره مي‌كنند. مي‌خواهند مردم به جايي برسند كه بگويند: نه! به خدا حاكمان قبلي يهودي بودند نه اين‌ها كه تازه روي كار آمدند!

به اوضاع امروز يمن نگاه كنيد: آيا آموزش، بهداشت، امنيت، مسايل قضايي و تمامي بخش‌هاي حكومتي دچار بحران نيست؟ هيچ بخشي را نمي‌يابد كه وضعيت مناسبي داشته باشد و صحيح حركت كند. چه كسي اين وضعيت را به وجود آورده است؟ چه كسي مسايل را پيچيده كرده و مردم را گرفتار همديگر نموده است؟

اين‌ها همان كساني هستند كه قصد دارند در آينده، امّت اسلامي را استعمار كنند. يهودياني كه مي‌خواهند خود را در آينده به عنوان رهايي بخش امّت اسلامي معرفي كنند و مسلمانان هم آن‌ها را بپذيرند. وقتي حاكمي را براي يمن و حجاز معرفي كردند، مردم اين دو كشور بگويند: به خدا قسم علي عبدالله صالح يهودي بود. گويي فهد يهودي بود اما فلان حاكم جديد- شايد اسم عربي هم داشته باشد- ببين چگونه برايمان زحمت مي‌كشد؟

چون يهودي‌ها اين فرهنگ را در ما نهادينه كرده‌اند: معيار ارزش‌گذاري ما فقط خدمت‌رساني حاكمان است! هر كس به ما خدمت كرد، حاكم ما خواهد بود، هر كه مي‌خواهد باشد.

‌اين‌ها جنايت بزرگي را مرتكب مي‌شوند اگر مسايل را اين‌گونه رها كنند. اگر آموزش به اين شكل بحران زده باشد، اگر بهداشت مشكل داشته باشد، اگر در امنيت چالش داشته باشيم و اگر تمامي نهادهاي دولتي از فساد مالي و اداري رنج ببرند، اگر در اداره كشور شكست خورده جلوه كنند، به راحتي توسط يهوديان كنار گذاشته خواهند شد. در نتيجه انتظار مي‌رود بسياري از مردم از يهوديان استقبال كنند و حاكمان بر مردم كساني باشند كه يهوديان اراده كرده‌اند نه كساني كه ملت‌هاي منطقه خواهان آن‌ها هستند.

برادران عزيز! اين نكته‌اي است كه مي‌خواهيم درك كنيم، كساني كه امروز بر اين امّت حكومت مي‌كنند، قبل از اين‌كه قصرهايشان را رها كنند، قبل از اين‌كه بميرند، بايد فرهنگ «حديث غدير» و فرهنگ قرآن كريم را در موضوع ولايت و حاكميت در ميان امّت اسلامي گسترش دهند.

ما شيعيان، از غدير تا امروز همچنان فرهنگ‌مان همان فرهنگ اسلامي و قرآني است. به همين جهت انتظار مي‌رود تنها كساني كه با بصيرت خاص خود معناي «علي» و معناي «حديث غدير» را درك كنند، همين شيعيان باشند.

تشيع به چه معناست؟ دين يعني چه؟ مسووليت و وظايف دين در رابطه با امّت چيست؟

تنها از شيعيان توقع هست كه در مقابل آمريكا و اسرائيل ايستادگي كنند. اين شيعيان هستند كه در مقابل يهوديان كه مي‌خواهند ولايت و حاكميت خود را بر ما تحميل كنند، مقاومت مي‌كنند. اما ديگران گمراه خواهند شد و اين چنين از ما مراقبت مي‌كنند!

مساله‌ عجيبي است وقتي به مردم مي‌گوييد: همگي بايد مقاومت كنيد و در مقابل آمريكا و اسرائيل فرياد بزنيد و شعار بدهيد:


«الله اكبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، نفرين بر يهود، اسلام پيروز است»


با ما مخالفت مي‌كنند.

آمريكا مي‌خواهد «جورج بوش» امام مسلمانان و اميرمومنان باشد، اين‌ها در مقابل خواسته‌هاي بوش و شارون چشم روي هم مي‌گذارند و سكوت مي‌كنند، ولي درباره ما مي‌گويند: اين‌ها خطرناك هستند!

خطر كسي كه هواپيماي جنگي ندارد چيست؟ كسي كه زيردريايي، توپ و تانك، ارتش آموزش ديده چندهزار نفري، اسلحه نظامي و ... ندارد چه خطري دارد؟ ذهن‌هايتان را به ما متوجه كرده‌ايد و فراموش كرده‌ايد كه از ما و شما چه مي‌خواهند؟ بوش آمده تا امام امّت اسلامي باشد.

ولي تا كسي فرياد بزند و سخني بگويد، درباره‌اش مي‌گويند: مي‌خواهد حكومت امامت را به راه بياندازد! در حالي كه ما در مقابل امامتي از نوع ديگر قرار داريم. همگي با ما همراه بشويد تا با آن بجنگيم. امروز  امامت جورش بوش در مقابل ما قرار دارد. اين امامت يهوديان است. امامت بني‌اسرائيل است، ولايت امر يهوديان صهيونيست است. چرا در مقابل اين امامت چشمانتان را بسته‌ايد؟ ولي با ترديد به كسي نگاه مي‌كنيد كه منطقش جز سخن آشكار رسول خدا نيست. اين رسول الله بود كه در مقابل ديدگان تمامي مردم در چنين روزي در سال دهم هجرت، آشكارا حديث ولايت را بيان كرد.

آيا شيعه بدعت جديدي آورده است؟ آيا ما بر خلاف متن صريح كتاب خدا حرف جديدي زده‌ايم؟ بر خلاف اشاره و وحي كتاب خدا سخني گفته‌ايم؟ آيا بر خلاف نص و سخن خدا رفتاري كرده‌ايم؟ رسول الله خود از پالان شتر‌ها بالا رفت و برادرش امام علي(ع) را نيز بالا برد تا آن جمعيت و همچنين ما، آن دو بزرگوار را ببينيم و سخنانشان را بشنويم. ما بيشتر از سخن خدا در قرآن و بيشتر از سخن رسول خدا(ص) در آن روز چيزي نگفته‌ايم.

تفسير ما از ولايت امر، همان مفهومي است كه مي‌تواند امّت اسلامي را از حاكميّت يهود مصونيت ببخشد. ولي تفاسير ديگر از ولايت مثل اينكه بگوييم: از امير اطاعت كن هر چند كمرت را بشكند و هر چند بر اساس هدايت و سنّت رسول الله عمل نكند، چنين تفسيري از ولايت، زمينه ساز حاكميّت آمريكا (و در حقيقت همان صهيونيست‌ها) خواهد بود.

 بلكه خود دمكراسي هم نمي‌تواند ما را از تحميل ولايت سياسي صهيونيسم محافظت كند. زيرا اولا دمكراسي ساخته دست خود آنان است و ثانيا: ساختاري لرزان است. ساختاري است كه معيار و ترازوي ارزشگذاري خود را از فرهنگ، دين و ارزش‌هاي اسلامي اين امّت نگرفته است.

دمكراسي بر مبناي حقوق شهروندي پايه گذاري شده است. در بين شما شهروندان يهودي هم زندگي مي‌كنند. قانون اساسي به گونه‌اي خواهد بود كه هيچ اعتبار و ميزاني برگرفته از دين اين امّت و دين مسلمانان باقي نخواهد گذاشت. كسي كه مي‌خواهد حاكم اين كشور ‌شود كافي است شهروندي باشد داراي شناسنامه اين كشور. نبايد حكمي عليه تابعيت او صادر شده باشد، عمرش مثلا كمتر از چهل سال نباشد. آيا اين معيارها بر يهودي و مسلمان، مثل هم صدق نمي‌كند. يهودي هم ممكن است شناسنامه داشته باشد. شناسامه يمني، مصري، عربستاني يا هر مليت ديگر. در مورد هر يك از اين يهوديان هم ممكن است حكم مخالف تابعيتش صادر نشده باشد و عمري بيش از چهل سال داشته باشد. ممكن است رسانه‌هاي جمعي فعال زير نظر او برايش تبليغات كنند رسانه‌هايي كه متعلق به يهوديان يا مزدوران يهودي است. تنها چيزي كه در مقابلت مشاهده مي‌كني شخصي يهودي است كه رهبر كشورت شده است چه اين كه در مصر زندگي كني يا در يمن يا در هر كشور اسلامي ديگر.

دمكراسي هم به تنهايي نمي‌تواند از ما در برابر تحميل ولايت سياسي يهوديان محافظت كند.

فرهنگ«حديث غدير»، تكرار مي‌كنم فرهنگ «حديث غدير»، فهم شيعه، فهم اهل بيت(ع) از معناي ولايت امر كه برگرفته از قرآن كريم است و برگفته از حديث ولايت و احاديث متواتر ديگر از رسول خدا(ص) است، تنها راه ضمانت  و پناهگاه امّت اسلامي است. بر اساس اين فرهنگ امّت اسلامي در مقابل كساني كه مي‌خواهند حاكميّت خود را تحميل كنند، يعني يهوديان آمريكايي و صهيونيست‌ها ذليل نخواهد شد.

از خداوند سبحان مي‌خواهم به ما بينش عطا كند. از خداوند مي‌خواهم گام‌هاي ما را ثابت نمايد. از خداوند مي‌خواهم ما را از اولياي مولا علي قرار دهد. ما را از صادقان در پيمودن راه حضرت علي قرار دهد. از خدا مي‌خواهم حتي اندكي از شجاعت مولا علي، صداقت علي، اخلاص و خيرخواهي علي را به ما عنايت كند.

خداوندا اقرار مي‌كنيم و شهادت مي‌دهيم كه پيرو رسول الله(ص) هستيم و پيرو اميرمومنان(ع) هستيم كسي كه رسول خدا ولايتش را بر ما واجب كرده است.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

الله اكبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، لعنت بر يهود، اسلام پيروز است


تاريخ 18 ذي الحجه سال 1423هجري قمري مطابق با 21/12/2002
جشن عيد غدير
مكان سخنراني: صعده- مرّان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 20:6  توسط مسافران خسته  | 

من کاری ندارم که «درباره الی...» جایزة "بهترین" کارگردانی، "بهترین" فیلمبرداری، "بهترین" بازیگری اول و دوم و آخر!، "بهترین" فیلمنامه و "بهترین" ... و جایزه انواع "خرس" های نقره ای و قهوه ای و ... را گرفته باشد؛ که البته بدور از بی!انصافی، بیشترش، حقش بوده ... اما اگر تمام اینها راهم گرفته باشد، از نظر من به عنوان یک بیننده سینماروی آماتور "بهترین" فیلم نیست!! بهیچ وجه .. من الوجوه! ... چرا؟

"من" اعتقاد دارم از هرکس به اندازه «ظرفیت»ش باید انتظار داشت .. بعضی ها لیاقت «ظرفیت»شان را ندارند .. به قول «آژانسِ» [یک آژانسی سابق!]..«هرکس وظیفه ای دارد و من هم» ... «فرهادی» وظیفه ای دارد و ... من هم .. "اصغر" با تمام استعداد ذاتی و کسبی اش، "بهترین" ها را می تواند «خلق» کند .. نه بسازد .. «خلق»! کند.

"اصغر" می تواند یک سطح از جامعه ای که در نظر گرفته .. یک سطح .. یک لایه... پایین تر بیاید ... جامعة "متوسط به پایین" را تصویر کند .. نه جامعه "متوسط به بالا" را!

"اصغر" می تواند یک سر و گردن از جامعه ای که در نظر گرفته .. یک سر و گردن .. یک «پله» ... بالاتر رود! .. پله پله بالاتر رود .. تا ... جامعه خدایی[تر] را تصویر کند .. نه جامعه بی درد و بی تفاوت را ...
یک جامعه "متوسط رو به پایینِ" خدایی[تر]! ... "اصغر" می تواند «دین» را بیشتر لمس کند در فیلمهایش .. اما نمیکند ... چرا؟
نمیدانم چرا تمام فیلمهایی که "اصغر" به نوعی در آن دخالت دارد، "شلوغ" است؛ پرتراکم است، پر"صدا"ست ... در هیچکدام از فیلمهایش "لحظه ای" آرامش نداری ... در فیلم های "اصغر" تماشاگر بر صندلی خود "میخکوب" نیست ... مثل اسپند روی آتش است .. بالا و پایین می پرد ... مضطرب است .. هول و  ولا دارد ..

تکنیک غافلگیری لحظه به لحظه  .. همهش می خواهد بگوید "تماشاگر"! دیدی حالت را گرفتم!؟ ... اگر در «سگ کشیِ» بهرام، "یک لحظه" غافلگیرگیر می شوی در فیلم "اصغر"، "یک لحظهیک لحظه" در حال غافلگیر شدنی!
فیلمهای "اصغر" شبیه موجهای سینوسیست! فراز و فرود مداوم ... تماشاگر، «آرامش» ندارد؛ "اصغر" می تواند خدا را [بیشتر] در فیلمهایش لمس کند .. آرامش را ... نمی کند .. چرا؟

"من" تنها حسرت می خورم، حسرت یک سینمایی تمام عیار به اسم "فرهادی" را ... «درباره الی...» می توانست "بهترین" فیلم باشد ... اگر ... بگذارید مثالی بزنم .. یک انسان زیبارو را در نظر بگیرید ... [بهترین]چشمان زیبا .. [بهترین] ابروان زیبا .. [بهترین] بدن خوش تراش .. [بهترین] انگشتان کشیده و زیبا .. به قولی، "همه چیز تمام" است .. اما این انسان «روح» ندارد.. واای ... می بینید؟ می توانید تصور کنید؟ ... همه در حال افسوس خوردن و در حسرتند .. "من" وقتی فیلم "اصغر" را دیدم .. فقط "حسرت" خوردم! فیلم "اصغر"، «روح» ندارد .. از آن «نفحتُ فیه من روحي»ها!

بگذارید مثالی دیگر از خود فیلم بزنم .. نمی دانم چرا همه با هم "فامیل"ند .. در «درباره الی...» .. همه خواهر و برادرند ..! انگار تنها چیزی که در فیلم "اصغر"، «حریم» دارد، "اتاق خواب"! یک زن و مرد است که آن هم در فیلم نیامده! ... حتی ویلا هم «حریم» ندارد!! همه پرده ها دریده شده است! .. «روابط» و «ظواهر»، كاملا شمال "تهرانی"ست!

اصلا «رنگ خدا»را بی خیال! ...«آواز» آرامشبخش «گنجشکها» راوِلِش! ... نزدیک سحر «آژانسِ» [یک آژانسی سابق!] را ندید بگیر! .. خدای«خیلی دور» یا «خیلی نزدیک» را نمی بینم ... اما باز وقتی یکمرتبه یاد گلشیفتة «بوتیک» می افتم ... فقط در خاطرم می گذرد ... کاش "اصغر" [فقط ذره ای] درد «مردم» داشت ...

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:7  توسط مسافران خسته  | 

(الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية مولانا

 علي بن أبي طالب (عليه السلام)).

 

يشرفنا أن نزف أزكى التهاني وأسمى التبريكات لمولانا

 صاحب العصر والزمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف)

و للامة الاسلامية و شيعة أميرالمؤمنين (عليه السلام)

بمناسبة حلول عيد الغدير الاغر.

سائلين المولى (عزوجل)ان يرزقنا شفاعة

 مولانا علي بن ابي طالب يوم لا ينفع مال ولابنون .

 


حلول عيد سعيد غدير را به پيشگاه مقدس

 بقية الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)

و امت اسلامى وشيعيان

 جهان تبريك و تهنيت عرض مى نماييم.

 


Warm felicitations to all Muslims of the world specially the followers of Ahlalbayt (a.s.) on the happy occasion of Eidul Ghadir


ایلایی ها

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 7:6  توسط مسافران خسته  | 

و ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه برد...

کاش ما هم می توانستیم همانند او باشیم

او اسماعیل را به نام برای قربانی برد

اما در این راه نفس دنیوی را به قربانگاه برد

و اینک کاش ما هم نفس دنیوی را بتوانیم

بتوانیم به قربانگاه ببریم...

مهربان بودن ...بیاموزیم

مسلمان باشیم از نوع بهترین...

نه فقط با نام تسلیم شدن...

بلکه بنده خوب باشیم با کارهای نیک... و خوب

بخشندگی و بندگی را بیاموزیم

از خالق جهان

عید قربان مبارک



زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم

و پاکی چشمه زمزم...

عید سعید قربان جشن تقرب عاشقان حق مبارک

ایلایی ها

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 10:47  توسط مسافران خسته  | 

خداحافظی گریه در یک غروبه

                خداحافظی تنگ دشت جنونه

خداحافظی غم تویه کوله باره

                خداحافظی ناله یک قطاره

یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم

                دلو جا گذاشتم بریدم، گذشتم

دوتا قطره اشک رویه شیشه حیرون

                یکی گریه من یکی مال بارون

چه غمگینه جاده، چه بی رحمه رفتن

                جدا می شم از تو، جدا می شی از من

از ما، از من

یه قلب مسافر، یه مرغ مهاجر

                با یه دفتر از خاطرات قدیمی

                              جدا می شه از لحظه های صمیمی ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 23:0  توسط مسافران خسته  |