چهارشنبه سوزی...

مراقب باشیم...

​​

​​

درباره چهارشنبه سوزی

چهارشنبه نابودگر ​​​​

نابودگر دست

نابودگر چشم

نابودگر پا

و...

اینه حرف تمام ما...

دوستتون داریم...

بد کسی رو نمیخوایم...

شما هم این کار رو کنید تجربه خوبیه

بعدا به کارای قبلتون خواهید گفت دیوانگی محض

**************

نظر مراجع عظام درباره چهارشنبه سوری و سیزده بدر

​​

نظر برخی مراجع عظام تقلید دیگر درباره چهارشنبه سوری و سیزده بدر با اعتقاد به نحسی 13 نیز ،بدین قرار است.

حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی: در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

حضرت آیت‌الله شیخ محمدتقی بهجت: این کارها مشروعیت ندارد.

حضرت آیت‌الله شیخ میرزا جواد تبریزی: هیچ یک از این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می‌دارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌دارد ایمان است و بس.

حضرت آیت‌الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی: اشکال دارد.

حضرت آیت‌الله سید علی سیستانی: اموری که به جامعه ضرر می‌زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.

حضرت آیت‌الله شیخ ناصر مکارم شیرازی: این کارها شایسته مسلمان نیست.

​​

سایت دفتر مقام معظم رهبری در بخش احکام روزانه پاسخ رهبرانقلاب به استفتاء درباره چهارشنبه سوری را به شرح ذیل منتشر کرده است.

سوال: نظر مبارک را در مورد چهارشنبه سوری بیان فرمایید.

جواب: چهارشنبه سوری هیچ مبنای شرعی ندارد و مناسب است از آن اجتناب شود

پنج توصیه حضرت علی علیه السلام...

پنج توصیه زیبا از امام علی علیه‌السلام​​​

حضرت امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

کسی که از دنیا اندوهناک می‌باشد، از قضاء الهی خشمناک است.

و آن کس که از مصیبت وارد شده شکوه کند از خدا شکایت کرده.

و کسی که نزد توانگری رفته و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتنی کند، دو سوّم دین خود را از دست داده است.

و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنّم شود حتماً از کسانی است که آیات الهی را بازیچه قرار داده است.

و آن کس که قلب او با دنیا پرستی پیوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهی رها نشدنی، حرصی جدا نشدنی، و آرزویی نایافتنی.

"نهج البلاغه، حکمت ۲۲۸"

شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام

می بینم، دوباره من تو را

می بینم، تو را ای آشنا

می بینم، شبیه خواب و رویا

می بینم، تو را کنار دل

می بینم، ز تو قرار دل

می بینم، شبیه موج دریا

می روم، به خاطر دلم

می روم، به سوی حاصلم...

اعظّم الله اجورنا واجورکم ، ونقدم تعازينا لمولانا

صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسكري

(عجل الله تعالى فرجه الشريف)

وللامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام)

بمناسبة شهادة الامام علی بن ابی طالب (عليهما السلام).

سالروز شهادت جانسوز

حضرت امام علی (عليه السلام)

را به پيشگاه مقدس

بقية الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)

وامت اسلامى وشيعيان جهان تسليت عرض مى نماييم.

Heartfelt condolences to the entire Muslim Ummah

specially the followers Ahlulbayt (a.s.) on the occasion

of the martyrdom Imam Ali (a.s.)

جز نور علی نیست اگر درک بود

با غیر علی کیم سر برگ بود

گویند دم مرگ علی را بینی

ای کاش که هر دمم، دم مرگ بود

از کسانی که این مطلب رو می خونن می خوایم سه شب قدر این کار رو انجام بدن. اون هم اینکه دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید را بخوانند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب و الیه بگویند و سپس از جای برخیزند تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد. این یکی از اعمال این شبها است که در مفاتیح آمده. امیدواریم این کار رو انجام بدید. تو این شبها ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

​​​

امشب پر از بغضم. امشب تا صبح در کنار یاد تو چادر می زنم و در کوچه پس کوچه های وجودم، گلواژه های کلامت را حک می کنم. خوب می دانی که در چنین شبی شمشیر بغض و جهل، تو را از من نه، از زمینیان گرفت. تو که شکوه تبسمی! تو که در ذهن کویری ترین خطه نیز ترنم فزاتر از آهنگ آب هستی! علی! ای صدای عدالت انسانی! تو که بودی که معاویه حتی پس از شهادتت نیز از تو می ترسید و تلاش می کرد که نامت را با طعن و انتقاد، از خاطرها دور سازد؟!می گویند روزی پس از شهادتت به ((قیس بن سعد)) گفت: ((خدای ابوالحسن را رحمت کند که تازه روی و خندان و شوخی کننده بود)). قیس پاسخ داد: (( آری، رسول خدا هم با یاران خود مزاح می کرد و بر آنان لبخند می زد. ولی تو را چنین نمی بینم که با این سخن منظور دیگری داری و بدین گونه بر علی عیب می گیری. همانا به خدا سوگند با همه گشاده رویی و شوخی، از شیر هم بیشتر هیبت داشت و آن هیبت تقوا بود، نه آن هیبت که تو در نزد سفلگان شام داری)).

خداحافظ، ستاره های شب

خداحافظ، زمین و تاب و تب

خداحافظ، دل کبود زینب

خداحافظ، همه خرابه ها

خداحافظ، سرشک بی صدا

خداحافظ، که جان رسیده بر لب

آخرین توصیه های حضرت علی علیه السلام به امام حسن و امام حسین علیها السلام...

​​​

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ اسلام یعنی ماجرای ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع) در محراب نماز رخ داد. طی این ماجرا "ابن ملجم" طی یک توطئه تصمیم بر ترور آن حضرت گرفته بود به این صورت که امام (ع) هنگام برخاستن از رکوع و یا سر برداشتن از سجده مورد حمله قرار گیرد. به همین جهت پس از آغاز نماز دزدانه برخاست و به سرعت خود را کنار ستونی که امام در کنار آن به نماز ایستاده بود رساند تا در فرصت مناسب به سهمگین‌ترین جنایت تاریخ بشری دست یابد. هنگامی که امام سر از سجده نخست برداشت، آن ملعون با شمشیر زهرآلودش که با هزار دینار آن را آغشته به زهر ساخته بود، فرق مبارک حضرت را نشانه رفت و به این ترتیب امیرالمؤمنین (ع) در محراب مسجد کوفه در خون مبارک خویش غلطان شد.

شیخ عباس قمی در منتهی الآمال در توصیف شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع) می‌نویسد امام (ع) آن شب در منزل دخترش ام‌کلثوم مهمان بود. ام‌کلثوم می‌گوید: پدرم با نگاه به آسمان می‌فرمود: «به خدا سوگند این همان شبی است که محبوبم و آموزگارم به من وعده داده است. به خداوند سوگند، هرگز دروغ نگفته‌ام و از رسول خدا دروغ نشنیده‌ام، همانا امشب آن شبی است که به من وعدۀ شهادت داده شده است.». آن‌گاه فرمود: «پیامبر را در عالم رؤیا دیدم که به من فرمودند: «یا ابا الحسن! إنّکَ قادمٌ إلَینا عَن قَریبٍ» علی جان به زودی میهمان ما خواهی بود». این توصیف نشان می‌دهد وعده شهادت آن حضرت سال‌ها قبل از آن داده شده بود.

در هر صورت امام (ع) در بستر شهادت قرار گرفتند و طی مدت دو روز تا زمان شهادتشان سخنان و توصیه‌های متعددی به اطرافیان داشتند. یکی از این سخنان مربوط به مکالمه و توصیه‌های حضرت به اطرافیان به ویژه امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین (ع) است که در ادامه می‌خوانید.

محمد بن حنفیه می‌گوید در یکی از این شب‌ها امام علیه‌السلام فرزندان و اهل‌بیت خود را جمع کرد و فرمود: «خداوند پس از من نگهدار شما باشد. نیکو وکیلی است خداوند و همو مرا کفایت خواهد کرد» امام سپس فرزندان و اهلبیتش را به نیکی‌ها وصیت فرمود. آن شب اثر زهر بر بدن امام علیه السلام ظاهر شده بود و هر خوردنی که برای امام آوردن تناول نفرمود و لبهایش فقط به ذکر خداوند مشغول بود و عرق از جبین مبارکش مثل مروارید می‏‌ریخت. امام با دست مبارکش عرق پیشانی را پاک کرد و فرمود: «شنیدم از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که چون نزدیک وفات مؤمن می‏‌شود، عرق می‏‌کند جبین او مانند مروارید تر، و ناله او ساکن می ‏شود». همه به گریه افتادند. إن المؤمن إذا نزل به الموت و دنت‏ وفاته‏ عرق جبینه و صار کاللؤلؤ الرطب و سکن أنینه‏

امام حسن علیه‌السلام گفت: «ای پدر به گونه‌ای سخن می ‏گوئی که گویا از خود نا امید شده‏‌ای» امام فرمود: «ای فرزندم یک شب پیش از آنکه این واقعه رخ دهد، جدّت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم، از آزارهای این امّت به او شکایت کردم، گفت: نفرین کن بر ایشان. پس گفتم: خداوندا عوض من بدان را بر ایشان مسلّط کن و عوض ایشان بهتر از ایشان به من روزی کن. پس حضرت رسول فرمود: خدا دعای تو را مستجاب کرد، بعد از سه شب تو را به نزد من خواهد آورد و اکنون سه شب گذشته است؛ یا بنی إنی رأیت جدک رسول الله ص فی منامی قبل هذه الکائنة بلیلة فشکوت إلیه ما أنا فیه من التذلل و الأذی من هذه الأمة فقال لی ادع علیهم فقلت اللهم أبدلهم بی شرا منی و أبدلنی بهم خیرا منهم فقال لی قد استجاب الله دعاک سینقلک إلینا بعد ثلاث و قد مضت الثلاث» ‏

سپس امام فرمود: «ای حسن، تو را وصیّت می‌کنم به برادرت حسین. شماها از منید و من از شمایم؛ یا أبا محمد أوصیک و یا أبا عبد الله خیرا فأنتما منی و أنا منکما». سپس امام رو کرد به فرزندان دیگر که از همسران دیگر امام غیر فاطمه بودند وایشان را وصیّت فرمود که با حسن و حسین علیهما السلام مخالفت نکنند. پس فرمود: «حق تعالی شما را صبر نیکو کرامت کند، امشب از میان شما می‌روم و به حبیب خود محمّد مصطفی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ملحق می‌شوم، چنانچه مرا وعده داده است».

توصیه‌هایی درباره مراحل تدفین

سپس امام به فرزندشان امام حسن علیه‌السلام فرمود: «ای حسن، وقتی از دنیا رفتم، مرا غسل ده و کفن کن و با بقیّه حنوط رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که از کافور بهشت است و جبرئیل برای آن حضرت آورده بود حنوط کن. هنگامی که مرا برای تدفین روی تخت گذاشتید جلوی آن را رها کنید و فقط پشت تخت را بگیرید. ملائکه جلوی آن را خواهند گرفت و تخت حرکت خواهد کرد. به هر سو که تخت روان شد شما هم به همان سو حرکت کنید و جایی که توقف کرد همانجا محل قبر من است … پس از اینکه بر من نماز خواندی جنازه را از موضع خود بردار و خاک را از آن موضع کنار بزن. در آنجا قبر کنده شده و لحد ساخته‌ای خواهی یافت که پدرم حضرت نوح علیه‌السلام برای من ساخته در آنجا گذاشته است، پس مرا بر روی آن تخته دفن کن، و هفت خشت ساخته در آنجا خواهی یافت از خشتهای بزرگ، آنها را بر روی من بچین، پس اندکی صبر کن و یک خشت را بردار و به قبر نگاه کن، مرا در آنجا نخواهی دید زیرا به جدّ تو رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ملحق خواهم شد، بدان که هر پیغمبری بمیرد اگر چه در مشرق مدفون شده باشد و وصیّ او در مغرب باشد، حق تعالی روح و جسد او را با روح و جسد وصیّ او خواهد پیوست، بعد از آن جدا می ‏شوند، باز هر یک به قبرهای خود برمی‌‏گردند. سپس قبر مرا از خاک پر کن و محل قبر مرا پنهان کن. هنگام صبح تابوتی بر ناقه‌‏ای ببند، و سر آن ناقه را به کسی بده که به جانب مدینه بکشد تا آنکه مردم ندانند که من در کجا مدفون شده‌ام؛ أحسن الله لکم العزاء ألا و إنی منصرف عنکم و راحل فی لیلتی هذه و لاحق بحبیبی محمد ص کما وعدنی فإذا أنا مت یا أبا محمد فغسلنی و کفنی و حنطنی ببقیة حنوط جدک رسول الله ص فإنه من کافور الجنة جاء به جبرئیل ع إلیه ثم ضعنی علی سریری و لا یتقدم أحد منکم مقدم السریر و احملوا مؤخره و اتبعوا مقدمه فأی موضع وضع المقدم فضعوا المؤخر فحیث قام‏ سریری فهو موضع قبری ثم تقدم یا أبا محمد و صل علی یا بنی‏...»

خبر از فتنه امت و دعوت به صبر

سپس حضرت به فرزندان خود فرمود: «به زودی که فتنه‌ها از هر سو رو به شما آورد و منافقان این امّت کینه‌های دیرینه خود را از شما طلب کنند و از شما انتقام بگیرند، پس بر شما باد به صبر که عاقبت صبر نیکو است؛ قد خرجت علیکم الفتن من هاهنا و هاهنا فعلیکم بالصبر فهو محمود العاقبة.»

سپس به امام حسن و امام حسین علیه‌السلام فرمود: «بعد از من به خصوص بر شما فتنه‌های بسیار واقع خواهد شد از جهت‌های مختلف، پس صبر کنید تا خدا حکم کند میان شما و دشمنان شما، او بهترین حکم کنندگان است؛ یا أبا محمد و یا أبا عبد الله کأنی بکما و قد خرجت علیکما من بعدی الفتن من هاهنا فاصبرا حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِینَ‏
خبر از واقعه کربلا

پس رو کرد به امام حسین علیه‌السلام و فرمود: ای ابو عبد الله توئی شهید این امّت، پس بر تو باد به تقوا و صبر بر بلا؛ یا أبا عبد الله أنت شهید هذه الأمة فعلیک بتقوی الله و الصبر علی بلائه‏». سپس امیرالمؤمنین (ع) از هوش رفت سپس مدتی بعد به هوش آمد و فرمود: «در این وقت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و عمویم حمزه و برادرم جعفر به نزد من آمدند گفتند که: زود بیا به نزد ما که ما مشتاقیم بسوی تو» امام سپس به اهل بیت خود نظر کرد و فرمود: «همه را به خدا می ‏سپارم، خدا همه را به راه حقّ درست بدارد و از شرّ دشمنان حفظ نماید؛ هذا رسول الله ص و عمی حمزة و أخی جعفر و أصحاب رسول الله ص و کلهم یقولون عجل قدومک علینا فإنا إلیک مشتاقون ثم أدار عینیه فی أهل بیته کلهم و قال أستودعکم الله جمیعاً سددکم الله جمیعاً حفظکم الله جمیعا…» (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج ‏۴۲، ص ۲۹۰ و ۲۹۱)

تهدمت والله ارکان الهدی... ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

على علیه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار نمود و سپس بمحراب رفت و بنماز نافله صبح ایستاد و چون بسجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالیكه فریاد میزد لله الحكم لا لك یا على ضربتى بسر مبارك آنحضرت فرود آوردو شمشیر او بر محلى كه سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مباركش را تا پیشانى شكافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگریختند.

خون از سر مبارك على علیه السلام جارى شد و محاسن شریفش را رنگین نمود و در آنحال فرمود :

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.

سوگند بپروردگار كعبه كه رستگار شدم

و سپس این آیه شریفه را تلاوت نمود:

منها خلقناكم و فیها نعیدكم و منها نخرجكم تارة اخرى (3) .

شما را از خاك آفریدیم و بخاك بر میگردانیم و بار دیگر از خاك مبعوث‏تان میكنیم

و شنیده شد كه در آنوقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد و گفت:

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء.

بخدا سوگند ستونهاى هدایت در هم شكست و نشانه ‏هاى تقوى محو شد و دستاویز محكمى كه میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى صلى الله علیه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید نمود .

​​

اعمال شب نوزدهم ماه رمضان/ این نماز را بخوانید تا خدا پدر و مادرتان را بیامرزد

اعمال شب نوزدهم ماه رمضان/ این نماز را بخوانید تا خدا پدر و مادرتان را بیامرزد

نسیم رحمت الهی پس از ما‌ه‌ها انتظار شروع به وزیدن گرفته تا غبار گناهان را از دل بندگان بزداید؛ نسیم شب قدری که با ملائکه و روح به حضور حجت الهی می‌رسد تا رحمت واسعه الهی در زمین گسترده شود. برای چنین شبی اعمالی ذکر شده است.

اعمال شب نوزدهم ماه رمضان/ این نماز را بخوانید تا خدا پدر و مادرتان را بیامرزد​​​

پس از ماه‌ها انتظار، بهترین شب خدا از راه می‌رسد و مردم خداجوی خود را برای بهره‌برداری بیشتر از شب‌های قدر آماده می‌کنند؛ شبی که در آن، تقدیر سراسر سال رقم می‌خورد.

برای شب قدر اعمالی ذکر شده که برخی اعمال مشترک در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آنکه مخصوص هر شبی است.

اعمال مشترک لیالی قدر

ـ غسل: مقارن غروب آفتاب که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.

ـ ۲ رکعت نماز: در هر رکعت بعد از سوره «حمد»، هفت مرتبه سوره «توحید» بخواند و بعد از فراغت ۷۰ مرتبه «اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ» و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

ـ قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ واَسماۆُکَ الحُسنی وَما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار» پس هر حاجت که دارد بخواهد.

ـ مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید: «اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَهُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ».

۱۰ مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

۱۰ مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

۱۰ مرتبه: بِعلیٍّ

۱۰ مرتبه: بِفاطِمَةَ

۱۰ مرتبه: بِالحَسَنِ

۱۰ مرتبه: بِالحُسَین ِ

۱۰ مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

۱۰ مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

۱۰ مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

۱۰ مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

۱۰ مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

۱۰ مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

۱۰ مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

۱۰ مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

۱۰ مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.

​​​

ـ زیارت امام حسین(ع): در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده است.

ـ احیا داشتن این شب‌ها: در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود، هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

ـ ۱۰۰ رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که در هر رکعت بعد از سوره «حمد»، ۱۰ مرتبه سوره «توحید» بخواند.

ـ این دعا خوانده شود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَاَعتَرِفُ...»

اعمال شب شب نوزدهم

ـ ۱۰۰ مرتبه «اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه»

ـ ۱۰۰ مرتبه «اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ»

ـ دعای «ذَاالَّذى کانَ قَبْلَ کُلِّشَىْءٍ ثُمَّ خَلَقَ کُلَّشَىْءٍ ثُمَّ یَبْقى وَیَفْنى کُلُّشَىْءٍ یا ذَا الَّذى لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَیا ذَاالَّذى لَیْسَ فِى السَّماواتِ الْعُلى وَلا فِى الاْرَضینَ السُفْلى وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحْتَهُنَّ وَلا بَیْنَهُنَّ اِلهٌ یُعْبَدُ غَیْرُهُ لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا یَقْوى عَلى اِحْصاَّئِهِ اِلاّ اَنْتَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمِّدٍ صَلوهً لا یَقْوى عَلى اِحْصاَّئِها اِلاّ اَنْتَ» خوانده شود .

ـ دعای «اللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَکیمِ فى لَیلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لایرَدُّ وَلا یبَدَّلُ اَنْ تَکتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیتِک الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکورِ سَعْیهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُکفَّرِ عَنْهُمْ سَیئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى وَتَفْعَلَ بى‌‌کذا وَکذا» خوانده شود.

نماز لیله القدر...

از کسانی که این مطلب رو می خونن می خوام سه شب قدر این کار رو انجام بدهند.

اون هم اینکه دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید را بخوانند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب و الیه بگویند و سپس از جای برخیزند تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.

این یکی از اعمال این شبها است که در مفاتیح آمده.

امیدوارم این کار رو انجام بدید. تو این شبها ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

این نماز رو حتما بخونید...

اعمال شب قدر...

اعمال شب های قدر​​​ شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مشخص مى‌شود. اعمال مخصوص شب‌ قدر بر دو نوع است؛ يكى آن‌كه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آن‌هايی كه مخصوص هر شب است.

اعمالى است كه در هر سه شب بايد انجام داد و آن چند عمل است.

اول: غسل

علاّمه مجلسى فرموده بهتر است غسل اين شبها در هنگام غروب آفتاب انجام گيرد كه نماز شام را با غسل بخواند.

دوم: دو ركعت نماز كه در هر ركعت پس از سوره «حمد»، هفت مرتبه «توحيد» خوانده و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگويد، أَسْتَغْفِرُ اللّه وَ أَتوبُ الَيْهِ . در روايت نبوى است: كه از جاى برنخيزد تا خدا او و پدر و مادرش را بيامرزد.

سوم: قرآن مجيد را باز كند و در برابر خود گرفته و بگويد:اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ.

خدایا از تو درخواست می‌كنم به حق كتاب نازل شده‌ات و آنچه در آن است و در آن است نام بزرگترت، و نام هاى نيكوترت و آنچه بيم انگيز است و اميدبخش، اينكه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهى.

سپس هر حاجتی كه دارد بخواهد.

اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ

خدايا به حق اين قرآن، و به حق كسی كه آن را بر او فرستادى و به حق هر مؤمنى كه او را در قرآن ستودى و به حق خود بر آنان، پس احدى شناساتر از تو به حق تو نيست

اعمال مخصوص شب‌ قدر​​​

چهارم: قرآن به سرگرفتن در شب قدر و خدا را به چهارده معصوم سوگند دادن .

پنجم: زیارت امام حسین علیه السلام در شب قدر.

ششم: اين شبها را احيا بدارد، روايت شده هركه شب قدر را احيا بدارد، گناهانش آمرزيده مى شود. هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگينى كوه ها و پيمانه درياها باشد.

هفتم: صد ركعت نماز بجا آورد كه فضليت بسيار دارد و بهتر آن است كه در هر ركعت پس از سوره «حمد» ، ده مرتبه «توحيد» بخواند.

هشتم: اين دعا را بخواند : اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً دَاخِراً لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرّاً وَ لا أَصْرِفُ عَنْهَا سُوءاً أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ الْفَقِيرُ الْمَهِينُ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي وَ لا [غَافِلا] لِإِحْسَانِكَ فِيمَا أَعْطَيْتَنِي وَ لا آيِساً مِنْ إِجَابَتِكَ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ [كُنْتُ ] أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ

خدايا شام كردم درحالی كه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم كه براى خويش سود و زيانى را به دست ندارم و نمى توانم از خود پيش آمد بدى را بازگردانم، به اين امر بر خويش گواهى مى دهم، و در پيشگاهت به ناتوانى و كمى چاره ام اعتراف مى كنم، خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و آنچه را به من و همه مردان و زنان مؤمن، از آمرزش در اين شب وعده دادى وفا كن، و آنچه را به من عنايت فرموده اى كامل ساز، كه من بنده بيچاره، درمانده، ناتوان، تهيدست خوار توام.

اعمال مخصوص شب‌ قدر​​​

خدايا مرا فراموش كننده ذكرت قرار مده در آنچه سزاوار آنم فرمودى، و نه فراموش كننده احسانت در آنچه عطايم نمودى، و نه نااميد از اجابتت، گرچه مدّت زمانى طولانى گردد، چه در خوشى يا ناخوشى، يا سختى، يا آسانى، يا عافيت، يا بلا، يا تنگدستى، يا در نعمت همانا تو شنونده دعايى.

اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه در اين شبها، در حال قيام و قعود و ركوع و سجود مى‌خواندند. علاّمه مجلسى فرموده: بهترين اعمال در اين شبها، درخواست آمرزش و دعا است برای حوائج دنيا و آخرت خود، و پدر و مادر و خويشان، و برادران و خواهران مؤمن، چه آنان كه زنده اند، و چه آنان كه از دنيا رفته اند، و خواندن اذكار، و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام به هر اندازه كه بتواند و در بعضى از روايات وارد شده: دعای جوشن كبير را در اين سه شب بخواند.

میلاد کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام...

سلام...

باز هم خدا توفیق داد و یکبار دیگر تونستم ختم سه ماهه قرآن داشته باشم...ان شالله از امشب ختم سه ماهه بعد آغاز میشه و تا عید غدیر ادامه داره...خدا توفیق بده و این کار همیشگی باشه...آرامشی که در نماز و این ختم قرآن دارم در هیچ کار زندگی نیست...

البته خواندن قرآن با ترجمه و گاه تفسیر چقدر بهتر است...

مهم تر از اینها عمل به آیات است... چیزی که در عصر ما متاسفانه کمتر انجام می پذیرد...

باید به قرآن بازگردیم...

ویژه نامه میلاد امام حسن علیه السلام​​

شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون

نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون

بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن

از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون

آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم

چون نبی معجز شق القمر آورده برون

می‌آیی از آبی‌ترین کرانه‌های نور؛ تا سخاوت دریایی تو عرصه‌ ای باشد برای طلوع دومین خورشید امامت در تیرگی زمین.

کریم اهل بیت، ‌ای باغبان نور!

یا کریم اهل بیت ! تو آن آیه‌ ای که از سوره کوثر نازل می‌ شوی تا منجی روز محشر باشی . تو آمدی و پرده‌ های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه‌ ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.
ای امام غربت! آن‌که از آبروی تو وساطت می ‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن ‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو. به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی ‌ات بی‌ مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!

فرا رسیدن ١٥ رمضان سالروز میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ،

کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام

و عموم شیعیان جهان تبریک عرض مینماییم .

این دعا را بخوانید تا توانگر شوید... ۱۳ الی ۱۵ رمضان

این دعا را بخوانید تا توانگر شوید

​​

در روایات آمده است که هر کس در روز‌های ۱۳ تا ۱۵ ماه مبارک رمضان دعای «مجیر» را بخواند، گناهش آمرزیده مى‌شود.

خواندن دعای «مجیر» برای سه روز ۱۳ تا ۱۵ ماه مبارک رمضان توصیه شده است، این دعا در میان دعا‌ها از جایگاه بلندی برخوردار است از پیامبر (ص) روایت شده و دعایى است که جبرئیل براى آن حضرت هنگامى که در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند، آورده است. کفعمی در «البلد الامین» و «المصباح» و شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان این دعا را نقل کرده‌اند.

مطابق با نقل کفعمی هر که این دعا را در «ایام البیض» که همان روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم ماه مبارک رمضان بخواند، گناهش آمرزیده مى‌شود، هر چند به عدد دانه‌هاى باران، برگ‌هاى درختان و ریگ‌هاى بیابان باشد. همچنین خواندن دعای مجیر براى شفاى بیمار، اداى دَین، بى‌نیازى، توانگرى، رفع غم و اندوه سودمند است.

دعای مجیر ۸۸ بند دارد که در هر بند خداوند با ذکر دو نام مثل «سُبْحَانَک یا دَائِمُ تَعَالَیتَ یا قَائِمُ» تنزیه می‌شود و در پایان هر بند عبارت «أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یا مُجِیرُ» (ما را از آتش پناه ده‌ای پناه‌دهنده) آمده است و این دعا با عبارت «سُبْحَانَک یا ذَا الْعِزِّ وَ الْجَمَالِ تَبَارَکتَ یا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْجَلالِ سُبْحَانَک لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذَلِک نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ» پایان می‌یابد.

متن دعای مجیر

بِسْمِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

سُبْحَانَکَ یَا اللَّهُ تَعَالَیْتَ یَا رَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَحِیمُ تَعَالَیْتَ یَا کَرِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَلِکُ تَعَالَیْتَ یَا مَالِکُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قُدُّوسُ تَعَالَیْتَ یَا سَلامُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُؤْمِنُ تَعَالَیْتَ یَا مُهَیْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَزِیزُ تَعَالَیْتَ یَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُتَکَبِّرُ تَعَالَیْتَ یَا مُتَجَبِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ.

سُبْحَانَکَ یَا خَالِقُ تَعَالَیْتَ یَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُصَوِّرُ تَعَالَیْتَ یَا مُقَدِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا هَادِی تَعَالَیْتَ یَا بَاقِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَهَّابُ تَعَالَیْتَ یَا تَوَّابُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَتَّاحُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْتَاحُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَیِّدِی تَعَالَیْتَ یَا مَوْلایَ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَرِیبُ تَعَالَیْتَ یَا رَقِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُبْدِئُ تَعَالَیْتَ یَا مُعِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَمِیدُ تَعَالَیْتَ یَا مَجِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَدِیمُ.

تَعَالَیْتَ یَا عَظِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَفُورُ تَعَالَیْتَ یَا شَکُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا شَاهِدُ تَعَالَیْتَ یَا شَهِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَنَّانُ تَعَالَیْتَ یَا مَنَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا بَاعِثُ تَعَالَیْتَ یَا وَارِثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُحْیِی تَعَالَیْتَ یَا مُمِیتُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا شَفِیقُ تَعَالَیْتَ یَا رَفِیقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا أَنِیسُ تَعَالَیْتَ یَا مُونِسُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَلِیلُ تَعَالَیْتَ یَا جَمِیلُ.

أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا خَبِیرُ تَعَالَیْتَ یَا بَصِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مَلِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَعْبُودُ تَعَالَیْتَ یَا مَوْجُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَفَّارُ تَعَالَیْتَ یَا قَهَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَذْکُورُ تَعَالَیْتَ یَا مَشْکُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَوَادُ تَعَالَیْتَ یَا مَعَاذُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا جَمَالُ تَعَالَیْتَ یَا جَلالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَابِقُ تَعَالَیْتَ یَا رَازِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا صَادِقُ تَعَالَیْتَ یَا فَالِقُ.

أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَمِیعُ تَعَالَیْتَ یَا سَرِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَفِیعُ تَعَالَیْتَ یَا بَدِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَعَّالُ تَعَالَیْتَ یَا مُتَعَالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَاضِی تَعَالَیْتَ یَا رَاضِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَا طَاهِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَالِمُ تَعَالَیْتَ یَا حَاکِمُ.

أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا دَائِمُ تَعَالَیْتَ یَا قَائِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَاصِمُ تَعَالَیْتَ یَا قَاسِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا غَنِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مُغْنِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَا قَوِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا کَافِی تَعَالَیْتَ یَا شَافِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ، سُبْحَانَکَ یَا مُقَدِّمُ تَعَالَیْتَ یَا مُؤَخِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا أَوَّلُ تَعَالَیْتَ یَا آخِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ.

سُبْحَانَکَ یَا ظَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَا بَاطِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَجَاءُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْتَجَی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَا الْمَنِّ تَعَالَیْتَ یَا ذَا الطَّوْلِ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَیُّ تَعَالَیْتَ یَا قَیُّومُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَاحِدُ تَعَالَیْتَ یَا أَحَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سَیِّدُ تَعَالَیْتَ یَا صَمَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَدِیرُ تَعَالَیْتَ یَا کَبِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَالِی تَعَالَیْتَ یَا مُتَعَالِی [عَالِی‏]أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَا أَعْلَی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَا مَوْلَی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَارِئُ تَعَالَیْتَ یَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا خَافِضُ تَعَالَیْتَ یَا رَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُقْسِطُ تَعَالَیْتَ یَا جَامِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُعِزُّ تَعَالَیْتَ یَا مُذِلُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَافِظُ تَعَالَیْتَ یَا حَفِیظُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا قَادِرُ تَعَالَیْتَ یَا مُقْتَدِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَلِیمُ تَعَالَیْتَ یَا حَلِیمُ.

أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا حَکَمُ تَعَالَیْتَ یَا حَکِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُعْطِی تَعَالَیْتَ یَا مَانِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ضَارُّ تَعَالَیْتَ یَا نَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُجِیبُ تَعَالَیْتَ یَا حَسِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَادِلُ تَعَالَیْتَ یَا فَاصِلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا لَطِیفُ تَعَالَیْتَ یَا شَرِیفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَبُّ تَعَالَیْتَ یَا حَقُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مَاجِدُ تَعَالَیْتَ یَا وَاحِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا عَفُوُّ تَعَالَیْتَ یَا مُنْتَقِمُ.

أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَاسِعُ تَعَالَیْتَ یَا مُوَسِّعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَءُوفُ تَعَالَیْتَ یَا عَطُوفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَرْدُ تَعَالَیْتَ یَا وِتْرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُقِیتُ تَعَالَیْتَ یَا مُحِیطُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا وَکِیلُ تَعَالَیْتَ یَا عَدْلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُبِینُ تَعَالَیْتَ یَا مَتِینُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا بَرُّ تَعَالَیْتَ یَا وَدُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا رَشِیدُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْشِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا نُورُ تَعَالَیْتَ یَا مُنَوِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا نَصِیرُ.

تَعَالَیْتَ یَا نَاصِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا صَبُورُ تَعَالَیْتَ یَا صَابِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُحْصِی تَعَالَیْتَ یَا مُنْشِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا سُبْحَانُ تَعَالَیْتَ یَا دَیَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا مُغِیثُ تَعَالَیْتَ یَا غِیَاثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا فَاطِرُ تَعَالَیْتَ یَا حَاضِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَکَ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْجَمَالِ تَبَارَکْتَ یَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْجَلالِ سُبْحَانَکَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

دعای مجیر در ایام البیض ماه رمضان(۱۳ الی ۱۵ ماه رمضان)

دعای مُجیر، از ادعیه مشهور شیعه است. خواندن این دعا در ایام البیض برای آمرزش گناهان توصیه شده است. دعای مجیر از پیامبر اکرم(ص) روايت شده و دعايى است كه جبرئیل براى آن حضرت هنگامى كه در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند آورد. کفعمی در البلد الامین و �مصباح� و شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان اين دعا را نقل کرده‌اند. این دعا هشتاد و هشت بند دارد که در هر بند عبارت �أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ: پناه بده من را از آتش ای پناه دهنده� تکرار شده است.

زمان خواندن دعای مجیر و آثار آن

مطابق با نقل کفعمی هر كه اين دعا را در �ايام البيض� [روزهاى سيزدهم و چهارهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند گناهش آمرزيده مى‌شود، هر چند به عدد دانه‌هاى باران و برگهاى درختان و ريگهاى بيابان باشد.

و خواندن آن براى شفاى‌ بيمار و اداى دين و بى‌نيازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.

در ادامه مطلب متن این دعا قرار داده شده است...

التماس دعا...

ادامه نوشته

اکسیر آرامش زن در طوفان‌های زندگی

اکسیر آرامش زن در طوفان‌های زندگی

چه در اوج سختی‌ها باشید و چه در قله‌های موفقیت، یک حقیقت قرآنی وجود دارد که مانند لنگر کشتی، ما را در طوفان حوادث ثابت و آرام نگه می‌دارد. باور به اینکه «پیروزی نهایی دست خداست»، ما را در برابر طوفان‌های زندگی، متواضع و در‌عین‌حال قدرتمند نگه می‌دارد و این، رازِ آرامش واقعی است که این روزها همه به دنبالش هستند.

بانوان و نوجوانان دو رکن اساسی در جامعه هستند، از این رو ماه رمضان امسال فرصتی رقم خورده تا با استفاده از آیات روح‌بخش قرآن، دمی چند با این قشر هم صحبت شویم.

«وَ مَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى» (سورۀ مبارکۀ انفال، آیۀ ۱۷)ما زنانی هستیم که با وجود مسئولیت‌های مادری و همسری، تصمیم گرفتیم ادامه‌تحصیل دهیم. یادتان هست به ما می‌گفتند: «تو با این بچۀ کوچک؟ کی وقت می‌کنی درس بخوانی؟ آخرش که چی؟ بنشین زندگی‌ات را بکن» و گاهی ته دلمان می‌لرزید که نکند کم بیاوریم، نکند همان شود که بقیه می‌گویند. اما با وجود همۀ تردیدها، سهم خود را، هرچقدر هم کم‌و‌ناچیز به‌نظر می‌رسید، انجام دادیم و تلاشمان را کردیم.

می‌دانید زیبایی ماجرا کجاست؟ آنجایی که میان آن‌همه «نمی‌شود»ها و «نمی‌توانی»ها، صدای آرامی از ته دلمان ندا می‌داد: «تو فقط تلاش خودت را بکن». زیبایی این کار آنجایی بود که وقتی قدم اول را برداشتیم، انگار یک دست غیبی به کمکمان آمد؛ آن مشتری بزرگی که به‌طور غیرمنتظره‌ای پیدا شد، آن حمایتی که از جایی که فکرش را هم نمی‌کردیم رسید، آن قدرتی که ناگهان در کلاممان جاری شد و همه را متقاعد کرد. انگار خدا فقط منتظر همان قدم اولمان بود؛ چه زیبا تلاش کوچکمان را دید و به آن برکت داد.

قدرت نجات‌بخشوقتی انسان در مسیر راه به دیواری بلند برخورد می‌کند، جایی که اراده‌های انسانی در فاز برخورد با موانع قرار می‌گیرند؛ درست در همان نقطه است که پروردگار وارد صحنه می‌شود. اینجاست که خدای متعال تمام معادلات بشری را به‌هم می‌ریزد؛ آنجا که به حبیبش می‌فرماید: «وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى؛ و تو (ای پیامبر) آن‌گاه که (به‌سوی دشمن) تیر انداختی، تو نبودی که انداختی، بلکه این خدا بود که انداخت».

این آیۀ شریفه، سه درس بزرگ به ما می‌دهددرس اول: قانون «مشتِ خاک» (تلاش‌های کوچک، اثرات بزرگ)؛ گاهی با خود می‌گویید: «فقط می‌توانم یک غذای ساده بپزم»، «فقط می‌توانم دو کلمه با فرزندم صحبت کنم»، «زورم به اصلاح اخلاق تند همسرم نمی‌رسد» و... . اما خداوند تعالی می‌فرماید: «تو همان مشت خاک را بردار! تو همان تلاش کوچک خودت را انجام بده. آن محبت و صبوری کوتاه تو را چنان در دل همسر و فرزندت می‌نشانم که اثرش معجزه کند. پرتاب‌کردن از تو است و اثرگذاری از من!»

درس دوم: تو تنها نیستی (امداد غیبی)؛ وقتی صبح زود بیدار می‌شوی و کارهای خانه یا بیرون را با خستگی انجام می‌دهی، نگو: «من تنهایی بار زندگی را می‌کشم»؛ بلکه بگو: «خدایا! این دستِ من است، اما قوت از توست. این زبانِ من است که فرزندم را نصیحت می‌کند، اما نفوذ کلام از توست». وقتی بدانی «وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَى» (یعنی خداست که دارد کار را جلو می‌برد)، دیگر از بزرگی مشکلات نمی‌ترسی؛ چون خدای تو، خدای طوفان‌هاست.

درس سوم: پرهیز از غرور (آفتِ «من بودم»)؛ وقتی فرزندت باادب و صالح بار آمد، وقتی با مدیریت تو چرخ اقتصاد خانه چرخید یا هنرت مورد تحسین قرار گرفت، مراقب باش دام «من بودم» تو را نگیرد. این آیه به ما می‌آموزد که در اوج موفقیت، مؤدبانه سند افتخاراتمان را به نام خدا ثبت کنیم و با دلی آرام بگوییم: «خدایا! درست است که من زحمت کشیدم، اما اگر لطف و خواست تو نبود (وَلَکنَّ اللَّهَ رَمَىٰ)، هیچ‌کدام به هدف نمی‌نشست».

گاهی با خودمان می‌گوییم: «با این حقوق کم چه کنم؟»، «با این‌همه مشکل چطور این بچه را تربیت کنم؟» خداوند می‌فرماید: «تو سفره را پهن کن، تو آن کلمۀ محبت‌آمیز را به همسرت بگو؛ من از آن درآمد کم، برکت می‌سازم و از آن تلاش سادۀ مادرانه، فرزندی صالح و «حیّة تسعی» (پویا و زنده) بیرون می‌آورم». ما زن‌ها مظهر اسم شافی خداوند در خانه هستیم. وقتی نصف‌شب بالای سر فرزند بیمارت بیداری، وقتی برای همسرت دمنوش درست می‌کنی، وقتی با یک لبخند، خستگی را از اهل خانه دور می‌کنی، این دستان توست که کار می‌کند، اما آن کسی که اثر می‌گذارد و شفا می‌دهد، «بِإِذْنِ اللَّهِ» است. دارو بهانه‌ است، پرستاری تو بهانه است؛ شفادهنده اوست.

بله، خواهران من! خدای متعال، این‌گونه خدایی است؛ او آن‌قدر کریم است که می‌گذارد کار به اسم ما تمام شود، اما فاعل اصلی و همه‌کاره خودش است. در پروندۀ اعمال می‌نویسند: «فلان خانم بچه‌اش را مؤمن تربیت کرد، فلان خانم زندگی‌اش را نجات داد و...»؛ خدا افتخارش را به ما می‌دهد، اما قدرتش از خودش است. بیایید از امروز عهدی تازه ببندیم. بیایید بار سنگین نگرانی برای آینده را زمین بگذاریم. بیایید هر صبح که بیدار می‌شویم، بگوییم: «خدایا! من امروز تمام تلاشم را می‌کنم، بهترین خودم را ارائه می‌دهم، اما نتیجه با توست؛ تو که داناتری، تو که مهربان‌تری».

نکته‌ای بسیار ظریف و کلیدی در این تفکر نهفته است که شخصیت ما را رشد می‌دهد. وقتی باور کنیم که نیروی اصلی که پیروزی را محقق می‌سازد، اراده و قدرت خداوند است، اتفاقی بزرگ در درونمان رخ می‌دهد و آن رهایی و نجات پیدا‌کردن از دام غرور و خودبزرگ‌بینی است. اگر موفق شدیم، مغرور نمی‌شویم که «من بودم که این کار را کردم!»، بلکه می‌گوییم: «تلاش کردم، اما خدا خواست که شد». از طرفی، اگر نتیجه‌ای که می‌خواستیم حاصل نشد، ناامید و شکسته نمی‌شویم؛ چون می‌دانیم ما کم نگذاشته‌ایم و حتماً حکمتی در کار مدبر عالم بوده است که فعلاً از آن بی‌خبریم.

دوستان من! چه در اوج سختی‌ها باشید و چه در قله‌های موفقیت، یک حقیقت قرآنی وجود دارد که مانند لنگر کشتی، ما را در طوفان حوادث ثابت و آرام نگه می‌دارد. خداوند در سورۀ مبارکۀ آل‌عمران، آب پاکی را روی دستمان می‌ریزد و می‌فرماید: «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ؛ پیروزی تنها از جانب خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است». وقتی این حقیقت در جان ما نشست، معجزه‌ای در درونمان رخ می‌دهد. این نگاه، زن مسلمان را متعادل می‌کند؛ نه در پیروزی، سرمست غرور می‌شود و نه در شکست، اسیر یأس. باور به اینکه «پیروزی نهایی دست خداست»، ما را در برابر طوفان‌های زندگی، متواضع و در‌عین‌حال قدرتمند نگه می‌دارد و این، رازِ آرامش واقعی است که این روزها همه به دنبالش هستند.

#زن #زندگی_با_آیه_ها

این دود، علامت مهمان‌نوازی است

این دود، علامت مهمان‌نوازی است

بادمجان که روی شعله کباب می‌شود و بوی دودش در خانه می‌پیچد، انگار خبر از یک افطار بی‌تکلف می‌دهد. «میرزا قاسمی» از آن غذاهایی است که با کمترین مواد، بیشترین صمیمیت و دلنشین‌ترین طعم و عطر را می‌سازد؛ ساده، گرم و بی‌ادعا، مثل مهمانی‌ای که خرجش زیاد نیست، اما میزبانش دل بزرگی دارد.

ماه رمضان که اعضای خانواده خودشان را قبل از افطار به خانه می‌رسانند، سفره‌ها بیشتر از همیشه رنگ و بوی مهربانی می‌گیرند و عطر غذاهایی که دور هم آماده می‌شوند، خانه را پر می‌کند.در این میان، «میرزا قاسمی» با همان رنگین‌کمان خوش‌نقش و عطر دود ملایمش، جایی ویژه در قلب سفره‌های افطار دارد. این غذای ساده و مهربان، وقتی با روغن کم آماده می‌شود، نه تنها سبک و دل‌پذیر است، بلکه حسِ اصالت و بی‌آلایشی مردم گیلان را هم همراه خود دارد.برای درست کردن میرزا قاسمی، اول بادمجان‌ها را کبابی می‌کنیم، پوست می‌گیریم و با چاقو ساطوری می‌کنیم تا بافتی نرم و یک‌دست داشته باشند. سیر را با کمی روغن تفت می‌دهیم و وقتی عطرش بلند شد، بادمجان‌ها را اضافه می‌کنیم. بعد گوجه‌های رسیده و پوره‌شده و کمی نمک و فلفل را می‌ریزیم. در آخر، وقتی آب گوجه‌ها تبخیر شد، تخم‌مرغ را به جمع محتویات قابلمه سرازیر می‌کنیم.بسته به ذائقه و سلیقهٔ اعضای خانه، می‌توانید تخم‌مرغ‌ها را هم بزنید تا با سایر محتویات یک‌دست شود، یا درسته بپزیدشان تا بافت خود را مستقل از بادمجان و گوجه حفظ کنند.راز خوشمزگی میرزا قاسمی همان‌جایی است که باید بادمجان‌ها کاملاً با سیر و گوجه تفت داده شوند و یکی شوند. حرارت ملایم، زمان کافی و روغن کم، همه با هم ترکیبی می‌سازند که هم سبک است و هم خوش‌عطر، بدون آنکه دل را سنگین کند. این راز، بیشتر شبیه «دلِ کار» است؛ همان حسی که با صبر و دقت در آشپزی ایجاد می‌شود.میرزا قاسمی، نماد مهمان‌نوازی و بی‌آلایشی مردم گیلان است. وقتی این غذا را روی سفره می‌گذاریم، یادمان می‌آید که غذا فقط برای سیر کردن نیست؛ برای با هم بودن است، برای تقسیم کردن و خوشحال کردن دیگری است.

در روزهای ماه رمضان که افطار دادن به روزه‌دار ثواب بی‌حد و حسابی دارد، چه زیباست اگر بتوانیم با همین خوراک‌های ساده و سبک افطاری بدهیم؛ حتی یک ظرف میرزا قاسمی با کمی نان و سبزی تازه می‌تواند دل‌ها را گرم کند.همین که کنار هم بادمجان و گوجه و سیر را مخلوط می‌کنیم و عطرش بلند می‌شود، حس همکاری و صمیمیت در خانه جاری می‌شود. بچه‌ها هم یاد می‌گیرند که مهربانی و مهمان‌نوازی، نیاز به چند مدل غذا و مخارج سنگین ندارد و با غذاهای ساده و بی‌ریا هم می‌تواند میزبان روزه‌داران بود.میرزا قاسمی، با همان بوی دود ملایم و روغن اندکش، یادآور این است که آشپزی هم می‌تواند درس اخلاق باشد؛ درسِ سادگی، بی‌آلایشی و بخشش.پس این روزهای ماه مبارک رمضان، وقتی قابلمه را روی گاز می‌گذارید و میرزا قاسمی‌تان آرام قل می‌زند، بدانید که فقط غذایی ساده آماده نمی‌کنید؛ دارید دل‌ها را با هم گرم می‌کنید، مهربانی را تقسیم می‌کنید و سنت مهمان‌نوازی را زنده نگه می‌دارید.

#طرز_تهیه_میرزاقاسمی#میرزا_قاسمی_افطاری#افطاری_ساده_رمضان#خوراک_مناسب_افطاری#ماه_مبارک_رمضان

خدایی که اصحاب فیل را نابود کرد اصحاب پدوفیل را هم از بین می‌برد

خدایی که اصحاب فیل را نابود کرد اصحاب پدوفیل را هم از بین می‌برد

این روزها اصحاب اپستین در اوج رذالت و رسوایی‌های جزیره بدنام هر روز تهدید می‌کنند که ناوها و نیروهای نظامی به سمت ایران اسلامی گسیل کرده‌اند و پیام تسلیم ارسال می‌کنند ولی اینجا مردمی با اعتقاد راسخ به برتری قدرت خداوند ایستاده‌اند به‌راستی مگر غیر از این است که خدایی که اصحاب فیل را نابود کرد اصحاب پدوفیل را هم نابود خواهد کرد.

ماه رمضان امسال با ۳۰ راه قرآنی، در تلاش هستیم از طوفان‌ها و پستی و بلندی‌های زندگی، باز نمانیم و راه را محکم ادامه دهیم.راهی که از دل تجربه پیامبران، شهیدان و بندگان صابر خدا بیرون آمده است. راه‌هایی برای اینکه در برابر تمسخر، تهمت، تهدید، فقر، خستگی، غربت و وسوسه، ایمان را نگه داریم و از پا نیفتیم. یقین به این حقیقت که هر کس خدا با او باشد شکست ندارد.

پشتوانه‌های قرآنی وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى(انفال، آیۀ ۱۷)[ای پيامبر!] هنگامی که به‌سوی دشمنان تير پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی؛ بلکه خدا پرتاب کرد. هر پیروزی و هر نتیجهٔ بزرگی، اگرچه به دست ما انجام می‌شود، در حقیقت به قدرت و اراده خدا شکل می‌گیرد. آن‌که گره‌ها را باز می‌کند و راه را می‌گشاید، اوست و ما تنها وسیله‌ای در این مسیر هستیم.بر مردگان می‌دمید و خدا زنده کرد! «وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني‌ فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني‌ وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني‌ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‌ بِإِذْني‌ وَ إِذْ كَفَفْتُ بَني‌ إِسْرائيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ».

مردگان به فرمان حضرت عیسی‌(ع) زنده می‌شوند؛ کورِ مادرزاد بینا می‌گردد و بیمار پیسی با لمس دستان او سلامتی‌اش را بازمی‌یابد؛ اما واقعیت این است که سرچشمهٔ این حیات‌بخشی و درمان، تنها اراده و قدرت خدای مهربان است. هر بار که معجزه‌ای رخ می‌داد، این قدرت از جانب خدا جاری می‌شد. حضرت عیسی(ع) فقط واسطه‌ای بود که آن قدرت الهی از طریق او جلوه‌گر می‌شد.

خداوند سه بار در آیه می‌فرماید: «بِإِذْنی»؛ یعنی «به اجازه و ارادهٔ من». این تکرار برای آن است که هیچ‌کس حتی در برابر چنین کارهای شگفت‌انگیزی، گمان نکند که این توان از خود حضرت عیسی(ع) است. او آینه‌ای بود که نور قدرت خدا را انعکاس می‌داد. دست، نفس و کلامش همه در مدار فرمان الهی حرکت می‌کردند. فاعل حقیقی و کارساز اصلی، تنها خداست.

عصا را بر آب زد و خدا دریا را شکافت!«فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظيمِ».به موسی(ع) وحی شد: «با عصایت بر دریا بزن.» به فرمان خدا، آب شکافته شد و دو دیوارهٔ عظیم، چون کوه‌های استوار، در جای خود ایستادند. نه بازوی موسی چنین نیرویی داشت و نه عصا؛ این قدرت خدای قاهر بود که راه را در میان امواج گشود و دشمن را در محاصره گرفت.

ما می‌جنگیم، خدا دشمن را درهم‌ می‌کوبد«قاتِلُوهُمْ‌ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْديكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنينَ».بجنگید با آنان، که خدا به دستان شما دشمن را درهم می‌کوبد؛ رسوایشان می‌کند؛ پیروزی‌تان را بر آنان رقم می‌زند و دل‌های مؤمنان را شفا می‌بخشد. شمشیر و سپر، تنها ابزارند. در ظاهر، این شما هستید که می‌تازید و می‌شکنید؛ اما حقیقت پشت این ظاهر، همان است که آیه می‌فرماید: «يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُم» یعنی این دست، دست خداست. اوست که ضربه می‌زند؛ اوست که دشمن را فرومی‌ریزد؛ اوست که پیروزی را می‌آفریند و رسوایی را می‌نشاند.

خدای ابابیل‌ها و شن‌های طبس خدای خلیج فارس هم استفیل‌های عظیم‌الجثه سپاه ابرهه برای تخریب خانه کعبه حرکت کردند اما عذاب الهی ناگهان سر رسید و میلیون‌ها پرنده کوچک آسمان شهر مکه را سیاه کردند و سنگ‌ریزه‌های داغ به منقارشان را روی سپاه یاغی ریختند و آنان و فیل‌های‌شان را به کلی نابود کردند و مانع تخریب خانه کعبه شدند.هزاران سال بعد، تاریخ بار دیگر تکرار شد. تابستان سال ۱۳۵۹ هواپیماهای غول‌پیکر لاکهید و هرکول سی ۱۳۰ و هلی‌کوپترهای فوق‌پیشرفته آمریکایی به قصد بمباران محل سکونت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در جماران تهران، در آستانه ترک آسمان طبس بودند که ناگهان شن‌های صحرا بی‌مقدمه توفانی سهمگینی به پا کردند و کماندوهای زبده و جنگ‌افزارهای پیشرفته آمریکایی را در حمله به مراکز سیاسی و تاسیسات حساس اقتصادی و نظامی ایران ناکام گذاشتند.

سیاستمداران و استراتژیست‌های آمریکایی با همکاری و همراهی تکاورها و کماندوهای کارآزموده و متبحرشان بعد از صدها ساعت کار کارشناسی اولین عملیات برون مرزی تفنگداران نیروی دلتای ارتش آمریکا را در قالب عملیات پنجه عقاب طراحی و پیاده کردند اما این بار شن‌های صحرای طبس تیر غیب الهی بر دشمن متجاوز آمریکایی شدند.

02:09

۴ MB

حمله‌های اسرائیل با امید ایجاد تفرقه و فتنه می‌خواست اتحاد ملی را درهم‌بشکند، ولی ارادهٔ خدا همان تفرقهٔ طراحی‌شده را به انسجام و اتحاد و مقاومت بدل ساخت.سنت خدای مهربان همین است: دشمن نقشه می‌کشد برای خاموشی صدای حق؛ ولی خدای مهربان نقشه‌شان را برهم می‌زند و جبههٔ مؤمنان را برتری می‌بخشد.

این روزها هم اصحاب اپستین در اوج رذالت و رسوایی‌های جزیره بدنام هر روز تهدید می‌کنند که ناوها و نیروهای نظامی به سمت ایران اسلامی گسیل کرده‌اند و پیام تسلیم ارسال می‌کنند ولی اینجا مردمی با اعتقاد راسخ به برتری قدرت خداوند ایستاده‌اند به‌راستی مگر غیر از این است که خدایی که اصحاب فیل را نابود کرد اصحاب پدوفیل را هم نابود خواهد کرد.

اراده از ماست، اجازه از او«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».ما می‌اندیشیم و تصمیم می‌گیریم، اما این اندیشه و تصمیم در مدار خواست الهی امکان بروز می‌یابد. پس هر پیروزی، هم در آغازِ اراده و هم در پایانِ عمل، به قدرت و اذنی گره خورده که از خدا می‌رسد. این نگاه، غرور را می‌شکند و دل را مطمئن می‌سازد که در عمل، پیروزی تنها با یاری خدا تحقق می‌یابد.

01:16

۴ MB

از نگاه رهبریای دنیای مادّی معادلاتت اشتباه است!رهبر انقلاب با تکیه بر همین آیات فرمودند: ای دنیای مادی! معادلاتت و محاسباتت اشتباه است. تو گمان کردی چون ما کارخانه فانتوم‌سازی نداریم، چون با زرادخانه‌های عظیم جهانی ارتباط نداریم، بعد از یک ماه که از جنگ بگذرد یا بیشتر، دست نیاز دراز می‌کنیم؟ حاشا و کلّا... آن‌چه ما داریم، هیچ‌یک از قدرت‌های عظیم جهانی ندارند. ما همان چیزی را داریم که در طول تاریخ بشریت، گردونه معنویت را به پیش برده است؛ همان نیرویی در اختیار ما و ملّت ماست که انبیای خدا را بر امواج طواغیت زمان پیروز کرده است. عصای موسی(ع) در اختیار ماست؛ ید بیضا در اختیار ماست؛ آتش بر ما بَرد و سلام است. ملت ما خدا دارد؛ توکل دارد؛ صبر و استقامت دارد.

ما چه کنیم؟ما در زندگی موظفیم نهایت تلاشمان را انجام دهیم؛ اما باید بدانیم که «اثر نهایی» و «برکت کار» از طرف خدای مهربان است. این یعنی در هر موفقیت، نگاهمان را از خودمان برداریم و به سرچشمه قدرت، یعنی خدای مهربان وصل کنیم.

بعد از برد شیرین در ورزش گروهی، به جای طعنه به حریف، با هم تیمی‌هایت خدا را شکر کن.وقتی معامله‌ای سودآور کردی، آن را نتیجه زرنگی خودت ندان؛ برکتش را از خدا ببین.اگر پست یا محتوایی گذاشتی و چند نفر مسیرشان بهتر شد، باور کن که خدا الهامش را داده و اثرش را در دل‌ها گذاشته است.هر وقت در ذهن تو ایده‌ای خوب شکل گرفت، بگو: «این هدیه خدا بود» و برای اجرای آن قدم بردار.اگر در سختی‌ها دست کسی را گرفتی، بپذیر که فقط وسیله بودی برای جاری شدن رحمت خدا.این نگاه، هم دشمنِ غرور است و هم ریشهٔ فروتنی؛ چون دائم یادمان می‌آورد که پیروزی و اثرگذاری، نه از بازو و مهارت ما، که از ارادهٔ خدای مهربان است.

#زندگی_با_آیه_ها #ماه_رمضان #خرمشهر#دست_خدا#جنگ_۱۲_روزه#طبس#اپستین