چت با خدا

پیامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):


ما یُوضَعُ فِي مِیزانِ امْرِئٍ یَومَ القِیامَةِ أفضَلُ مِن حُسنِ الخُلقِ.


در روز قیامت هیچ عملی بهتر از خوش اخلاقی در ترازوی [اعمال] انسان قرار نمی‌گیرد.


There will be nothing superior amiability in the balance of a person’s works on the Day of Judgment.


کافی، ج 2، ص 99، ح 2



تصویری از محل زندگی حضرت آیه الله خامنه ای(مدظله العالی)


گفتم: سلام !

فرمود: سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحيمٍ (58 یس)

* بر آنها سلام (و درود الهى) است اين سخنى است از سوى پروردگارى مهربان‏

 

گفتم: خسته‌ام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
.::
از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53::.

 

گفتم: هيشکي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
.::
خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غير از تو کسي رو ندارم
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
.::
ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق/16) ::. 

گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش کردي!
گفتي: فاذکروني اذکرکم
.::
منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.

 

گفتم: تا کي بايد صبر کرد؟
گفتي: و ما يدريک لعل الساعة تکون قريبا
.::
تو چه مي‌دوني! شايد موعدش نزديک باشه (احزاب/63) ::.

 

گفتم: تو بزرگي و نزديکت براي منِ کوچيک خيلي دوره! تا اون موقع چيکار کنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الله
.::
کارايي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (يونس/109) ::.

 

گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچيک... يه اشاره‌ کني تمومه!
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لکم
.::
شايد چيزي که تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

گفتم: انا عبدک الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
.::
خدا نسبت به همه‌ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

 

گفتم: دلم گرفته
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا
.:: (
مردم به چي دلخوش کردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.


گفتم: اصلا بي‌خيال! توکلت علي الله
گفتي: ان الله يحب المتوکلين
.::
خدا اونايي رو که توکل مي‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.


گفتم: خيلي چاکريم!
ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع کن! يادت باشه که:

و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
.::
بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي‌کنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي‌کنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي‌کنن (حج/11)


گفتم: حالا چگونه به تو برسم؟من کجا و تو کجا؟

گفتي: وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (186 بقره)

::.و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)!


گفتم: آنقدر در زندگی ام گناه کرده ام که روی برگشت را ندارم؟

گفتي: قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (53 زمر)

::.بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.


گفتم: بعد از اینکه توبه کردم باید چه کرد؟

گفتي: فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (35 اعراف)

::.كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند)، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى شوند.


گفتم: حالا که مرا پذیرفتی،مرا تنها نگذار!

گفتي: إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ (128 نحل)

::.خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه كرده‏اند، و كسانى كه نيكوكارند.



روز عاشورا خنده به اشک عزادارا            ولله خجالت داره

روز عاشورا حرمت سبز حرم شکست          ولله خجالت داره        

روز عاشورا حرمت صاحب علم شکست        ولله خجالت داره

روز عاشورا بغض دل رهبرم شکست            ولله خجالت داره




به دنبال آرامش...

بارها به دنبال آرامش گشته ام. بر باد تکیه کردم، وزید. بر ابر تکیه کردم، بارید. بر کوه تکیه کردم، لرزید و بر خورشید تکیه کردم، غروب کرد. خسته و نالان بر خدای خویش تکیه کردم و از او طلب آمرزش کردم. پس به دنبال خدا گشتم. همه جا را. شهر، خانه، مسجد، فراز کوه و فرا سوی ابرها. خدا را نیافتم. بر روی قله کوه فریاد زدم من و کوه، کوه و من. باز هم خدا را ندیدم. ناامید با خود گفتم:

 (( به پایان رسیدیم و نکردیم آغاز **** فرو ریخت پرها و نکردیم پرواز )).

در این راه پر مخاطره خدا را ندیدم ولی به آرامش رسیدم. وقتی که سر بر سجده خدا فرود آورده و بر گناهان خویش گریستم. آنجا بود که خدا را یافتم. هر قطره اشکم به من گفت:

خدا در کوه و آن سوی ابرها و شهر و کوچه باغ نیست!

خدا همین جاست،

خیلی نزدیک و نزدیک تر، خدا در دلهای ماست و ما از آن غافلیم.

خدایا! مرا ببخش. تو خود گفتی: (( که در قلب شکسته جا داری )). چرا و چرا من این کلبه عاشقانه تو را ندیدم؟

خدایا! مرا ببخش، که تو را احساس هم نکردم. تویی که راز ارغوانی، باغ بی خزانی، خورشید بی غروبی، بهار عاشقانی، چو دریا بی کرانی، نسیم خوش نفسی و تویی آبی ترین نیلوفر (( عشق )). تو به قدری مهربانی که توبه من گناهکار را به راحتی می پذیری و آنقدر مهربانی که وقتی من توبه و عهد خود را می شکنم، با آرامش می گویی:

صد بار اگر توبه شکستی باز آ.

وقتی که منصفانه می نگرم به وضوح می بینم که تو با من بودی و من از تو جدا، وای بر من، وای بر من.

خدایا! همچون ورق مچاله ای که باد آن را جا به جا می کند توسط نسیم پر مهر تو به گلستان پر مهر و وفایت رسیدم و در میان گلهای مهربانی ات گیر کرده و اسیرم و یارای جدایی از این باغ را ندارم. هر چند که خاری هستم به دامان گلستانت، ولی تا در بندت هستم ز غصه و غم آزادم.

خدای من! تو بر داغ کویر دلم باران نوری، تو همیشه سنگ صبوری، محرم اسراری.

خدایا! به جرات می گویم: تو آرامش مطلقی و با افتخار تو را می پرستم. ای خدا مرا ببخش، مرا ببخش، مرا ببخش و به خود رها مکن.

می دانم که مهربانانه می پذیری.

به یاد روزهای زیبایی که الان فعلا تمام شد... روزهای زیبایی رو پشت سر گذاشتیم... به یاد گشت و گذاری از نو... خیلی خوش بود.... خیلی مخصوصا سه روز گذشته... جای رفقا خالی و سبز...خیلی حال داد...... سه روز گذشته من  این جور بودم... حالا هم با این مطلب اومدم... دوستدارشما

ایلایی ها

   

این عکسارو از کجا آوردن نمی دونم؟! چه ربطی داشت؟!...