هلال ماه شوال رؤیت نشد؛ فردا آخرین روز ماه مبارک مضان است/ صبح شنبه؛ اقامه نماز عید فطر

هلال ماه شوال رؤیت نشد؛ فردا آخرین روز ماه مبارک مضان است/ صبح شنبه؛ اقامه نماز عید فطر به امامت رهبر انقلاب

دفتر رهبر معظم انقلاب در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: فردا جمعه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ مطابق با ۳۰ رمضان المبارک ۱۴۴۴ هجری قمری است.

هلال ماه شوال رؤیت نشد؛ فردا آخرین روز ماه مبارک مضان است/ صبح شنبه؛ اقامه نماز عید فطر به امامت رهبر انقلاب

دفتر رهبر معظم انقلاب در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: بنا بر اخبار واصله هلال ماه شوال در غروب روز پنجشنبه ۳۱ فروردین رؤیت نشد و فردا جمعه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ مطابق با ۳۰ رمضان المبارک ۱۴۴۴ هجری قمری است.

نماز عید سعید فطر صبح شنبه(دوم اردیبهشت) به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مصلی امام خمینی(ره) اقامه می‌شود.

همچنین حضرات آیات سیستانی، جوادی آملی، وحیدخراسانی، شبیری زنجانی، مکارم، نوری همدانی، سبحانی و مظاهری روز شنبه را عید فطر اعلام کردند.

التماس دعا

روایت دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب؛  در این جلسه هیچ چیز از قلم نمی‌افتد

دیدار‌های دانشجویی را به دو چیز می‌شناسم؛ صراحت و صمیمیت. نمی‌خواهم مشت را نمونه خروار در نظر بگیرم، اما گفتگو با چند دانشجوی دور و برم نشان می‌دهد، برای حل مسئله صراحت به تنهایی کافی نیست.

دیدار‌های دانشجویی را به دو چیز می‌شناسم؛ صراحت و صمیمیت. نمی‌خواهم مشت را نمونه خروار در نظر بگیرم، اما گفتگو با چند دانشجوی دور و برم نشان می‌دهد، برای حل مسئله صراحت به تنهایی کافی نیست.

وارد حسینیه می‌شوم. هنوز دانشجویان اجازه ورود پیدا نکردند و جمعیت اندکی داخل حسینیه حضور دارند. برای نشستن جایی انتخاب می‌کنم که هر دو را خوب ببینم؛ هم سخنران و هم آقا. نمی‌دانم برای نوشتن گزارش روایی از عنوان «آقا» استفاده کنم یا عناوین رسمی‌تر مثل مقام معظم رهبری. از زمانی که ایشان را شناختم، همواره از این عنوان استفاده کرده‌ام.

به محض نشستن سر صحبت را با دانشجو‌های دور و برم باز می‌کنم. با دانشجویی که کنارم نشسته است، رفیق مشترکی هم پیدا می‌کنیم. کنجکاوم ببینم نظر دانشجو‌ها درباره این قرار هرساله چیست؟

از دانشجویی که رفیق مشترک پیدا کردیم و سمت چپ من نشسته است می‌پرسم: «از حرف‌های پارسال چیزی یادت مونده؟» پاسخش را پیش‌بینی می‌کردم؛ آنچنان چیزی یادش نیست. از بقیه هم پرسیدم، کم و بیش اسم بعضی از سخنران‌ها را به یاد می‌آورند. این هم بستگی دارد که در کدام تشکل فعالیت دارند.

دیدار‌های دانشجویی را به دو چیز می‌شناسم؛ صراحت و صمیمیت. نمی‌خواهم مشت را نمونه خروار در نظر بگیرم. اما گفتگو با چند دانشجوی دور و برم این‌طور نشان می‌دهد که برای حل مسئله، صراحت به تنهایی کافی نیست. مشغول صحبت کردن هستیم که خانم‌ها شعار دادن را آغاز می‌کنند «پسر فاطمه منتظر تو هستیم.» شور و انرژی ما و آن‌ها برای همراهی در شعار‌ها یکسان نیست. تا قبل از این دیدار تصور می‌کردم کسی که بلند می‌شود و شعاری را اعلام می‌کند، احتمالا از قبل هماهنگ شده و افراد مشخصی اجازه این کار را دارند. اما در این جلسه میفهمم که خبری از هماهنگی نیست. یک نفر صلوات می‌گیرد، یک نفر دیگر شعاری می‌سازد و حضار با او همراهی می‌کنند. دانشجو‌ها به تولد آقا نیز توجه دارند روز جلسه با روز تولد ایشان همزمان شده است. «علمدار ولایت، تولدت مبارک.»

نزدیک به نیم ساعت، شاید هم کمی بیشتر، ماراتن شعار‌ها ادامه پیدا می‌کند. بعضی شعار‌ها همان‌هایی است که همیشه گفته می‌شود و شاید همین «همیشه گفته شدن» موضوع را گاهی برای ما عادی می‌کند. نباید گذاشت مسائل هادی شود. به عنوان مثال آقا مدت‌هاست که برای تبیین، صراحتا حکم جهاد صادر کردند، اما فکر نمیکنم آنطوری که باید و شاید این حکم را جدی گرفته باشیم.

حالا ساعت ۴ بعد از ظهر است. کسی دنبال شعار دادن نیست. همه منتظرند تا آقا وارد حسینیه شوند. دانشجو‌ها با دقت نشانه‌های ورود ایشان را بررسی می‌کنند. «مجری رو ببین، رفت پشت تریبون.» دیگری گفت: «زلفی‌گل و وزیر بهداشت هم اومدن.»

درحال بررسی نشانه‌ها بودیم که آقا وارد حسینیه می‌شوند. بلافاصله جمعیت به احترام ایشان از زمین بلند می‌شود. آقا هنوز قدم اول را به قدم دوم نرسانده است که جمعیت از انتهای حسینیه به سمت جلو حرکت می‌کند. شعار‌ها دوباره جان گرفته، هماهنگ و پر شور شده است. هر چه تلاش کردم، اصلا نتوانستم آقا را به خوبی ببینم. تمام حواسم به این جمع بود که بر اثر ازدحام جمعیت زمین نخورم. دانشجویان همچنان ایستاده و شعار می‌دهند که قاری، تلاوت قرآن را آغاز می‌کند. تلاوت قرآن همه‌ی سر و صدای جمعیت را به سکوت تبدیل می‌کند. در حین قرائت قرآن باید جایی که پیدا کرده‌ام را رها کنم. در این یک وجب، همه نشسته‌اند، بجز خودم.

پس از تلاوت قرآن، مجری برنامه پشت تریبون می‌رود. نحوه معرفی‌اش، توجهم را جلب می‌کند. او پس از گفتن نام و نام خانوادگی، می‌گوید: «مادر هستم و با افتخار معلم». نکته‌ای را در رابطه با زمان برنامه گوشزد می‌کند و نماینده اولین تشکل را برای ادای سخنرانی دعوت می‌کند.

اولین تشکل، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان است. نماینده این تشکل، هم محاکمه بانیان وضع موجود را می‌خواهد هم به انتصابات دولت سیزدهم انتقاد دارد از طرفی بخشی از مشکلات را نیز ناشی از تحریم می‌داند. دبیر اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراغ افزایش قیمت‌ها نیز می‌رود. قیمت مسکن و خودرو را یادآوری کرده و تاکید می‌کند که این دو مورد برای دانشجوها تبدیل به آرزو شده است. در میان صحبت‌های او شعار‌های جسته گریخته‌ای داده می‌شود؛ گاهی تکبیر و گاهی «احسنت».

پر شور و تقریبا، سریع صحبت می‌کند. با این حال متنش را نیز روان و بدون مکث می‌خواند. به این فکر می‌کنم که نفر اول سخنرانی کردن همیشه سخت است؛ در چنین جلسه‌ای سخت‌تر. پس از تمام شدن صحبت‌هایش، منتظرم که انگشتر، عبا یا چیز‌هایی دیگر از آقا بخواهد. اما تنها خواسته‌اش دعای خیر است.

دومین سخنران، دبیر جنبش عدالت‌خواه دانشجویی است. این تشکل از مصادیق بیشتری در حرف‌هایش استفاده کرده است. به علاوه سعی کرده است، مطالبش را دسته‌بندی شده‌تر ارائه کند. بنظر می‌رسد با تشکل قبلی در یک موضوع اختلاف دارند؛ نقش تحریم‌ها. اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان تحریم را در شرایط کشور موثر میدانست، اما این‌ها بیشتر نحوه مدیریت و سیاست‌گذاری را. نفر دوم نیز از آقا چیزی نمی‌خواهد. فقط درخواست میکند که یک جلسه برای دیدار خصوصی با فعالان تشکل‌ها نیز مهیا شود.

نوبت به نماینده بسیج دانشجویی می‌رسد و یک خانم به جایگاه سخنرانی می‌رود. ابتدا نعمت جمهوری اسلامی را یادآوری می‌کند. برای اثبات حرفش نیز به تاریخ ارجاع می‌دهد و بلند می‌گوید «آقایان تاریخ بخوانید». از وضعیت ایران در دوره‌های گذشته می‌گوید. وضعیتی که ایران یکبار توسط بزرگان دنیا تقسیم می‌شد و بار دیگر علیه آن کودتا شکل می‌گرفت. در ادامه نماینده بسیج از تاریخ عبور می‌کند و به زمان حال نیز تلنگر می‌زند. از مشکل مسکن می‌گوید. «در عرصۀ مسکن برخی مسئولان همچنان اصرار دارند که به مردم کلید تحویل بدهند و روبان ببرند» علاوه بر بیان مشکل مسکن، به ریشه این مشکل نیز اشاره می‌کند؛ عدم عرضه زمین. سومین نماینده هم از آقا خواسته‌ای ندارد. بلکه برعکس. انگشتری هم به ایشان هدیه می‌دهد و از ایشان درخواست می‌کند که در دیدار‌های بعدی این انگشتر را به دست کنند. جمعیت حاضر در حسینیه در سکوت کامل، شنونده شده است. بعضی‌ها قلم به دست گرفته و می‌نویسند. بعضی هم که مثل من پشت ستون گیر کرده‌اند، هر از چندگاهی تلاش می‌کنند تا چهره آقا را ببینند.

پس از بسیج نوبت به نماینده جهادگران می‌رسد. او دکترای الکترونیک از دانشگاه چمران اهواز دارد. در ابتدای سخنرانی‌اش سلام جهادگران اهواز را نیز به آقا می‌رساند. او سازمان‌ها و ادارات مرتبط با حرکت‌های جهادی را سرعت‌گیر می‌داند تا شتاب دهنده. از طرفی از آقا درخواست می‌کند که هفته‌ای را در سال تحصیلی دانشگاه به عنوان هفته «امید و وحدت» نام گذاری کنند تا هم آن سازمان‌ها به خودشان بیایند هم از دانشجویان حمایت شود. فکر نمی‌کنم با یک نام‌گذاری چنین تحولی صورت بگیرد. این روز‌ها و هفته‌های نام گذاری شده، به شدت استعداد این را دارند که به مراسم‌های یک شکل و از سر تکلیف تبدیل شوند. پس از آن انگشتری که به آقا هدیه شد انگار یخ بچه‌ها آب شده. نماینده جهادگران، تقاضای عبا و انگشتر می‌کند. خواسته دیگری نیز دارد. می‌خواهد که خطبه عقدش را آقا بخوانند.

ششمین نفر دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل است. صحبتش را با نظم نوین جهان آغاز می‌کند. از همین مطلب استفاده کرده و مشکلات داخلی را بیان می‌کند. «متاسفانه داریم باور می‌کنیم که زور ایران قوی به مافیای خودرو نمی‌رسد.» حرف‌های این تشکل بار‌ها توسط دانشجویان تأیید می‌شود. مشکل خودرو و مسکن تقریبا پای ثابت حرف دانشجو‌ها است. قرآنی هم از سوی این تشکل به آقا هدیه داده می‌شود. همچنین دبیر این تشکل واسطه می‌شود که خواسته بعضی از خانواده‌های شهدا را منتقل کند؛ آن خواسته دیدار با شخص آقا است. البته تا یادم نرفته این را هم بگویم که نماینده این تشکل، برای خودش انگشتری هم می‌خواهد. انگار پس از آن انگشتری که از طرف دانشجویان به آقا هدیه داده شد، یخ سخنران‌ها برای گرفتن هدیه باز شده است.

نوبت به نماینده نشریات دانشجویی می‌رسد. نماینده نشریات دانشجویی دختری است از دانشگاه شریف. در ابتدای حرفش شهدای دانشگاه شریف را نام می‌برد؛ از شهید شریف واقفی تا شهید احسان قدبیگی و دیگر اساتید این دانشگاه که با ترور به شهادت رسیدند. نماینده نشریات، به نسبت قبلی‌ها، شمرده‌تر و با طمأنینه بیشتری حرف می‌زند.

پس از نشریات نوبت به نماینده دفتر تحکیم وحدت می‌رسد. فکر میکنم تا این لحظه از برنامه، صحبت‌های این تشکل بیشترین بازخورد را از دانشجویان گرفته است. این تشکل هم نسبت به صحبت‌های اخیر رئیس جمهور سابق واکنش نشان می‌دهد هم نسبت به گرانی‌ها و مشکلات امروز. «۸ سال از قانون اساسی دم زدید، اما بر خلاف اصل ۹ قانون اساسی استقلال کشور را نشانه گرفتید و برجام و سند ۲۰۳۰ را به ملت تحمیل کردید.»

گویا وقت نماینده دفتر تحکیم وحدت تمام می‌شود، اما یک دقیقه قرض می‌گیرد تا حرفش ناقص نماند. پس از او مجری برنامه میگوید که وقت این بخش از جلسه تمام شده، اما به یکی از تشکل‌ها فرصت صحبت کردن نرسیده است. آقا اشاره می‌کنند نفر بعدی نیز برای بیان حرف‌هایش پشت تریبون بیاید.

آخرین نفر، نماینده مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد است. بیانیه این تشکل زبان ساده‌تری دارد. به فیلترینگ و سربازی نیز اشاره می‌کند تا در این جلسه هیچ مسئله‌ای از قلم نیفتد. فرصت صحبت به تمام تشکل‌ها رسیده است. مجری برنامه پایان بخش اول جلسه را اعلام می‌کند. حالا از گوشه و کنار حسینیه شعرخوانی‌های پراکنده آغاز می‌شود. بعضی نیز فرصت را غنیمت شمرده درخواست‌هایی دارند «آقاجان من تا حالا ده بار خواب دیده‌ام که از شما انگشتر گرفته‌ام.».

فرصت به صحبت‌های آقا می‌رسد. در ابتدای سخنانشان چند نکته را نسبت به همین جلسه و حرف تشکل‌ها بیان می‌کنند: «اول اینکه سلام مرا به همه و به ویژه خانواده شهدا برسانید.» بنظرم در پاسخ به صحبت‌های نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل است. دوم اینکه فرمودند: «تولد حقیر مسئله کوچکی است و اهمیتی ندارد.» آقا حواسشان به شعار‌های بچه‌ها پیش از شروع جلسه بوده است. بعد نکته‌ای را در رابطه با خصوصی‌سازی و جلسه اقتصادی سران قوا مطرح کردند.

آقا از همین ابتدای جلسه نگران هستند که وقت کم بیاورند و نتواند تمام مطالبشان را بیان کنند. بنظرم همین نشان می‌دهد که این جلسه برای ایشان اهمیت دارد. از طرفی در بین صحبت‌هایشان، پاسخ برخی تشکل‌ها را نیز می‌دهند. ایشان از دانشجو توقع راهکار‌های علمی و عملی دارند. حتی برای ارائه این راهکار‌ها نیز پیشنهاد می‌دهند که دانشجو‌ها به سازمان برنامه رفته و آنجا مطالباتشان را پیگیری کنند.

کم کم نزدیک اذان می‌شویم. نمی‌دانم بالاخره فرصت شد تا تمام مطالب را بیان کنند یا نه. با اتمام زمان جلسه، دوباره همهمه‌ها آغاز می‌شود. همه درخواست دارند که جلسه پس از اذان نیز ادامه پیدا کند. نماز اول وقت اولویت دارد. برای آخرین جمله این دیدار آقا فرمودند: «شما را دوست داریم و دعایتان می‌کنیم.» جلسه تمام می‌شود. پس از نماز و هنگام خروج آقا از حسینیه، عده‌ای روی صندلی‌های چیده شده در کناره‌ی حسینیه می‌روند تا بتوانند آقا را رویت کنند.

فکر نمی‌کردم افطار داشته باشیم. اما افطار ۲۷ رمضان را مهمان این جلسه هستیم. افطاری جلسه هم آنچنان تشریفاتی نیست. چند خرما و نان و پنیری است که در ساده‌ترین مساجد نیز پیدا می‌شود.

از حسینیه که خارج می‌شوم همان لحظه نوشته‌هایم را مرتب می‌کنم. همچنان به گفتگو خودم با دانشجویان در ابتدای جلسه فکر می‌کنم. یعنی سال بعد کسی حرهفای این جلسه را به یاد دارد؟ تشکل‌ها برای پیگیری مطالباتشان کاری انجام می‌دهند؟ انگار این بیانیه‌ها چیزی کم دارد. مثلا اینکه هر تشکل در سال گذشته چه مسئله‌ای را پیگیری کرده است، چقدر وقت گذاشته و این پیگیری به کجا رسیده؟ حالا باید منتظر بمانیم.

به بهانه سفر رضا پهلوی به سرزمین های اشغالی:  عقاید یک دلقک!

به بهانه سفر رضا پهلوی به سرزمین های اشغالی:

عقاید یک دلقک!

فرزند آخرین شاه ایران در روز‌های گذشته به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد. سفری که برای مقامات رژیم صهیونیستی نیز چندان مهم و جدی نبود.

در راه اسرائیل هستم. هدف من از این سفر ابلاغ پیام دوستی ملت ایران، گفتگو با متخصصان آب اسرائیلی درباره چگونگی مواجه با بحران منبع آب ایران ناشی از سوءاستفاده جمهوری اسلامی ایران و ادای احترام به قربانیان هولوکاست همزمان با روز یادبودشان است.

می‌خواهم مردم اسرائیل بدانند که جمهوری اسلامی ایران نماینده مردم ایران نیست و پیوند دیرین میان ۲ ملت ایران و اسرائیل می‌تواند دوباره برقرار شود و به هر دو ملت سود برساند. به اسرائیل می‌روم تا نقشم برای ساختن آینده روشن‌تر را ایفا کنم.

این صحبت‌های عجیب، توییتی از فرزند آخرین شاه ایران محمد رضا پهلوی است. شاهی که با شرایطی حقارت آمیز و به دست واحد یک ملت برای همیشه از ایران اخراج شد. پهلوی‌ها البته دست خالی نیز از کشور فرار نکردند و طبق آمار‌هایی که حتی بعضی منابع خارجی مطرح کرده اند علاوه بر ۳۵ میلیارد دلار پول نقد، لیستی از جواهرات از جمله «۳۸۴ چمدان جواهر و الماس»، «دو تاج با ۵ هزار قطعه الماس»، «۵۰ قطعه زمرد» و ۳۶۸ حبه مروارید که از نظر قیمت غیر قابل تخمین است نیز با خود از ایران برده اند. اموالی که شاید یکی از دلایل آن باشد که آن‌ها هنوز با اعتماد به نفسی بالا به خود جرئت و اجازه اظهار نظر درباره ملت ایران را می‌دهند. ملتی که ثابت شده است به هیچ وجه شناختی از فرهنگ، عقاید و خواسته‌های آن ندارند.

رضا پهلوی

رضا پهلوی حالا، پس از بار‌ها جدی گرفته نشدن در فضای سیاسی و بین الملل در جدید‌ترین اقدام خود علیه ایران دست به دامان رژیم صهیونیستی شده است. اقدامی که حتی مورد انتقاد خیلی از خارج نشینان و حتی ضد انقلاب شده است. رضا پهلوی که در چند ماه گذشته سعی در ایفای نقش رهبر و شخص اول مخالفان جمهوری اسلامی را داشته است و همیشه نیز در این امر با شکست مواجه شده است حالا، اما پا را فراتر از حد خود گذاشته است و برای مقابله با ایران به فکر چنگ زدن به ریسمان سست صهیونیست‌ها افتاده است. اقدامی که حتی در زمان پدرش محمد رضا هیچ گاه به این شدت مشخص نبوده است، اما حالا رضا پهلوی حتی پا را از اقدامات پدرش فراتر گذاشته و اسرائیل را به عنوان همراه و شریک اصلی خود انتخاب کرده است.

رضا پهلوی که در ۶ ماه گذشته و در خلال اغتشاشات گذشته و با کمک گرفتن از احساسات مردم و با تکیه بر فراموشی اقدامات ننگین خاندان خود در ایران از هیچ اقدامی برای مطرح کردن خود به عنوان یک شخصی مهم برای مقابله با جمهوری اسلامی کم کاری نکرده است این بار،با اقدامی عجیب حتی شاید زود‌تر از همیشه خود را به عنوان یک دلقک و یک بازیچه تمام عیار نشان داده است.

عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد در رشته توئیتی در ارتباط با این اقدام رضا پهلوی نوشت:

و اما! پدر گاگول شما هم در راه اسرائیل بود. اسحاق رابین و شیمون پرز در سفر محرمانه به ایران، با بابای خجسته شما قرارداد فروش کلاهک اتمی امضاء کردند و ١/٢ میلیارد دلار نفت گرفتند خوردند و بابات را سر کار گذاشتند.

حالا تو در شرایطی که دولت نتانیاهو بحران زده است و جهان دگر شده است؛ و جهان اسلام با فلسطینی‌ها متعاطف است و روابط منطقه‌ای ایران با عربستان و دیگر کشور‌ها بازسازی شده است و … در بدترین زمان ممکن در راه اسرائیل هستی!

یک آدم عاقل نبود که بگوید: شازده الان وقت سفر نیست، یا محرمانه برو! خاطرات علم رو بخون! سر بابات کلاه گذاشتن و خندیدند! بابات فهمید!

بلاهت دیگر شازده، انتخاب زمان سفر بعد از حضور فراگیر ملت ایران و ملت‌های مسلمان منطقه در روز قدس است. ملت ایران در روز قدس پیام خود را فرستاده اند، شازده حامل پیام چه کسانی است. می‌بایست به نصیحت استیون ساخر در برنامه هارد تاک BBC World گوش می‌کرد و با سیاست برای همیشه خداحافظی!

عقاید یک دلقک !

شخص رضا پهلوی و اقدامات او آن قدر که دور از عقل و ارزش است که ناصر کنعانی سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره سفر رضا پهلوی به اسرائیل بیش از چند کلمه مطرح نکرد و این اقدام را فاقد ارزش برای صحبت کردن دانست. کنعانی در این باره اظهار کرد: شخصی که نام بردید نه خودش نه اصل سفرش و نه جایی که می‌خواهد به آنجا سفر کند ارزشی ندارد که من از این تریبون درباره آن اعلام موضع بکنم. این چند کلمه تمام اظهار نظر مقامات کشورمان درباره رضا پهلوی بود.

احسان منصوری کارشناس تاریخ نیز در ابن باره اظهار کرد:دراز کردن دست دوستی پهلوی به سمت اسرائیل تازگی ندارد. پهلوی با شلدون ادلسون (پیشنهاد دهنده بمباران اتمی ایران) هم دیدار کرده بود. سفر به اسرائیل تقلایی برای جایگزینی منابع مالی از دست رفته است، اما زهی خیال باطل!

آب از دست اسرائیلی‌ها نخواهد چکید. دوره مفت خوری با پول عربستان به سر آمد. با پایان دست و دلبازی عربستان شاهد تشدید رقابت پهلوی با بقیه اعضای ائتلاف ضدایرانی بر سر منابع مالی در آمریکا خواهیم بود. لابی اسرائیل می‌تواند به بهبود موقعیت در آمریکا کمک کند.

اما بعید است پهلوی شانس بیشتری از مجاهدین داشته باشد که تمام توان عملیاتی و اطلاعتی اش را در خدمت اسرائیل گذاشته است.

نتانیاهو و رضا پهلوی

رضا پهلوی به اسرائیل رفت در فرودگاه به شکلی رسمی و با احترام مورد استقبال و احترام مقامات رژیم صهیونیستی قرار نگرفت و او را از درب عادی فرودگاه بیرون آوردند و پروتکل‌های شخصیت‌های بزرگ برای او به هیچ شکلی انجام نشد و هیچ کنفرانسی نیز برای او برگزار نشد. رضا پهلوی در سفر خود به دنبال اجرای نمایش تعیین شده خود بود. تصویری از گفت و گوی او با نتانیاهو منتشر شد. تصوری که نشان از جدی نبودن او حتی برای بزرگترین دشمن ایران داشت. نتانیاهو حتی پهلوی را به اتاق خود نیز راه نداد و همین مسئله نیز باعث سوال برانگیز‌تر شدن حضور و سفر او در این مکان شده است.

عقاید یک دلقک !

علاوه بر همه این نکات تحقیرآمیز، انتشار تصویر حضور رضا پهلوی و همسرش پای دیوار ندبه، در حالی که کلاه مخصوص یهودی‌ها را بر سر دارد و به عادت دینی آن‌ها مشغول عبادت! است، نشان دیگری بر خودفروختگی و عقاید عجیب ربع پهلوی دارد. عقایدی که می‌تواند از آن به عنوان یک دلقک نه یک رهبر یاد کرد.

تاریخچه حجاب در غرب/ برهنگی ارمغان رنسانس برای زنان غربی

تاریخچه حجاب در غرب/ برهنگی ارمغان رنسانس برای زنان غربی

در گزارش زیر به بررسی نظر مورخان و نویسندگان غربی درباره جایگاه و ارزش زن در جامعه غربی می‌پردازیم.

رنسانس با هدف حذف خدا و قوانین اخلاقی از زندگی بشر و استثمار تهی‌دستان و ساده‌دلان توسط ثروتمندان سودجو، تعبیر دیگری از کمال انسان ارائه داد که در آن فقط جسم او مقدس شمرده و محور و معیار فضیلت دنیوی معرفی شود. بر همین اساس لذت محوری، مخصوصاً لذات شهوانی جنسی، اساس سبک زندگی جدیدی را پایه‌ریزی کرد. در این تفکر، ارزش زن به اندازه لذت بخشی او بنا نهاده شد.

نظر مورخان و نویسندگان غربی درباره جایگاه و ارزش زن در جامعه غربی

پوشش زنان در یونان باستان

در دایرة المعارف لاروس آمده است: در یونان باستان زنان هنگام حضور در اجتماع، صورت و اندام‏شان را تا روی پاها می‏‌پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس، اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می­‌شد. زنان شهر ثیب حتی صورتشان را نیز با پارچه می­‌پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می­‌گرفت تا بتوانند ببینند. در اسپارته نیز زنان سر را می­‌پوشاندند، ولی صورت‌هایشان باز بوده ­است.

حجاب زنان باستانی در غرب

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن می‌نویسد: در دوران باستان زنان فقط در صورتی در جشن‌های مذهبی و تماشاخانه‌ها حضور پیدا می­‌کردند که کاملاً در حجاب باشند. در قرون اول تا ۱۶ میلادی زنان اروپایی از لباس­‌های پوشیده استفاده می­‌کردند.

ویل دورانت در این رابطه ادامه می‌‌دهد: بلندی لباس­‌های بانوان اصیل اروپایی، تا روی پاها می‌رسید. زنان اشراف به ندرت در انظار عمومی ظاهر می­‌شدند. در اروپا مردان و زنان از پیراهن­‌های بلند با آستین‌های بلند استفاده می­‌کردند که کاملاً بدن را می­‌پوشاند. لباس­‌های مردان کوتاه ولی لباس­‌های زنان خصوصاً بانوان اصیل اروپایی چند لایه و بلند تا روی زمین بود. مردان کلاه و زنان روسری می­‌پوشیدند که مو، سر و شانه را می­‌پوشاند. آستین­‌های لباس زنان تا آرنج و یا مچ دست بود و دامن‌هایشان روی زمین ‌کشیده می­‌شد.

پوشیدن جوراب‌های ابریشمی به وسیله ملکه الیزابت مرسوم شد

بیشتر زنانِ طبقه تحصیل کرده زود ازدواج می‌کردند. انگلیسی‌ها دختران را با وقار و با حیا بزرگ و بیشتر زنانِ طبقه تحصیل کرده زود ازدواج می‌کردند. در زمان شکسپیر زن حق نداشت که روی صحنه بیاید، نقش زنان را پسران بازی می­‌کردند. (تاریخ تمدن اثر ویل دورانت)

زنان اغلب دامن­‌های بلند دنباله­‌دار، بالاپوش‌های گشاد (ردینگوت) و روسری­‌های سیاه ابریشمی به همراه زیردامنی و جوراب بلند می­‌پوشیدند. (تاریخ لباس ترجمه شیرین بزرگمهر)

زنان عفتِ قبل از ازدواج و وفاداری بعد از ازدواج را وسیله‌ای برای نجابت خود از بی­‌حرمتی می­‌دانستند. زنان هنگام سوارکاری، زیر پیراهن­شان شلواری پف­دار می‌پوشیدند. (تاریخ تمدن ویل دورانت)

پوشش زنان در اسپانیا چه گونه بود؟

در اسپانیا عفاف و عصمت زنان نه تنها به وسیله مذهب و قانون بلکه به وسیله شرافت حفظ می‌شد. زنان عفیف دور از مردها غذا می­‌خوردند و هنگام حضور در اجتماع، در کالسکه­‌های در بسته می­‌نشستند. بعد از ورود اسلام به اسپانیا (اندلس سابق) ردا با منشا ایرانی به پوشاک مردان افزوده ‌شد و زنان چادر بزرگی می‌پوشیدند.

برخی زنان همه چهره خود، به استثنای چشم­‌ها را از مردان می­‌پوشاندند و پاهای خود را چنان محجوبانه از انظار پنهان می­‌داشتند که اگر عاشقان می‌توانستند لحظه‌ای آن را ببینند، یکی از شورانگیزترین آرزوهای خود را برآورده می­‌دیدند. زنان در تماشاخانه‌ها در قسمت مخصوص می­‌نشستند و صورت خود را با تور می­‌پوشاندند.

اشراف اسپانیا

هدف رنساس حذف چه بود؟

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن می­‌نویسد: رنسانس نه یک دوره زمانی، بلکه یک تفکر و شیوه زندگی بود که بر اثر فشارهای حاکمیت غیر عقلانی کلیسا طی سال­‌های هزار و ۳۰۰ الی هزار و ۵۰۰ میلادی با شعار بازگشت به میراث فرهنگی روم و یونان باستان در اروپا شکل گرفت.

رنسانس با ایدئولوژی دنیامحوری، اومانیسم و با هدف حذف خدا و قوانین اخلاقی از زندگی بشر و استثمار تهی دستان و ساده دلان توسط ثروتمندان سود جو، تعبیر دیگری از کمال انسان ارائه داد که در آن فقط جسم او مقدس شمرده و محور و معیار فضیلت دنیوی معرفی شود. بر همین اساس لذت محوری، مخصوصاً لذات شهوانی جنسی، اساس سبک زندگی جدیدی را پایه‌ریزی کرد. در این تفکر، ارزش زن به اندازه لذت بخشی او بنا نهاده شد.

ویل دورانت می‌گوید: کارخانه‌داران که به فکر سود بیشتر خود بودند و اخلاقیات برایشان بی‌اهمیت بود، زنان را که کارگران ارزان‌تری بودند بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می‌دادند و آنان را هنگام استفاده از دستگاه‌های خطرناک به استفاده از لباس‌های تنگ و کوتاه وادار می‌کردند. بدین ترتیب در جامعه صنعتی، زن نیز صنعتی شد و مردانی که طالب حذف شرم و حیا بودند، به بهانه آزادی زن و در واقع برای سوءاستفاده بیشتر از او، زنان را به عرصه فحشا کشاندند.

انقلاب برهنگی، عاملی برای شکست سکوت روشنفکران

این برهنگی اجباری زنان در کنار رواج فرهنگ مصرف‌گرایی، سرمایه‌داران را ترغیب کرد که از جذابیت‌های جسمی زنان به عنوان وسیله‌ی لذت و سرگرمی برای کسب سود بیشتر و تجارت‌ خود استفاده کنند. (کتاب لذات فلسفه)

بعد از گذشت چند سال از آغاز برهنگی در غرب، کم کم آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی ناشی از آن هم در جامعه نمود پیدا کرد. روشنفکران و فعالان اجتماعی که با دیدن مشکلات ناشی از برهنگی نمی‌توانستند سکوت کنند، زبان به انتقاد گشودند.

سوزان اف. هاردینگ اعتقاد دارد: انقلاب جنسی، زن‌ها را از قید عفت خلاص کرد ولی مفهوم قابل احترام بودن، نادیده گرفته شد. (کتاب فمینیسم داستان زندگی من نیست، نوشته الیزابت فاکس گنوز)

سبالوس رئیس سابق سازمان ملی نمایندگان زنان در نیویورک می‌گوید: در جامعه ما، زنان مجبور می‌شوند هر روز برای کسب تأیید مردان، در استانداردهای مضحک زیبایی اسیر شوند. ما یک سطل زباله آزادی درست کردیم و هر چیزی را که فکر می‌کردیم محدودکننده زنان است در آن انداختیم. ای زنان! از فکرتان استفاده کنید، نه از اندامتان!

زنان کارگر

وندی شلیت نویسنده آمریکایی می‌گوید: بدیهی است که وقتی اجازه دادیم هرکاری آزاد باشد، آزار جنسی، مزاحمت‌ها و تجاوز به عنف هم افزایش پیدا می‌کند. جامعه‌ای که علیه شرم و حیا اعلام جنگ کرده، دشمن زنان است.

او ادامه می‌دهد: من دامن‌های بلند و لباس­‌های دکمه­‌دار و پوشیده بر تن می‌کنم تا این پیام را به دیگران بدهم که شخصیت من فقط در ظاهرم خلاصه نمی­‌شود. وقتی وارد دبیرستان شدم مقید ماندن به مدل پوشش خود و ارزش­‌های خود واقعاً برایم مشکل‌تر شد. دوستانم را می­‌دیدم، که با پوشیدن لباس‌های بدن نما خیره کننده، توجه زیادی را به خود جلب می­‌کردند. من ورزشکار و باهوش بودم، خواننده و بازیگر بودم و ویراستار مجله مدرسه، اما این‌ها به پای لباس­‌های کوتاه دوستانم نمی‌رسید. حتی به مجلس رقص سال آخری­‌ها دعوت نشدم! اما دیدم چگونه دوستانم که همه چیز خود را در مقابل پسرانی که فقط شیفته جسم آن­‌ها شده بودند باختند و بعد این پسران آن­‌ها را به حال خود رها کردند و آسیب روحی سختی به آن­ها وارد کردند. هرچه می‌گذرد از اینکه معیارهای خود را بالا نگه داشته‌ام، خوشحال‌تر می­‌شوم.

وندی شلیت در ادامه می‌گوید: این روزها از اینکه کسی به ما بگوید: چه خوش‌اندام هستی! خوشمان می‌آید و تشکر می‌کنیم. اما آیا به راستی آزادی که ما زنان به دنبالش هستیم، این است؟ ما به ارزیابی سطحی دیگران خو گرفته‌ایم و شاید جای تعجب نباشد که اعتماد به نفس پایین، عمومی‌ترین مشکل یک زن پُست مدرن است. ما آنقدر عادت کرده‌ایم فقط به جنبه ظاهری خود توجه کنیم که تقریباً از خود حقیقی­مان غافل شده‌ایم.

پوشیدن لباس رسمی­‌تر علامت این است که آنچه در باطن ما است، ارزش بیشتری دارد. آنچه در باطن ما وجود دارد، بطور کلی روح نامیده می­‌شود و به ما یادآوری می‌کند که چیزی فراتر از بدن صرف وجود دارد. (دختران به عفاف روی می­‌آورند) بی‌حجابی و سبک زندگی بی‌قید و بند باعث شکل‌گیری نسل جدیدی از دخترانی شد که برخلاف مادرهایشان سبک زندگی عفیفانه را در پیش گرفته‌اند. دختران به عفاف روی می‌آورند، عنوان کتابی است که خانم وندی شلیت در توصیف دختران متفاوت آمریکایی نوشته است.

لباس رسمی زنان غربی در گذشته

منبع: فارس

بررسی سخنان رهبر انقلاب در خصوص رفراندم/ وضعیت رفراندم در کشورهای دیگر چگونه است؟

بررسی سخنان رهبر انقلاب در خصوص رفراندم/ وضعیت رفراندم در کشورهای دیگر چگونه است؟

در قانون اساسی آمریکا، اساسا موضوعی با عنوان رفراندوم وجود ندارد و تاکنون رفراندوم ملی در این کشور برگزار نشده است و چرا در فرانسه بعد از ماه‌ها اعتراض در موضوع سن بازنشستگی، رفراندوم برگزار نمی‌شود؟

بررسی سخنان رهبر انقلاب در خصوص رفراندم/ وضعیت رفراندم در کشورهای دیگر چگونه است؟

تبیین بیانات رهبر انقلاب - در دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان، نکته‌ای در خصوص رفراندوم مطرح شد مبنی بر این که «اگر از همان ابتدا در همه مسائلی که پیش می‌آمد، رفراندوم برگزار می‌کردید، حالا دیگر حساسیت در این مسئله وجود نداشت.» رهبر انقلاب نیز در خصوص این موضوع، نکاتی را به طور مختصر و کوتاه مورد اشاره قرار دادند.

ایشان در پاسخ به این سوال و نه با نفی کلی رفراندوم، فرمودند: «حرف مردم را باید گوش بدهند. حرف مردم کجا است؟ خب مردم در همه‌ی مسائل که حرف ندارند، [ضمناً] یک حرف ندارند؛ باید فکر کنند، مطالعه کنند. حرف مردم سازوکاری دارد. حرف مردم همین است که الان وجود دارد؛ یعنی یک نفر را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌کنند؛ این حرف مردم است. یک عده‌ای را به عنوان نماینده‌ی مجلس انتخاب می‌کنند؛ این حرف مردم است.‌ حرف مردم را این‌جوری می‌شود فهمید دیگر.»

«کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همه‌ی مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند و شرکت می‌کنند، امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ چطور می‌شود رفراندوم کرد، در مسائلی که تبلیغات می‌شود کرد، از همه طرف حرف می‌شود زد؟ اصلا یک کشور را شش ماه درگیر بحث و جدل و گفتگو و دوقطبی‌سازی می‌کنند برای اینکه یک مسئله‌ای رفراندوم بشود. در همه‌ی مسائل رفراندوم بکنیم؟»

بعد از این بیانات، برخی در فضای مجازی مدعی شدند که در کشورهای مختلف، در موضوعات گوناگون به رفراندوم مراجعه می‌شود. بر همین اساس، به بررسی برگزاری رفراندوم در برخی از کشورها می‌پردازیم.

ایالات متحده آمریکا

آمریکا از نگاه غربی به عنوان مهد دموکراسی و آزادی معرفی می‌شود. جایی که به عنوان نماد عینی لیبرال دموکراسی است. آمریکا همان کشوری است که دلیل حضور نظامی و جنگ در منطقه را، گسترش دموکراسی بیان می‌کند. اما جالب است بدانید در قانون اساسی این کشور، اساسا موضوعی با عنوان رفراندوم وجود ندارد و تاکنون رفراندوم ملی در این کشور برگزار نشده است. صرفا در برخی از ایالت‌ها، آن هم در برخی موضوعات محلی، همه‌پرسی برگزار می‌شود. اما اینکه بگوییم در سطح ملی، کلان و بر اساس قانون اساسی آمریکا رفراندوم برگزار شده باشد، چنین موضوعی وجود ندارد.

هلند و فرانسه

در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) قانون اساسی اتحادیه اروپا به تصویب رسید. این قانون باید در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا به رفراندوم گذاشته می‌شد تا مردم این کشورها، آن را بپذیرند. اما این رفراندوم در فرانسه، رای نیاورد. «تونی بلر»، نخست وزیر وقت انگلیس، در واکنش به این ماجرا گفته بود: «ما تصمیماتی گرفتیم که شهروندان عادی آن را درک نکردند. امروز شما را یاد این موضوع می‌اندازم که هدف قانون اساسی در هنگام آغاز تدوینش، ایجاد پلی بین اروپا و شهروندانش بود.»

بعد از شکست عدم تایید قانون اساسی اتحادیه اروپا در رفراندوم فرانسه، زمزم‌ها از تکرار این اتفاق در هلند به میان بود. «یان پیتر بالکننده»، نخست وزیر وقت هلند بـا حضور بر صفحه تلویزیون این کشور از مردم هلند خواست به قانون اساسی اتحادیه اروپا رای «مثبت» دهند. اگر واقعا این مسئله یک رفراندوم است و قرار بود نظر واقعی مردم اعمال شود، چرا مقام رسمی هلند تاکید بر رای مثبت داشت؟ «نلی کرواس»، کمیسر هلند در اتحــادیه اروپا، گفته بود: «مردم هلند با پاسخ آری خـود، نشان خواهند داد که فرانسوی‌ها با جواب منفی خود، رئیس اروپا نیستند.»

همه پرسیِ قانون اساسی اتحادیه اروپا، بار دیگر در این کشورها برگزار شد که برای بار دوم هم رای نیاورد. تکرار این رفراندم از آنجایی بود که سیاستمداران خواهان تصویب آن بودند اما مردم، تمایلی به آن نداشتند. برای همین آن را تکرار کرده تا به هدف خود برسند. اگر در کشورهای اروپایی از راه رفراندوم واقعا به دنبال نظر مردم بودند، چرا آن را تکرار کردند؟

انگلیس

در حکومت سلطنتی-موروثی انگلیس، تاکنون ۳ رفراندوم مهم برگزار شده که دو مورد آن در خصوص عضویت و خروج از اتحادیه اروپا بود؛ که از مسائل مهم و کلان کشور به حساب می‌آمد و خلاف قانون اساسی انگلستان نیست. البته لازم به ذکر است که در انگلیس، بعد از ماجرای برگزیت و برگزاری رفراندوم برای خروج از اتحادیه اروپا، بحران‌هایی پدید آمد که تعداد محدودی از آن‌ها عبارتند از: ۱. سقوط ارزش پوند. بهای پوند نسبت به دلار به سطحی سقوط کرد که از سال ۱۹۸۵ بی‌سابقه بود. ۲. بی‌ثباتی سیاسی که منجر به استعفای دیوید کامرون، نخست وزیر وقت انگلستان شد. ۳. بحران جدایی طلبی. ایرلند شمالی خواهان برگزاری رفراندوم به منظور جدایی از انگلستان شد.

بر اساس آنچه گفته شد، خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، به ضرر این کشور منجر شد و تعدادی از احزاب و جریان‌ها خواستار برگزاری مجدد رفراندوم و بازگشت به اتحادیه اروپا شدند. دلیل این مسئله را می‌توان این دانست که به جای بررسی تحصصی در نهادهای تصمیم گیر، رفراندوم در فضای تبلیغاتی و جو رسانه‌ای برگزار شد. حال اگر بازهم رفراندوم برای بازگشت به اتحادیه اروپا برگزار شود، موجی دیگر از بحران‌ها را در انگلیس شاهد خواهیم بود.

انواع رفراندوم

در این جا می‌توان انواع رفراندم را به ۳ دسته تقسیم کرد:

نوع اول؛ رفراندوم برای تعیین نوع حکومت. این نوع رفراندوم در سال ۵۷ در جمهوری اسلامی ایران برگزار شد و در هیچ جای دیگر از دنیا تاکنون برگزار نشده است. لازم به ذکر است که رفراندوم سال ۵۷، در حالت گذار قدرت برگزار شد. یعنی جمهوری اسلامی قبل از رسیدن به قدرت، این رفراندوم را برگزار کرد نه بعد از آن. زیرا هیچ حکومتی نیست که وقتی در قدرت است، خود را به رفراندم بگذارد و این کار به طور منطقی و عملی، محال است.

نوع دم؛ رفراندوم برای قانون اساسی. در این رفراندوم قانون اساسی و اصلاحات آن به آراء عمومی گذاشته می‌شود که در جمهوری اسلامی ایران، یک بار سال ۵۸ خود قانون اساسی و یک بار سال ۶۸، اصلاحات آن به رفراندوم گذاشته شد.

نوع سوم؛ رفراندوم بر اساس قانون اساسی. این نوع رفراندوم درون کشورها منطبق بر اصول قانون اساسی خاص هر کشور، برگزار می‌شود. طبق اصل ۵۹ قانون اساسی، «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» بر اساس ماده ۳۶ این اصل، روند و شرایط برگزاری رفراندوم مشخص شده است. طبق این ماده، «رفراندوم با پیشنهاد رئیس جمهور یا صد نفر از نمایندگان مجلس و با تصویب دو سوم نمایندگان، قابل برگزاری است.» حسن روحانی هم در دوران ریاست جمهوری و هم در روزهای اخیر، مسئله رفراندوم را مطرح کرده است. سوال این است که چرا در طول ۸ سالی که رئیس جمهور بود، حتی یک بارهم درخواست رفراندوم را به طور رسمی ارائه نداده است؟ چرا فقط آن را در تریبون اعلام کرده و صرفا مانور سیاسی داده است؟

نکته دیگر این است که رفراندوم در مواردی قابل برگزاری است که خلاف قانون اساسی نباشد. مثلا اگر بخواهیم در موضوع حجاب رفراندوم برگزار کنیم، جدای از آنکه رای بیاورد یا نه، این کار خلاف قانون اساسی است. زیرا طبق اصل چهارم قانون اساسی «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر این‌ها، باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است». اگر قرار باشد قانون اساسی رعایت نشود، دیگر سنگ روی سنگ بند نیست و جامعه مدنی تبدیل به قانون جنگل می‌شود!

نکته دیگر این است که اگر قرار باشد برای تمام مسائل، رفراندوم برگزار شود؛ پس تکلیف قوانین چه می‌شود؟ نقش پارلمان در تصمیم گیری کجای کار است؟ رئیس جمهور چه نقشی دارد؟ مگر می‌شود برای هر موضوعی به آراء عمومی مراجعه کرد؟ در این صورت یک کشوری خواهیم بود که هر روز فقط انتخابات برگزار می‌کنیم و اصلا فرصت به اجرا نمی‌رسد. چه کسی پاسخگوی دو قطبی‌های شدید بر اثر هر رفراندوم است؟ نکته مهم‌تر اینکه حد رفراندوم‌ها کجاست؟ چه کسی قرار است تعیین کند که تا کجا رفراندوم برگزار کنیم؟ چه تضمینی است که امروز یک رفراندوم برگزار شود و فردا دوباره خلاف آن از سوی عده‌ای دیگر درخواست نشود؟ در کجای دنیا کدام کشور اینگونه اداره می‌شود؟

در حال حاضر، ماه‌هاست که فرانسه در گیر آشوب و تظاهرات شدید و خشونت آمیز شده است و صرفا به خاطر اینکه سن بازنشستگی، تغییر کرده است. چرا در فرانسه که ادعای دموکراسی دارد، برای این موضوع ساده رفراندوم برگزار نمی‌شود؟ چرا رئیس جمهور فرانسه اینقدر تاکید دارد که موضوع مصوب شده و باید اجرا شود؟

در خصوص سوئیس که برخی از آن نام می‌برند، لازم به ذکر است که اولا ساختار سیاسی، جمعیت، وسعت و سایر ویژگی‌های ژئوپلیتیکی و غیره آن متفاوت است و هیچ کشور دیگری همچون آن نیست. ثانیا در سوئیس نیز اینگونه نیست که هر کس اراده کند، برای هر چیزی رفراندوم برگزار شود. ثالثا، در سوئیس هم رفراندوم خلاف اصول و مبانی آن کشور برگزار نمی‌شود.

امکان تحلیل یا قدرت تحلیل؟

نکته‌ای دیگر در خصوص بیانات رهبر انقلاب این است که ایشان فرمودند که برای همه مردم «امکان تحلیل» نیست نه «قدرت تحلیل». فضای انتخاباتی را در نظر بگیرید. در این فضا چقدر جو رسانه‌ای حاکم است؟ چقدر تبلیغات درست و غلط دیده می‌شود؟ چه قدر اظهار نظرهای مختلف و گاه خلاف واقعه به چشم می‌خورد؟ چقدر فضای دوقطبی در جامعه پدید می‌آید؟ در نظر بگیرید که برای هر رفراندوم، باید این فضا تجربه شود. در این فضا حتی کسانی که قدرت تحلیل بالایی دارند، از نظر امکان تحلیل دچار نقص شده و ممکن است خطا کنند. اگر این خطا در موضاعات تخصصی داخلی یا خارجی باشد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ اگر ماجرایی همچون برگزیت انگلیس رخ دهد، چه کسی پاسخگو است؟ نقش پارلمان و کمیسیون‌های تخصصی آن که با رای مستقیم مردم انتخاب شده اند، کجای ماجراست؟

کادوی تولد متفاوت دانشجویان به رهبر انقلاب/ حاشیه نگاری از دیدار دانشجویان با رهبری

کادوی تولد متفاوت دانشجویان به رهبر انقلاب/ حاشیه نگاری از دیدار دانشجویان با رهبری

کادوی تولد متفاوت دانشجویان به رهبر انقلاب/ حاشیه نگاری از دیدار دانشجویان با رهبری

یکی از دانشجویان در پایان سخنرانی خود، از رهبری درخواست کرد تا کادویی که به مناسبت تولد ایشان تهیه شده را تقدیم کند.

دیدار دانشجویان با ایت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب همیشه یکی از شیرین ترین و خاطره انگیزترین لحظات دوران دانشجویی است که مدتها شیرینی آن در اذهان شرکت کنندگان باقی می ماند. همزمان شدن دیدار رمضانی امسال دانشجویان با روز تولد رهبر انقلاب، این دیدار را برای آنها دلچسب تر و خاطره انگیز تر کرد.

در این گزارش بخش هایی از حاشیه دیدار روز گذشته دانشجویان با رهبر انقلاب را می خوانید:

- ساعت حسینیه امام خمینی (ره) هنوز به 16 نرسیده بود که بخش اعظمی از جایگاه آقایان در حسینیه پر شده بود و به جمعیت بانوان نیز مدام افزوده می شد. دانشجویان با سر دادن شعارهایی از جمله "ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم"، این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده" و "علمدار تولدت مبارک" انتظار خود را برای دیدن رهبر انقلاب اعلام می کردند. حدود ساعت 16 و 25 دقیقه بود که رهبر انقلاب از جایگاه اصلی وارد حسینیه شدند و شعارهای دانشجویان به عباراتی نظیر "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" و "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده" تبدیل شد. دانشجویان پس از لحظاتی دوباره با شور و هیجان خاصی مدتی به سردادن شعار "علمدار تولدت مبارک" پرداختند که این بار رهبر انقلاب با بیان اینکه "اجازه دهید قرآن تلاوت شود، تولد خیلی اهمیتی ندارد" خواستار شروع مراسم شدند.

- پس از تلاوت قرآن از سوی قاری برنامه که مجری او را "امیرحسین رحمتی" از دانشجویان رشته قرآن و علوم حدیث دانشگاه تهران معرفی کرد با حضور مجری در پشت تریبون حاضر در حسینیه امام خمینی (ره) برنامه رسما آغاز شد.

- مجری دیدار امسال که از بانوان دانشجو بود، در معرفی خود گفت: فائزه فداکار، مادر و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و از ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان و با افتخار معلم هستم. وی پس از بیان نکاتی، خواستار رعایت وقت تعیین شده از سوی سخنرانان جلسه شد و از اولین سخنران به نام "امیر محمد کولانی" از اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دعوت کرد، پشت تریبون حاضر شود.

- کولانی پس از کسب اجازه از رهبر انقلاب، مطالبی را بیان کرد و به نکاتی در خصوص جنگ ترکیبی، وضعیت کشور، انتصابات دولت و ... اشاره کرد. وی در بخشی از سخنان خود خواستار محاکمه بانیان وضع موجود شد که این بخش از سخنان وی با ندای "احسنت، احسنت" دانشجویان همراه شد. وی پس از اتمام سخنان خود از رهبر انقلاب خواست برای اعضای این اتحادیه دانشجویی دعا کنند.

دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران , تشکلهای دانشجویی , نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها , پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری ,

- پس از لحظاتی مجری از "محمد صالح ترکمان" از اعضای جنبش عدالتخواه دانشجویی دعوت کرد در پشت تریبون حاضر شود. وی در سخنان خود به نکاتی درباره تعارض منافع، امید، شفافیت آرا و شورای عالی سران قوا اشاره کرد. رهبر انقلاب در سخنان خود به بخش هایی از این نکات پاسخ دادند. این دانشجو به سخنان خود با دو درخواست پایان داد. اولین درخواست وی برگزاری جلسه خصوصی با فعالین دانشجویی و درخواست دیگر، دعا برای دانشجویان در نماز شب بود.

- "زهرا وفاداران"، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه الزهرا (س) سخنران سوم این نشست بود که با دعوت مجری پشت تریبون حاضر شد. وی سخنان خود را با طعنه به خناسانِ بیگانه و ساده‌اندیشانِ داخلی در تخریب و سیاه‌نمایی علیه ایران اسلامی آغاز کرد و از آنها دعوت کرد "کمی تاریخ بخوانند" و از شکر سخن گفت که با "احسنت احسنت های" جمعیت روبرو شد.

"شکر که مراکز دانشگاهی و فضاهای نخبگانی نیز مملو از بانوان توانمندی است که در عرصه‌های مختلف فعالیت‌های علمی و اجتماعی به مجاهدت می‌پردازند و شکر که بنده توفیق دارم که به نمایندگی‌شان در محضرتان بایستم." وی در بخشی از سخنان خود به موضوع تخفیف 70 درصدی هزینه گاز گروههای پرمصرف و پردرآمد اشاره و به این مسئله انتقاد کرد.

وفاداران در پایان سخنان خود از هدیه یک انگشتر از سوی بسیج دانشجویی به رهبر انقلاب گفت و اینکه حفاظت جعبه آن را گرفت اما خود انگشتر وارد حسینیه شده که آن را تقدیم شما خواهیم کرد. رهبر انقلاب پس از تشکر از این دانشجو خطاب به حضار گفت: همه از ما انگشتر می گیرند اما خانم ها به ما انگشتر می دهند. این سخنان خنده شرکت کنندگان را همراه داشت.

- "مرتضی خواجوی"، نماینده گروه های جهادی، چهارمین سخنران این نشست دانشجویی بود وی پس از بیان دیدگاههای خود، از رهبر انقلاب انگشتر طلب کرد. وی البته خواستار قرائت خطبه عقدش از سوی رهبر انقلاب نیز شد که این درخواست با تشویق و فریادهای افراد حاضر در حسینیه روبرو شد.

- "معین رضیئی" از اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل به عنوان سخنران بعدی این دیدار به بیان نکاتی پرداخت. وی در پایان سخنان خود، قرآنی را به رهبر معظم انقلاب تقدیم کرد که امضای 21 خانواده از شهدای امنیت را با خود همراه داشت. رضیئی از تهیه و اهدای پرچم متبرک به حرم حضرت زینب (س) از سوی این اتحادیه دانشجویی به رهبر انقلاب گفت. این دانشجو دو درخواست نیز مطرح کرد. یک، برگزاری جلسه با خانواده شهدایی که قرآن را اهدا کردند و دیگر اینکه از رهبر انقلاب خواست جانمازی را که با آن نماز می خوانند را به او بخشند.

دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران , تشکلهای دانشجویی , نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها , پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری ,

- ششمین سخنران این جلسه که با معرفی مجری در پشت تریبون قرار گرفت، "مریم محمدی" از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بود که به نمایندگی از نشریات دانشجویی نکاتی را مطرح کرد و در سخنان خود به اتفاقات سال گذشته در دانشگاهها نیز اشاره هایی کرد. وی حضور 1000 دانشجوی دختر در مقطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه صنعتی شریف را حاصل نگاه متعالی انقلاب به زن دانست و درگیر کردن زنان به مسائل جنیستی و دانشگاه به موضوعات حاشیه ای را اقدامی برای دور کردن زن از و دانشگاه از رسالت اصلی شان در حل مسائل و مشکلات کشور خواند.این دانشجو به مشکلات تعلیم و تربیت و معلمان نیز گریزی زد.

وی در پایان دستمال متبرک شده از سوی هیئت الزهرا (س) دانشگاه شریف را به رهبر انقلاب هدیه کرد و از ایشان انگشتر، چفیه و دعای خاص برای دختران دانشجو را طلب کرد .

- مجری برنامه که خود معلم بود، پس از سخنان محمدی درباره معلمان با بیان این نکته که از مظلومیت معلمان همین بس که تریبونی برای بیان مطالبات خود ندارند ادامه جلسه را به "امیررضابخشی پور" دبیر دفتر تحکیم وحدت واگذار کرد. در شرایطی که ساعاتی از جلسه گذشته بود سخنان پرشور بخشی پور برای لحظاتی شور و شعارهای دانشجویان را با خود همراه کرد.

سخنان وی در نقد عملکرد دولتمردان گذشته و نگاه به کدخدا با پاسخ "مرگ بر آمریکا" حضار روبرو شد. بخشی پور در بخشی از سخنان خود به پدیده "اساتید پروازی" اشاره کرد و درباره شیوه جذب اعضای هیئت علمی دانشگاهها انتقاداتی را مطرح کرد. اظهارات بخشی پور درباره ضرورت جذب اساتید، خارج از گروههای آموزشی با "احسنت احسنت های" دیگر دانشجویان مواجه شد.

وی در بخش پایانی سخنان خود به بیان سخنانی دلی پرداخت که واکنش شرکت کنندگان را در پی داشت. بخشی پور خطاب به رهبر انقلاب گفت: برای نسل ما خمینی ندیده ها، شما آیینه تمام نمای خمینی هستید.در اغتشاشات اخیر علیرغم تلاشهای استکبار و پادوهای رسانه‌ای‌اش در داخل و خارج شما عزیزتر شدید. این سخنان، شعار "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" جمعیت، را در حسینیه امام طنین انداز کرد.

- سخنان "محمد مهدی نوینی فرد"، دبیر کل اتحادیه مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد، آخرین سخنرانی گروههای دانشجویی حاضر در جلسه بود. سخنان وی درباره موضوع سربازی، واکنش آقایان دانشجو را برانگیخت و آنها را با خود همراه ساخت. وی در پایان خواستار اهدای چفیه از سوی رهبر انقلاب به اعضای تشکل متبوعش شد.

در این بخش از جلسه، مجری برنامه دوباره پشت تریبون آمد و قبل از اعلام پایان سخنرانی دانشجویان و آغاز سخنان رهبر انقلاب، خواستار تفقد رهبری به پسر سه ماهه اش شد.

- رهبر انقلاب قبل از شروع بیانات اصلی خود به چند نکته اشاره کرد. اول اینکه تولد بنده حادثه خیلی مهم نیست و دیگر اینکه اعتراضات و انتقاداتی که در این جلسه مطرح شد، قابل بحث است. ایشان در همان ابتدا به انتقاد یکی از دانشجویان در رابطه با جلسه سران قوا پاسخ داد و نکاتی را در این زمینه مطرح کردند.

دعای رهبر انقلاب برای دانشجویان در بخش پایانی سخنانشان از دیگر حاشیه های این جلسه بود. ایشان با نام بردن از جوانان مؤمنی که در میادین مدیریتی، نظامی و علمی درخشیدند و به شهادت رسیدند برای دانشجویان نیز آرزوی شهادت کردند و گفتند انشالله شما هم مثل این افراد شهید شوید البته پس از 70 و 80 سالگی مرگی همراه با شهادت در راه اسلام و کشور نصیبشان شود.

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب

بعد از ماه مبارک خودتان را رها نکنید!

بعد از ماه مبارک خودتان را رها نکنید!

روز‌های پایانی ماه رمضان یک افسوس و ناراحتی عجیبی به سراغ روزه داران می‌آید، یک جور حسرت و دلتنگی. حسرت از اینکه یک ماه مانند برق و باد گذشت و میهمانی خدا رو به پایان است. دلتنگی برای انتظاری که تا یک سال دیگر باید کشید.حال و هوایی که در این ماه کسب کردید ارزش و اهمیت بالایی دارد، در این گزارش با توصیه هایی سعی داریم این حال و هوا را برایتان ادامه دار کنیم.

بعد از ماه مبارک خودتان را رها نکنید!

فاطمه زهرا نصراللهی:در روز‌های پایانی ماه رمضان یک افسوس و ناراحتی عجیبی به سراغ روزه داران می‌آید، یک جور حسرت و دلتنگی. حسرت از اینکه یک ماه مانند برق و باد گذشت و میهمانی خدا رو به پایان است. دلتنگی برای انتظاری که تا یک سال دیگر باید کشید. افسوس هم میهمان دل آن‌هایی می‌شود که نتوانستند به خوبی از این ماه استفاده کنند. از کجا معلوم که سال بعد هم توفیق داشته باشیم که در میهمانی خدا زنده باشیم. میهمانی که خداوند بخشنده مهربان دست و دلبازی خود را به حد اعلا می‌رساند. در این روزها یکی از راهکارهایی که توصیه می‌شود حفظ حال و هوای ماه مبارک رمضان است تا آه و افسوس و دلتنگی کمتر به سراغ مان بیایید.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنّم سوزان دنیای مادّی ما آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفرۀ الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همۀ سال را و بعضی همۀ عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسّف و خسران است».

خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید، حال و هوایی که در این ماه کسب کردید ارزش و اهمیت بالایی دارد پس در این گزارش سعی کردیم با ذکر توصیه‌هایی از کارشناس‌های دینی شما را به تعبیر رهبر معظم انقلاب، یک سال و حتی یک عمر وارد بهشت کنیم.

* حفظ آثار معنوی ماه رمضان جسم و روح / پاکی، پلیدی را دور می‌کند

به فرموده رهبر معظم انقلاب: «باید مراقبت کنیم. باید در طول یازده ماهِ قبل از ماه رمضان، خود را آماده کنیم. اگر با آمادگی لازم، وارد ماه رمضان شویم، از ضیافت الهی بهرۀ بیشتری خواهیم برد و برای سال آینده، یک درجه و یک سطح و یک کلاس بالاتر خواهیم رفت. آن وقت، هم در نفس و قلب خود و هم در محیط زندگی اجتماعی، آنچه شما را خشنود و راضی می‌کند، مشاهده خواهید کرد. اساس برنامۀ تربیتی و همۀ برنامه‌های زندگی در اسلام، همین موارد است.»
پس یک لحظه هم غفلت نکنید، بعد از ماه رمضان باید شروع کنید است. شاید هم شروع درست نباشد. باید ادامه دهید، این مسیری که تا اینجا آمدید. تا اگر توفیق حضور تا ماه رمضان آینده را داشتیم بیشتر و بهتر از همیشه از ماه برکت الهی فیض ببریم.


«محمد جواد پاشایی» استاد حوزه علمیه و کارشناس دینی

«محمد جواد پاشایی» استاد حوزه علمیه و کارشناس دینی درباره حفظ آثار معنوی ماه رمضان می‌گوید: « اینکه چه حالی در ماه رمضان داشتیم در ادامه دار شدن آن حال و هوا تاثیر دارد. روزه بر روی روزه داران چند تاثیر می‌گذارد؛ یکی اثر معنوی روزه است. بحث بعدی دوری از محرمات و انجام واجبات است. تاثیر بعدی هم به واسطه اعمال عبادی است که بزرگترین روح این ماه است و عبادت‌هایی که انسان در این ماه انجام می‌دهد. اگر بخواهیم این حالاتی که در این ماه به دست آوردیم را تا سال آینده در خودمان بپرورانیم، چند نکته دارد؛ اول اینکه انسان این اعمال و بحث استغفار را به نحو احسن در همین ماه انجام دهد.

امام صادق فرمودند:« من پناه می‌برم به خدا از اینکه این ماه بگذرد و من بخشیده نشوم یا باری بر گردن من وجود داشته باشد.» اگر ما همین ماه و روزهای آخر را قدر بدانیم، پاکی که برای انسان به وجود می‌آید باعث می‌شود که در ادامه مسیر، این پاکی دست انسان را بگیرد و با پاکی که دارد، سراغ پلیدی‌های دنیا نرود. »

* بعد از ماه رمضان خودتان را رها نکنید

برای اینکه در حال و هوای ماه مبارک رمضان بمانیم و خدایی نکرده به گناه آلوده نشویم با خودمان قول و قراری بگذاریم و به آن پایبند باشیم. به عنوان مثال هر ماه یک روز را روزه بگیریم. هدف از روزه گرفتن دستیابی به «تقوا» و دوری از گناه است؛ خداوند می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر شما روزه نوشته شد چنانکه بر آنان که پیش از شما بودند نوشته شد، باشد که پرهیزگار شوید.» به همین خاطر است که در ماه مبارک حال و هوای معنوی پیدا می‌کنیم و احساس می‌کنیم به خدا نزدیک‌تر شده ایم. پس برای اینکه به راحتی این نزدیکی را از کف ندهیم، روزه بگیریم.

پاشایی کارشناس دینی در این باره تاکید می‌کند: «انسان باید با خودش شرط و قرارداد ببندد. تاعملی که هرچند کوچک باشد برآن عمل مداومت و استمرار داشته باشد تا آن عمل دستش را می‌گیرد. مثلا در مورد روزه با خودمان شرط کنیم که هر ماه یک روز را روزه بگیرم. یعنی اگر می‌خواهید حال معنوی خوبی داشته باشید از روزه کمک بگیرید.»

* برای خودمان شرط تعیین کنیم/ ماه رمضان و تولدی دوباره

از روز اول بعد از ماه مبارک با خودمان قرار بگذاریم تا این حالات و درِ رحمتی که به روی‌مان باز شده را از دست ندهیم و سعی کنیم که واجبات و ترک محرمات انجام دهیم. حالا که حال‌مان خوب شده، دیگر نگذاریم حال‌مان خراب شود. به عنوان مثال تعقیبات نمازمان را درست‌تر اجرا کنیم. وقتی نمازمان به تأخیر افتاد، استغفار کنیم و جبران کنیم. و برای دفعات بعدی، مقدماتی بچینیم که دیگر نمازمان به تأخیر نیفتد. سعی کنیم غیبت نکنیم یا غیبت را گوش ندهیم. از نگاه به نامحرم پرهیز کنیم. انسان بعد از ماه رمضان انگار دوباره متولد شده است و باید مراقب خودش باشد. بعد از ماه مبارک رمضان، ما باید یک زندگی معنوی داشته باشیم.

استاد حوزه علمیه در این بار می‌گوید: «اعمال عبادی را ترک یا کم نکنید. مثلا انسان با خودش قرارداد ببند که نیم ساعت یا یک ربع قبل از نماز صبح بیدار می‌شود و نماز شب بخواند. همچنین در ماه مبارک سعی کردیم خیلی قرآن بخوانیم سعی کنیم که در روز یک صفحه یا ده صفحه قرآن بخوانیم، این بحث مشارطه می‌تواند آرامش ما را دو چندان کند.»

* بهترین عمل، ترک گناه!

رسول خدا (ص) در خطبه شعبانیه، اولویت اصلی اعمال ماه مبارک رمضان و بهترین عمل در این ماه را «ترک گناه» معرفی می‌کنند. حضرت در این خطبه به فضیلت‌ها و عبادات در این ماه و انجام مستحبات آن اشاره می‌کنند؛ اما در نهایت در پاسخ به پرسش حضرت علی (ع) که: یا رسول الله! بهترین عمل در این ماه چیست؟ فرمودند: «برترین اعمال در این ماه، ترک محرمات الهی است.»

بنابراین یکی از مهمترین اقدامات برای حفظ آثار روزه و حال و هوای ماه رمضان، ترک گناه است. هر گناه به مانند نقطه سیاهی است که بر دل انسان می‌نشیند و اگر این نقاط زیاد شود، دل تاریک شده و دیگر امیدی به اصلاح آن نمی‌رود.
چنان که امام صادق (ع) فرمود: «هرگاه مرد مرتکب گناهی شود در قلب او نقطه سیاهی ظاهر می‌شود پس اگر توبه نمود آن سیاهی محو می‌شود ولی اگر بر گناهش افزود بر آن سیاهی نیز افزوده می‌شود تا جایی که سیاهی بر قلبش چیره می‌گردد پس بعد از آن هرگز به رستگاری نمی‌رسد.»

دانشجویان در دیدار با رهبر انقلاب چه گفتند؟​​​​​​​

دانشجویان در دیدار با رهبر انقلاب چه گفتند؟

نمایندگان تشکل های دانشجویی در دیدار با رهبر انقلاب نکاتی را مطرح کردند.

دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب امروز در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد.

در این دیدار معین رضیئی، دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور، بخشی پور، نماینده دفتر تحکیم وحدت، محمد صالح ترکمان، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی، کولانی، دبیر اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، زهرا وفاداران، نماینده بسیج دانشجویی، مرتضی خواجوی نماینده گروههای جهادی، مریم محمدی، نماینده نشریات دانشجویی و محمد مهدی نوینی فرد، دبیر کل اتحادیه مجمع اسلامی دانشجویان به بیان دیدگاههای خود پرداختند.

رضیئی: انتخابات میدان اصلی نقش آفرینی ایران دوستان است

رضیئی، دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در این دیدار با بیان سخنانی گفت: جهان در حال چرخش است. نظم نو سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد نظم کهنه را به چالش می‌کشد. دامنه این تغییرات بسیار گسترده است و هیچ کشوری نمی تواند بدون در نظر گرفتن جایگاه خود در متن این تحولات، منافع ملی اش را تامین کند. گمان آن می‌رود جهت کلی این رخدادها برای کشور ما مفید از دو منظر خواهد بود؛ اولا از تمرکز و توان غرب برای افزایش فشار بر ایران کاسته خواهد شد و ثانیا فرصت های نو برای پیشرفت و سرمایه گذاری پیش روی ما خواهد بود.مع الاسف در میانه این دگرگونی سرنوشت ساز، کشور ما گرفتار بحران های ادامه دار دهه 90 شده و سرمایه اجتماعی نظام کاهش پیدا کرده است. برای حکومتی که با آرمان جمهوری شکل گرفته، جلب رضایت و مشارکت عمومی حیاتی است. از طرفی ثبات سیاسی و اجتماعی برای شرکای اقتصادی و خارجی ما نیز اهمیت خواهد داشت. بنابراین، اگر می خواهیم سرمایه اجتماعی نظام را احیا کنیم و در دنیای رو به تغییر نقش آفرینی داشته باشیم. باید ظرفیت ها، ملزومات و شرایط آن را فراهم کنیم.

وی افزود: از ابتدای انقلاب اسلامی، فضای اجتماعی کشور دوگانه های متنوعی را تجربه کرده است. انقلابی و غیر انقلابی، چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، غرب‌ستیز و غرب‌گرا. اما در میانه دهه پنجم انقلاب و پس از تجربه اتفاقات تلخ پاییز 1401، مسئله اصلی «ایران» است. آری! پائیز 1401 عرصه تقابل تمام عیار «ایران دوستان» و «ایران ستیزان» بود.

رضیئی افزود: ایران ستیزان همان اقلیتی‌اند که برای باخت تیم ملی خوشحالی، برای خاک کشور تجزیه و برای اقتصاد کشور تعطیلی را -تجویز- می‌کنند. ایران ستیزی یعنی آن گروهک خون ریزی که متحدِ دیروزِ صدام و حامی جنایت شیمیایی علیه دختران کردستان بود، اکنون به بهانه خونخواهی دختر کرد، شهرهای کردنشین ایران را به عرصه جنگ شهری تبدیل کند. ایران ستیزی یعنی تناقض و دروغ! یعنی کسانی که ادعا می کنند خون خواه قربانیان حادثه هواپیمای اوکراینی هستند، اما هر روز با عاملان حادثه هواپیمای 655 خلیج فارس عکس یادگاری می گیرند. همان ها که مدعی اند مشکلشان حجاب اجباری است، رضا خان قلدر را به خاطر برداشتن اجباری حجاب تحسین می کنند. روزها از دولت های غربی درخواست تحریم بیشتر دارند و شب ها به خاطر مشکلات معیشتی مردم ایران اشک تمساح می ریزند. به لطف خدا جبهه ایران ستیزان جبهه جذابی است! کلکسیون متنوعی از تروریست های آدم کش منافقین تا خبرنگار مواجب بگیر دستگاه های اطلاعاتی غرب! در واقع فقدان بدنه اجتماعی و عقلانیت سیاسی در این گروهک های کذایی باعث شده مردم را دائما به لجاجت دعوت کنند.

وی خاطرنشان کرد: در مقابل، ایران دوستی، یعنی عقلانیت. ایران دوستی یعنی احترام به تمامیت ارضی، تنوع قومیتی، پرچم و قانون کشور. یعنی اعتراض، اما اعتراضی که قرار نیست اوضاع را بدتر کند، تحریم را بیشتر کند و دردی روی دردهای ملت بگذارد. آنچه در این دوگانه جدید می‌تواند موجب تقویت موضع ایران دوستان شود توجه به ظرفیت‌هایی همچون وحدت ملی، تکثر اجتماعی و بنیه ایمانی ملت ایران است. ظرفیت‌هایی که بسیاری از دولت های جهان حسرت داشتن ذره ای از آن را دارند.

این فعال دانشجویی ادامه داد: بی توجهی به این ظرفیت‌ها و افتادن به دام رفتارهای متحجرانه، قبیله گرایانه و منفعت طلبانه، تقویت مواضع ایران ستیزان و تجزیه طلبان را به دنبال خواهد داشت. رفتارهایی که باعث میشود از دل چنین فرصت‌های خلق بحران شود.متاسفانه دو گروه در داخل کشور موضع ایران دوستان را تضعیف می کنند و ایران ستیزان را تقویت!

رضیئی ادامه داد: یک گروه جریانی است که با ادعای اصلاح طلبی در دهه 70 و البته در هشت سال حکومت پر ماجرای آقای روحانی، نتیحه ادعا و عمل شان را دیدیم. از اینها باید پرسید واقعا شما کی به دنبال اصلاح کارکردهای دولت بوده اید؟ در آن سال هایی مجلس و دولت در اختیار شما بود برای اصلاح نظام بانکی چه کردید؟ شما کی خواستید نظام مالیاتی و بی عدالتی آموزشی را رفع کنید؟ دقیقا به همین دلیل دائما درگیر تناقض هستید و حالا هم قافیه را به آن ور آبی ها باخته اید. انفعال امروز شما نتیجه رادیکالیسم 88 و بی تدبیری 92 تا 1400 است.

وی افزود: گروه دوم نیروهای معتقد و باانگیزه ای هستند که با تشخیص غلط از رسالت خود، مسیر را اشتباه رفته، ظرفیت ها را به هدر داده و ایجاد بحران می‌کنند. مثلا اینکه سُکانداران رسانه ملی، جامعه مخاطب خود را 4 میلیونی ببینند و اکثریت 80 میلیونی ایران بزرگ را از پای تلویزیون طرد کنند، فرصت بزرگ تبیین‌ مسائل نظام از طریق سرگرمی را سلب کنند و به موشکافی اعتقادی استعدادها پرداخته و آن‌ها را به جبهه ایران ستیزان سوق دهند، یعنی تضعیف ناخواسته ایران دوستان. اقلیت مآبی در صدا و سیما ضد جمهوریت است! جدول پخش تلوزیون را از فرم و محتوا تهی کرده و با وجود صرف هزینه‌های بسیار از بیت المال، این سرمایه ملی را به اذعان نظرسنجی‌های اعلام شده خود تلویزیون، در نظر افکار عمومی از موضوعیت انداخته است.

وی ادامه داد: ذکر این نکته هم ضروری است که انتخابات میدان اصلی نقش آفرینی ایران دوستان است. ناظران انتخابات و خادمان جمهوریت باید افزایش سرمایه اجتماعیِ نظام را مدنظر قرار دهند و دغدغه نتیجه انتخابات را نداشته باشند. طرد سلایق سیاسی از صحنه، موجب آسیب رسیدن به انتخابات به عنوان یک سرمایه ملی می‌شود و از منتخبان قانونی مشروعیت زدایی می کند و آن ها را در مسیر اجرای سیاست های خود با چالش فقدان سرمایه اجتماعی مواجه می‌کند.

وی با اشاره به ملزومات تحقق این مسئله گفت: نخستین لازمه نقش آفرینی ایران ثبات داخلی در حوزه سیاسی، اجتماعی، امنیتی و البته اقتصادی است. جمهوری اسلامی اراده خود را در منطقه به رقبا و دشمنان قدرتمند دیکته می‌کند اما در کنترل قیمت ابتدایی ترین اقلام ناتوان است. پهپادهایمان میدان نبردهای نوین را تحت الشعاع قرار می دهد اما خریدن خودروهای کم کیفیت داخلی برای جوان ایرانی آرزو شده است. متاسفانه داریم باور می‌کنیم که زور ایران قوی به مافیای خودرو نمی‌رسد!

این فعال دانشجویی افزود: ما دانشجویان، مشکل را ارتجاع در روش های حکمرانی می‌دانیم. ارتجاع یعنی اداره کشور با روش های سنتی. ارتجاع یعنی مواجهه لجاجت بار با مسئله حجاب. یعنی در پدیده های فرهنگی اجتماعی همچنان از مدل رفتارهای رادیکال و تندروی های دهه شصت استفاده کنیم، که مورد اعتراض امام و حضرتعالی هم بوده و هست! ارتجاع یعنی نبود ایده و اراده برای اصلاح وضعیت اقتصادی. یعنی این همه طرح روی زمین مانده مثل مالیات بر خانه های خالی که یکسال و نیم پیش تصویب شده اما عرضه اجرای آن را نداریم. ارتجاع یعنی شجاعت نداریم از دلالی خودرو و مسکن مالیاتِ سنگین بگیریم تا تورم کنترل شود.ارتجاع یعنی تصمیم سازی مدیران و بازیگران میانی و پشت پرده برای عقیم کردن طرح های تحولی و خرد کردن اراده دولت. آقای وزیر راه و شهرسازی! آقای وزیر صنعت! آقای نماینده مجلس! جوان کارگری که برای اجاره یک واحد 60 متری در جنوب شهر تهران چندصد میلیون پول نقد لازم دارد را جز به نیروی ایمان چگونه می توان امیدوار نگه داشت؟ کاری نکنید فقرا به قول امام خمینی فاتحه همه‌تان را بخوانند. ترمز دلالی را بکشید و ائتلاف نانوشته دولت و دلال را بشکنید.

وی گفت: راه حل از نگاه ما نوگرایی در حکومت است. نوگرایی یعنی ایده و اراده، یعنی نوسازی روش ها. نوگرایی یعنی درک شرایط پیچیده جغرافیای سیاسی-اقتصادی منطقه و جهان و پیگیری نقش آفرینی در مسیرهای کریدوری غرب به شرق و شمال و به جنوب. نوگرایی یعنی اصلاح ساختار ناکارآمد مجلس در فرآیند قانون‌گذاری؛ یعنی اصلاح قانون کهنه انتخابات مجلس. نوگرایی یعنی تکلیف مقوله تحزب را مشخص کنیم.البته هر یک از این سرفصل ها دشواری و پیچیدگی های زیادی دارد. سال گذشته از همین تریبون گفتیم که عدالت اجتماعی با حکمرانی عالمانه، صادقانه و شجاعانه محقق می شود. هرجا اراده لازم برای بهبود شرایط و به نتیحه رساندن طرح های تحولی وجود داشته، موفقیت های شیرین را تجربه کرده ایم.

وی با اشاره به شرایط این مسئله ادامه داد: اجرایی شدن بی کم و کاست قانون اساسی از شروط اصلی تحقق «نقش‌آفرینی در جهان جدید» و پاسخگوی بسیاری از چالش‌های کنونی ما است. مواجهه گزینشی و ناقص با قانون یکی از اشتباهات اساسی ما در امر حکمرانیست، فی المثل مطابق اصل 8 قانون اساسی امربه معروف و نهی از منکر از وظایف مردم نسبت به حاکمان و حاکمان نسبت به مردم است، اما در طی سا‌ل‌های گذشته آنقدر که این حق برای حاکمیت محترم شمرده شده، هیچ ساز وکاری برای اعمال آن توسط مردم در نظر گرفته نشده به نحوی که بعضاً مردم برای شنیده شدن مطالبات به حق خود چاره ای جز پناه بردن به خیابان برای بیان اعتراض وجود ندارد.

وی خاطرنشان کرد: مواجهه سلیقه ای و غلط با قانون یعنی بعد از گذشت 4 دهه هیچ راهکار کارآمدی برای اجرایی شدن اصل 27 قانون اساسی نداریم و راه برای اعمال سلیقه دولتهای مختلف بر حق اعتراض مردم باز است.مواجهه سلیقه ای یعنی زمانی که در منصب قدرت هستیم، بدون نظرخواهی از مردم یک شبه با تصمیم بنزینی زندگی طبقات مستضعف جامعه را به هم میریزیم، آنگاه که از قدرت کنار رفتیم ریاکارانه دم از رفراندوم و اجرایی شدن اصل 59 قانون اساسی بزنیم.مثال دیگرش شوراهای عالی است. که گاهی به جای سیاست گذاری قانون گذاری می کنند. گاهی علاوه بر قانون گذاری در زمینه مسائلی جزیی با مصوبات خود برخی قوانین مصوب نمایندگان مردم را بی اثر می کنند. فرزندان انقلابی تان در دانشگاه‌ها از شما در رابطه با حدود اختیارات شورای عالی سران قوا و شورای نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام نیز سوال دارند.

این فعال دانشجویی با اشاره به اینکه معتقدیم هنوز با گذشت 44 سال از تصویب قانون اساسی برخی از اصول آن اجرایی نشده است، ادامه داد: به طور مثال تامین مسکنِ ابتدایی که در اصل 31 قانون اساسی تصریح شده است، نه تنها در تامین دائمی آن و صاحب مسکن شدن مردم توفیق چشم گیری نداشتیم، بلکه دچار بی سامانی بازار اجاره نشینی در کشور هستیم.

وی در پایان سخنان خود گفت: ما می‌توانیم از شرایط جدید بین‌المللی برای پیشبرد تمدن نوین اسلامی بهره ببریم. مشروط به اینکه تعریف صحیحی از مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب وجود داشته باشد. مردم سالاری زمانی محقق می‌شود که تعریف آن از آرای صندوق های انتخابات فراتر رفته و به ارتقای جایگاه مردم در عرصه‌های تصمیم گیری تعمیم پیدا کند. مردم سالاری این نیست که در فضای دو قطبی شده هر یک از گروه‌های سیاسی تجمعات بخشی از مردم را مصادره به مطلوب کنند. تعریف صحیح این است که سیاست گذار در اتخاذ تصمیمات خود هم منفعت مردم را مبنا قرار دهد و هم با آنها صادقانه رفتار کند.معتقدیم به لطف خداوندی که ما را از جنگ تحمیلی، تجزیه طلبی و توطئه بدخواهان عبور داد، از تحریم و جنگ ترکیبی دشمن نیز عبور خواهیم کرد؛ مشروط به اینکه الزاماتِ روشی در حکمرانی را مد نظر قرار دهیم و وحدت ملی برای ایران قوی داشته باشیم که ایران قوی هم خواست ملت ایران است و هم تضمین کننده اعتلای انقلاب اسلامی.

کولانی: لازمه مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن استفاده از مدیران شایسته است

امیر محمد کولانی، دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیز در این دیدار در سخنانی گفت: سال اول قرن جدید را در حالی پشت سر گذاشتیم که شاهد جنگی ترکیبی از جانب دشمنان خارجی و داخلی بودیم، در این مدت تبعات 8 سال مدیریت لیبرالی کشور در دهه 90 و ناتوانی برخی مدیران فعلی، مردم شریف ایران را با مشکالتی عدیده در حوزه اقتصاد و معیشت مواجه کرده است؛ قیمت اقلام اولیه زندگی سر به فلک کشیده، خرید خودرو دیگر یک آرزو است. مسکن را دیگر نگوییم که تا چه حد خانواده ها را در تنگنا قرار داده است، ازدواج و فرزندآوری هم تحت تاثیر این شرایط نامطلوب اقتصادی به حاشیه رفته، رشد نرخ بزهکاری، طلاق و امثال اینها نیز نتیجه همین شرایط است.

وی افزود: به خوبی می دانیم که بخشی از این مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم های ظالمان عالم است و بخشی، ریشه در مسائل فرهنگی دارد و بخشی دیگر حاصل همین جنگ ترکیبی ست، اما نباید نقش مدیریت را در این بین نادیده گرفت.قطعاً مدیریت دولت قبل مورد نقد است و با توجه به در پیش بودن سالروز صدور فرمان 8 ماده ای حضرتعالی در خصوص مبارزه با فقر و فساد و تبعیض اعلام می داریم، تیتر اصلی مبارزه با فساد محاکمه بانیان وضع موجود است که دل در گرو لیبرالیسم دارند و نه اسلام ناب. اما مدیریت همین دولتی که از ابتدا حائز حمایت ما بوده و می باشد نیز مورد نقد است. متاسفانه از ابتدای دولت برخی از انتصابات توجیه منطقی نداشته اند، مدیران میانی ای که هیچ گونه نسبت گفتمانی با دولت انقلابی ندارند، قاعدتاً مجری سیاست های تحولی آن نیز نخواهند بود.

این فعال دانشجویی ادامه داد: جمهوری اسلامی برای مواجهه با جنگ ترکیبی و عبور از این پیچ تاریخی و رساندن بشریت به سرمنزل نهایی خود، که همان حیات طیبه است، می بایست از مدیرانی شایسته این وظیفه بهره ببرد، نه مانند برخی مدیران که در برهه حساس اغتشاشات اخیر حاضر به پرداخت هزینه نشدند، هرچند که این مسائل کوچک و حاشیه ای نمی تواند قطار پر سرعت انقلاب را متوقف کند اما تاکید می کنیم، افراد عافیت طلبی که میز و صندلی شان را در جهت وزش باد تنظیم می کنند، نمی توانند در این پیچ تاریخی، کشور را به سلامت عبور دهند.

کولانی خاطرنشان کرد: بر اساس منویات حضرتعالی تنها راه علاج مشکلات کشور، روی کار آمدن دولت جوان حزب اللهی ست. ضمن تشکر از دولت کنونی که الیه بسته مدیران را شکافت و ده ها جوان مومن حزب اللهی را وارد کارزار مدیریتی کشور نمود، باید اعلام نماییم که حضور جوانان در دولت هنوز به نحو استثناست و نه قاعده. فراموش نکرده و نمی کنیم در نقشه 5 مرحله ای کلان انقلاب اسلامی همچنان در مرحله دولت اسلامی که همان اسلامی شدن روش و منش کارگزاران است مانده ایم.

وی ادامه داد: ما معتقدیم انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن، نه مبتنی بر خشم کور طبقاتی بلکه مبتنی بر فرهنگ بوده و علت پیروزی انقلاب، رشد آگاهی مردم نسبت به اسلام بوده است. لذا از ابتدا جدال، بین دو اسلام حداقلی و اسلام ناب بوده و هست که ریشه در تفکرات امام راحل دارد. اگر یک فکر بخواهد به منصه ظهور برسد باید سه مرحله نظریه پردازی، گفتمان سازی و اقدام عملی را طی کند. ما در راستای بیداری دانشجویی وظیفه جامعه اسلامی دانشجویان را در برش اقدام عملی و جریان سازی تعریف می کنیم. و پس از بیانات حضرتعالی در دیدار سال گذشته، مهمترین اقدام عملی خود را حفظ و حراست از آرمان و هویت انقلابی می دانیم که دشمن در جنگ ترکیبی این دو امر مهم را نشانه رفته است.

دبیر اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: انقلاب و امام به جوانان و آحاد ملت کمک کرد تا هدف و قله آرمانی را بشناسد تا بتواند بسوی آن حرکت کند، تا بتواند جایگاه و نقش خود را در این حرکت عظیم آرمانی بیابد؛ این همان چیزی است که باعث می شود جوان احساس ناامیدی و ضعف نکند، بلکه احساس شخصیت و اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند 8سال دفاعمقدس را مقابل عالمی ایستادگی کرده و سیلی سختی به مستکبرین عالم بزند؛ این همان "هویت" است.

وی خاطرنشان کرد: جوانان اثرپذیرترین قشر از هویت زایی انقلاب بوده اند، که در حال حاضر نیز با گره خوردن این معرفت و هویت با جانشان میتوانند بعنوان حلقات میانی، کشور را به سلامت از این پیچ دشوار تاریخی عبور دهند و کشور را به قله ی آرمانی خود، که همان تمدن نوین اسالمی است، برسانند؛ باتوجه به این نقش اساسی و از آنجایی که هویت یابی از آرمانخواهی می ‌گذرد و در پرتوی آرمان انسان تربیت می شود تا به اوج قله و هدف آفرینش برسد؛ می بینیم که دشمن آرمان زدایی را، با بی تفاوت کردن جوانان نسبت به فقر و فساد و تبعیض و سلطه فرهنگ غربی را در دستور کار پروژه هویت زدایی قرار داده است. آنچه عرض شد علت العللی دارد به نام فکر، همه آسیبی که دشمن با هویت زدایی و آرمان زدایی به نسل جوان امروز وارد می کند، نتیجه قطع زنجیره تواصی در نظام تعلیم و تربیت و به طریق اولی عدم استحکام مبانی فکری بعنوان مهمترین عنصر هویت ساز است؛ لذا برای جلوگیری از هویت زدایی و آرمان زدایی می بایست به تقویت همین مبانی فکری و همچنین زنجیره تواصی پرداخت.

وی افزود: ما قائل به آنیم که ترقی، تکامل و پیشرفت بشر در دو حوزه فردی و اجتماعی به 4 عنصر فهم، فکر، اندیشه و فرهنگ وابسته است و انسان ها بدون استفاده از اندیشه یک عقبه تئوریک مطمئن، نمی توانند تکالیف اجتماعی خود را به درستی ادا کنند. که در صورت عدم رجوع به این عقبه فکری با هفت آفت ارتجاع، رکود، جمود، انحراف، تحجر، روزمرگی و سطحی نگری مواجه خواهیم بود. خواهشمند است در صورت صالح دید ، زوایای ضرورت رجوع به عقبه تئوریک و تبعات ناشی از آن را برای جمع حاضر تبیین فرمائید.

کولانی با بیان اینکه 34 سال پیش در آغازین روزهای تولد جامعه اسلامی دانشجویان 3 فرمان راهبردی صادر فرمودید که یکی از آنان ارتباط با روحانیت اصیل بود، ما به منظور ارتباط با عقبه تئوریک و تعریف این روحانیت اصیل مصداق آن را در شهید مطهری، شهید بهشتی و استاد فکر مرحوم عالمه مصباح یزدی و استفاده از کتب راهگشای این حکیم مجاهد دیده ایم، گفت: راهکار ما در این حوزه آن است که در هر دانشگاه، قرارگاه فرهنگی تشکیل گردد تا با برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، در ایجاد ساز و کارهای هویت یابی، پرداختن به فکر و مبانی و از همه مهم تر ایجاد آمادگی در عرصه های هویت بخشی چون نظام تعلیم و تربیت که با آموزش و پرورش نسل های بشری، به کمک کتاب و حکمت، زندگی عدالت محور و زیرساخت تحقق آرمان ها بنا گذاشته می شود، جوامع بشری را به اهداف آفرینش و در صدر آن قرب الی اهلل هدایت نماید.

وی در پایان گفت: اقا جان مطالبی در خصوص صدا و سیما، مساله بانوان و جمعیت و آموزش و پرورش داریم که مفصلا در قالب نامه هایی به دفتر ارسال خواهیم نمود.

بخشی پور: دولت قبل از قانون اساسی دم زد اما بر خلاف آن استقلال کشور را نشانه گرفت

امیررضا بخشی پور، دبیر دفتر تحکیم وحدت نیز در این دیدار گفت: امروز جوان ایرانی با یک سوال واحد؛ و دو پاسخ متفاوت رو به رو است. سوال این است: الزامات تحول در کشور چیست؟ پاسخ اول؛ پاسخ معتقدان به انقلاب اسلامی است که جوشیده از نظریه مردمسالاری دینی است و پاسخ دوم؛ پاسخ حافظان منافع استعمار است که به دنبال حذف مردم از عرصه های تصمیم سازی و ستیز با مردم هستند. جمهوری اسلامی خود مبتکر گفتمان مردمسالاری است و با به میدان اوردن مردم؛ کشور را به استقلال سیاسی رسانید و با حمایت از نهضت های مردمی موجب خیزش ملت ها علیه استعمار شد و زمینه را برای تغییر نظم بین المللی فراهم کرد.

وی افزود: سال پیش به مسئولیت شناسی در نظام مردم سالار پرداختیم و اکنون با توجه به مطالبه ابتدای سال شما درباره بررسی زوایای تحول در نظام مردمسالار به الزامات تحول در سه ساحت می پردازیم.اول) تحول گرایی مبتنی بر اصول ، دوم) تحول گرایی مبتنی بر اصلاح و سوم) تحول گرایی مبتنی بر پاسخ های نواورانه

این فعال دانشجویی با اشاره به تحول گرایی مبتنی بر اصول، گفت: مردم ستیزان تحول را به معنای عبور از اصول تعریف می کنند. آن ها از شعارهای انقلاب پشیمان گشته اند اما در ظاهر ادعای بازگشت به قانون اساسی را دارند. تعجب انکه چندی پیش یکی از این پشیمان ها که تصمیمات صبح جمعه ای اش از ذهن ملت پاک نخواهد شد، نظام را به بازگشت به قانون اساسی و اجرای رفراندوم موعظه می کند.

وی خاطرنشان کرد: بنده خطاب به رییس دولت سابق واضح و شفاف می گویم. جمهوری اسلامی خود بزرگترین مدافع قانون اساسی است. توصیه می‌کنیم شما به قانون بازگردید. 8 سال از قانون اساسی دم زدید اما بر خلاف اصل 9 قانون اساسی استقلال کشور را نشانه گرفتید و برجام و سند 2030 را به ملت تحمیل کردید. 8سال ادعای دیپلماسی عزت مندانه داشتید و به میدان تاختید. اما اخیرا، توفیق رویکرد نگاه به شرق اثبات کرد که شما نه مرد میدان بودید نه مرد دیپلماسی. آقایان غربگرا که به بهانه رفراندوم به دنبال رابطه با امریکا هستید ؛ بدانید که به برکت ندای شهدای ما، امروز از هر کوی و برزن غریو مرگ بر امریکا برمیخیزد.

بخشی پور خاطرنشان کرد: بر خلاف آن ها، نقدهای دلسوزانه فرزندان شما بعلت مغفول ماندن ظرفیت های بالقوه قانون اساسی است که موجب شده تا این حضرات این میثاق ملی را دست آویز اغراض سیاسی خود قرار دهند. از نظر ما مهمترین لازمهِ تحولِ مبتنیِ بر اصول، آگاهی آحاد جامعه هست. سوال اینجاست دقیقا در کدام دستگاه، آگاهیِ جامعه به معنای حقیقی آن، و نه به معنای بمباران مردم با داده های ناقص و غلط ، دارای اولولیت است؟ آموزش و پرورش ما تا چه اندازه به فرزندان این سرزمین آموخته است که بر اساس اصل 56 ام قانون اساسی سرنوشت خود را به دست خود خواهند ساخت؟اگر تلاش نمایند این کشور بر قله های رفیع قدم خواهد نهاد و اگر سستی کنند باید منتظز بازگشت استعمار باشند.

وی ادامه داد: این تنها بخشی از اصول مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی است که سال هاست از چشم برخی مسئولین پنهان مانده. صدا و سیما که خود میتواند به بزرگترین مدرسه دفاع از قانون اساسی تبدیل شود چه اقدامی در اینباره انجام داده است؟ متاسفانه شاهد آن هستیم که صدا و سیما به علت کم پرداختن به موضوع آزادی فرماندهی خود در جنگ ترکیبی را از دست داده است. و تقریبا از ظرفیت مردمی برای نظارت بر دستگاه ها و آگاهی بخشی عمومی استفاده نمی نماید.

بخشی پور با اشاره به تحول بر مبنای اصلاح ساختارها نیز گفت: در گام دوم حکمرانی،کشوربه اصلاح ساختارها بر مبنای نظارت مردمی نیاز دارد. در این فرصت تنها به یک موزد مهم، یعنی اصلاح ساختار نهاد آموزش عالی اشاره می نماییم:هرچند که جریان مردم ستیز نتوانست در اغتشاشات قاطبه دانشگاهیان را به صحنه آورد و عرصه تولید علم در دانشگاه را تعطیل کند؛ اما این اغتشاشات اثبات کرد ساختار دانشگاه دارای نواقص جدی است.

وی تصریح کرد: قرار بود دانشگاه محلی برای انسان سازی باشد اما این سرعت تحول، برای رسیدن به آن هدف بسیار کند است. عدم نظارت دقیق بر اساتید موجب شده است که با پدیده اساتید پروازی رو به رو شویم که نیمی از سال را با رانت دانشگاه های ایران کسب درامد میکنند و نیمی دیگری از سال؛ همان درامد را در کانادا و ترکیه خرج می کنند. فرایند پذیرش دانشجو موجب شده است تا اقشار ضعیف که همانا جدی ترین حامیان انقلاب هستند، از تحصیل در دانشگاه های برتر محروم شوند.

وی با اشاره به اینکه پیشوای ما، شما استاد نهج البلاغه هستید، تصریح کرد: مگر امیرالمومنین به مالک نفرمود ( اگاه باش که طبقات جامعه مختلفند که هر گروه جز به گروه دیگر اصلاح نمی شود) از حضرتعالی می پرسیم ایا این شیوه جذب انحصاری هییت علمی توسط هییت علمی، باعث ایجاد تعارض منافع و فساد نمی گردد؟ از نظر ما ساده ترین راه حل ایجاد شفافیت در فرایند جذب،ارتقا و نظارت بر اساتید و ایجاد مرکز جذب متمرکز خارج از انحصار گروه های آموزشی است.

این فعال دانشجویی با اشاره به تحول مبتنی بر پاسخ های نوآورانه ادامه داد: به نظر می‌رسد در برخی از مسائل ، بایستی از پاسخ های معمول عبور کرد و راه حل های نو ارائه کرد. یکی از شئون برتری جمهوری اسلامی در جهان، نگاه منحصر به فرد آن به زنان است که به علت هجمه ها نیازمند توجه ویژه‌ می‌باشد. اما عدم توجه لازم، باعث شده نظام امروز با مشکل شکاف میان نظریات و واقعیات اجرا مواجه شود.

وی با بیان اینکه شکاف بوجود آمده میان نظریات در این حوزه و تحقق آن را ؛ به پاشنه آشیل نظام تبدیل کرده است.به عقیده ؛ این مساله به دو تحول اساسی نیاز دارد. نخست: تقویت و فعال‌سازی لایه نخبگانی است. نظام حکمرانی ما برای تحقق نظریات خود، خصوصا مسئله حد و مرز حضور اجتماعی زنان، ابهامات جدی دارد.در واقع، نه تنها فقه حکومتی در این زمینه به درستی فعال نشده و در تعریف صحنه و تبیین فعالانه نظریه‌ها، نقش خود را ایفا نمی‌کند، بلکه ضعف لایه نخبگانی، باعث شده برخی از کنشگران دلسوز نظام به اجتهاد شخصی روی آورند.

وی ادامه داد: دوم. میزان اهتمام مسئولین است. عموم مسئولین، در شرایط عادی به مطالبات اساسی در حوزه زنان و خانواده باور ندارند و فقط در شرایط بحرانی که گره مسائل کور شده، یاد حوزه زنان می افتند.شاهد مثال این امر، مواجهه با مسئله حجاب است که در پاسکاری نهادها، هنوز هم نسخه‌های تکراری روی میز می‌گذارد و محور واحد و هوشمندانه‌ای در اظهارنظرها و عملکرد دستگاه‌ها برای حل ریشه‌ای مشاهده نمی‌شود.

دبیر دفتر تحکیم وحدت با اشاره به اینکه از طرفی در بلوای اخیر شاهد بودیم، بخشی از نسل جوان ما تعلقی به هویت جنسیتی، ملی و مذهبی خود ندارند، گفت: سوال اینجاست که در مقوله تربیت، ساختار فعلی مدارس وَ آموزش عالی توانایی پاسخ به الزامات هویتی افراد و خصوصا دختران را دارد؟ یا خود را، در محتوا و ساختار، پشت نظام تربیتی سکولار قایم کرده است؟آقا جان ما معتقدیم نحوه مواجهه نظام حکمرانی با مسائل زنان نیازمند رویکردی جدید است تا در سطح سیاست‌گذاری، راهبری و اجرا، از انحصار نهادهای تشریفاتی حوزه زنانی و افرادِ همواره مسئول در این نهادها، خارج شود.

وی گفت: هم چنین در حوزه مهارم تورم که شعار امسال نیز هست و طبعا باید از سمت دولت پیگیری شود، شاهد ان هستیم که دولت، ابزارهای اقتدار خود را به محافل قدرت و ثروت واگذار کرده‌ و عملا اقتدار لازم را برای پیاده سازی ایده‌های اقتصادی ندارد. لذا معتقدیم ساختار حکمرانی؛ ابتدا باید ابزارهای اقتدار خود را بازیابی کند. برای مثال با سیاست غلط دلاری سازی اقتصاد شاهد آن بوده ایم که ابزار پول ملی یعنی ریال از دست حکمرانان خارج شده است.

بخشی پور گفت: امروز شاهد احتکار ارز توسط شرکت های دولتی و شبه دولتی هستیم. آنها با احتکار ارز، آن را گران می کنند و سپس مواد اولیه را با ارزی که خود گران کرده‌اند قیمت گذاری کرده و به تولید کنندگان می فروشند. این یعنی انحصار اندر انحصار! همین ساز و کار باعث شده تا در پنج سال اخیر هزار درصد تورم به مصرف کننده ایرانی تحمیل شود. در واقع ما با یک پدیده تورم طبیعی روبه رو نیستیم بلکه با پدیده غارت ثروت مردم رو به رو هستیم. هدف نهایی این اقلیت مردمستیز این است که با قدرت رسانه‌ ای‌اش، آحاد مردم را در مقابل جمهوری اسلامی که تنها حامی آن‌ها است، قرار دهند تا با خیال راحت تر و بدون مزاحمت نظام مردم سالار، به چپاول ملت بپردازند.البته ما معتقد به تصدی گری دولت نیستیم اما باور داریم که دولت باید اقتدار لازم را برای اِعمال تصمیمات اقتصادی داشته باشد و در این جنگ اقتصادی مردم را در مقابل سوداگران تنها نگذارد.

وی در پایان با اشاره به اینکه حرف دلمان را به شما میگوییم، اضافه کرد: فرزند عزیز پیغمبر برای ما نسل خمینی ندیده ها ، شما آیینه تمام نمای خمینی هستید.در اغتشاشات اخیر شاهد آن بودیم که دستگاه پروپوگاند استکبار و پادوهای رسانه‌ای‌اش در داخل ؛ تمام تلاش خود را کردند تا حضرت عالی را از قلب ملت ایران بیرون کنند؛ اما شما عزیزتر شدید تا بار دیگر به همگان اثبات شود :چراغی را که ایزد برفروزد / هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.

نوینی فرد: با سلبریتی‌های مروج بی‌حجابی برخورد شود/ به آینده ایران اسلامی امیدواریم

محمد مهدی نوینی فرد، دبیر کل اتحادیه مجمع اسلامی دانشجویان در جریان دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی با اشاره به موضوع خودرو گفت: ظاهرا بعضی از مسئولین فرمایشات شما رو درست متوجه نشدند و برایشان سال 1402، سال «مهار تولید و رشد تورم» است. وگرنه چه دلیل دارد یک ماه بعد از اعلام شعار سال قیمت ها بی رویه افزایش پیدا کرده و امروز خرید خودروی بی کیفیت ایرانی برای یک جوان تبدیل به آرزویی دست نیافتنی شده است، این در حالی است که آقا زاده های مسئولین با ماشین های خارجی در حال مانور تجمل در کشور هستند. ظاهرا یک قدرت فرا قانونی در کشور وجود دارد که اجازه واردات خودرو را نمی دهد، از مسئولین دولت می خواهیم برای یک بار هم که شده موضوع واردات خودرو و کنترل قیمت های داخلی را تعیین تکلیف کنند.

نوینی فرد با اشاره به لزوم تقویت پول ملی افزود: امروز مقابله با استیلای دلار از واجب ترین کارهایی است که باید دولت انجام دهد، ابرقدرتی همچون ایران با پیشرفت ها و موفقیت های علمی و نظامی گسترده چرا باید تمام اقتصادش را به دلار گره بزند، در این زمینه می توانیم از کشورهایی الگوبرداری کنیم که با حذف دلار از مبادلات تجاری خود موفقیت های زیادی را تجربه کردند، آماده ایم در این زمینه پیشنهادات عملی خود را به دولت با ذکر راهکار اعلام کنیم.

این فعال دانشجویی با اشاره به مسئله مسکن گفت: «ساخت سالی یک میلیون مسکن» وعده ویژه دولت در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بود، ولی متاسفانه اقدام عملی و امیدوار کننده ای در این حوزه برای عموم مردم مشاهده نمی شود، از مسئولین دولت درخواست داریم اگر برنامه عملی در دست اقدام دارد، آخرین وضعیت ساخت مسکن و پیشبرد آن را برای مردم توضیح دهند. حقیقتا نبود خودرو را می توان تحمل کرد اما بدون سرپناه چگونه می توان زندگی تشکیل داد. امروز اجاره خانه های ده متری هم قیمت سر به فلک کشیده ای دارد.

وی به معضلات آموزش عالی اشاره کرد و گفت: در نظام اموزش عالی، هرمقطع تحصیلی دانشجو بالاتر می رود احتمال بیکاری او بیشتر می شود. به این دلیل که اموزش عالی در کنار مباحث تخصصی خود را موظف به افزایش مهارت و توان حل مسئله نمی داند از این رو ضروریست اصلاح اساسی در این زمینه صورت گیرد و دانش با مهارت عجین شود. همچنین در مباحث تخصصی نیز ، آمایش مورد توجه نیست به این معنا که یک فرد در رشته مکانیک در منطقه کوهستانی همان درس هایی را میخواند که فرد دیگر در مناطق دریایی میخواند.

این فعال دانشجویی به موضوع حجاب و عفاف اشاره کرد و ادامه داد: ما هم همچون نگاه حضرت عالی معتقدیم اکثر خانم های بی حجاب مقصر نیستند و باطن این خانم ها با خدا است و اگر ضعفی در این مورد هست متوجه نهادهای فرهنگی عریض و طویل با بودجه های کلان است که در این سال ها وظیفه خود را به درستی انجام ندادند. البته معتقدیم باید با بلاگرها و سلبریتی هایی که به دنبال ترویج بی حجابی و از بین بردن حجب و حیا در جامعه هستند، برخورد جدی شود و از طرفی مواجه با بعضی از خانم هایی که فریب تبلیغات دشمن را خوردند ظرافت و پیچیدگی های خاصی را می طلبد. امروز لباس های مروج بی حجابی در صورتی به طور وسیع و گسترده در بازار موجود است که خانم های موقر ما از یافتن و تهیه لباس مناسب و پوشیده عاجزند و باید نهادهای متولی برنامه مشخصی را برای حل شدن این موضوع اجرایی کنند.راستی ما چقدر در دانشگاه و مدرسه و حتی دروس معارف، به مخاطب یاد دادیم که حجاب یک مسئله اجتماعی است و نه فردی و امروز متاسفانه، بخش مهمی از جامعه حتی محجبه ها حجاب را امر فردی می دانند و همین کار را سخت می کند.

وی درباره مسئله فضای مجازی نیز گفت: حضور مردم در فضای مجازی هم فرصت و هم تهدید است که باید آن را غنیمت شمرد، ما در این عرصه شاهد جنگی تمام عیار هستیم، بمباران دروغ و شبه افکنی بنیان خانواده و جامعه ما را نشانه گرفته است، اغتشاشات اخیر نیز جنگ رسانه بود نه میدان، ما هم عملا جنگ رسانه را باختیم. ما معتقدیم راهکار این موضوع مدیریت و تحول در رسانه است نه فیلتر، سوال این جاست اکنون که کشور به حالت عادی بازگشته چرا هنوز خیلی از پیام رسان ها درگیر فیلترینگ هستند، اگر هم فیلترینگ باشد چرا مسئولین ما در تمامی این پیام رسان ها فعال هستند؟

وی با اشاره به مسئله سربازی خاطرنشان کرد: کشوری که جوانانش درجهاد اقتصادی و علمی موفق هستند چرا از آن ها به طور تخصصی در پست های مربوطه استفاده نمی شود، بارها از مسئولین مربوطه این موضوع را پیگیری کردیم ولی جواب قانع کننده ای نشنیدیم. گرچه می دانیم شما دستور داده اید در شیوه سربازی فعلی بازنگری شود و امیدواریم منویات حضرت عالی هر چه سریعتر اجرایی شود و باعث خوشحالی میلیون هایی جوانی شود که بهترین سال های زندگی شان در سربازی اجباری تلف می شود. همه این مواردی که عرض شد درد و دلی با شما پدر دلسوزمان بود و اجازه نمی دهیم هیچ دشمن خارجی از آن سو استفاده کند، ما بیش از پیش به آینده ایران اسلامی امیدواریم و انشالله این بیرق و علمی که امروز در دستان شماست به ظهور امام زمان ختم شود.

ترکمان: شفافیت آرای نمایندگان همچنان مغفول مانده است

محمد صالح ترکمان، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز در این دیدار با اشاره به اینکه
جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا امروز درگیر انواع هجمه‌های رسانه‌ای، جنگ و تحریم بوده است، گفت: قطعی است که این هجمه‌ها از ابتدای انقلاب تا کنون بخاطر حرف نوی انقلاب اسلامی و دیگری‌ای است که در برابر هژمونی غرب ایجاد کرد و امید ملت‌های مستصعف شد؛ که مبتنی بر آن‌ها تحلیلی پدید آمد که دلیل اصلی مشکلات کشور و ناامیدی مردم همین هجمه‌هاست. براساس این ایده نیز روایت پیشرفت برای تزریق امید به مردم مطرح شد، غافل از اینکه این ایده برای حل بحران ناامیدی راهگشا نیست. چرا که مسئله‌ی ناامیدی مردم، صرفاً برساختی رسانه‌ای نمی‌باشد، بلکه می‌توان گفت موضوعی واقعی و مسئله‌ی اصلی کشور است.

وی ادامه داد: این ناامیدی در دو انتخابات گذشته و با مشارکت کم‌تر از50 درصدی مردم و دوم شدن آرای باطله در انتخابات ریاست‌جمهوری نشان داده شد. به زعم ما اتفاقاتی باعث ناامیدی مردم شده است که می‌توان آن‌ها را ذیل دو سرفصل صورت‌بندی کرد. 1. تحمیل: تفاوت جمهوری اسلامی با دموکراسی‌های غربی و دیکتاتوری این است که مبتنی بر ایده‌ی امت و امامت خود را مکلف به رشد مردم می‌داند و اگر این رشد محقق نشد، دست به تحمیل نمی‌زند. اما علی‌رغم تذکرات رهبر انقلاب رابطه‌ی بین حاکمیت و مردم مختل و در برخی موارد تبدیل به روند تحمیل سیاست‌ها از طرف حاکمیت به مردم شده است.

وی در همین زمینه گفت: حضرت‌عالی در بیانات نوروزی خود همراهی افکار عمومی را برای تحقق سیاست‌ها و ایده‌ها ضروری دانستید. قانونی بودن حجاب، یکی از سیاست‌های درستی است که درخصوص نحوه‌ی اجرای آن مناقشات زیادی وجود دارد. سؤال ما این است که آیا درخصوص نحوه‌ی مقابله با گسترش بدحجابی، دستگاه‌های مسئول به دنبال تعامل با مردم هستند یا اینکه همچنان بدون توجه به افکار عمومی به برخورد انتظامی با افراد بدحجاب ادامه می‌دهند. یا مثلاً در مورد اینترنت که با زندگی روزمره‌ی مردم در ارتباط است، که علی‌رغم مخالفت افکار عمومی، محدودیت‌های غیرضروری، ناگهانی و دائمی اعمال می‌شود.

ترکان با اشاره به موضوع تعارض میان سیاست‌ها و گفتمان‌های اعلامی و اعمالی، تاکید کرد: از مهم‌ترین مواردی که منجر به بی‌اعتمادی و ناامیدی مردم می‌شود، تفاوت میان مواضع مسئولین نظام و واقعیت‌های صحنه است؛ که در این رابطه به سه مورد اشاره می‌کنیم. الف)همواره از اهمیت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، به‌عنوان پشتوانه‌ی مشروعیت نظام، صحبت می‌شود. اما درموردی مثل ردصلاحیت‌ها در انتخابات 1400 که حتی منجر به اعتراض حضرت‌عالی نیز شد با وجود آن که امکان تغییر صحنه به نفع مشارکت وجود داشت، هیچ اتفاقی نیفتاد و نتیجه شد آنچه دیدیم.

وی گفت: موردِ دیگر سیاست‌های تعمیق‌کننده‌ی نابرابری است. هدف اصلی انقلاب، جامعه‌ی بی‌طبقه توحیدی و تحقق عدالت بیان می‌شد، اما طی سه دهه‌ی اخیر با شکل‌گیری طبقه مرفه جدید و اجرای سیاست‌هایی مثل خصوصی‌سازی به‌طور خاص در حوزه‌ی آموزش و سلامت، وضع به جایی رسید که در دهه‌ی 90 حضرت‌عالی درمورد عقب‌ماندگی در عدالت تذکر دادید. اما نتیجه‌ی این تذکر، تقلیل مسئله به «پیوست عدالت» در سیاست‌ها شد. آخرین مورد از سیاست‌های تعمیق‌کننده‌ی نابرابری، افزایش 27 درصدی حداقل دستمزد کارگران در وضعیت تورم 44 درصدی در سال جدید بود.

ترکمان به موضوع شفافیت آرای نمایندگان مجلس به‌عنوان وعده‌ی اصلی نمایندگان فعلی و شفافیت حقوق و مزایای مدیران که در قانون برنامه‌ی ششم توسعه به آن اشاره کرد و گفت: از جمله خواسته‌های بدیهی مردم هستند که همچنان مغفول واقع شده‌اند. همان‌طور که بیان شد تحمیل در اجرای سیاست‌ها و تعارض بین سیاست‌ها و گفتمان‌های اعلامی و اعمالی، ارتباطی به تحریم یا هجمه‌های خارجی ندارند. سؤال اصلی این است که ریشه‌ی مبتلا شدن کشور به این مسائل ناامید کننده چیست؟ به نظر ما می‌توان دو ریشه برای آن‌ها قائل شد که در ادامه بیان می‌شود.

وی ادامه داد: یکی از اشکالات اساسی نظام حکمرانی ما دادن پاسخ‌های بعضاً غلط به مسائل است. غلط بودن این پاسخ‌ها یا کتمان شده یا روند اصلاح آن‌ها طولانی می‌شود. در همین رابطه به دو مصداق خصوصی سازی و شورای عالی اقتصادی سران قوا می‌پردازیم.

این فعال دانشجویی با اشاره به مقوله خصوصی سازی گفت: امروز 16 سال از معرفی خصوصی سازی به عنوان راهکار مقابله با جنگ اقتصادی گذشته؛ فارغ از فساد‌ها و اشتباهاتی که در جریان واگذاری‌های متعدد رخ داده، گزارش نهاد‌های رسمی کشور نیز بر به هدف نرسیدن خصوصی‌سازی مهر تایید می‌زنند. به‌نظر می‌رسد 16 سال خصوصی‌سازی مارا نه تنها قوی‌تر نکرد، بلکه ما را در برابر دشمن ضربه‌پذیرتر نیز کرد. خصوصی‌سازی حتی منجر به چابکی و تمرکز دولت روی وظایف اصلی‌اش هم نشد. یکی از ریشه‌های قیمت 50 هزار تومانی دلار، شرکت‌های سابقاً دولتی هستند که خصوصی‌شده‌اند و از برگرداندن ارزشان خودداری می‌کنند. با این تفاسیر آیا سیاست‌های کلی اصل 44 منجر به مقابله با جنگ اقتصادی شد یا ما را در این جنگ آسیب‌پذیرتر کرد؟

وی افزود: در پاسخ عموماً دو مورد مطرح می‌شود. اول گفته می‌شود خصوصی‌سازی مورد اجماع اقتصاد‌دان‌ها بود. اما اکنون بسیاری از آنان دیگر این سیاست را تجویز نمی‌کنند. دوما میگویند اصل سیاست‌ها خوب بود اجرایش مشکل داشت. طبق قانون اساسی رهبری ناظر اجرای سیاست‌هاست که این امر به مجمع تشخیص مصلحت نظام تفویض شده است. اگر مشکلی در اجرا وجود دارد، یک پای مسئله، دستگاهی است که به این وظیفه خود عمل نکرده است. اما مسئله‌ی مهم اینجاست که این چه سیاستی است که هیچ دولتی، علی‌رغم همسو بودن با آن، قادر به اجرای درستش نیست؟ به‌نظر می‌رسد بازنگری در این سیاست و قانون اجرایی آن برای تحقق اهدافش مثل عدالت اجتماعی و مردمی‌سازی اقتصاد ضروری است.

وی به مسئله جلسات شورای عالی سران قوا اشاره کرد و گفت: سیاست غلط دیگری که هنوز روی آن پافشاری می‌شود، تصمیم‌گیری درباره‌ی برخی مسائل مهم کشور در شورای سران قواست. این شورا جهت هماهنگی قوا برای مقابله با جنگ اقتصادی شکل گرفت، اما عملاً تبدیل شد به محفل قانون‌گذاری چندنفره؛ و بستری به وجود آورد برای دور زدن مردم، ساختار‌های رسمی و محفلی کردن حکمرانی. مرور عملکرد این شورا حاکی از این است که شورا نه تنها تاکنون در اجرای مأموریت‌های اصلی خود موفق نبوده، بلکه باعث شکل‌گیری بحران‌هایی مثل اتفاقات آبان 98 هم شده که هزینه‌هایی غیرقابل محاسبه برای کشور به‌وجود آورده. با این وجود، اما این شورا تعطیل که نمی‌شود هیچ، بلکه در آخرین شاهکار، در مصوبه‎‌ی مولدسازی، علاوه‌بر مجلس، قوه‌ی قضائیه را نیز دور می‌زند.

وی خاطرنشان کرد: این دو مورد از مهمترین مصادیق پافشاری بر سیاست‌های غلط بودند. همان‌طور که شما فرموده‌اید، انقلاب اسلامی همواره آماده‎‌ی تصحیح خطا‌های خویش است؛ لذا امیدواریم مطابق با همین نگاه با تغییر سیاست‌ها و ساختار‌های اشتباه مانند دو مورد فوق امید به معنای واقعی کلمه محقق شود.

ترکمان با اشاره به تضعیف نقش مردم در عرصه‌ی سیاست، افزود: جمهوری اسلامی از بدو تاسیس دارای بستر‌های نهادینه شده‌ای از قبیل انتخابات بود که به‌واسطه‌ی آن مردم امکان مشارکت و تغییر سیاسی داشتند. این موضوع خود مایه‌ی امیدواری مردم بود، اما در چندسال گذشته با مخدوش شدن این بسترها، امید مردم به تغییرات سیاسی نیز تضعیف و جامعه دچار انفعال سیاسی شد.مطابق با قانون اساسی اِعمال قوه‌ی مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است. اما تغییر جایگاه شورا‌های عالی از شورا‌های مشورتی و هماهنگی به قانون‌گذاری و افزودن شورای نگهبانِ ثانی از دل مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس را از کارکرد انداخته است. بدیهی است از کارکرد افتادن قوه مقننه یکی از اصلی‌ترین دلایل مخدوش شدن ماهیت انتخابات مجلس و عدم اقبال مردم به آن است.

وی گفت: بستر دیگر مشارکت سیاسی مردم انتخابات ریاست جمهوری است که به دلیل رویه‌ی غیرشفاف و غیرپاسخگوی شورای نگهبان در بررسی صلاحیت‌ها متزلزل شده است. همین موضوع به طور مشخص یکی از دلایل مشارکت پایین در سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری بود.برای بازگشت مردم به صحنه‌ی کنش‌گری فعالانه‌ی سیاسی باید علاوه بر بازگشت مجلس به جایگاه حقیقی خود و اصلاح روند بررسی صلاحیت‌ها در انتخابات ریاست جمهوری، اصولِ بر زمین‌مانده برای مشارکت حداکثری مردم در قانون اساسی نیز احیا شود که به چند مورد آن خواهیم پرداخت. اصل 27: حق اعتراض طبق قانون اساسی منوط به اخذ مجوز از هیچ نهادی نیست، اما در قوانین عادی حق اعتراض مقید به اخذ مجوز شده است. در این رابطه باید دقیقاً منطبق بر قانون اساسی عمل شود. اصل 59: همه‌پرسی تنها امکان مشارکت مستقیم مردم در امر قانون‌گذاری است.

وی گفت: به‌نظر ما در 44 سال گذشته مواردی از مسائل بسیار مهم وجود داشته که در صورت رجوع به همه‌پرسی در حل آن‌ها، احتمالاً بسیاری از نابه‌سامانی‎‌ها و مناقشات اتفاق نمی‌افتاد. همچنین اگر همه‌پرسی تبدیل به رویه‌ای در تصمیم‌گیری‌های بسیار مهم می‌شد، امروز امکان سوءاستفاده از این کلیدواژه از جانب برخی ورشکستگان سیاسی برای کسب اعتبار مجدد به وجود نمی‌آمد. اصل 8: این اصل روح کلی مشارکت مردم در حکومت است که با نگاه‌های تقلیل‌گرایانه به یک ستاد محدود شده. اما بدتر از این نگاه تقلیل‌گرایانه آن است که مسئولین فعلی این ستاد نیز امر به معروف و نهی از منکر را تنها به حجاب محدود کرده‌اند. اصل 104: این اصل به منظور تحقق قسط اسلامی پیشنهاد تشکیل شورا در صنوف مختلف را می‌دهد، اما متأسفانه با غلبه‌ی نگاه‌های امنیتی، یا جلوی شکل‌گیری این شورا‌ها گرفته می‌شود یا همان حداقل‌های موجود نیز تضعیف می‌گردد.

وی خاطرنشان کرد: به‌نظر ما شما معتقدترین فرد به قانون اساسی و مردم‌سالاری دینی و مهم‌ترین حافظ آن هستید. متاسفانه مطالبه موارد فوق از طریق مجلس و دولت به نتیجه نرسیده است. به همین دلیل نیز امید ما برای احیای اصول فوق و تقویت نقش مردم در صحنه‌ی سیاست و در نتیجه، افزایش امید، شما هستید. پیشنهاد ما این است که در این راستا، در صورت صلاح‌دید، سیاست‌های کلی مردم‌سالاری دینی از جانب شما تدوین و ابلاغ شود.

وفاداران: سازمان برنامه و بودجه یک ریال برای حمایت از خانواده ایرانی پرداخت نکرده است

زهرا وفاداران نماینده بسیج دانشجویی نیز در این جلسه طی سخنانی گفت: ما معتقدیم امروز که به واسطه غوغا و هیاهویِ فریبندهِ خناسانِ بیگانه و ساده‌اندیشانِ داخلی، بازار تخریب و سیاه‌نمایی علیه ایران اسلامی داغ شده است و طعنه به جمهوری اسلامی برای برخی شده است، پوز روشنفکری و ابزار کسب اعتبار! باید گفت آقایان کمی تاریخ بخوانید، از قضا امروز روز شکر است!

وی گفت: خدا را شکر که رنج اشغال، غارت، کشتار و به ویژه تحقیر ملی توسط استعمارگران، امروز برای جوانان وطنم مسئله‌ای ناشناخته است. رنجی که بر روی تن مردمِ زخمیِ همسایگان ما همچنان آشناست.خدا را شکر که سرنوشت کشورمان توسط مردم خودمان تعیین می‌شود و دشمن بدخواه نمی‌تواند همچون گذشته‌ ایران و هم‌اکنونِ برخی کشورهای جهان، با اشاره‌ سفیرش، دولت‌های مشروع و مردمی را مثل آب خوردن ساقط کند. خدا را شکر که ارزش‌های رسمیِ حاکمیت، الهی است و مردم نیز از عمق جان این ارزش‌ها را باور دارند. خدا را شکر که برخلاف اغلب ایامِ هزاره‌های گذشته، رابطه‌ حاکمان با مردم، رسما بالا به پایین نیست، خاکساری حاکمان نزد مردم تا جایی ارزشمند و مطلوب شده که برخی نگران بروز ریا در مسئولین هستند.

این فعال دانشجویی افزود: خدا را شکر، مردمی داریم که هم چون کوه، در برابر طوفانِ سهمگین توطئه‌ها، جنگ‌ها، تحریم‌ها و تبلیغ‌ها، در کنار انقلاب اسلامی ایران ایستاده‌اند و به همت این مردم این موارد خنثی و کشور در عرصه‌­های مختلف پیشرفت‌های به‌سزایی داشته است. خدا را شکر که آرزوی بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه برای زِمام‌داری علمای راستین در جامعه، در جمهوری اسلامی ایران محقق شد. با همراهی امت در موسمی نادر از تاریخ، دو رهبر فرزانه بر مسند هدایت امت قرار گرفتند، که از لحاظ علمی، صاحب‌نظر و اعلم زمانه بودند. نگاه بدیع ایشان برای اهل اندیشه، شگفت‌آور و برای اهل عمل به تجربه‌های مکرر راهگشا بوده و هست. چنین رهبرانی در طول تاریخ به راحتی نصیب هر ملتی نمی‌شود.

وی با بیان اینکه خدا را شکر به برکت انقلاب اسلامی، الگوی سوم زن مسلمان که نمونه‌ای بدیع و انسان‌ساز در تبیین هویت حقیقی زن مسلمان ایرانی، خصوصا در عصرِ تهاجم استعمار هویتیِ نظام سرمایه و ابزارهای تحت خدمت آن است، ادامه داد: با رهنمودهای امامِین انقلاب، برای زنان سرزمینم ترسیم و توسط دختران و زنان قوی کشورم محقق شده است و شکر که مراکز دانشگاهی و فضاهای نخبگانی نیز مملو از بانوان توانمندی است که در عرصه‌های مختلف فعالیت‌های علمی و اجتماعی به مجاهدت می‌پردازند و شکر که بنده توفیق دارم که به نمایندگی‌شان در محضرتان بایستم.

وی خاطرنشان کرد: خدا را شکر که مشغله ذهنی جوانان پاک سیرتِ وطنم از بستر سخیفِ لَذات حیوانی در کوچه پس کوچه‌های لاله‌زارها، به دغدغه ذهنی مشکلات مستضعفان، عدالت اجتماعی و سیاسی، نیاز انسان به معنویت، کرامت و آزادی انسان از بند امپریالیسم، غارت گرسنگان آفریقایی و استمرار تحقیر و بردگی در آمریکای لاتین و امثالَهُم تبدیل شد؛ تا جایی که جوانانِ خداجوی این عصر بر بستر این حکومت در این راهِ خدایی، بذل مال و جان می‌کنند. و صدها شکر دیگر برای انقلابی که متعالی‌ترین آرمان‌ها را زنده کرده و رسمیت بخشیده است. اما ما در این فرصت برآنیم تا درباره آرمان جمهوریت سخن بگوییم. ما از شما آموخته‌ایم که عامل پیشرفت کشور سپردن واقعی کار، صحنه و ابتکار عمل به دست مردم است. معتقدیم که تفاوت دولت برای مردم و دولت مردمی اصل مغفول در اداره امروز کشور است.

وی با اشاره به اینکه ما حتماً! بین دولتی که نگاهش به خارج بوده و نظمِ ناعادلانه‌ حاکم بر جهان با کدخداییِ آمریکا را پذیرفته و یک دهه معطلی و عقب‌ماندگی را برای کشور به ارمغان آورده با دولتی که نگاه به داخل دارد و می‌خواهد که خاکسار مردم خود باشد، تفاوت بسیار قائلیم! اما فاصله بسیار است بین صرف ارادت به مردم با سپردن صحنه و کارها به دست مردم، تصریح کرد: صرف ارادت به مردم می‌تواند، به تولید روزافزون انتظارات نامتعارف عمومی، دامن زده و به جای توسعه مسئولیت و ظرفیت عمومی در راه پیشرفت، کشور را به سیاه‌چاله عوام‌زدگی و بی‌مسئولیتی بیاندازد.

وی گفت: دلسوزی بیش از حد، خود دلیلی بر مسئولیت ندادنِ به مردم توسط دولت است، این امر گاهی منجر به تحمیل هزینه‌های گزاف به کشور شده و مردم نیز سختی اداره کشور را درک نمی‌کنند! مثلا چه معنی دارد در شرایطی که بخشی از مردمِ کشور در سرمای زمستان از قطعی گاز رنج می‌برند و دستگاه کارشناسی کشور و مدیران تخصصی حوزه‌ انرژی با بررسی کامل به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه گاز گروه‌های پرمصرفِ پر درآمد جامعه را زیاد کنند تا مصرف آن‌ها تعدیل شود، پس از اجرای طرح به آن‌ها تخفیف 70 درصدی بدهیم؟! کشوری که با ناترازی گاز مواجه است، دولت آن باید مردم را به مشارکت گرفته و مصلحتِ عامه را در نظر بگیرد و اگر بخشی از مردم، خلافِ عامه، همراهی نمی‌کنند. آن‌ها را جریمه کند، نه آنکه تشویق کند! مردمی‌سازی در اینجا یعنی اینکه که همه‌ مردم به ویژه مرفهین، سهم خود را از سختی‌های کشور به دوش بکشند!

این فعال دانشجویی با اشاره به اینکه قیم‌مآبی و عدم اعتماد به ظرفیت‌های مردم، دلیل دیگری بر کنار زده شدنِ مردم از عرصه‌ پیشرفت کشور است، افزود: به عنوان مثال در عرصه‌ مسکن برخی مسئولین همچنان اصرار دارند که به مردم کلید تحویل بدهند و روبان ببرند! به همین دلیل دولت وارد ساخت پروژه‌های عظیم انبوه‌سازی شده است. اگر دولت، مطابق تجربیات موفق موجود و گذشته، با شکستن انحصارِ خودساخته‌ زمین و تسهیلاتِ ساخت، زمین و تسهیلات را در اختیار خودِ مردم بگذارد، آن‌ها توانایی ساخت خانه را با سرعت و کیفیتی بیشتر از دولت دارند.

وی تاکید کرد: این خود یکی از مصادیق بزرگ مردمی‌سازی در حوزه‌ اقتصاد و مسکن است که بر زمین مانده. بدون تردید عدم مردمی‌سازی در عرصه مسکن منجر به شکست نهضت ملی مسکن خواهد شد. دقیقا همین مسئله‌ انحصار زمین، مانع اصلی کشت دیم و استفاده از ظرفیت مراتع برای دامپروری است. عدم بسترسازی برای حضور مردم دلیل دیگری است که مردم ما اساسا در برخی حوزه‌ها نمی‌توانند مشارکت داشته باشند. به عنوان مثال، ما از زنان این سرزمین می‌خواهیم که حضور اجتماعی، مشارکت اقتصادی و فرزندآوری داشته باشند. اما چگونه یک زن می‌تواند همه‌ این نقش‌ها را همزمان ایفا کند؟!

وفاداران خاطرنشان کرد: بدیهی است که این مسئولیت‌ها نیازمند اصلاحات ساختاری و بسترسازی است. یکی از بسترهای مهم تحقق این موارد کیفیت و اندازه خانه و شهرسازی است. امروزه به دلیل ساخت شهرهای پرتراکم آپارتمانی، امکان جمع کردن این سه هدف با هم برای زنان ما صلب شده است. زنان ما به عنوان نیمی از جمعیت کشور که ظرفیت‌شان برای رشد اقتصادی بالا آزاد نشده، در آپارتمان‌ها نمی‌توانند کسب و کار خانگی و خانوادگی راه بیاندازند و یا گروه‌ها و گعده‌های اجتماعی پربسامد داشته باشند و به طریق اولی نمی‌توانند حتی به تعداد فرزندان زیاد، در زندان‌های آپارتمانی فکر کنند. پس در کنار سایر اقدامات برای حضور مؤثر زنان جامعه در پیشرفت کشور، حتما نیازمند بازنگری و تحول جدی در حوزه‌ شهرسازی و خانه‌سازی هستیم.

وی گفت: نقص در تربیت مسئولانه در خانواده‌ها و نظام آموزشی کشور نیز باعث می‌شود که فرزندان این مرز و بوم با مسائل واقعی کشور دست و پنجه نرم نکرده و آمادگی و مسئولیت‌پذیری لازم را برای حضور در عرصه‌های پیشرفت کشور پیدا نکنند. اینگونه نیست که همه آحاد جامعه ما آمادگی لازم برای پذیرش مسئولیت‌های بزرگ را نداشته باشند، اما کاستی‌های موجود نیازمند اصلاح نگاه‌های تربیتی در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی، چه از سوی مسئولان تربیتی و چه از سوی مسئولان سیاسی کشور و همچنین خانواده‌هاست.

وی تاکید کرد: ما به عنوان جریان دانشجویی، ضمن باور این که حلُ‌المسائلِ مشکلاتِ کشور نقش‌آفرینی مؤثرتر مردم است، از طریق گفتمان‌سازی، مطالبه‌گری و مدل‌سازی استفاده از ظرفیت‌های مردمی مثل اردوهای جهادی پیگیر تحقق این مسأله هستیم و طبعا در پیگیری این موارد از جانب ما نیز کاستی‌هایی وجود دارد که مشتاقانه آماده شنیدن آنان هستیم.

این فعال دانشجویی با اشاره به موضوع زنان و خانواده گفت: ما بانوان جوان در جمهوری اسلامی از نگاه مترقی حضرت امام به زن که او را در جایگاه زن عزتمند و آزاد برای رشد و شکوفایی انسانی قرار داد، حظ برده‌ایم، در مسیر عینیت‌بخشی هر چه بیشتر نیازمند چراغ راه برای حل مسائلی هستیم که میراث الگوی شرقی و جریان غربی ظلم به زنان جهان است. کدام دسته از موانع موجود در زیرساخت فرهنگی و ساختاری برای زیست الگوی سوم را باید هدف قرار داد؟ ایجاد ساختارهای مناسب فعالیت اجتماعی زن الگوی سوم، در کنار ساختارهای مردانه موجود و در ارتباط هم‌افزا با آن‌ها، یا اصلاح ساختارهای مشترک موجود با ایجاد شرایط مناسب‌تر برای زنان با تقنین و اجرای آیین‌نامه‌های مناسب؟

وی تاکید کرد: متأسفانه در قانون جدید صیانت از خانواده به جای محوریت خانواده با ظاهرسازی اسلامی،گرته‌برداری قوانین غربی شده است. کشوری که قاطبه جمعیتش پیر شده است را نمی‌توان انتظار پیشرفت چندانی از آن داشت از آنجا که در آینده‌ای نزدیک ابعاد هولناک پیری جمعیت، بی‌تردید دامنگیر کشور و خصوصا ما نسل نو خواهد بود، ضرورت توجه به اولویت‌گذاری و فوریت موضوع جوانی جمعیت و تحکیم خانواده از سوی دولتمردان در مقطع فعلی مضاعف می‌باشد، اما متأسفانه علی‌رغم تأکید حضرتعالی مبنی بر محور قرار گرفتن موضوع جمعیت و خانواده در نگارش برنامه هفتم توسعه، چنین محوری از سوی دولت به کلی نادیده گرفته شده و به محاق رفته است، و تأسف‌بار تر آنکه علی‌رغم مکلف بودن دولت در پرداخت بودجه 10.7 هزار میلیارد تومانی جمعیت، در سال 1401، سازمان برنامه و بودجه حتی یک ریال برای حمایت از نسل و خانواده ایرانی به دستگاه‌ها پرداخت ننمود.

رهبر انقلاب: جلسه اقتصادی سران قوا امری موقت و برای مقاصد خاص است

رهبر انقلاب: جلسه اقتصادی سران قوا امری موقت و برای مقاصد خاص است/ کجای دنیا برای مسائل گوناگون کشور رفراندوم برگزار می‌کنند؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان اینکه جلسه اقتصادی سران قوا امر دائم نیست بلکه موقت و برای مقاصد خاص است، فرمودند: این جلسه آنطور که باید به هدف خود نرسیده است.

رهبر انقلاب: جلسه اقتصادی سران قوا امری موقت و برای مقاصد خاص است/ کجای دنیا برای مسائل گوناگون کشور رفراندوم برگزار می‌کنند؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه‌شنبه) در دیداری دو و نیم ساعته با بیش از 1000 نفر از اعضای تشکل‌ها و فعالان مختلف دانشجویی، دانشجو و فعالیت‌ها و مطالبات دانشجویی را یک فرصت و ارزش برای کشور خواندند و با اشاره به راهبرد دشمن برای بدبین‌‌کردن ملت ایران به خود و توانایی‌های خود، گفتند: برخلاف خواست دشمن، جامعه دانشجویی باید ایجاد تحول در ذهن و واقعیت جامعه ایران و سپس ایجاد تحول در ذهن و واقعیت جهان را در افق بلندمدت نگاه و تلاش‌های خود قرار دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ماه رمضان را بهار معنویت و عبادت دانستند و گفتند: جوانی هم بهار عمر است؛ بنابراین رمضان برای جوانان بهار در بهار است که این دوگانه زیبا در دفاع مقدس هم وجود داشت. یعنی زمینه و فرصت عروج و تعالی برای همه رزمندگان فراهم بود اما جوانان رزمنده به علت فرصت جوانی، از فرصت تعالی و عروج، بیشترین بهره را بردند و چنان اوج گرفتند که امام راحل با عمری سلوک و عرفان به آنان غبطه می‌خورد.

ایشان با تأکید مجدد بر ضرورت استحکام مبانی زیربنایی معرفتی دانشجو و مجموعه‌های دانشجویی افزودند: در این صورت دل جوان محکم، گامش استوار و حرکتش مستمر و خستگی‌ناپذیر خواهد شد. بنابراین جوانان دانشجو باید با استفاده از قرآن، نهج‌البلاغه و کتاب‌های اندیشمندانی همچون «مطهری»، «بهشتی» و «مصباح» روی مسائل معرفتی کار و مطالعه و تأمل و تدبر کنند.

رهبر انقلاب عدالت را یکی از مبانی معرفتی دانستند و گفتند: مصداق مهم عدالت، رفع نابرابری است اما گستره وسیع عدالت از ذهن و قلب و عقیده و قضاوت‌های شخصی شروع می‌شود و به مبارزه با استکبار برای عدالت بین‌المللی کشیده میشود که متأسفانه برخی‌ها با شعار عدالت‌طلبی، مبارزه با ظالمان جهانی را مصداق عدالت‌خواهی نمی‌دانند.

ایشان درباره آزادی به عنوان یکی دیگر از مبانی معرفتی گفتند: در نگاه اسلام، «رهایی از چارچوب و خواسته‌های مادی» مهمترین بخش مقوله آزادی است که راه را برای پیشرفت و تعالی و آزادی از بند جمود و تحجر و عصبیت و ارتجاع و ابرقدرت‌ها و دیکتاتورها و دیگر قیود هموار می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره یکی دیگر از مبانی مهم فکری و دینی یعنی «انتظار فرج» هم گفتند: انتظار فرج یعنی باور اینکه همه نقص‌ها و سختی‌ها با کار و تلاش و توکل قابل برطرف شدن است.

ایشان در همین زمینه افزودند: خداوند در قرآن، غلبه حق و پیروزی مستضعفین را قانون قطعی خود می‌داند و این وعده صادق را ما در پیروزی انقلاب و مقابله پیروز با همه مستکبران عالم و دشمنان ایران در جنگ تحمیلی دیدیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه سخنانشان در جمع فعالان دانشجویی، با ابراز مخالفت با کسانی که فعالیت‌های دانشجویی را تهدید می‌دانند، تأکید کردند: نظر قطعی و حتمی من این است که دانشجو، فعالیت‌ها و مطالبه‌اش، احساس مسئولیتش درباره مسائل کشور، انگیزه و شوقش برای برطرف کردن مشکلات و حضور شورانگیزش در حوادث اجتماعی و مناسبات و مراسم سیاسی، یک فرصت و یک ارزش است.

بیان آفات فعالیت‌های دانشجویی بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب در این دیدار بود.

ایشان دو قطبی‌سازی در جامعه دانشجویی و کشور، نگاه غیرواقع‌بینانه و مطالبات بدون ارائه راه‌حل علمی و عملی را از جمله آفات فعالیت‌های دانشجویی برشمردند و با اشاره به سخنان یکی از دانشجویان گفتند: برخلاف آنچه بیان شد که «باید از روز اول درباره مسائل مختلف رفراندوم برگزار می‌کردیم تا حساست به وجود نیاید»، مسائل مختلف کشور قابل رفراندوم نیست؛ زیرا هر رفراندوم ۶ ماه همه کشور را درگیر می‌کند. ضمن اینکه در کجای دنیا برای همه مسائل رفراندوم برگزار می‌کنند؟

رهبر انقلاب، شتابزدگی، دیدن و تمرکز بر نقاط منفی و بی‌توجهی به نقاط روشن، تندخویی، تبدیل مشکلات محلی به مشکلات ملی، فعالیت به قصد دیده‌شدن، و غرق شدن در فضای مجازی را از دیگر آفات فعالیت‌های دانشجویی دانستند و افزودند: فضای مجازی به هرحال یک واقعیت است اما برخی‌ها از فضای مجازی سیل‌وار خبر و مطلب و تحلیل می‌پذیرند در حالیکه باید تلاش کنند در این فضا و شبکه‌های اجتماعی خبر و تحلیل صحیح نشر دهند.
توصیه دیگر رهبر انقلاب به دانشجویان تنظیم حرکت با نگاه به افق‌های دوردست بود.

ایشان با اشاره به سؤال برخی دانشجویان مبنی بر اینکه وظیفه دانشجوی مطلوب و آینده‌نگر چیست، گفتند: اول ایجاد تحول در ذهن و واقعیت جامعه خود و سپس ایجاد تحول در ذهن و اقعیت جهان.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستیابی به این توانایی را عجیب و دور از دسترس ندانستند و افزودند: دانشجوی امروز، مدیر سیاسی، اقتصادی و دیپلماسیِ فردا، فیلسوف و محقق فردا، فعال سیاسی و رسانه‌ای فردا، و رئیس و مغز متفکر و عنصر اثرگذار فردا است و اینکه امروز همه می‌گویند دنیا در حال تحول است، این تحول بوسیله مغزهای متفکر و انسان‌های فعال که شما جوانان و دانشجویان مؤمن جزو آنها هستید، رقم خواهد خورد.

ایشان با اشاره به امکان ایجاد تحول منفی به دست انسان‌های منحرف، جوانان را به حرکت در صراط مستقیم و تقویت بنیه دینی، علمی، عقلی و ارادی در خود سفارش کردند و گفتند: هر کسی در این امور خودسازی بیشتری کند، فردا امکان تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.

رهبر انقلاب عنوان «دانشجو» را همنشین با عناوینی همچون دانش‌طلبی، جوانی، پر تحرکی، نوطلبی و نوزایی و احساسات انسان‌دوستانه مانند دشمنی با فساد و بی‌عدالتی خواندند اما گفتند: برای دانشجو از همه اینها مهمتر، برخورداری از یک زیربنای فکری است که باید آن را مستحکم کنید که این استحکام‌بخشی هم به معنی تعطیل کردن فعالیت‌های دیگر و اشتغال صرف به فکر و مطالعه نیست بلکه باید همزمان با فعالیت دانشجویی، با منابع دینی، انس و با متفکران امین و عمیق ارتباط پیدا کنید.

رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه «همه باید در شناخت نقشه و راهبرد دشمن به روز باشیم»، خاطرنشان کردند: برخی تا اسم دشمن را می‌آوریم با عصبانیت اینطور القاء می‌کنند که ما به دنبال انکار ضعف‌ها و سستی‌ها هستیم، در حالی‌که ضعف‌ها وجود دارد اما دشمن هم چه بفهمیم یا نفهمیم دائماً با هزینه کردن پول و امکانات مشغول کار علیه جبهه حق است و به تعبیر امیرالمؤمنین اگر ما در سنگر به خواب غفلت رفته باشیم، دشمن به خواب نرفته است.
ایشان راهبردِ به‌روزِ دشمن در قبال ملت ایران را «بدبین‌کردن به خود» خواندند و با نفی این ادعا که ناامیدی منشأ غالباً داخلی دارد، در بیان مصادیقی از راهبرد بدبین‌سازی گفتند: دانشجوی پر انگیزه را استاد یا فرد بی‌تعهدی ناامید و بدبین می‌کند که به او می‌گوید «با وجود این مشکلات با چه دل خوشی اینجا مانده‌ای و درس می‌خوانی؟ کشور را رها کن و برو».

رهبر انقلاب افزودند: البته پاسخ رسا و بی‌لکنت جوان مؤمن، مبارز، آگاه و هوشمند این است که بله مشکلات وجود دارد اما من و فرزندان و هم‌میهنانم سالهای طولانی می‌خواهیم در این کشور زندگی کنیم پس درس می‌خوانم و مبارزه می‌کنم که مشکلات را برطرف کنم.

«اصرار رسانه‌های بدخواه خارجی و دنباله‌های آنها در برخی رسانه‌های داخلی به القاء رویگردانی ملت ایران از اعتقادات دینی و احساسات انقلابی» نمونه دیگری از بدبین‌سازی بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند و گفتند: این القائات در حالی است که جلسات شب قدر امسال پر شورتر از پارسال و حضور و اشک جوانان بیشتر بود، روز قدس جمعیت فشرده‌تر از پارسال، و جمعیت ۲۲ بهمن هم دو برابر بود اما آنها وسوسه‌های خلاف خود را انجام می‌دهند.

«خارج شدن چند سرمایه‌دار یا کارآفرین در کشور» مثال دیگری برای بدبین و ناامید کردن مردم با وجود ماندن تعداد زیادی از کارآفرینان و فعالیت رو به رشد هزاران شرکت دانش‌بنیان بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان آن، افزودند: طراحی دشمن بدبین کردن دشمن به خودمان، به دولت‌مان و به محیط دانشجویی‌مان است.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: در کشور نقص داریم و توقع و مطالبه من از مسئولان برای رفع نواقص بیش از شما است اما در عین حال می‌بینیم که کشور بحمدالله در حال پیشرفت است و صدها هزار جوان مؤمن، با انگیزه و خوشفکر در آن وجود دارد که قبلاً وجود نداشت.

ایشان در ادامه به یک واقعیت مهم اشاره کردند و گفتند: جوان ایرانی مورد کینه شدید دشمنان است که این واقعیت را باید همه جوانان ما بدانند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین علت کینه‌توزی استکبار و کارتلهای صهیونیستی مسلط بر آمریکا و اروپا با جوان ایرانی، خاطرنشان کردند: آنها با مسئولان ایرانی خیلی بد هستند اما با جوانان ایرانی بدترند چرا که بدون حضور و کار و انگیزه جوانان، کاری از دست مسئولان بر نمی‌آید و از اول انقلاب تا به امروز همین جوانها بودند که کارهای بزرگ را در جبهه‌ها و میدان‌های مختلف پیش بردند.

ایشان مسئولان کشور را به توجه و استفاده از جوانان توصیه کردند و افزودند: البته از جوانهای زیادی استفاده کرده‌اند ولی باید بیشتر استفاده کنند.

رهبر انقلاب با نام بردن از جوانان مؤمنی که در میادین مدیریتی، نظامی و علمی درخشیدند و به شهادت رسیدند، خاطرنشان کردند: آن رشته نورانی همچنان ادامه دارد و در دوره معاصر شما نیز شهیدان حججی، صدرزاده، علی‌وردی، عجمیان و امروز هم انبوه جوانان ایرانیِ مسئولیت‌شناس موتور حرکت و پیشران کشور هستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به جوانان گفتند: راه روشن انقلاب و اسلام را با جدیت و با آرمان‌خواهی، امید و عقلانیت دنبال کنید.

ایشان آرمان‌خواهی و توجه به افق‌های دور را همچون موتور پیشران حرکت، امید را به مثابه سوخت این موتور و عقلانیت را به فرمان موتور حرکت تشبیه کردند و در بخش پایانی سخنانشان گفتند: نقشه واقعاً جامع علمی، کمبود کنونی در مقوله دانشگاه است.

ایشان با تأکید به وزیر علوم در خصوص آمایش دقیق رشته‌های علمی و پذیرش دانشجو در آنها متناسب با نیازهای کشور افزودند: برخی رشته‌های علمی در ایران مورد نیاز نیست و شغلی هم برای آنها وجود ندارد، بنابراین باید بر اساس نیاز عمل کنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با ابراز خرسندی از سخنان عمیق، متقن و ادبیات خوب دانشجویانی که دیدگاه‌ها و مطالبات خود را بیان کردند، گفتند: البته با برخی موارد بیان شده موافق نیستم اما کیفیت بیان و نظم مطالب، عمیقا خوشحال‌کننده بود و لازم است سازمان برنامه‌وبودجه همه موارد مطرح شده را مورد بررسی و رسیدگی قرار دهد.

ایشان در اشاراتی به برخی نکات مطرح شده از زبان دانشجویان گفتند: اصل خصوصی‌سازی و سیاست‌های اجرایی اصل ۴۴، فکر شده، منطقی و درست است؛ چرا که دولت نمی‌تواند اداره همه امور را بر عهده گیرد. البته توقع ما برآورده نشده اما کارهای خوبی هم در زمینه خصوصی‌سازی انجام شده است.

رهبر انقلاب درباره انتقاد یکی از دانشجویان به جلسه اقتصادی سران قوا گفتند: این جلسه دائم نیست بلکه برای چند هدف از جمله اصلاح ساختار بودجه، تدبیر شده که تاکنون پیشرفت مورد انتظار در تحقق اهداف صورت نگرفته است. ضمن اینکه نشست سران، راه منطقی نزدیک شدن دیدگاه و حل مشکلات است.

در ابتدای این دیدار ۸ تن از نمایندگان تشکل‌های دانشجویی، خانم‌ها و آقایان:

امیرمحمد کولانی نماینده «جامعه اسلامی دانشجویان»، محمد صالح ترکمان نماینده «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی»، زهرا وفاداران نماینده «بسیج دانشجویی»، مرتضی خواجوی نماینده «گروه‌های جهادی دانشجویی»، معین رضیئی نماینده «انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل»، مریم محمدی نماینده «نشریات دانشجویی»، امیررضا بخشی‌پور نماینده «دفتر تحکیم وحدت» و محمدمهدی نوینی‌فرد نماینده «مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی» به بیان دیدگاه‌های خود درباره مسائل کشور و دانشگاه پرداختند.

«تحکیم مؤثر ارتباط تشکل‌های دانشجویی با عقبه فکری»، «معایب خصوصی‌سازی»، «احیاء سرمایه اجتماعی نظام»، «نوگرایی در حکمرانی با نوسازی ایده‌ها و روش‌ها»، «جبران ضعف‌های نظام حکمرانی به منظور بهبود رابطه مردم و حاکمیت از جمله در انتخابات»، «صیانت از شأن قانون‌گذاری مجلس در برابر شوراهای مشورتی از جمله شورای سران قوا»، «اشکالات وارد بر طرح مولدسازی»، «بازنگری در سیاست‌ها و ساختارهای مورد انتقاد افکار عمومی»، «اجرای همه اصول قانون اساسی به منظور تقویت نقش مردم و افزایش مشارکت سیاسی»، «نیاز به تدوین سیاست‌های کلی مردم‌سالاری دینی»، «مشخص نبودن سازوکار اعتراض قانونی و مردمی»، «پیشبرد کلان‌پروژه‌ها اجتماعی همچون نهضت ملی ساخت مسکن با مردمی‌سازی و مردم‌سپاری»، «ایجاد بسترهای مناسب برای افزایش مشارکت اجتماعی زنان»، «مشارکت دادن گروه‌های جهادی در هدایت منابع مناطق محروم»، «پشتیبانی از گروه‌های جهادی تخصصی از جمله در حوزه اشتغال‌آفرینی و تکمیل زنجیره ارزش»، «جلوگیری از کم‌رونقی نشریات دانشجویی»، «حمایت از دانشجویان صاحب فکر و قلم»، «ضرورت رفع انحصار در فرایند جذب اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها»، «انتقاد از افزایش قیمت‌ها»، «انتقاد از فیلترینگ پلتفرم‌ها و سکوهای اینترنتی»، «ضرورت تحول مبتنی بر اصول و اصلاح ساختارها و پاسخ‌های نوآورانه» از محورهای مطرح شده در دیدار جمعی از دانشجویان سراسر کشور با رهبر انقلاب اسلامی بود.

مطلع عشق| آدم‌های نصفه و نیمه در ازدواج!/ دوستی‌های پیش از ازدواج چه بلایی سر احساسات‌تان خواهد آورد

مطلع عشق| آدم‌های نصفه و نیمه در ازدواج!/ دوستی‌های پیش از ازدواج چه بلایی سر احساسات‌تان خواهد آورد؟!

جذابیت دوستی‌های پیش از ازدواج برای برخی جوانان شاید ضربه‌های احساسی و آثار مخرب بر آینده‌شان را از چشم‌شان دور نگه دارد و متوجه بلایی که بر سر زندگی مشترک‌شان خواهد آمد نباشند. در این قسمت از مطلع عشق به سراغ دوستی‌های پیش از ازدواج رفتیم تا آثار مخرب این بی‌راه ای که برخی افراد به اسم جوانی کردن در مسیرش قرار می‌گیرند را از نگاه کارشناس ببینیم.

مطلع عشق| آدم‌های نصفه و نیمه در ازدواج!/ دوستی‌های پیش از ازدواج چه بلایی سر احساسات‌تان خواهد آورد؟!

«قبل از ازدواج اگر کسی بهش می‌گفت دوستی با جنس مخالف به ضرر خودش است، هیچ‌جوره زیر بار نمی‌رفت. اتفاقا قیافه حق به جانب هم به خود می‌گرفت و طلبکار خوشی‌های ایام جوانی‌اش می‌شد. مثل بعضی از هم‌سن و سالانش جوانی را در هوسرانی و دوستی‌های خارج از عرف می‌دانست. فکر می‌کرد اگر تمایلش به جنس مخالف را با ازدواج برطرف کند و شور و هیجان جوانی‌اش را زیربنای ساخت ساختمانی محکم مثل خانواده کند، اشتباه کرده و عمرش را هدر داده. هر بار که فرد جدیدی وارد زندگی‌اش می‌شد فکر می‌کرد عاشق شده، تمام احساساتش را خرج رابطه‌ای می‌کرد که چندماه بعد تمام می‌شد و او می‌ماند و وابستگی. او می‌ماند و ضربه‌هایی که خورده بود. اما چند وقت بعد باز همان آش بود و همان کاسه.

حسابی که از زندگی و آدم‌هایش خسته شده بود تازه به فکر ازدواج افتاد. شکست‌های قبلی‌اش بی‌اعتمادش کرده بود به آدم‌ها، بماند که چقدر طول کشید تا یکی را انتخاب کند و بله را بگوید. فکر می‌کرد گذشته و خاطراتش را پشت در خانه مشترک‌شان گذاشته و قرار است زندگی جدیدی را شروع کند. اما یک سال بعد تمام خاطرات به سراغش آمد. کارش شده بود مقایسه. دوست قبلی‌ام اینطور قربان صدقه‌‌ام می‌رفت اما شوهرم چی؟! دوست قبلی‌ام هر روز من را می‌برد گردش و تفریح اما شوهرم اصلا وقت ندارد. گاهی هم خوره شک می‌افتاد به جانش و می‌ترسید شوهرش هم مثل پسرهایی که قبلا دیده بود حالا به او خیانت کند یا دوباره شکست عاطفی بخورد. آخرش هم همین فکرها از زندگی و هرچه که بود سردش کرد.»

آدم‌های نصفه و نیمه در ازدواج!

این مسیر اشتباه و بی‌راهه رفتن برخی از جوانان از چشم مهربان و نکته‌سنج پدر و رهبر معظم‌مان دور نمانده و ایشان در حواشی مراسم عقد زوجین بار‌ها نصیحت‌های پدرانه خود را به گوش جوانان رسانده تا راه را از بی‌راهه تشخیص دهند و آرامش حقیقی را در زندگی مشترک‌شان پیدا کنند نه دوستی‌های خارج از عرف.«در جوامع غربی جوانها، دوره نشاط جوانی و تندی احساسات و غرایز را آزادانه می‌گذرانند و وقتی به خانواده و به ازدواج می‌رسند که در واقع بخش زیادی از میل طبیعی آنها و غرایز آنها فرونشسته است. آن شوق و محبت و عشقی که باید در اعماق روح زن و شوهر جایگزین شود، در اینها نیست یا کم است. اینکه بعضی سن ازدواج را برای سال‌های میانی عمر که در غرب و تمدن غرب معمول است، می‌گذارند مثل اغلب چیزهایشان، غلط و برخلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است که به شهوترانی و بی‌بندو باری اقبال دارند. می‌حواهند جوانی خود را به اصطلاح خودشان، باخوشی سپری کنند. هوسرانی‌هایشان را بکنند. بعد که از کار افتاده شدند و آتشهایشان فرو نشست حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می‌کنید که در غرب زندگی خانوادگی این‌طوری است. طلاق‌های‌زیاد، ازدواج‌های ناموفق، مرد و زنهای بی‌وفا، تخطیهای جنسی فراوان، غیرت کم، زندگی خانوادگی به این معناست.»

دوستی‌های خارج از عرف؛ جوانی یا افسردگی؟!

جذابیت دوستی‌های پیش از ازدواج برای برخی جوانان شاید ضربه‌های احساسی و آثار مخرب بر آینده‌شان را از چشم‌شان دور نگه دارد و متوجه بلایی که بر سر زندگی مشترک‌شان خواهد آمد نباشند. به همین خاطر پای صحبت‌های «مهدی ناجی عظیمی»؛ کارشناس خانواده و زوج درمانگر نشسته‌ایم تا برایمان از ابعاد این معظل بگویند. اینکه چرا روابط پیش از ازدواج، آدم‌های نصف و نیمه را پای سفره عقد می‌کشاند. آدم‌هایی که هر بخش از احساسات و عواطف‌شان را پیش کسی، جا گذاشته اند.
دکتر «ناجی عظیمی» می‌گوید: « در رابطه با معایب روابط قبل از ازدواج دختر و پسرها چند نکته وجود دارد که باید مورد بررسی قرار بگیرد. یکی از معمول‌ترین چیزهایی که در رابطه دختر و پسر پیش از ازدواج شکل می‌گیرد. اشتیاق و صمیمیتی است که به شدت آنها را مورد توجه هم قرار می‌دهد و این باعث می‌شود که گمان کنند روابطه آنها می‌تواند بر پایه یک احساس خوشایند و حال خوب شکل بگیرد. این احساس خوشایند تا جایی پیش می‌رود که وابستگی بین دختر و پسر ایجاد می‌کند. اما رابطه‌ای که با وابستگی شکل گرفته باشد و تعهد در آن جایی نداشته باشد ممکن است هرجایی خاتمه پیدا کند و تمام شود. وقتی بین طرفین تعهد نباشد به شدت روابط آنها مورد آسیب قرار می‌گیرد و به لحاظ روانشناختی فشارهای روانی زیادی را به همراه دارد. برای مثال وقتی دختر یا پسر بعد از اینکه در رابطه ‌شان شکست خوردند و یا دوستی جدیدی را بعد از آن شروع کردند ممکن است دچار اضطراب شدید، ترس از دست دادن، احساس تنهایی، اضطراب، افسردگی و حتی خودکشی بشود.»
دوستی‌های پیش از ازدواج را شاید بعضی افراد به اسم خوش‌گذرانی و جوانی بشناسند اما واقعیت این است که عاقبت خوشی ندارد و سرانجامش به افسردگی ختم می‌شود و فشارهای روحی و روانی و شاید خودکشی. وابستگی شدید و بعد از آن ترک شدن ضربه احساسی شدیدی را به افراد وارد خواهد کرد. ضربه‌ای که شاید هر کسی نتواند با آن کنار بیاید و تمام زندگی‌اش تحت تاثیر قرار بگیرد. باید قبول کرد روابط خارج از عرف از جنس تعهد نیستند پس اگر زمانی طرف مقابلِ فرد بخاطر لذت‌جویی کسی را جایگزین او کند. فرد همیشه با احساس کافی نبودن به سر می‌برد و اعتماد به نفسش را از دست خواهد داد.

مقایسه‌ای که زندگی را به نابودی می‌کشد!

دوستی‌های پیش از ازدواج شاید قسمت کوچکی از تجربه زندگی مشترک را به شما بدهد اما نکته‌ای اینجاست که این تجربه فقط مربوط به زمان‌های خوشی و خوشگذرانی است و کمتر چالش‌های زندگی را نشان‌تان می‌دهد به همین خاطر وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوید و چالشی جلوی پایتان قرار می‌‍‌گیرند به جای حل و فصل آن، شروع می‌کنید به مقایسه کردن همسرتان با دوستان قبلی‌تان و مشکلات را از چشم آن می‌بینید.
مقایسه‌ای که به گفته دکتر ناجی عظیمی زندگی را تا نابودی خواهد کشاند:«حتی اگر این رابطه به شکل صحیحی تمام بشود. بعد از ازدواج ممکن است میزان توقعات و انتظارات زوجین را مورد تحلیلِ اشتباه قرار بدهد. یعنی چون در رابطه های قبلی یک سری اتفاقات و موضوعات صمیمیت رخ داده حالا فرد در ازدواج و زندگی مشترکش همیشه درحال مقایسه کردن است. مثلا اینکه پارتنر قبلی من این ویژگی‌ها را داشت اما همسرم این ویژگی‌ها را ندارد. یا دوست‌های قبلی من در روابط‌شان با من کارهایی را انجام می‌دادند و یا عکس‌العمل‌های عاطفی و جنسی و خانوادگی دلخواه من را داشتند که حالا همسر من ندارد. یا اینکه اقتدار و حس تکیه‌گاه بودنی که در پارتنر قبلی‌ام دیده بودم در همسرم پیدا نخواهم کرد. این مقایسه می‌تواند فرد را دچار تنهایی، سردی و نگرانی کند. می‌تواند باعث پشیمانی و ناامیدی در زندگی باشد. فرد همیشه با خودش یک احساس ناخوشایند را به دوش می‌کشد اینکه دیگر به این رابطه امیدی نیست و نمی‌توان از این زندگی مشترک لذت برد!»

شوقی که باید هزینه ساخت بنای خانواده می‌شد!

ناجی عظیمی در ادامه صحبت‌هایش به یکی‌دیگر از آسیب‌های این مسئله اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی دیگر از آسیب‌های دوستی‌های پیش از ازدواج این است که فرد در روابطه دوستی در گذشته توانسته احساسات و هیجانات خود را تخلیه کند و بعد از ازدواج ممکن است آن شور و هیجان دیگر خودش را نشان ندهد و کمرنگ شود. حتی احساس بی‌حوصلگی هم ونسبت به زندگی داشته باشد. چرا که عادت کرده به اینکه با هرکسی که دلش می‌خواهد آزادانه رابطه دوستی برقرار کند و تعهد در زمان ازدواج برای او نوعی محدودیت و زندانی شدن به حساب می‌آید به خاطر همین حتی ممکن است فرد در رابطه با همسرش دچار چالش‌های جدی شود.»

تجربه‌ای که اصلا مفید نیست!

به عنوان سوال آخر از مهدی ناجی عظیمی زوج درمانگر و مشاور خانواده می‌پرسیم بعضی‌ها باور دارند دوستی‌های قبل از ازدواج باعث می‌شود شناخت بالاتری از همسرشان داشته باشند و در نهایت زندگی مشترک موفق‌تری. نظر شما به عنوان کسی که سال‌ها در حوزه زوج‌درمانگری فعالیت می‌کنند چیست؟!«این یک باور غلط است. اینکه می‌گوید برای شناخت جنس مخالف باید قبل از ازدواج، چند تجربه دوستی داشت اشتباه است و به لحاظ پژوهشی رد شده نه تنها شناخت حاصل نمی‌شود بلکه وابستگی‌ای شکل می‌گیرد که چالش‌های بسیار و آسیب‌زایی را به وجود خولاهد آورد. البته آشنایی پیش از ازدواج با دوستی کاملا متفاوت است.»

برای مطلع عشق!

راستی! زیربنای همه این پدرانه ها، از کتاب مطلع عشق است؛ مجموعه‌ای گردآوری شده از حرف و حدیث های جلسات خطبه عقدِ جوانان خوشبختی که خطبه خوان زندگی آنها رهبرشان بوده است. ما هم هر هفته همراه شما میهمان کلام شیرین و نصایح پدرانه اش می‌شویم.

آیا پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) نسبت به بی‌حجابی سکوت می‌کردند؟

آیا پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) نسبت به بی‌حجابی سکوت می‌کردند؟

کارشناس دینی گفت: برخی شبهه می‌کنند در زمان حکومت نبوی و علوی هم بی‌حجابی بود و آنان برخوردی نداشتند؛ در صورتی که در سیره عملی‌شان، در «تبلیغ و ترویج فرهنگ پوشش» برای اثبات و «مقابله با بدپوششی» رویکرد سلبی مشهود است.

آیا پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) نسبت به بی‌حجابی سکوت می‌کردند؟

حجت‌الاسلام حجت‌الله ذاکر، مدرّس حوزه و دانشگاه و امام جماعت مسجد جامع امام سجاد(ع) تهران در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه مسجد و هیأت خبرگزاری فارس اظهار داشت: «پوشش» یکی از شاخصه‌‏های وجودی انسان و وجه ممیّز او از دیگر موجودات است. بنابراین جزء نیازهای فطری انسان به شمار می‌‏رود. این امر مهم در منطق وحی از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که قرآن کریم ضمن هدیه الهی خواندن نعمتِ پوشش، به کارکردهای مختلف آن اشاره دارد؛ چنانچه می‌‏فرماید: «ای فرزندان آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می‌‏پوشاند و مایه زینت شما است.... این از آیات خداوند است؛ باشد که متذکر شده، پند گیرید.» (اعراف/۲۷)


حجت‌الاسلام حجت‌الله ذاکر، کارشناس دینی

اقدام عملی ائمه اطهار (ع) در خصوص حجاب

وی در پاسخ به شبهه‌ای که این روزها برخی مطرح می‌کنند و می‌گویند در زمان پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) نیز بدحجابی وجود داشته است و آنان برخورد و اقدامی علیه آن نداشتند، گفت: در منظومه فکری و سیره عملی معصومین (علیهم‌السلام)، نوع مواجهه با این پدیده در دو مقام «تبلیغ و ترویج فرهنگ پوشش» با رویکرد ایجابی و «مقابله و مبارزه با بدپوششی» با رویکرد سلبی کاملاً مشهود است.

شرح وظایف والی منصوب پیامبر برای مقابله با بدحجابی

ذاکر با اشاره به اینکه در سیره نبوی و علوی به موارد متعددی برخورد می‏‌کنیم که در اعلامیه‌‏ها و بیانات رسمی و حکومتی، پدیده بدپوششی مورد تقبیح و مذمت قرار گرفته و در مواردی از عمّال و کارگزاران حکومتی خواسته شده که با این امر مقابله کنند، گفت: پیامبر اکرم (ص) هنگامی که عمروبن حزم را به عنوان والی نجران در یمن منصوب کرد، شرح وظایفی برای او نگاشت؛ حضرت در بخشی از این آیین‌ نامه کاری، او را مسئول پاکدامنی و حجاب مردم می‌‏داند و از او می‌خواهد به اقدامات عملی در این زمینه همت گمارد: «عهد من محمد النبی رسول‏الله لعمرو بن حزم حین بعثه الی الیمن، أمره بتقوی الله فی أمره کلّه... و ینهی الناس أن یصلّی أحد فی ثوب واحد صغیر، الا أن یکون ثوبا یثنی طرفیه علی عاتقیه، و ینهی الناس أن یحتبی أحد فی ثوب واحد یفضی بفرجه الی السماء. و ینهی أن یعقص أحد شعر رأسه فی قفاه؛ ترجمه این است که مردم را از نماز خواندن در یک لباس کوچک (بدن نما) نهی کند، مگر اینکه پوششی باشد که بتواند دو طرف آن را به دو شانه خود گره بزند. مردم را از اینکه لباس کوچکی بپوشند که عورتشان (بخش‌هایی از بدن که در شرع پوشاندنش واجب دانسته شده است) آشکار شود، باز دارد و از اینکه کسی موهایش را پشت سرش انباشته کند، نهی کند. (مکاتیب‌‏الرسول/ج۲/ص۵۲۸).

این کارشناس دینی گفت: در این فرمایش که در واقع وظایف حکومت را بازگو می‏‌کند؛ با صراحت، گسترش حجاب و عفاف و برخورد با پدیده بدپوششی به عنوان کارویژه‏‌ حکومت اسلامی معرفی می‌شود.

دستورالعمل پوشش زنان و مردان از منظر پیامبر اسلام

وی ادامه داد: از جابربن عبدالله انصاری نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) از اینکه زن هنگام خارج شدن از منزل، لباسی بپوشد که مشهور و انگشت‌نما باشد و یا خود را تزیین به زیورآلاتی کند که موقع راه رفتن سروصدای آن‌ها شنیده شود و باعث جلب توجه مردان نامحرم شود، نهی می‌کردند. آن حضرت زنانی را که خود را از لحاظ پوشش و رفتار، شبیه مردان می‌کردند و یا مردانی را که خود را شبیه زنان می‌‌نمودند، لعنت می‌کرد. پیامبر اکرم (ص) از اینکه زنان بدون ضرورت در میان نامحرمان حرف بزنند و یا در غیرخانه‌های خودشان، شب را بخوابند، نهی می‌فرمود... (مستدرک‌‏الوسائل/ ج۱۴/ص ۲۸۰)

امیرالمومنین عامل بی‌حجابی زنان را چه می‌دانند؟

ذاکر تصریح کرد: امیرالمؤمنین علی(ع) دستورالعمل کیفیت حضور زنان در یکی از مکان‌‏های عمومی یعنی بازار را تعیین می‌‏فرماید که این حکم را می‌‏توان با تنقیح مناط در دیگر مکان‌‏های عمومی نیز جاری ساخت: «عَنْ أَبِی‏عَبْدِ اللهِ(علیه السلام) قَالَ : قَالَ أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَکُمْ یُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِی الطَّرِیقِ أَمَا تَسْتَحْیُونَ (الکافی/ ج ۵/ ص۵۳۷) در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام نقل است که: «أَنَّ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ قَالَ: أَمَا تَسْتَحْیُونَ وَ لَا تَغَارُونَ نِسَاءَکُمْ یَخْرُجْنَ إِلَی الْأَسْوَاقِ وَ یُزَاحِمْنَ‏ الْعُلُوج‏»؛ آیا شرم نمی‌کنید و به غیرت نمی‌‏آیید که زنان شما راهی بازارها و مغازه‌ها می‌‏شوند و با افراد بی‌دین برخورد (اختلاط) می‌کنند. (الکافی/ ج ۵/ ص ۵۳۷)

این کارشناس دینی افزود: سیاق خطاب حضرت نشان می‌دهد که از جایگاه حکومت، چنین سرزنشی را متوجه سهل‌انگاری اهل عراق کرده است و نه امر به معروف و نهی از منکر شخصی؛ خطاب کلی به مردم عراق و گزارش دادن به حضرت گویای این نکته است.

موضع حاکمیت در خصوص بدحجابی از منظر امیرالمومنین

وی گفت: وقتی حضرت در حالی که حاکم است، آن هم با چنین لحن، خطابی را متوجه جامعه می‌کند، اصل این است که این فرمایش از موضع حاکمیت است و نه صرف بیان حکم شرعی یا وظیفه شخصی امر به معروف و نهی از منکر؛ همانند هر فرد دیگر. دیگر اینکه مقصود روایت این نیست که چرا زنان اهل عراق به رفت و آمد در خیابان و بازار مبادرت می‌کنند؛ بلکه مقصود سرزنش اهل عراق از نحوه رفت و آمد زنان است.

ذاکر گفت: با مراجعه به مجموعه روایاتی که درباره پوشش و یا بدپوششی از جانب معصومان(ع) به ما رسیده است، به وضوح روشن می‌‏شود که ایشان در همه جا به یک شکل عمل نکرده و از شیوه‌‏های مختلفی برای مواجهه و برخورد با پدیده پوشش و بدپوششی استفاده می‌کرده‌اند. در یک دسته‏‌بندی کلی این روایات را می‌‏توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول مواردی است که معصوم (ع) به‌صورت ایجابی با مسئله برخورد کرده است و به اصطلاح امروز مواجهه ایشان از طریق کار فرهنگی بوده است و دسته دیگر مواردی است که شیوه مواجهه، سلبی و برخورد بوده است.

این کارشناس دینی در پایان خاطرنشان کرد: با مطالعه عمیق و بررسی دقیق می‌توان از فحوای این‌گونه روایات و سایر آموزه‌های دینی و گزاره‌های تاریخی، این مطلب را برداشت کرد که حکومت و دستگاه‌‏های حکومتی در قبال نحوه پوشش زنان و رفتار مردان در جامعه و حریم عمومی مسئولیت دارند و ضمن استفاده از روش‌های تعلیمی، تبلیغی، روشنگری و کار فرهنگی وظیفه دارند در صورت عدم رعایت پوشش و شکستن حریم عفاف در محافل اجتماعی توسط برخی زنان و مردان، با ایشان برخورد کرده و مانع از حضور «زنان مکشفه» در جامعه شوند.

نماز عید فطر به امامت رهبر انقلاب امام خامنه ای برگزار خواهد شد

نماز عید فطر به امامت رهبر انقلاب برگزار خواهد شد

نماز عید سعید فطر امسال در مصلای بزرگ امام خمینی( رضوان الله تعالی علیه) و به امامت رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.

نماز عید فطر به امامت رهبر انقلاب برگزار خواهد شد

ستاد برگزاری نماز عید سعید فطر تهران در اطلاعیه ای اعلام کرد که نماز عید سعید فطر امسال در مصلای بزرگ امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و به امامت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (مدظله العالی) برگزار خواهد شد.

متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

روزه‌داران ارجمند؛

با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات، به استحضار می‌رسانیم؛ به فضل الهی، نماز عید سعید فطر امسال در مصلای بزرگ امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و به امامت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (مدظله العالی) برگزار خواهد شد.

نظر به پیشبینی استقبال ویژه نمازگزاران عزیز، تلاش خواهیم کرد افتخار میزبانی و خدمت را با تسهیل حضور و تکریم وجود شریفتان در حد وسع و توانمان پاس داریم، که البته این مهم، با همراهی و همکاری شرکت کنندگان در این رویداد بزرگ مقدور و میسور خواهد بود.

از این رو استدعا داریم به نکات زیر توجه فرمایید:

1) علاوه بر استفاده از ظرفیت اطلاع‌رسانی رسانه ملی و رسانه‌های گروهی، نقشه محل برگزاری، چگونگی اتصال صفوف، نقاط استقرار سرویس‌های خدماتی و تیم‌های راهنمایی و امدادی، مسیرهای تردد، مکان پارک خودروهای شخصی و جمعی، محدودیت‌های ترافیکی و برنامه‌های متنوع و جذاب جانبی، به تدریج و تا روز برگزاری، از طریق کانال https://eitaa.com/namazjomeh_tehran در پیام‌رسان ایتا تقدیم خواهد شد.

2) شعار محوری: "عید بندگی و همبستگی" برای رویداد امسال انتخاب شده است و از اصحاب قلم و هنر و فعالان فضای مجازی دعوت می‌شود با تولید و انتشار محتوای متناسب با مفاهیم بلند این مناسبت و نعمت الهی، در ثواب هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن نماز وحدتبخش عید فطر مشارکت داشته باشند.

در پایان، برای توفیق انجام وظیفه در شأن شما نمازگزاران ارجمند، به دعای خیرتان نیازمندیم و انشاءالله اطلاعات تکمیلی در اطلاعیه‌های بعدی به تدریج تقدیم خواهد شد.

روایت آشتی دختر کم‌حجاب با امام زمان(عج)/ دختران انقلاب و معرفی متفاوت حجاب!

روایت آشتی دختر کم‌حجاب با امام زمان(عج)/ دختران انقلاب و معرفی متفاوت حجاب!

داشتم از ایستگاه مترو رد می‌شدم. چند خانم چادری ایستاده بودند و موکبی برپا کرده بودند. چند بار با مهربانی دعوتم کردند بروم داخل اما اسم امام زمان(عج) را که سردر موکب دیدم، اصلا نمی‌خواستم پایم را بگذارم داخل.

روایت آشتی دختر کم‌حجاب با امام زمان(عج)/ دختران انقلاب  و معرفی متفاوت حجاب!

«داشتم از ایستگاه مترو رد می‌شدم.چند خانم چادری ایستاده بودند و موکبی به پا کرده بودند. چندبار با مهربانی دعوتم کردند بروم داخل اما اسم امام زمان« عج» را که سر در موکب دیدم.اصلا نمی‌خواستم پایم را بگذارم داخل. مدتی بود که با امام زمان«عج» رابطه خوبی نداشتم. ازش دلگیر بودم. می‌گفتم چرا هرچی صدات زدم جواب ندادی مثلا تو امام ما هستی. اما دیدم کسی که ولش کرده منم نه او!» چندسطری که خواندید حرف‌های دختر کم‌حجابی است که همین تازگی‌ها با امام زمان «عج» آشتی کرده است. به قول خودش همه‌چیز از موکب دختران انقلاب شروع شده. موکبی که او را هم مثل خیلی از دختران دیگر به خود آورده و قشنگی‌های حجاب را نشانش داده. دختران انقلاب در جشن تولد حضرت مهدی« عج» موکب‌ حجاب‌شان را در ایستگاه مترو علم کرده بودند تا مثل همیشه دست «خاطره» را مثل خیلی از دخترهای دیگر در دست مولایمان صاحب‌الزمان بگذارند. حالا پای صحبت‌های خاطره نشسته‌ایم تا از قهر و آشتی‌اش بگوید. از اتفاقاتی که به او رنگ حجاب بخشیده و او را تا پای خیمه امام زمان«عج» کشانده.

برای معرفی‌خودش به همین یک جمله بسنده می‌کند:« اسمم خاطرست» نمی‌خواهد همین اول مسیر آنها که درک درستی از حجاب ندارند برایش چالش درست کنند. اسمش را که می‌گوید می‌رود سراغ دفتر زندگی‌اش، خاطراتش را ورق می‌زند و از روزهایی می‌گوید که پوشش و اعتقاداتش خیلی با این روزها فرق داشته. می‌گوید:« خانواده و اقوام من کاملا مذهبی بودند. از بچگی در یکی از محله‌های شمال تهران ساکن بودیم و به همین خاطر بیشتر دوستانم و خانواده‌هایشان اعتقادات چندانی نداشتند و روابط‌شان کاملا آزادانه بود. در دنیای نوجوانی من، پوشش رنگارنگ و لباس‌های آزاده و روابط صمیمی‌شان با جنس مخالف برایم بسیار جذاب بود. همین شد که تصمیم گرفتم مثل آنها باشم و خودم را به دوستانم شبیه کنم. اما همیشه به خاطر نوع پوششم در جمع خانواده و اقوام مورد سرزنش و فشار قرار می‌گرفتم. خانواده بسیار مخالف سبک لباس پوشیدن و رفتارم بودند اما تاثیر دوستانم آنقدر روی من زیاد بود که من می‌خواستم هر طور شده مثل آنها زندگی کنم. از زمانی که به سن تکلیف رسیدم اعتقاد و حجاب چندانی نداشتم درست مثل دوستانم حتی این وضعیت تا زمان کنکورم ادامه پیدا کرد تا اینکه پدرم یکی روز که مشغول درس‌خواندن بودم یک سی‌دی درباره حضرت محمد «ص» علیه برایم آورد. علاقه‌ای نداشتم اما از روی کنجکاوی گفتم بگذار ببینم این رسول خدا که می‌گویند واقعا کیست؟! مستندی بود درباره پیامبر، خصوصیات اخلاقی و رفتارشان و... مستند که تمام شد داشتم به پهنای صورت اشک می‌ریختم.انگار چیزی در من تغییر کرده بود.»

دوراهی که مسیر زندگی خاطره را تغییر داد

شاید تمام زندگی‌مان انتخاب بین دوراهی‌ها باشد. دوراهی‌هایی که یک طرف‌شان سعادت است و مسیر دیگرش انتهای خوبی ندارد. خاطره هم همینطور همیشه بین این دوراهی‌ها بوده اما این‌بار انگار راهنمایی قرار است دستش را محکم تر از همیشه بگیرد و چراغ راهش باشد. میان ذهنش ذهنش خاطرات آن روزها را مرور می‌کند و می‌گوید» «همیشه سر دوراهی بودم. هم برایم دنیای دوستانم جذاب بود هم وقتی چیزی از اسلام و ائمه می‌شنیدم واقعا تحت تاثیر قرار می‌گرفتم. انگار چیزی در من می‌خواست به اصل دین و ائمه روی بیاورم. شاید این دوراهی‌ ها بخاطر این بود که هیچ‌وقت برای اعتقاداتم، برای پوششم و سبک زندگی‌ام درست و دقیق تحقیق نکرده بودم. هرچیزی که برایم در آن مقطع زمانی جذابیت داشت همان را پیش می‌گرفتم. بعد از آن مستند هم به خاطر عشقی که به حضرت محمد«ص» در دلم احساس کردم تصمیم گرفتم باحجاب شوم. البته نه اینکه چادر سر کنم نه از آن به بعد شکل و شمایل لباس‌هایم عوض شد. همین باعث شد که خیلی از دوستانم را از دست بدهم و مورد سرزنش دوستانم قرار بگیرم. اما من این بار باحجاب شده بودم. 10 سال به همین صورت گذشت. در این مدت اساس‌کشی کردیم و به محله دیگری رفتیم. خانه جدیدمان کنار حسینیه بود و آدم‌های محله هم بیشترشان مذهبی بودند. رفت و آمدهای من به مسجد باعث شد حجاب برتر و چادر را انتخاب کنم و حجابم کامل تر شود. من فقط دلم نمی‌خواست پوششم کامل شود. می‌خواستم هم زبانم حجاب داشته باشد هم دلم هم چشمم و هم .... به خاطر همین هرچه که گناه به حساب می‌آمد را هم‌زمان با اینکه چادر به سر کردم کنار گذاشتم.»

مذهبی‌نماهایی که آفت دین و دینداری‌اند!

مشتاقم بدانم خاطره‌ای که علاوه بر حجاب کامل زندگی درستی هم داشته و همه اعمال و رفتارش را مطابق دین انجام می‌داده برای چی یک دفعه از دین و همه تعلقاتش فاصله می‌گیرد. آنقدر که حتی به قول خودش دلش نمی‌خواهد پایش را در خیمه امام زمان بگذارد. اشتیاقم را به زبان می‌آورم و سوالم را از او می‌پرسم. می‌گوید:« رفت و آمدم به حسینیه بیشتر شده بود و دوستان زیادی پیدا کرده بودم. با چندنفرشان صمیمی شده بودم و حتی بعضی مواقع با هم به سفر زیارتی می‌رفتیم. یک بار که باهم رفته بودیم مشهد. من از یکی از دوستان باحجابم خیلی چیزها فهمیدم. ظاهر با حجابی داشت اما اصلا در قید و بند دین نبود. رفتارهایی که داشت. گناه‌هایی که اصلا برایش اهمیت نداشت من را از دین و حجاب زده کرد. این را هم بگویم که من برای افراد باحجاب و مقید بسیار احترام قائلم و در این چند سال رفتار غیراخلاقی از کسی ندیدم اما در این بین این دوستم ظاهرش با باطنش خیلی تفاوت داشت. نمی‌دانم چرا تظاهر می‌کرد مذهبی است. اما می‌دانم همیشه آدم‌های سودجویی هستند که به اسم دین و حجاب رفتارهایی می‌کنند که مردم از دین و خدا فاصله بگیرند چه در زمان پیامبر و چه در زمان ما. بعد از سفر من حجابم را گذاشتم کنار حتی کم‌کم نماز و هر واجبی که انجام می‌دادم را کنار گذاشتم. اصلا بعد از آن سفر خیلی چیزها در من تغییر کرد.»

خاطره سکوت می‌کند انگار ذهنش مشغول واکاوی آن روزها باشد. فکر می‌کنم کم نیستند خاطره‌هایی که اشتباه آدم‌های مذهبی را پای دین و ائمه می‌نویسند و راه‌شان را جدا می‌کنند به قول خاطره مشکل اینجاست که ما دین را نشناختیم. اگر دین‌ و باید و نبایدهایش را از قرآن و ائمه فرا می‌گرفتیم، رفتار غلط بعضی از آدم‌ها را پای دین نمی‌نوشتیم و راه‌مان را جدا نمی‌کردیم.

حضرت زینب«س» و خوابی که راهنما شد!

دنبال حلقه وصل خاطره و حجاب می‌گردم. بعد از آن اتفاق می‌خواهم بدانم چه شد که خاطره حالا روبه رویم اینطور نشسته. باحجاب و مقید. می‌گوید:« داشتم از ایستگاه مترو رد می‌شدم.چند خانم چادری ایستاده بودند و موکبی به پا کرده بودند. چندبار با مهربانی دعوتم کردند بروم داخل اما اسم امام زمان« عج» را که سردر موکب دیدم.اصلا نمی‌خواستم پایم را بگذارم داخل. اما انگار چیزی مرا آنجا کشاند. آنجا تمثالی بود که با آقا حرف بزنم. باز داشتم های‌های گریه می‌کردم. سبک شده بودم. خادم‌ها روسری سرم کردند و جلوی آیینه قیافه با حجابم را نشانم دادند. فکر کردم این جواب همان سرگردانی من است. اما هنوز تصمیمی نداشتم. من اعتقاد دارم بیرون ز تو نیست آنچه در درون توست! پس گفتم بگذار اول بروم سراغ درونم تا روزی بیرونم بشود حجاب. نمی‌خواستم مثل آن دختری که من را از دین زده کرد من هم باعث دین گریزی کسی باشم. روسری را هدیه گرفتم و آمدم خانه اما شب خواب عجیبی دیدم.»

اشک‌هایش راه پیدا می‌کند به صورتش. کلمات آخر را بریده می‌گوید. گویی دوباره تصویر آن خواب برایش مرور شده باشد حالش دگرگون می‌شود. هرچه اصرار می‌کنم از آن خواب بگوید زبان باز نمی‌کند اما آخر رضایت می‌دهد در حد چند کلمه بگوید چه دیده:« خواب عجیب و طولانی ای بود اما خلاصه‌اش این بود که حضرت زینب«س» با چادرش داشت از پیکر امام حسین علیه ‌السلام دفاع می‌کرد. من هم کنارشان بودم. بیدار که شدم حس کردم حواس‌شان به من هست. حس کردم آمده‌اند که دست مرا بگیرند و بگویند خاطره این بار به بی‌راهه نروی! این بار دوراهی‌ات را درست انتخاب کن! فردا دوباره راهی موکب شدم این بار با حال دیگری رفتم. گفتم می‌خواهم باحجاب شوم. اما این بار طوری دیگر می‌خواهم دین را بشناسم. می‌خواهم درون و بیرونم یکی باشد!»

روز قدس... یوم القدس العالمی

فردا روز دیگری است...

فردا روز اسلام و مسلمین است...

فردا روز جمعه آخر رمضان است...

فردا روز همبستگی مسلمانان جهان است...

فردا روز لبیک یا خمینی و خامنه ای هم هست...

فردا روز قدس دیگری است...

رهبر انقلاب: فلسطین، به دست مردم فلسطین برخواهد گشت، در این تردیدی نیست...