استقبال مخاطبان رسانه های معاند از اعدام الکس/ تناقض حامیان «زن زندگی آزادی» در دفاع از ناموس ایرانی

استقبال مخاطبان رسانه های معاند از اعدام الکس/ تناقض حامیان «زن زندگی آزادی» در دفاع از ناموس ایرانی

روز گذشته شهروز سخنوری معروف به الکس، قاچاقچی دختران و زنان ایرانی به کشورهای خارجی نظیر دبی و مالزی، به دار مجازات آویخته شد؛ علی رغم موضع گیری عجیب جریان رسانه‌ای حامی زن زندگی آزادی، کاربران فضای مجازی از مجازات این فرد استقبال کردند.

استقبال مخاطبان رسانه های معاند از اعدام الکس/ تناقض حامیان «زن زندگی آزادی» در دفاع از ناموس ایرانی

صبح دیروز (شنبه) شهروز سخنوری معروف به الکس به به جرم قاچاق انسان به قصد فحشا به دار مجازات آویخته شد. این فرد به مدت ٣ سال و با توجه به ارتباطات گسترده خود در کشورهای مختلف، دختران ایرانی را به منظور بهره‌کشی جنسی از آنان به خارج از کشور قاچاق می‌کرد و به واسطه بهره‌کشی جنسی، سود سرشاری کسب می‌کرد.

بخشی از مستند پول و پورن درباره شبکه سازمان یافته الکس برای قاچاق دختران ایرانی

شهروز سخنوری کیست؟

الکس سال ۱۳۶۲ از ایران خارج شده بود و در کشور‌هایی مانند هند، امارات، آمریکا، مالزی و اوکراین زندگی می‌کرده و در طول این مدت به ایران هم رفت و آمد داشته است. پس از دستگیری و استرداد الکس به ایران با هماهنگی اینترپل در سال ۱۳۹۹، وی در تحقیقات قضایی در پاسخ به این سوال که از چه سالی شبکه فساد را راه‌اندازی کرده است، می‌‎گوید: «۹ سال پیش از دوبی به ایران آمدم. قبل از ورودم به ایران پنج سال و چند ماه در امارات در زندان بودم که دیپورت شدم و به ایران آمدم. پس از ورود به ایران با دختری به نام سابیا آشنا شدم که او به من پیشنهاد طراحی یک سایت را داد. سایت را برای او راه‌اندازی کردم و او در سایت عکس و شماره دختران را به منظور تن‌فروشی بارگذاری می‌کرد. برای بهتر شدن کار، اقدامات گسترده‌ای انجام دادم و آرام آرام با سرشبکه‌های سابیا در دوبی، مالزی، اوکراین و جمهوری آذربایجان آشنا شدم.» (بیشتر بخوانید)

روایت سواستفاده شبکه الکس برای قاچاق دختران ایرانی به کشورهای همسایه

ناراحتی بی‌بی‌سی از اعدام قاچاقچی دختران ایران

باوجود جرائم سازمان یافته شهروز سخنوری ، رسانه های حامی زن زندگی آزادی از جمله بی‌بی‌سی فارسی، منوتو و اینترنشنال و... نه تنها از مجازات این فرد استقبال نکردند بلکه در کنار اعدام سه تروریست حادثه خانه اصفهان (واکنش کاربران به تطهیر داعشی‌های کراواتی در اصفهان)، این اعدام را با برچسب سیاسی، محکوم کردند.

توضیحات بی‌بی‌سی با عنوان«آقای سخنوری» درباره الکس قاچاقچی دختران ایرانی

مظلوم نمایی منوتو برای قاچاقچی دختران ایرانی

نگرانی یورونیوز از اعدام قاچاقچی دختران ایرانی

استفاده ایندیپندنت از واژه شهروند برای اشاره به قاچاقچی دختران ایرانی و اعتقاد به ناعادلانه بودن حکم او

ایران اینترنشنال نیز نسبت به حکم قاچاقچی دختران ایرانی ابهام آورده و مدعی است اقدام الکس قاچاق انسان نبوده است. این درحالی است که طبق تعریف سازمان ملل قاچاق افراد برای سوءاستفاده های جنسی از مصادیق قاچاق انسان است.[1]

تطهیر قاچاقچی دختران ایرانی توسط اینترنشنال

مخاطبان بی‌بی‌سی هم صدایشان درآمد

عدم استقبال رسانه های حامی زن زندگی آزادی از مجازات شهروز سخنوری درحالی است که جرم او یک جرم سازمان‌یافته و بین‌المللی است. به هر حال BBC ترجیح داده این فرد را «آقای سخنوری» خطاب کند. اما گویا مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی و سایر رسانه های نامبرده این موضع گیری را نپسندیده و با کامنت های خود برخلاف خط این رسانه‌ها از اعدام این مجرم استقبال کردند.

استقبال مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی از اعدام الکس درمخالفت با موضع این رسانه

در ادامه برخی دیگر از کامنت‌های مخاطبان بی‌بی‌سی را که با استقبال (از نظر تعداد پسند) نیز مواجه شده اند، مشاهده می‌کنید:

منوتو نیز از این قافله عقب نمانده و مخاطبان این رسانه علاوه بر استقبال از این اعدام به موضع مونوتو خرده گرفتند:

مخالفت مخاطبان منوتو با موضع این رسانه نسبت به اعدام قاچاقچی دختران ایرانی

ترویج بی‌ناموسی با شعار زن زندگی آزادی

ترویج بی‌ناموسی و بی غیرتی توسط حامیان زن زندگی آزادی مسبوق به سابقه بوده و آنها بارها اعلام کرده ‌اند غیرت و ناموس بین آنها جایگاهی ندارد. موضع رسانه‌های حامی زن زندگی آزادی درباره اعدام سخنوری بیش از پیش باطن این شعار را آشکار کرده و نشان می‌دهد منظور آنها از آزادی زن ایرانی، الگویی است که الکس برای سوءاستفاده و قاچاق جنسی دختران و زنان ایرانی درپیش گرفته بود.

البته یکی از تناقضات حامیان شعار زن زندگی آزادی، در موضوع اعدام الکس خودنمایی می‌کند و این سوال مطرح است که بالاخره باید نسبت به دختر و زن ایرانی غیرت داشته باشیم یا زن ایرانی ناموس هیچ‌کسی نیست و نباید به دخترانی که مسیر بهره‌کشی جنسی را انتخاب کرده‌اند، اعتراض کنیم؟

اعتقاد حامیان زن زندگی آزادی به بی‌ناموسی

استقبال کاربران فضای مجازی از مجازات الکس

کاربران فضای مجازی نیز صبح امروز نسبت به انتشار خبر اعدام شهروز سخنوری معروف به «الکس» واکنش نشان دادند. برخی کاربران فضای مجازی با کنایه نسبت به موضع ضدانقلاب و برخی سلبریتی ها برای اعدام نکردن تروریست‌های زن زندگی آزادی مطالبی را منتشر کردند:

برخی دیگر از کاربران فضای مجازی با اشاره به مجازات الکس نسبت به پروژه زن زندگی آزادی که توسط غرب و ضد انقلاب پیگیری می‌شود هشدار دادند و الگوی الکس را هدف نهایی این شعار دانستند:

برخی دیگر از کاربران ضمن واکنش به اعدام الکس جمهوری اسلامی را مدافع واقعی آزادی زنان و دختران دانستند و از قوه قضائیه تشکر کردند. و همچنین دفاع از ناموس را ارزش دانستند:

[1] https://www.unodc.org/unodc/en/human-trafficking/crime.html

میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله و روز دختر

ميلاد تو، نبض پر تلاطمی است که اندام خواب رفته سکوت را بيدار مي‏کند تا ساعات مه گرفته ايمان را آفتابی کند.

اين بارگاه قدس که از عرش برتر است آرامگاه دختر موسى بن جعفر است

پاکيزه گوهر صدف عصمت بتول يعنى که نور ديده زهراى اطهر است

والا تبار خواهر سلطان دين رضا فخر زنان عالم و خاتون محشر است

عزّت نگر که حرمت طوف حريم او با حرمت طواف امامان برابر است

جنّات عدن اگر طلبى زين حرم در آى کاين آستان عرش نشان، هشتمين در است

خجسته باد ميلاد بانوی قدسيه مطهره، فاطمه معصومه عليهاالسلام که بارگاه نورانی اش محل دايمی نزول فرشتگان بر زمين و دروازه بهشت است.

میلاد مبارک...تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد...

خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلامبه پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلاممنم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلاماین روز را، به تمام دختران عفیف و باحیای وطنم تبریک میگم.

آغاز دهه کرامت بر شما مبارک باد...

رهبر انقلاب: عزت به‌ معنای نفی دیپلماسی التماسی است/ 6 ضابطه الزامی در سیاست خارجی

رهبر انقلاب: عزت به‌ معنای نفی دیپلماسی التماسی است/ 6 ضابطه الزامی در سیاست خارجی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار وزیر و مسؤولان وزارت امور خارجه با تبیین 3 کلید واژه عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی فرمودند: عزت، یعنی نفی دیپلماسی التماسی؛ حکمت یعنی عمل خردمندانه در تعاملات بین‌المللی و مصلحت یعنی شناخت موارد انعطاف که منافاتی با اصول ندارد.

رهبر انقلاب: عزت به‌ معنای نفی دیپلماسی التماسی است/ 6 ضابطه الزامی در سیاست خارجی

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی ایران، با تبیین ضوابط و شاخص‌های سیاست خارجی موفق، «عزت» به معنای نفی و پرهیز از دیپلماسی التماسی، «حکمت» به مفهوم تعاملات و فعالیت‌های خردمندانه و محاسبه شده و «مصلحت» به معنای انعطاف برای دور زدن موانع سخت و ادامه دادن مسیر را سه کلیدواژه اساسی در دیپلماسی کشور خواندند و مسئولان دیپلماسی کشور را به رصد دائم تحولات تدریجی و حوادث تأثیرگذار در نظم بین‌الملل برای به دست آوردن جایگاه شایسته ایران عزیز در نظم آینده جهان فراخواندند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سیاست خارجی خوب و دستگاه دیپلماسی کارآمد را رکنی اساسی برای اداره موفق کشور برشمردند و با بیان ۶ ضابطه الزامی در سیاست خارجی گفتند: رعایت این شاخص‌ها، نشانه سیاست خارجی موفق است و اگر این ضابطه‌ها مشاهده نشد، یا در نظریه سیاست خارجی و یا در کارکرد و عملیات دیپلماسی دچار مشکل هستیم.

توانایی تبیین اقناع‌کننده منطق رویکردهای کشور در مسائل مختلف، اولین ضابطه یک سیاست خارجی موفق بود که رهبر انقلاب اسلامی بیان کردند.

«حضور اثرگذار و جهت‌بخش در پدیده‌ها، حوادث و جریان‌های مختلف سیاسی-اقتصادی جهان»، «رفع و کاهش سیاست‌ها و تصمیمات تهدیدآمیز علیه ایران»، «تضعیف کانون‌های خطرآفرین»، «تقویت دولت‌ها و مجموعه‌های متحد و همراه با ایران و توسعه عمق راهبردی کشور» و «قدرت تشخیص لایه‌های پنهان در تصمیمات و اقدامات منطقه‌ای و جهانی»، پنج ضابطه دیگری بود که ایشان در تشریح یک سیاست خارجی موفق و افتخارآمیز، بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در پردازش معنای سه کلیدواژه «عزت، حکمت و مصلحت» در مقوله سیاست خارجی، گفتند: «عزت»، نفی «دیپلماسی التماسی چه در کلام و چه در محتوا» و پرهیز از چشم دوختن به حرف و تصمیم مقامات کشورهای دیگر است.

ایشان تکیه نکردن بر اصول در سیاست خارجی را خلاف عزت و باعث تذبذب دانستند و افزودند: در همه مسائل جهانی در «حرف و اقدام و مواجهه با اقدام دیگران»، عزتمندانه و متکی بر اصول حرکت میکنیم.رهبر انقلاب معنای حقیقی «حکمت» را رفتار و گفتار «خردمندانه، اندیشیده‌شده و محاسبه‌شده» برشمردند و گفتند: هر حرکتی در سیاست خارجی باید عقلانی و فکر‌شده باشد و تصمیمات و اقدامات دفعی و بدون حساب در مقاطعی به کشور ضربه زده است.

ایشان نداشتن اعتماد بی‌جا به طرف‌های مقابل را روی دیگر مفهوم «حکمت» برشمردند و گفتند: البته نباید هر حرفی را در عالم سیاست دروغ دانست؛ چرا که حرف‌های صادقانه و قابل قبول وجود دارد اما نباید به همه حرف‌ها اعتماد کرد.

«مصلحت» به مفهوم داشتن انعطاف در موارد لازم برای دور زدن موانع سخت و صخره‌ای و ادامه دادن مسیر، کلیدواژه مهم دیگری بود که رهبری به تبیین آن پرداختند.

ایشان گفتند: حفظ اصول منافاتی با مصلحت به معنای یاد شده ندارد. البته چند سال قبل که مفهوم «نرمش قهرمانانه» مطرح شد، در خارج و برخی در داخل برداشت غلط کردند؛ چرا که مصلحت یعنی یافتن راهی برای گذشتن از کنار موانع دشوار وادامه دادن راه برای رسیدن به هدف.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه سخنانشان در جمع مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران کشورمان، ابتکارات شخصی «خوب، به‌موقع و فکرشده» بخصوص در تعاملات سفیران را مهم و ضروری خواندند.

مسئله «کیفیت و کمیّت نیروی انسانی در وزارت امور خارجه و جذب عناصر کارآمد و قابل اعتماد»، نکته دیگری بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند و گفتند: وزارت امور خارجه باید نیروهایی جذب کند که عمیقاً و از بُن دندان به مبانی فکری و سیاسی انقلاب و جمهوری اسلامی باور داشته باشند، و با انگیزه کافی و اراده‌ای قوی و تحرک و فعالیت در مقابل طوفان‌های فکری و تبلیغاتی بیگانگان بایستند و خم نشوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با ابراز خرسندی از برنامه وزارت امور خارجه برای جذب نیروهای جوان، تأکید کردند: مراقبت از انگیزه، ایمان و اراده نیروها، وظیفه مهم دستگاه وزارت امور خارجه است.

رهبر انقلاب در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان، نمایندگان ایران در خارج از کشور را نماینده مردم و نوع رفتار آنها را نشان‌دهنده هویت و ماهیت ملت ایران خواندند و گفتند: دیپلمات ایرانی باید نماد ایمان، عشق به ایران عزیز، غیرت، عزم و اراده و تحرک و پر کاری باشد و گفتار و رفتارشان برای ملت ایران هم احترام‌برانگیز باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان، با اشاره به مرزهای طولانی ایران با کشورهای متعدد و بعضاً مهم و اثرگذار، سیاست دولت کنونی برای ارتباط با همسایگان را بسیار مهم و درست خواندند و افزودند: دست‌های بیگانه برای ایجاد مشکل بین ایران و همسایگان آن، فعال است که نباید اجازه بدهید این سیاست آنها محقق شود.

ایشان، سیاست ارتباط با کشورهای اسلامی ولو در دوردست و همچنین سیاست ارتباط با کشورهای هم‌جهت و همراه را نیز مهم برشمردند و افزودند: امروز همراهی و هم‌جهتی برخی کشورهای بزرگ و مهم دنیا با جمهوری اسلامی ایران در برخی جریانها و خطوط اساسی سیاست بین‌الملل پدیده‌ای بی‌سابقه است که باید با قدردانستن این فرصت، ارتباطات با آن کشورها را تقویت کنیم.

رهبر انقلاب با اشاره به موضوع اجلاس سفرا مبنی بر تحول در نظم کنونی جهان و پُر تکرار شدن این موضوع در ادبیات جهانی، گفتند: تحول در نظم جهانی یک فرآیند پر فراز و نشیب و بلندمدت و متأثر از حوادث احتمالی پیش‌بینی نشده است و کشورهای مختلف نظرات و رویکردهای متعارض و گوناگونی به آن دارند.

ایشان لازمه جانمایی مناسب ایران در نظم جدید را رصد و ارزیابی تحولات جهانی و شناخت دقیق سمت و سو و پشت پرده حوادث دانستند و گفتند: بر اساس این رصد و ارزیابی باید پیشنهادهای عملی استخراج شود که در این زمینه هم سفرا و رؤسای نمایندگی‌ها بخصوص در کشورهای اثرگذار نقش مهمی دارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان بار دیگر با تأکید بر اهمیت سیاست خارجی و نقش مهم آن در اداره و بهبود کشور، افزودند: با وجود توجه به عوامل اقتصادی و فرهنگی در تحلیل وضع کنونی کشور، غالباً در مباحث از عامل سیاست خارجی غفلت می‌شود در حالی که سیاست خارجی خوب و موفق حتماً موجب بهبود وضع کشور می‌شود و در مقابل، اختلال و اشکال در سیاست خارجی باعث بروز مشکل در وضع عمومی کشور می‌شود که نمونه‌های آن نیز کم نبوده است.

در ابتدای این دیدار وزیر امورخارجه به بیان گزارشی از اقدامات، برنامه‌ها و اولویت های دستگاه سیاست خارجی در دولت سیزدهم برای ایجاد تحول، پرداخت.

امیرعبداللهیان، خروج از سیاست تک ساحتی برجامی با هدف ایجاد توازن در سیاست خارجی، اولویت دادن به دیپلماسی اقتصادی، تمرکز بر توسعه صادرات غیر نفتی و ظرفیت منحصربه‌فرد ترانزیتی در کشور، نگاه ویژه به آسیا با اولویت همسایگان و کشورهای اسلامی، حمایت از محور مقاومت، کنش‌گری فعال با مشارکت در ائتلاف‌های سودمند منطقه‌ای همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا، شانگهای و بریکس و پیشبرد همزمان استراتژی «بی‌اثرکردن تحریم‌ها» و مذاکره برای «رفع‌ تحریم‌ها» را از مهمترین راهبردهای وزارت امورخارجه در دولت سیزدهم عنوان کرد.

وزیر امور خارجه همچنین با اشاره به ۱۱ سفر خارجی رئیس جمهور و ۱۴ سفر سران دیگر کشورها به ایران طی ۲۰ ماه گذشته، امضای تفاهم‌نامه‌های جامع و بلندمدت با کشورهایی نظیر چین، روسیه و ترکیه را از جمله اقدامات صورت گرفته در جهت افزایش تعاملات جمهوری اسلامی ایران و افزایش تبادلات تجاری کشور برشمرد.

امیرعبداللهیان با اشاره به حضور بیش از ۵ میلیون ایرانی در خارج از کشور، توجه ویژه دولت سیزدهم به ارائه خدمات به این دسته از هموطنان را از دیگر اقدامات وزارت امور خارجه دانست.

مردان غربی به زن نگاه نمی‌کنند؟ ترامپ پاسخ می‌دهد+فیلم

مردان غربی به زن نگاه نمی‌کنند؟ ترامپ پاسخ می‌دهد+فیلم

«کلینتون» در واکنش به فایل صوتی افشاشده از ترامپ درباره زنان قبل از انتخابات 2016 آمریکا گفت: «نمی‌توانیم اجازه بدهیم این مرد رئیس‌جمهور آمریکا شود» امّا این فرد در انتخابات پیروز و چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا شد، زیرا او عصاره‌ای از فرهنگ عامه آمریکاست.

مردان غربی به زن نگاه نمی‌کنند؟ ترامپ پاسخ می‌دهد+فیلم

مخالفان قانون حجاب مدعی هستند که عدم وجود حجاب در جوامع غربی موجب عادی سازی جنسی شده است. حتی مجری زن شبکه منوتو در اهانت به مردان ایرانی گفته بود که زنان در شهر ساحلی یکی از کشورهای غربی کاملاً برهنه بودند ولی هیچکس حتی نگاه هم نمی‌کرد! اما سوالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا آزادی غربی، فضایی امن برای زنان در غرب ایجاد کرده است؟

فارس پلاس در گزارش قبلی تحت عنوان «آمار عجیب تجاوز و رابطه جنسی در آمریکا» به جنون جنسی در سطح جامعه این کشور پرداخت. در این گزارش به جنون جنسی دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا می‌پردازیم. همواره ادعا بر این است که در نظام دو حزبی ایالات متحده شایسته سالاری حاکم است و قاعدتاً یکی از مولفه‌های شایستگی، سلامتی اخلاقی است. امّا گویا در پس این پرده فریبنده، اتفاقاتی دیگر در حال وقوع است.

واشنگتن پست قبل از انتخابات ۲۰۱۶ به فایل صوتی با محتوای جنسی از ترامپ دسترسی پیدا کرد. محتوای فایل صوتی بدین مضمون بود که رئیس جمهور سابق آمریکا سال ۲۰۰۵ در گفتگوی دونفره با بیلی بوش، مجری برنامه «Access Hollywood»، نظریات بسیار جنسی درباره زنان به زبان می‌آورد. عبارات به قدری مبتذل بود که پس از افشای فایل صوتی، بیلی بوش به فکر خودکشی افتاده بود.[1]

ترامپ در بخشی از این مکالمه می‌گوید: «من به صورت خودکار جذب زنان زیبا می‌شوم. شروع به ... آنها می‌کنم. مثل آهنرباست. فقط .... من حتی منتظر نمی‌مانم. وقتی تو یک ستاره هستی، [زنان خودشان] به تو اجازه می‌دهند این کار را انجام بدهی...»[2]

نظریات ترامپ به شدت جنسی است و از اعلام علنی آن ابایی ندارد. اما این فقط در حوزه نظری نیست. او در خلوت به شدت بی قیدتر عمل می‌کند. حتی محارم او نیز از هرزگی در کلام و رفتار ترامپ در امان نبودند. ترامپ سال ۲۰۰۶ در مصاحبه‌ای گفته بود که ایوانکا، یعنی دخترش، شهوت برانگیز است! [3]

ترامپ همچنین در یک برنامه تلویزیونی درباره دخترش می‌گوید: «اگر [ایوانکا]، دخترم نبود، با او قرار می‌گذاشتم!» ایوانکا نیز بعدها در واکنش به عبارت جنسی پدرش گفته بود: «اگر کسی غیر از پدرم این حرف‌ها را زده بود، به صورتش اسپری فلفل می‌پاشیدم».

درباره مردان غربی به زن نگاه نمی‌کنند؛ بیشتر بخوانید:

بایدن؛ مردی که همواره نگاه خاصی به زنان دارد

آمار عجیب تجاوز و رابطه جنسی در آمریکا+ نمودار

حداقل۲۶ زن تاکنون ترامپ را متهم به آزار جنسی کرده‌اند. الیزابت جین کارول (ستون نویس مجله Elle)، ناتاشا استونیوف (نویسنده مجله People)، سامر زروس (بازیگر شرکت کننده در برنامه The Apprentice)، ژولیت هودی (مجری سابق فاکس نیوز)، آلانا اوانز، جسیکا دریک، آلوا جانسون (عضو ستاد انتخاباتی ترامپ)، جیل هارث (آرایشگر معروف هنرمندان در آمریکا)، کریستن آندرسون (عکاس و مدل)، کتی هلر، تمپل تاگارت، ماریا بیلادو، کارنا ویرجینیا (مربی یوگا)، ملینا مک گلیوری، جنیفر مورفی، راشل کوکس (منشی شریک ترامپ)، استورمی دنیلز، نینی لاکسونن و کاساندرا سیرلس از جمله این زنان هستند.

قسمت‌هایی از متن تصاویر زیر به دلیل شدت ابتذال در کلام ترجمه نشده است...

تاکنون ۲۶ زن پیرامون آزار جنسی رئیس جمهور سابق آمریکا افشاگری کردند

جین کارول (۱۹۹۶ میلادی):[ترامپ] اورکت خود را درآورد، زیپ شلوارش را باز کرد و من را لمس کرد ...

ناتاشا استونیوف (۲۰۰۵ میلادی):ترامپ در را پشت سرمان بست، برگشتم، در کسری از ثانیهمن را به دیوار چسباند و ...

سامر زرووس (۲۰۰۷ میلادی):مجدداً [ترامپ] به طرز شدیدی شروع به بوسیدن من کردو دستانش را ...

جسیکا دراک (۲۰۰۶ میلادی):ما به سمت اتاق راهنمایی شدیم. یادم هست لباس راحتی پوشیده بود.[ترامپ] همه ما را بوسید. صددرصد معتقدم که داشت ما را بررسی می‌کرد

ژولیت هودی (۲۰۰۵ میلادی):[ترامپ] در آسانسور با من خداحافظی کرد، تیم امنیتی او نیز آنجا بود.[ترامپ] به جای اینکه گونه مرا ببوسد، جلو آمد و من را بوسید.

راشل کروکس (۲۰۰۵ میلادی):[ترامپ] من را مستقیماً از دهان بوسید. این بسیار ناشایست بود.من از این موضوع که بسیار آشفته بودم که او فکر می‌کرد،من آنقدر بی ارزش هستم که او می‌تواند آن کار را انجام دهد.

جنیفر مورفی (۲۰۰۵ میلادی):[ترامپ] با من تا آسانسور آمد و گفتم: خداحافظ.در این فکر بودم که "اوه" داره من رو بغل می‌کنه،ولی وقتی صورتم را به طرف خود کشید و یک بوسه بزرگ گرفت [جا خوردم]

کتی هلر (۱۹۹۷ میلادی):[ترامپ] دستم را گرفت و [ناگهان] من را گرفت ...

تمپل تاگارت (۱۹۹۷ میلادی):[ترامپ] برگشت سمت من و بغلم کرد و من را بوسید

کاساندرا سیرلس (۲۰۱۳ میلادی):[ترامپ] احتمالاً نمی‌خواهد ماجرای لحظه‌ای را تعریف کنم کهبا لمس بدنم، من را به اتاقش دعوت کرد

کارن ویرجینیا (۱۹۹۸ میلادی):[ترامپ با] دستانش بدن من را لمس کرد. شوکه شده بودم.

جیل هارت (دهه ۹۰ میلادی): من را به سمت دیوار هل داد و دستانش را روی بدنم گذاشت...

مندی مک گیلیوری (۲۰۰۳ میلادی):ناگهان حس کردم کسی بدن من را گرفته. برگشتم دیدم ترامپ استکاملا نزدیکِ من بود. حیرت زده شدم. ناگهان از جای خود پریدم

جسیکا لیدز (اواخر دهه ۷۰ میلادی):[ترامپ] مثل اختاپوس بود، دستانش همه جا بود. این یک تعرض بود

نیکی لاکسون (۲۰۰۶ میلادی):ترامپ کنارم ایستاده بود و ناگهان بدن من را لمس کردبه خودم گفتم: چه اتفاقی داره می‌افته؟

امی دوریس (۱۹۹۷ میلادی):به همه جای بدن من چنگ می‌انداخت...

ترامپ از ۱۹۹۶ تا یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، مالکیت مسابقات دوشیزه جهان، دوشیزه آمریکا و دوشیزه نوجوان آمریکا را دارا بود. ماجرا و محتوای این مسابقات خود سرفصلی جداگانه را می‌طلبد. اما ترامپ در این ۱۵ سال بستری را فراهم کرده بود که با قریب به ۴۰۰۰ زن شرکت کننده تماس داشته باشد.

فقط در یک نمونه؛ تاشا دیکسون به عنوان یکی از شرکت کنندگان در مسابقه سال ۲۰۰۱ دوشیزه آمریکا می‌گوید که ترامپ در سالن تعویض لباس زنان شرکت کننده حاضر می‌شد و کادر مسابقات به آن‌ها فشار می‌آوردند درحالیکه برهنه هستند، با ترامپ قدم بزنند و صحبت کنند. [6]

اظهارات یکی از شرکت کنندگان مسابقه سال ۲۰۰۰ دوشیزه آمریکا نیز مشابه ماجرای مذکور بود. بریجت سالیوان می‌گوید: «ترامپ بدون اعلام قبلی وارد رختکن شرکت کنندگان شد و او را به طرز نامناسبی در آغوش گرفت. زمانی که او در سالن گریم و لباس قدم می‌زد واقعا تکان دهنده بود. ما همه برهنه بودیم.»[7]

موارد مذکور گوشه‌ای از سبک زیست ترامپ است. پرداختن به جزئیات تک تک موارد، خود مثنوی هفتادمن است. زیرا اساساً زندگی رئیس جمهور سابق آمریکا مبتنی بر غریزه جنسی است و احتمالاً هر لحظه، عملی مشابه یکی از موارد مذکور را با متصدی هتل، منشی شرکت و یا حتی دخترش انجام می‌دهد.

اما روی اصلی سخن با مخالفان قانون پوشش در ایران است. همواره ادعا بر این است که "عدم وجود حجاب در جوامع غربی موجب عادی سازی جنسی شده است". فارس پلاس در گزارشی به آزار جنسی جو بایدن رئیس جمهور فعلی آمریکا پرداخت. (+) در این گزارش نیز بخشی از احوالات دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا بازخوانی شد. سوال اینجاست: چرا حرارت غریزه دو رئیس جمهور اخیر آمریکا نسبت به زنان از حد معمول نیز بالاتر است؟ چرا میزان روابط و تعرض جنسی در آمریکا بالاست؟ (بیشتر بخوانید)

پنتاگون سال ۲۰۱۳ گزارشی منتشر کرد که نشان می‌داد حدود ۲۶۰۰۰ نفر در نیروهای مسلح آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. واکنش ترامپ در آمریکا جنجال به پا کرد. او در صفحه توئیتری خود پاسخ جالبی داده است:

  • «۲۶ هزار تعرض جنسی گزارش نشده در نیروهای مسلح - فقط ۲۳۸ مورد محکومیت. این نابغه‌ها (منظور پنتاگون) چه انتظاری دارند وقتی زن و مرد را کنار هم قرار می‌دهند؟» [8]

«کلینتون» رقیب ترامپ در واکنش به فایل صوتی ترامپ درباره نوع رفتار با زنان و جمله معروف «Grab 'em by the p***y» گفت: «این وحشتناک است. ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم این مرد رئیس جمهور آمریکا شود.» امّا این فرد در انتخابات پیروز و چهل وپنجمین رئیس جمهور آمریکا شد، زیرا ترامپ عصاره‌ای از فرهنگ عامه ایالات متحده بود. قبح امور جنسی در غرب ریخته شده ولی غریزه جنسی رام نشده است.

[1]:independent.co.uk/arts-entertainment/tv/news/billy-bush-trump-tape-grab-access-hollywood-leak-nbc-suicide-interview-a9094356.html

[2]:nytimes.com/2016/10/08/us/donald-trump-tape-transcript.html

[3]:cnn.com/2016/10/08/politics/trump-on-howard-stern/

[4]:businessinsider.com/women-accused-trump-sexual-misconduct-list-2017-12#e-jean-carroll-7

[5]:usatoday.com/in-depth/graphics/2023/05/09/trump-carroll-sexual-assault-similar-patterns-19-women/70197377007/

[6]:reuters.com/video/watch/trump-walked-in-on-naked-girls-former-mi-id122995269

[7]:businessinsider.com/women-accused-trump-sexual-misconduct-list-2017-12#e-jean-carroll-7

[8]:twitter.com/realDonaldTrump/status/331907383771148288

پایان پیام

پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی یک شهرک در سکوت کامل خبری و بدون هیاهو!

مناطق زیادی در سراسر دنیا کدها و قوانین پوششی خاصی را دنبال می‌کنند اما این شهرک نیویورکی که قوانین پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی ویژه‌ای دارد، در سکوت رسانه‌های آمریکایی خبرساز شده است.

پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی یک شهرک در سکوت کامل خبری و بدون هیاهو!

نیویورک سمبل آزادی‌های مدنی ایالات متحده است؛ کافی است وارد یکی از شهرهای این ایالت شوید تا شکل‌های جدید و حتی عجیبی از پوشش را مشاهده کنید اما از این هم عجیب‌تر شهرکی است که با تابلویی محکم و در عین حال مؤدبانه از شما استقبال می‌کند؛ ورودی شهرک کریاس جوئل، قوانین پوششی و رفتاری این جامعه کوچک ساکن در قلب آمریکا را بدون هیچ کم و کاستی اعلام کرده و از گردشگران و حتی عابران خواسته آداب و رسوم آن‌ها را رعایت کنند و به آن‌ها احترام بگذارند.

اگرچه پوشش ظاهری بخش مهمی از آداب معاشرت شناخته می‌شود، در این منطقه، پوشیدن شلوار یا دامن بلندتر از زانو، پیراهن‌های آستین بلند (حداقل زیر آرنج) و پوشاندن سینه و خط گردن به همراه رعایت ادب کلام و حفظ تفکیک جنسیتی در معابر و اماکن عمومی جزئی از حیا و ارزش‌های مقبول ساکنان این شهرک آمریکایی عنوان شده و لازم الاجراست.

شعبه نیویورکی اتحادیه آزادی‌های مدنی ایالات متحده (ACLU) که نگهبانی سرسخت برای عدم ورود نمادهای قومی به زندگی عمومی است درباره چنین قوانینی سکوت کرده است؛ حتی رسانه‌های آمریکایی نیز خشمی بروز نداده‌اند و این قوانین در سکوت در حال اجرا هستند.

پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی شهرک خبرساز در سکوت!

قوانین حجاب اجباری و تفییک جنسیتی کریاس جوئل

این شهرک اما تنها مقصدی نیست که هر گردشگر و یا عابری را ملزم به رعایت قوانین پوششی می‌کند. ده‌ها شهر در ایالت‌های مختلف از جمله ایالت یوتا در مرکز ایالات متحده که محل زندگی مورمون‌ها است نیز قوانین پوششی خاصی دارد و از این هم گسترده‌تر، برای قرن‌ها و در سراسر جهان، قوانین سختگیرانه‌ای بر لباس پوشیدن مردم حاکم بوده است. زیرا لباس یکی از جالب‌توجه‌ترین نشانگرهای مرزی فرهنگ است.

در واتیکان ایتالیا مردم و گردشگران بایداتیکت پوششی خاصی را دنبال کنند و دامن یا شلواری بپوشید که از بالای زانوها می‌گذرد؛ ‌شانه‌ها نیز باید پوشیده باشد تا اجازه ورود به کلیسای سنت پیتر یا کلیسای سیستین (عمدتا کل واتیکان) را داشته باشند. اما این تنها کشور- شهر دنیا نیست که این محدودیت‌ها را دنبال می‌کند؛ یک گردشگر برای ورود به هر کلیسا و حتی معابد دیگر ادیان باید به دلیل حفظ حرمت باید پوششی مناسب داشته باشد.

فرانسه سالهاست قانونی را مصوب کرده که پوشاندن صورت در ملاء عام را غیرقانونی می‌داند. این قانون شامل همه چیز از کلاه ایمنی موتورسیکلت گرفته تا کلاه و روبند و... می‌شود و حتی دادگاه حقوق بشر اروپا نیز اعتراض به آن را رد کرده است. جالب اینکه تا همین چد سال قبل پوشیدن شلوار نیز توسط زنان در فرانسه ممنوع بود.

برخی کشورهای آفریقایی پوشیدن دامن یا شلوار کوتاه را برای زنان بسیار ناپسند می‌دانند. حدود ۱۰ سال پیش سوازیلند، که اکنون اسواتینی نامیده می‌شود، قدمی فراتر برداشت و زنان را از پوشیدن این لباس‌ها منع کرد. در اوگاندا نیز اگر فردی دامن یا شلوارک «بالاتر از زانو» بپوشد مصداق قانون «لباس ناشایست» قرار می‌گیرد و بعد از دستگیری، جریمه خواهد شد. در سن خوزه، کاستاریکا، پایتخت کشوری شلوغ از گردشگر که سواحلی فوق‌العاده زیبا دارد، اگر خانمی در مرکز شهر لباسی بالاتر از زانو بپوشد، دچار مشکل خواهد شد؛ این واکنش اجتماعی باعث عدم مقبولیت پوشش‌های کوتاه برای خانم‌ها شده و زنان بر اساس قانونی نانوشته لباس‌هایی عفیفانه به تن می‌کنند.

اگرچه مالدیو را با سواحل سفید و آب‌های فیروزه‌ای می‌شناسند، اما سواحل عمومی قانونا باید پوشیده باشند؛ در جزیره توریستی خوار در کشور کراوسی نیز که یکی از محبوب‌ترین مقاصد ساحلی لوکس جهان است، خوردن و آشامیدن در ملاء عام ممنوع و راه رفتن با لباس نامناسب مشمول جریمه‌ای تا ۶۷۰ دلار است.

پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی شهرک خبرساز در سکوت!

کدهای پوشش مورد قبول در سنت پترو واتیکان

باور کنید یا نه، پوشیدن لباس‌های استتار در چندین کشور جهان غیرقانونی است، مانند سنت لوسیا، ‌ترینیداد و توباگو، زامبیا، زیمبابوه، آنتیگوا، باربادوس، جامائیکا، گرانادا، نیجریه، عمان، عربستان سعودی و فیلیپین. حتی رانندگی در حالیکه فرد صندل یا دمپایی یا هر کفش جلو باز دیگری به پا دارد در اسپانیا، یک جرم قابل مجازات است. پوشیدن کفش پاشنه بلند نیز در یونان ممنوع است و در مکان‌های تاریخی این کشور، مانند آکروپولیس یا دلفی، به زنان اجازه پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند داده نمی شود.

هارودز، فروشگاه مجلل و مشهور لندن نیز قوانین پوششی خود را دارد و کسی اجازه ندارد با لباس راحتی، لباس ورزشی و لباس‌های باز و حتی شلوارهای پاره و بلوز نوشته‌های توهین‌آمیز به این فروشگاه وارد شود. هارودز فقط میزبان افراد شیک پوش است.

با این حال آنچه بیش از هر چیز برچسب ضد آزادی دریافت کرده است قوانین پوششی کشورهای اسلامی است؛ پاول هریس، گزارشگر گاردین می‌گوید: فقط برای یک لحظه تصور کنید که مردم کیریاس جوئل مسلمان بودند. مسلمانانی که از بازدیدکنندگان خواسته بودند هنگام آمدن به این شهرک حدی از پوشش را راعایت کنند؛ آن وقت بود که خشم طبقات محافظه کار آمریکا شگفت‌انگیز می‌شد.

رهبر انقلاب: اگر حج نباشد امت اسلامی فرو خواهد پاشید

رهبر انقلاب: اگر حج نباشد امت اسلامی فرو خواهد پاشید/ فرهنگ‌سازی حج بر مبنای مفهوم تمدن‌سازی، اتحاد جهانی و رفع تمایز باشد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به آیات قرآنی، خانه کعبه را مایه قیام و قوام جوامع بشری دانستند و با اشاره به منافع دنیوی و اخروی این فریضه عظیم، گفتند: اگر حج نباشد امت اسلامی فروخواهد پاشید.

رهبر انقلاب: اگر حج نباشد امت اسلامی فرو خواهد پاشید/ فرهنگ‌سازی حج بر مبنای مفهوم تمدن‌سازی، اتحاد جهانی و رفع تمایز باشد

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان، کارگزاران و جمعی از زائران بیت‌الله الحرام، نگاه صحیح به حج و فهم اهمیت این فریضه را بسیار مهم خواندند و تأکید کردند: حج، مسئله‌ای جهانی و تمدنی است که هدف آن، ارتقاء امت اسلامی، نزدیکی دلهای مسلمانان و اتحاد امت اسلامی در مقابل کفر و ظلم و استکبار و بت‌های بشری و غیر بشری است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به آیات قرآنی، خانه کعبه را مایه قیام و قوام جوامع بشری دانستند و با اشاره به منافع دنیوی و اخروی این فریضه عظیم، گفتند: اگر حج نباشد امت اسلامی فروخواهد پاشید.

ایشان حج را میقاتی بین‌المللی و میعادی جهانی برشمردند و با اشاره به دعوت پروردگار از «ناس» یعنی همه مردم برای برگزاری حج، افزودند: دعوت از آحاد بشر در همه تاریخ برای حضور در مکانی مشخص و آن هم در ایامی مشخص، نشان‌دهنده اهداف مهم و منافع کثیری است که در این فراخوان الهی وجود دارد.

رهبر انقلاب وحدت امت اسلامی و مقابله با شیاطین مستکبر را از جمله این اهداف دانستند و افزودند: از جمله منافع متعدد دنیوی حج این است که مسلمانان در این اجتماع عظیم، در مقابل رژیم صهیونیستی و نفوذ قدرت‌های استکباری، اعلام حضور و قدرت کنند و در برابر ظالمان جهان سینه سپر کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح منافع اخروی حج، هر کدام از اعمال این فریضه را دریچه‌ای منورکننده به سمت عالم غیب و معنا خواندند و به زائران بیت‌الله الحرام گفتند: با تضرع و دعا و اخلاص و عبودیت، دلهای خود را از هرچه معارض با یاد خدا است، پاک و مطهر کنید.

ایشان نگاه جهانی و فراسرزمینی به حج را مسئله‌ای اساسی برشمردند و با اشاره به ضرورت اطلاع از مسائل دنیا و اوضاع ملت‌های مسلمان، افزودند: ایام حج فرصت مغتنمی برای آشنایی واقعی با ملت‌ها و مسائل جهانی است تا خبرهای دروغ رسانه‌ها و خبرگزاری‌های کذّاب، انسان را از واقعیات جهان دور و گمراه نکند.

رهبر انقلاب بی‌خبری از جهان را باعث هلاکت هر جامعه دانستند و افزودند: همانگونه که بارها گفته شده، آحاد مردم و مسئولان باید شناخت اهداف، روش‌ها، سیاست‌ها و نقاط قوت و ضعف دشمن را کاملا جدی بگیرند که اگر اینگونه شود، سر کشور کلاه نمی‌رود که البته برخی جاها کلاه رفته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: اگر متوجه مسائل جهانی باشیم، می‌توانیم هدف واقعی دشمن و علت اصرارش بر برخی مسائل را درک کنیم؛ همچنانکه در بسیاری از مسائل، مسئولان حواسشان جمع بوده و درست عمل کرده‌اند که پیشرفت‌های بسیار خوب ایران در مسائل منطقه‌ای و جهانی که باعث عصبانیت آمریکا شده، نتیجه این حواس‌جمعی بوده است.

رهبر انقلاب اسلامی آشکار شدن عملی مخالفت اسلام با تمایز‌های جغرافیایی، نژادی، طبقاتی و دیگر تمایزها را از جمله نکات اساسی فریضه حج خواندند و افزودند: کشورهای مدعی تمدن که حقیقتا از تمدن بویی نبرده‌اند، همچنان درگیر نژاد سیاه و سفید و نژاد اروپایی و غیر اروپایی هستند و برای حیوان خانگی خود ارزشی به‌مراتب بیشتر از برخی انسان‌ها قائلند که غرق شدن پی‌در‌پی مهاجران در دریا نشانه‌ای از این واقعیت است.

ایشان یکرنگی و یکسانی همه زائران با هر نژاد و تاریخ و فرهنگ را از اسرار حج برشمردند و افزودند: مسئولان و موثران در حج باید به‌گونه‌ای فرهنگ‌سازی کنند که کلمه «حج» در ذهن همه به خصوص جوان‌ امروزی، تداعی‌کننده مفاهیم اساسی همچون تمدن‌سازی، اتحاد در مقابل ظالمان، نگاه فرامرزی و رفع تمایزات جاری در جوامع بشری باشد؛ که اگر اینگونه شود، دیگر کسی نگران بازارگردی برخی حجاج برای خرید کالاهای بنجل به عنوان سوغاتی نخواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر حضور زائران ایرانی در نمازهای جماعت مسجدالحرام و مسجد‌النبی(ص) و ارتباط‌گیری و صحبت با دیگر زائران، افزودند: خواندن دسته‌جمعی دعای کمیل بسیار خوب است؛ ضمن اینکه حرکت عظیم برائت از مشرکین نیز که جزو ظرفیت‌های گسترده و عمیق حج است، باید ادامه یابد.

ایشان پیروزی انقلاب اسلامی را باعث شناخت و احیای نسبی ظرفیت‌های فریضه حج خواندند و افزودند: باید تلاش کرد همه این ظرفیت‌ها احیاء شود و در مسیر تحقق اهداف اساسی حج مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

در ابتدای این دیدار، حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالفتاح نواب نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت به تشریح ابعاد شعار حج امسال زائران ایرانی تحت عنوان «حج؛ تحول قرآنی، همگرایی اسلامی و حمایت از قدس شریف» پرداخت. آقای سید عباس حسینی رئیس سازمان حج و زیارت هم به اقدامات صورت گرفته در اصلاح فرایندها و بهبود کیفیت خدمت‌رسانی به زائران بیت‌الله‌ ‌الحرام را تشریح کرد.

شهادت امام صادق علیه السلام...

بهترین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند

بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند

اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند

که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند

امشب غریب آباد دل سیه‏ پوش عزای توست.

امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جایمانده،

امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه ‏هایی غریببنیان مدینه را از هم می‏پاشد.

اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند،

ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه،

ماتم خزانه ‏دار علم علی، فاتح قله‏ های بلند دانش خداوندی و وارث بزرگ پدر.

امروزاشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هربار به یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏ نشیند و باچشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:

«اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏ ـ یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏ »

emam.gif

فرا رسیدن ٢٥ شوال سالروز شهادت مظلومانه

صادق آل محمد علیهم السلام حضرت امام جعفر بن محمد علیهما السلام

را به پیشگاه امام عصر ارواحنا فداه وعموم شیعیان حضرتش تسلیت عرض مینماییم.

******************

*** درنگی کوتاه در سخنان گهربار رئیس مذهب تشیع حضرت امام صادق علیه السلام ***

· سه چیز در هر کس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: کسی که دروغ می‎گوید، کسی که وعده می‎دهد و خلاف عمل می‎کند، و کسی که امین می‎دانندش ولی او خیانت نماید.

· سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم.

· محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیب‎هایـم را به من هدیه کنـد.

· سه چیز محبت می‎آورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.

· کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته‎اند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه‎ای که او را بازداشته از او پذیرفته می‎شود.

· دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند، مردم حرام‎های خدا را حلال می‎شمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند

من 14 روز بی‌حجاب بودم...

من 14 روز بی‌حجاب بودم/ دختری که دوباره حجاب را انتخاب کرد: پدرم نگفت چون حجابت را کنار گذاشتی، دیگر دختر من نیستی

یکی از روزهایی که موهایم را باز گذاشته بودم و خیلی جلب توجه می‌کرد، یک خانم چادری من و دوستم را به غرفه‌شان در ایستگاه مترو دعوت کرد. برای‌مان چای ریخت و گفت: «به نظرتان بهتر نیست یک مقدار از نظر ظاهری بهتر در جامعه حضور پیدا کنید که خودتان امنیت بیش‌تری داشته باشید؟». به نظرم این خیلی قشنگ بود. از ما سؤال کرد. امر نکرد. نگفت باید آن کار را می‌کردی یا چرا این کار را کردی؟

من 14 روز بی‌حجاب بودم/ دختری که دوباره حجاب را انتخاب کرد: پدرم نگفت چون حجابت را کنار گذاشتی، دیگر دختر من نیستی

مریم شریفی: «تا مطمئن نشوم خبرگزاری شما در داخل کشور فعالیت می‌کند، گفت‌وگو نمی‌کنم چون اصلاً دوست ندارم با رسانه‌های آن طرف آبی حرف بزنم. آن‌ها هدفی جز ضربه زدن به کشور ما ندارند». این، تنها شرط مصاحبه از طرف دختری بود که بعد از یک دوره بی‌حجابی، آگاهانه دوباره حجاب را انتخاب کرده بود.

همه‌چیز از درج پیام یک دختر ۲۲ساله در قسمت نظرات یک گفت‌وگوی خاص شروع شد. در میان نظرات موافق و مخالف مصاحبه حجت‌الاسلام «پورعلی»، مدیرعامل مجموعه فرهنگی تبلیغی «بقیة الله (عج)» اینجا یک پیام جلب توجه می‌کرد؛ پیام دختری به نام «بیتا» که از تجربه بی‌حجابی‌اش و بازگشت دوباره‌اش به حجاب گفته بود.

خوش‌اقبال بودم که بیتا، یک راه ارتباطی در قسمت اطلاعات مخاطبان درج کرده بود. این بار من برای او پیام ارسال کردم؛ پیامی حاوی دعوت برای گفت‌وگو. پیشنهاد مصاحبه اما با قاطعیت از طرف بیتا رد شد. چرا؟ چون شک کرده بود مبادا خبرنگار یکی از رسانه‌های معاند آن طرف آبی باشم. خیالش که از خودی بودن خبرگزاری فارس راحت شد، با یک آرزو با آغوش باز از گفت‌وگو استقبال کرد؛ با این امید که بیان تجربه‌اش بتواند حتی یک نفر را از سردرگمی‌های این روزهای جامعه نجات دهد.

با دغدغه‌مندی بیتا نسبت به نوجوانان و جوانان جامعه و اطلاعات خوبش، مصاحبه عمیق‌تر از آنی شد که پیش‌بینی کرده بودم. اگر شما هم مشتاق شده‌اید ماجرای حجاب را از زاویه نگاه دختر جوانی ببینید که با یک انتخاب آگاهانه از میانه مسیر بی‌حجابی برگشته، با این گفت‌وگو همراه باشید.

*عکس‌ها، تزیینی است

*بی‌مقدمه، ما را ببر به آن روزی که برای اولین بار بدون حجاب از خانه بیرون رفتی. چه اتفاقی افتاد که چنین تصمیمی گرفتی؟

- تمام ماجرا زیر سر خواهر کوچک‌ترم بود. راستش من یک تیپ معمولی داشتم. چادری و محجبه نبودم اما حجاب و ظاهرم آنقدر معمولی و قابل قبول بود که هیچ‌وقت کسی در خیابان به من تذکر نداده بود. تا اینکه خواهر ۱۴ساله‌ام وارد ماجرا شد. این خواهر به‌اصطلاح دهه هشتادی من، با اینکه در سال‌های قبل با اشتیاق در برنامه‌هایی مثل نسل سلیمانی در مدرسه‌اش شرکت می‌کرد اما در جریان اتفاقات چند ماه گذشته، تحت تأثیر دوستان و هم‌کلاسی‌هایش، نگاه و رفتارش تغییر کرد. به طور کلی، خواهرم خیلی دهن‌بین است و از حرف اطرافیان به‌شدت تأثیر می‌پذیرد. مثلاً ما هیچ‌وقت ماهواره نداشتیم اما اغلب دوستان خواهرم در خانه‌هایشان ماهواره داشتند. می‌آمدند برای او تعریف می‌کردند و او هم جذب آنها می‌شد.

خلاصه از یک جایی به بعد، اصرارهای خواهرم به من و مادرم شروع شد که: «همه مادران و خواهران دوستانم بدون حجاب بیرون می‌آیند. شما هم روسری و شال‌تان را بگذارید کنار. این مدلی که الان هستید، خوب نیست. آبروی من پیش دوستانم می‌رود!» مادرم که اصلاً زیر بار این حرف‌ها نرفت اما من وقتی دیدم خواهرم دست‌بردار نیست و خیلی ابراز ناراحتی می‌کند، تسلیم شدم و تصمیم گرفتم طبق خواست او، بدون حجاب بیرون بروم.

*ماجرای بی‌حجابی، همین‌قدر سریع و غیرارادی برای تو اتفاق افتاد؟! بدون اینکه به آن فکر کرده باشی و خواسته قلبی خودت باشد؟

- بله. فقط به خواست خواهرم بود. آنقدر هم از به نتیجه رسیدن حرف‌هایش خوشحال بود که هر روز با شوق و ذوق یک تز جدید می‌داد؛ «بیتا! امروز موهایت را اینطوری کن. فردا فلان چیز را به موهایت بزن و با لباست ست کن و...»

البته من آنقدرها هم سریع و یکدفعه حجاب را کنار نگذاشتم. روزهای اول، شالم روی شانه‌ام بود و با ترس و لرز در خیابان راه می‌رفتم. اما کم‌کم نگرانی‌ام رفع شد و به‌کلی شال را کنار گذاشتم. بعد از آن، دیگر هر روز با یک شکل و شمایل جدید بیرون می‌رفتم. یک روز موهایم را باز می‌گذاشتم، یک روز بالا می‌بستم و... خلاصه برای خودم خوش بودم و همه‌چیز برایم تازگی داشت. مثلاً فکر کن باد می‌وزید توی موهایم. خب، این حس جدیدی بود. من چنین تجربه‌ای نداشتم. در عمر ۲۲ساله من، ما فقط یک بار مسافرت خارج از کشور داشته‌ایم. درست است در آن سفر، حجاب نداشتم اما آنجا همه همین‌طوری هستند و این مسائل خیلی عادی است. این بار اما من در کشور خودم بی‌حجاب بودم...

*نظر پدر و مادرت چه بود؟ با پوشش جدید تو موافق بودند یا مخالف؟

- پدرم استاد دانشگاه و مادرم خانه‌دارند. نگاه مادرم وقتی با خواسته خواهرم برای همرنگ شدن با مادران دوستانش مخالفت کرد، مشخص شد. شیوه تربیتی پدرم اما متفاوت است. هیچ‌وقت اینطور نبوده که پدرم بخواهد نظر خودش را به من و خواهرم تحمیل و حکم کند که باید این کار را بکنید و آن کار را نباید انجام دهید. اجازه می‌دهد خودمان تجربه کنیم. البته اگر ببیند خواسته ما، چیز بدی است یا داریم سراغ تجربه خطرناکی می‌رویم که ممکن است به خودمان آسیب بزند، مانع می‌شود. این دفعه هم همینطور شد. پدرم اجازه داد بی‌حجابی را تجربه کنم و خودم به نتیجه برسم.

*خب، با بیتای بدون حجاب همراه شویم. صرفنظر از آن هیجانات اولیه، از حضور بی‌حجاب در میان مردم جامعه، چه بازخوردهایی گرفتی؟

- مردم دو دسته بودند: بعضی‌ها با نگاهشان، تحسین و تشویقم می‌کردند. انگار که من با بی‌حجابی‌ام، از آنها طرفداری و حمایت کرده‌ام. در مقابل، بعضی‌ها هم با نگاه و زبان، سرزنشم می‌کردند و با حالت بدی می‌گفتند: این چه وضعی است؟ خجالت نمی‌کشی؟... از یک جایی به بعد، اتفاقاتی افتاد که باعث شد احساس ناخوشایندی در من ایجاد شود و آن سرخوشی اولیه به‌کلی از بین برود.

*چطور؟ مگر چه اتفاقی افتاد؟

- من از موقعی که به دنیا آمده‌ام، در همین خانه زندگی می‌کنیم و به‌عبارتی از قدیمی‌های محله به حساب می‌آییم. بنابراین همسایه‌ها و کسبه محله ما را می‌شناسند. اتفاقی که افتاد، این بود که از وقتی بدون حجاب بیرون می‌رفتم، نگاه و رفتار اهالی محله نسبت به من تغییر کرد. مثلاً همان کاسب محله که همیشه در رفتارش با من مراعات می‌کرد، احترام می‌گذاشت و مثلاً سرش همیشه در مقابل من پایین بود، رفتاری انجام داد که تا آن موقع از او ندیده بودم. اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم او بتواند به یک خانم متلک بگوید. خیلی برایم عجیب بود و فکرم مشغول شد که چرا رفتار او تغییر کرده؟! فقط به یک نتیجه رسیدم؛ تغییر رفتار او به خاطر تغییر ظاهر خودم بود. من همان آدم سابق بودم، رفتارم هم مثل همیشه، رسمی بود. فقط حجاب نداشتم.

واقعیت این است که ما خانم‌ها، کاملاً سنگینی نگاه‌ها را نسبت به خودمان حس می‌کنیم. در آن ۱۴روز آنقدر این سنگینی نگاه‌ها روی من بود که معذب و ناراحت می‌شدم؛ حتی اگر چیزی هم نمی‌گفتند، حتی اگر پشتم به آنها بود. آنقدر به این خاطر در مترو و فضاهای عمومی اذیت می‌شدم که سعی می‌کردم سریع به خانه برگردم و زیاد بیرون نباشم.

*این تجربه ۱۴ روزه باعث شد تو به طور موقت به دختران و زنان بی‌حجاب شبیه شوی و از نزدیک شاهد حال و هوا و رفتار آنها باشی. حالا کنجکاوم نظرت را درباره آنها بدانم. اصلاً آیا همه افراد بی‌حجاب، مثل هم هستند و باید قضاوت یکسانی درباره آنها داشت؟

- نه. یکسان نیستند. به نظر من دختران و زنانی که حجاب را کنار گذاشته‌اند هم، دو دسته‌اند: یک گروه، افرادی هستند که می‌خواهند شبیه غربی‌ها باشند. بی‌حجابی را عامل خوشگلی و قشنگی می‌دانند. بنابراین متأسفانه کورکورانه از آنها تقلید می‌کنند و برای قشنگ به نظر آمدن، دست به هرکاری می‌زنند. اما گروه دوم، هدفمند وارد ماجرای بی‌حجابی شده‌اند و مسائل سیاسی پشت کارهایشان است. هدف اینها ضربه زدن به ایران و مخالفت با حاکمیت است و برای این منظور، آمده‌اند از حجاب استفاده کرده‌اند.

و متاسفانه گروه اول نمی‌دانند ماجرای بی‌حجابی، فقط خوشگلی و قشنگی نیست. نمی‌دانند با ورود به این ماجرا، بازیچه و مهره دست گروه اول شده‌اند. تمام فراخوان‌هایی که منتشر می‌شود، نشانه همین است که گروه هدفمند دوم، دختران گروه اول را به بازی گرفته‌اند. اگر برای دختران جامعه، این موضوع باز شود و توضیح داده شود که پشت ماجرای کشف حجاب، چه جریاناتی وجود دارد و هدف آنها فقط ضربه زدن به ایران است، شاید خیلی‌ها پشیمان شوند و از این مسیر برگردند، مثل من که بعد از ۱۴ روز برگشتم.

*برایمان بگو چطور شد ماجرای بی‌حجابی برای تو، حتی وارد هفته سوم هم نشد. چه شد که تصمیم گرفتی برگردی؟

- من زود خودم را از این جریان بیرون کشیدم چون احساس کردم تمام این اتفاقات، شعارها و تمام این فراخوان‌هایی که می‌دهند، هدفمند است و می‌خواهد به کشور ما آسیب بزند. با خواهرم هم مفصل صحبت کردم. گفتم: من نمی‌توانم اینطوری باشم. من آدم این مدلی زندگی کردن نیستم. تو هم نباید باشی.

گفتم: تو می‌گویی همه بی‌حجاب هستند، اینجوری قشنگ است، ما هم باید مثل آنها باشیم. اما به نظر من، ما که مدام می‌رویم باغ کتاب و عضو کتابخانه ملی و اهل مطالعه هستیم، نمی‌توانیم اینطوری کورکورانه از دیگران تقلید کنیم. ما یاد گرفته‌ایم قبل از انجام هر کاری، فکر کنیم. ما اینطور تربیت نشده‌ایم که چون دیگران به فلان جا رفتند، ما هم باید برویم... خلاصه در سطح اطلاعات و آگاهی خودم، این توضیحات را به خواهرم دادم و گفتم: من دوست ندارم بی‌حجاب باشم. اگر ناراحت هم می‌شوی، اشکالی ندارد. اصلاً به دوستانت بگو خواهر من، اُمُل است...

*واکنش خواهرت چه بود؟

- گفت: «باشه. اشکالی نداره. فقط پیش دوستان من نیا!»

البته او هم همان یک هفته اول، خیلی تند بود ولی الان برای او هم عادی شده. دیگر الان آنقدر حساس نیست که هر روز بخواهد به مادرم بگوید همه مادران دوستانم بی‌حجاب هستند، تو هم اینطوری باش. اما در این میان برای خودم سؤال شده چرا قریب به اکثریت مادران دوستان خواهرم، حجاب را کنار گذاشته‌اند؟! درحالی‌که تا چند وقت قبل اینطور نبودند.

*تحلیل خودت چیست؟ فکر می‌کنی چرا اینطور تغییر کرده‌اند؟

- انگار یک سری از خانم‌ها، جوانی نکرده‌اند و حالا آزاد شده‌اند. ببخشید اینطور می‌گویم ولی نمونه‌اش را دیده‌ام. مثلاً شوهر هم دارند ولی آن زمانی که بیرون هستند، زمان خوشگذرانی‌شان است. یعنی وقتی اینطوری بیرون می‌روند، بهشان خوش می‌گذرد و راضی می‌شوند. بعد، برمی‌گردند سر زندگی‌شان و دوباره همان شخصیت قبلی خودشان را دارند. یعنی این مسئله بی‌حجابی، مختص دختران جوان مجرد نیست. بعضی زنان متأهل هم این رفتار را دارند. خیلی‌ها حتی شوهرهایشان هم از بی‌حجابی‌شان خبر ندارند! من خیلی‌ها را دیدم که اینطوری بیرون می‌روند و به شوهرشان نمی‌گویند. یعنی وقتی با شوهرشان بیرون می‌روند، یک جور دیگر هستند.

کاش سر راه همه این افراد، کسی مثل همان طلبه‌هایی که شما از فعالیت‌هایشان گزارش تهیه کرده بودید، قرار می‌گرفت...

اعضای موسسه فرهنگی بقیه الله(عج) و ایده تبلیغ دین در سواحل شمال کشور

*منظورت گروه فرهنگی تبلیغی بقیه‌الله(عج) است که ایده تبلیغ در سواحل شمال کشور را اجرا کرده‌اند؟ مگر آنها چه ویژگی دارند؟

- بله. از روش کارشان خیلی خوشم آمد؛ مخصوصاً آن قسمتی که بین زوج‌ها مسابقه گذاشتند. یک خاطره گفته بودند که: «یک بار یک خانم و آقایی در مسابقه شرکت که آقا دستانش را خالکوبی کرده بود و خانم هم حجاب درستی نداشت. این طلبه‌ها نه‌تنها مانع شرکت آنها نشده بودند بلکه از آنها استقبال کرده بودند. رفتار خوب آنها باعث شده بود در آخر برنامه، آن زوج هم آمده بودند در نماز جماعت آن گروه طلبه در کنار ساحل شرکت کرده بودند. بعد هم گفته بودند: حاجی دم شما گرم. بالاخره ما را هم آوردی وسط...»

این خیلی به من چسبید. روششان خیلی خوب بود. اصلاً امری نبود. به نظر من رفتار درست، همین است و تأثیر مثبت می‌گذارد. خود من در آن مدتی که بی‌حجاب بودم، فقط یک بار چنین برخورد خوبی را در مترو از یک خانم دیدم.

*مشتاقم از رفتار خوبی که در مترو دیدی، بگویی. آن خانم چه کار کرد که فکر کردی روش درست، همین است؟

- در ورودی ایستگاه مترو تئاتر شهر یک غرفه زده بودند و میز و صندلی گذاشته بودند. چند تا خانم چادری هم آنجا نشسته بودند. یکی از همان روزهایی که بی‌حجاب بودم، وقتی با دوستم خواستیم وارد ایستگاه مترو شویم، یکی از خانم‌ها صدایمان کرد. آن روز هم موهایم را باز گذاشته بودم و خیلی از دور جلب توجه می‌کرد. وقتی ما را صدا زد، خیلی نگران شدم. با خودم گفتم: وای بدبخت شدم. چه کار می‌خواهد بکند؟ عجله هم داشتم. گفتم الان نگهمان می‌دارند. حالا بابا رو چه کار کنم؟... چون پدرم گفته بود: «ببین بیتا! هر طور میل خودت است. دوست داری بی‌حجاب بروی بیرون، برو اما اگر مشکلی پیش بیاید یا گرفتار شوی، من قدمی برایت برنمی‌دارم. من آبرو دارم. باید به عمویت یا مادرت بگویی بیایند دنبال کارت.»

*بعدش چه اتفاقی افتاد؟ کار به آنجا کشید؟

- آن خانم ما را به داخل غرفه دعوت کرد. برایمان چای ریخت و بیسکوییت تعارفمان کرد. اما من بیشتر نگران شدم! گفتم: خدایا یعنی منظورش چیست؟! چه کار می‌خواهد بکند؟ بالاخره آن خانم شروع به صحبت کرد و گفت: «به نظرتان بهتر نیست یک مقدار از نظر ظاهری بهتر در جامعه حضور پیدا کنید که خودتان امنیت بیشتری داشته باشید؟»...

به نظرم این خیلی قشنگ بود. از ما سؤال کرد که آیا بهتر است یا بهتر نیست؟ امر نکرد. نگفت: باید آن کار را می‌کردی یا چرا این کار را کردی؟ بعد از تمام شدن صحبتش هم، یک یادگاری به ما داد. یک بسته که داخلش تسبیح و مهر نماز بود و خیلی قشنگ با روبان تزیینش کرده بودند. من هنوز هم آن را دارم. هدیه را به ما داد و گفت: «باز هم میل خودتان است.» صحبتش در همین حد بود و به نظرم خیلی خوب بود.

*این اتفاق چه تاثیری روی تو داشت؟

- این اتفاق وقتی افتاد که من دیگر زیاد خوشم نمی‌آمد که بی‌حجاب باشم. درواقع از روز چهارم و پنجم، دیگر دلم می‌خواست برگردم به شرایط قبل و روسری و شالم را سرم کنم. درواقع، آن تجربه ۱۴روزه، تجربه بدی بود و خیلی زود از این جریان‌ها خسته شدم؛ به خاطر نگاه‌های بد و البته رفتارهای نامناسبی که دیدم. مثلاً فروشنده دکه روزنامه نزدیک خانه‌مان که گهگاه از او خرید می‌کنم، به خودش اجازه داد علناً یک پیشنهاد بی‌شرمانه به من بکند! وقتی آن پیشنهاد زشت را مطرح کرد، خشکم زد. نه می‌توانستم جوابی به او بدهم و نه توان حرکتی داشتم. فقط با عصبانیت نگاهش کردم و رفتم. دیگر هم از او خرید نمی‌کنم.

*یعنی بی‌حجابی خانم‌ها تا این حد ممکن است مردان بیمار را وقیح کند؟

- بله، درواقع مجوز این رفتارهای بد را خودم با برداشتن حجابم به آنها دادم. همان‌جا بود که تصمیم نهایی‌ام را گرفتم و دوباره شال سر کردم. از ترسم به خانواده‌ام نگفتم چه اتفاقی افتاده. وقتی هم پدرم پرسید: چی شد؟ چرا دوباره شال سرت کردی؟ گفتم: اینطوری بهتر است. به خاطر حفظ آبروی شما (با خنده)...

*نظر پدرت چه بود؟

- گفت: «می‌دانستم آخر سر خودت به این نتیجه می‌رسی. می‌دانستم بالاخره از آن حالت آتشی بیرون می‌آیی و هیجانت می‌خوابد.»

رفتار پدرم واقعاً خوب بود. در آن ۱۴ روز حتی یک‌بار هم به من نگفت: «چون حجابت را کنار گذاشتی، دیگر دختر من نیستی و ازت ناامید شدم.» مادرم حرص می‌خورد و دور از چشم من به پدرم می‌گفت: «تو چقدر خونسردی! چرا اجازه می‌دهی اینطور بیرون برود؟ اگر بگیرند ببرندش چه؟» اما پدرم می‌گفت: «اشکالی ندارد. چیزی نمی‌شود.»

*ماجرا برای خواهرت هم همین‌قدر خوب پیش رفت؟

- خب، خواهرم در سن بلوغ است و هنوز ثبات شخصیت ندارد. الان هم که می‌بینید بچه‌های ۱۳، ۱۴ساله انگار از مریخ آمده‌اند! اصلاً نمی‌دانم چرا اینطوری هستند؟ خب من هم این سنی بوده‌ام ولی اینطوری نبودم...

*چطور؟ نوجوانان امثال خواهرت مگر چه جوری هستند؟

- به شکل عجیبی دنبال چیزهای بد هستند. در نوجوانی ما در جو دوستانه‌مان، اصلاً حرف زشت زده نمی‌شد یا فقط مختص بعضی بچه‌های بی‌ادب مدرسه بود که دوست داشتند خودشان را شبیه لات و لوت‌ها کنند. اما الان اغلب بچه‌های هم‌سن و سال خواهرم، خیلی راحت در خیابان بلند بلند حرف زشت می‌زنند. آن هم نه حرف‌های زشت معمولی مثل زمان ما. این‌ها بلند بلند، حرف‌های ناموسی می‌زنند! اتفاقاً خواهرم و همه دوستانش از خانواده‌های خوب هستند و پدر و مادرهایشان، معلم و دکتر و حتی پلیس هستند ولی نمی‌دانم این بچه‌ها چرا به سمت بدی می‌روند؟ چرا در این سن، به سمت سیگار و اینطور چیزهای بد تمایل پیدا کرده‌اند؟!

*برخی معتقدند این نسل، قربانی دوگانگی میان زندگی واقعی و آنچه در فضای مجازی می‌گذرد، شده‌اند...

- دقیقاً. من هم به پدرم همین را گفتم. از وقتی که کرونا آمد و مدرسه آنلاین شد و به‌اجبار برای خواهرم گوشی گرفتیم، اینهمه تغییر کرد. قبل از آن، هیچی بلد نبود. الان اینستاگرام می‌رود و خیلی چیزهای دیگر از فضای مجازی می‌داند. یعنی هر کاری ما می‌کنیم، این بچه ۱۴ ساله راه دور زدنش را بلد است!

من واقعاً نگران خواهرم و هم سن و سالانش هستم چون خیلی راحت سراغ کارهای بد و خطرناک می‌روند. مثلاً در خیابان دست اغلب‌شان سیگار است! تا همین چند سال قبل، اگر دست یک خانم سیگار بود، خیلی جلوه بدی داشت. اگر یک خانم اینطوری بود، آدم‌های ناجور به خودشان اجازه می‌دادند به او نزدیک شوند. ولی الان دخترهای نوجوان علنی در خیابان سیگار می‌کشند! می‌روند به پسرها می‌گویند: آقا آتیش داری؟... من اصلاً اینها را دیدم، خشکم زد! ببینید این موضوع خیلی مهمی است. الان دغدغه خانواده ما همین است چون خواهر نوجوان من با اینکه از سیگار بدش می‌آید، اما می‌خرد و ژستش را می‌گیرد تا پیش دوستانش خودی نشان بدهد و در جمع آنها کم نیاورد! یعنی یک چیز بد، برای این بچه‌ها، ابزار افتخار شده.

*این همان تقلید کورکورانه‌ای است که ابتدای صحبت‌هایت گفتی نوجوانان و جوانان جامعه ما گرفتارش شده‌اند؟

- بله. و به نظر من، همه معضلات از همین سیگار شروع می‌شود. یک نخ سیگار می‌شود چند نخ و آرام آرام بچه‌ها را به سمت مواد مخدر می‌کشاند. قبلاً فقط تریاک بود اما الان 20 مدل مواد مخدر هست که خواهر من در این سن و سال اسم همه‌شان را بلد است و برای من توضیح می‌دهد این چیه، اون چیه، این چه اثری داره!... نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که این چیزهای بد در نظر نوجوانان ما، خوب شده!

واقعاً خانواده‌هایی که بچه‌های نوجوان دارند، در شرایط سختی قرار گرفته‌اند. بچه‌های این سن دوست دارند تمام چیزهای بد را یاد بگیرند. خانواده هم از پس آنها برنمی‌آید. ببینید، الان ناراحت هستیم چرا دختران جوان و خانم‌های جامعه‌مان دچار این ناهنجاری‌ها در حجاب و پوشش‌شان شده‌اند. درست است؟ خب این دختران دهه هشتادی، خانم‌های آینده جامعه ما می‌شوند با هزار جور مشکل و ناهنجاری. از الان باید آن روز را ببینیم و با روش‌های درست، از بیشتر خطا کردن این بچه‌ها جلوگیری کنیم.

*تو که در متن ماجراها و گرفتاری‌های مبتلابه خواهرت و هم‌سن و سالانش هستی، فکر می‌کنی برای کمک به این بچه‌ها چه کار باید کرد؟

- من سر همین موضوع سیگار، با چند دکه روزنامه‌فروشی نزدیک خانه خودمان دعوا کردم. قبلش در اینترنت جست‌وجو کرده و قانون را خوانده بودم. می‌دانستم هر مغازه یا دکه‌ای که به زیر ۱۸ سال سیگار بفروشد، مرتکب جرم شده. خب، ولی عملاً کسی نمی‌رود جلوی آنها را بگیرد. من خودم یک تنه رفتم با تمام دکه‌های محله دعوا کردم. وقتی دیدند خیلی سفت ایستاده‌ام و پیگیر هستم و کار دارد می‌کشد به قانون و پلیس، ظاهراً دیگر به زیر ۱۸ سال سیگار نمی‌فروشند. ولی من با این چند دکه برخورد کردم، بقیه دکه‌ها و مغازه‌ها را چه کنم؟ تکلیف بچه‌های بقیه محله‌ها چه می‌شود؟ اگر قانون به‌درستی اجرا شود و همه مغازه‌ها و دکه‌ها خودشان را ملزم بدانند به زیر ۱۸ سال سیگار نفروشند، این مشکل تا حد زیادی حل می‌شود چون این بچه‌ها در خانه‌شان که سیگار نمی‌کشند. وقتی بیرون هستند، یک نخ می‌گیرند و می‌روند گوشه‌ای با دوستان‌شان می‌کشند. واقعاً یکی از آرزوهای من این است که روزی برسد که هیچ‌کس به بچه‌ها سیگار نفروشد...

*برگردیم به بحث اصلی‌مان. تا چند ماه قبل، عده‌ای در نقد قانون حجاب در کشور، مدام می‌گفتند: چرا فکر می‌کنید اگر ما این یک وجب روسری را برداریم، جامعه دچار مشکل می‌شود؟ اما در همین چند ماه نشان دادند هرگز در حد برداشتن روسری متوقف نخواهند ماند و قدم به قدم جامعه را به سمت برهنگی و مشکلات اخلاقی خواهند برد. نظرت درباره این گروه چیست؟

- بله. من گاهی که در خیابان قدم می‌زنم، باورم نمی‌شود اینجا ایران است! تا همین چند ماه قبل اگر دختران با یک سوم این تیپی که الان دارند، بیرون می‌آمدند، نه‌تنها سر و کارشان با گشت ارشاد می‌افتاد، بلکه برایشان پرونده تشکیل می‌شد و باید به دادسرا می‌رفتند.

به نظر من بعضی‌ها انگار یک کمبود یا عقده‌ای در زندگی‌شان داشته‌اند و الان که فضا کمی باز شده، نمی‌دانند چه باید بکنند. مثل مرغی که هی پرپر می‌زند و آخر هم خودش را می‌کشد، دقیقاً مثل آن شده‌اند. دختر جوان را می‌بینی که بی‌حجاب و با پوشش آنچنانی آمده بیرون و مدام از این طرف به آن طرف می‌رود و خودش را توی شیشه مغازه‌ها نگاه می‌کند که ببیند چه شکلی شده! این رفتارها، مال کسانی است که خودشان را کم می‌دانستند و الان با این بی‌حجابی و پوشش نامناسب می‌خواهند خودی نشان بدهند. در این میان تعجب می‌کنم چرا با اینها برخورد نمی‌شود؟!

*طرح‌هایی شروع و اقداماتی انجام شده است اما حتماً خودت شاهد مقاومت‌ها در مقابل قانون حجاب هستی. مراجع قانونی با هر شیوه‌ای برای برخورد با این بی‌حجابی‌ها اقدام می‌کنند، از گوشه‌ای صدای اعتراض بلند می‌شود...

- بله. نمی‌دانم از کجا حمایت می‌شوند که تا یک برخورد با آنها می‌شود، فوری ۱۰ تا دوربین سراغشان می‌رود و سر و صدا راه می‌اندازند که: آی مرا زدند و فلان کار را کردند! من فکر می‌کنم بیشتر اینها ساختگی است چون من نه‌تنها در آن ۱۴ روز بی‌حجابی بلکه حتی در اوج تجمعات و اغتشاشات چند ماه قبل، هیچ رفتار بدی از ماموران پلیس و یگان ویژه ندیدم. خانه ما نزدیک میدان انقلاب و چهارراه ولی‌عصر (عج) است و در آن شلوغی‌ها هم مدام در این محدوده تردد داشتم. نیروهای یگان ویژه خیلی محترمانه برخورد می‌کردند و فقط می‌گفتند: «بروید، نایستید». هیچ‌وقت اینطور نبود که بیایند با چوب و چماق به جان ما بیفتند.

ببینید، من این چیزها را درک می‌کنم اما امثال خواهرم که هنوز شخصیت و نگاه و ایدئولوژی‌شان شکل نگرفته، هیچ‌کدام از این مسائل را نمی‌دانند و تحت‌تاثیر فضای مجازی قرار می‌گیرند. من واقعاً نگران آنها هستم.

*در میان صحبت‌هایت گفتی اگر برای دختران جامعه توضیح داده شود که صحنه‌گردانی ماجرای کشف حجاب در دست افراد و گروه‌های سیاسی است که هدفشان ضربه زدن به ایران است، خیلی‌ها خودشان را از این جریان کنار می‌کشند.

- بله. خواهر ۱۴ ساله من، دختران بی‌حجاب را می‌بیند و به چشمش قشنگ می‌آیند. خب، کم‌سن و سال است. ندیده. نشناخته. بنیان‌های فکری‌اش هنوز شکل نگرفته است. فکر می‌کند این دختران بی‌حجاب با ظاهر زیبا، بهترین هستند و ما هم باید شبیه آنها شویم. در صورتی که اینطور نیست. البته انسان، تکاملش یا انسانیتش به داشتن یا نداشتن نیم متر پارچه روی سرش نیست. اصلاً بحث ما هم بر سر این نیست. هم در میان گروه باحجاب و هم در میان گروه بی‌حجاب، خوب و بد وجود دارد. اما مسئله این است که چون ما در کشوری زندگی می‌کنیم که اسلامی است و قانون آن این است که خانم‌ها در جامعه باید حجاب داشته باشند، لازم است به این قانون احترام بگذاریم. هرکس برخلاف این قانون عمل کند، درواقع در مقابل کشور خودش قرار گرفته است. این یک موضوع کلی است. شما حتی وقتی به دانشگاه، کلاس فرهنگی یا هر مرکز دیگری می‌روید، باید به قوانین آنجا احترام بگذارید. اگر بخواهید برخلاف قوانین آن مرکز عمل کنید، رفتارتان می‌شود ناهنجاری.

بنابراین ما تا وقتی در ایران هستیم، باید به قانونش احترام بگذاریم و حجاب داشته باشیم. اصلاً مگر داشتن این نیم متر پارچه روی سر، چه سختی دارد؟ ما که در تمام عمرمان به همین شیوه زندگی کرده و پذیرفته بودیم در زندگی اجتماعی‌مان باید حجاب داشته باشیم. از حالا به بعد هم، این پذیرش را داشته باشیم. به نظرم این مسائل به صورت منطقی و با شیوه درست باید برای دختران جامعه به‌ویژه نوجوانان توضیح داده شود. دوگانگی که الان در جامعه ما وجود دارد، نوجوانان را سردرگم می‌کند. آن‌ها نمی‌توانند درست تشخیص بدهند. باید کمکشان کرد. البته به نظرم بخش زیادی از این مشکلات هم، به دلیل عدم شناخت دین است. من خودم به شخصه، بدون اینکه کسی بگوید، از مدتی قبل شروع به خواندن قرآن کرده‌ام...

*چه اتفاق خوبی. چرا چنین تصمیمی گرفتی؟

- اتفاقات یک سال اخیر و تغییرات فکری خواهرم، مرا در این مسیر قرار داد. همان‌طور که گفتم، متاسفانه خواهرم به‌شدت تحت‌تاثیر جمع دوستانش و همه آنها تحت‌تاثیر فضای مجازی هستند. به همین دلیل، مدام موضوعات القایی فضای مجازی را در خانه تکرار می‌کند و مثلاً می‌گوید: «چرا ما مسیحی نشدیم؟ چرا من از یک پدر و مادر مسلمان به دنیا آمدم؟ می‌خواهم دینم را عوض کنم و از ایران بروم. خارج از کشور، یوتیوبر می‌شوم و کلی پول درمی‌آورم.» پدرم با حوصله برایش توضیح می‌دهد: «دخترم! یک مسیحی می‌تواند دینش را تغییر بدهد و مسلمان شود اما یک مسلمان نمی‌تواند مسیحی شود چون اسلام، آخرین و کامل‌ترین دین است.» گاهی که حرف‌های خواهرم به سمت بی‌ادبی و توهین می‌رود، من برخلاف پدرم عصبانی می‌شوم. یک‌بار پدرم گفت: «اگر دوست داری از دین اسلام دفاع کنی یا مثلاً دلت می‌خواهد طرف مقابلت را قانع کنی که دین اسلام نسبت به دین مسیحیت، برتری دارد و کامل‌تر است، باید هم دین اسلام و هم دین مسیحیت را بشناسی.»

وقتی پدرم آن حرف‌ها را زد، تشویق شدم قرآن را بخوانم و ببینم چه می‌گوید. همین حالا که دارم اینها را به شما می‌گویم، احساساتی شده‌ام. در یک سال گذشته، آرامش‌بخش‌ترین و بهترین لحظات زندگی من، زمانی بوده که قرآن و ترجمه‌اش را می‌خوانم. به نظرم قشنگ‌ترین حرف‌ها و جواب هر چیزی که انسان دنبال آن می‌گردد، در قرآن هست. من فکر می‌کنم اگر انسان بتواند قرآن را سرلوحه و مبنای تمام کارهایش در زندگی قرار دهد، هیچ‌وقت دچار لغرش و خطا نمی‌شود.

*چقدر قشنگ... آیا قرآن در ماجرای آن بی‌حجابی ۱۴ روزه هم به تو کمک کرد؟

- بله. خدا بخشنده‌ترین و مهربان‌ترین است. همه ما دچار خطا می‌شویم و فقط خداست که کامل است. و همین خدا به ما گفته: «اگر خطا کردی، اشکالی ندارد. برگرد و توبه کن. من می‌بخشم. تو فقط مرا صدا کن. من نزدیک تو هستم»... اینطوری شد که من برگشتم.

می‌دانید، من با لطف خدا فهمیدم آخرِ این ماجراهای بی‌حجابی، هیچ چیزی نیست. مثل حباب قشنگی است که بالا و بالاتر می‌رود اما به یک جایی که می‌رسد، می‌ترکد و چیزی از آن باقی نمی‌ماند. امیدوارم دختران دیگری هم که گرفتار این ماجرا شده‌اند، زودتر به ماهیت این ماجرا پی ببرند و برگردند.

*به‌عنوان آخرین سئوال، فکر می‌کنی بهترین شیوه برای آگاه کردن دخترانی که در مسیر بی‌حجابی قرار گرفته اند، چیست؟

- به نظر من، نباید از روش‌های کلیشه‌ای استفاده کرد؛ اینکه مدام بگوییم حجاب، خوب و بی‌حجابی، بد است. بلکه باید واقعیت حجاب را معرفی کنیم. اینکه حجاب، چه تأثیر و چه حسن‌هایی دارد. مدام نگوییم باید حجاب داشته باشید. بیاییم دلیلش را بگوییم. مثلاً با بیان خوب بگوییم قرآن گفته زنان اگر حجاب داشته باشند، خودشان در امنیت خواهند بود و مورد سوءاستفاده قرار نمی‌گیرند. یعنی حکم نکنیم و دستور ندهیم که اگر حجاب نداشته باشید، فلان کار را می‌کنیم. نباید حالت تعصبی و امری داشته باشد چون به نظرم نتیجه نخواهد داد و ممکن است بعضی‌ها را سر لج بیندازد و اجازه ندهد آنها راه درست را پیدا کنند.

فعالیت تبلیغی طلبه‌های مؤسسه بقیه‌الله(عج) در سواحل شمال کشور

متاسفانه باید بگویم ما چنین رفتارهای غیرامری ملایم را زیاد در جامعه‌مان نداشته‌ایم. در مدرسه‌هایمان نداشته‌ایم. باز هم می‌گویم روشی که آن آقایان طلبه در شمال انجام دادند، به نظر من خیلی خوب بود. رفتند میان مردم، آن‌ها را شاد کردند، با جوانان مسابقه والیبال دادند و با بچه‌ها بازی کردند. یعنی اول به مردم نشان دادند یکی از خودشان هستند و بعد، با مهربانی با آنها حرف زدند. مردم هم استقبال کردند و حتی در نماز جماعت آنها شرکت کردند. به نظرم کارشان دست مریزاد دارد. من آن گزارش را خیلی پسندیدم و ذخیره کردم که هر وقت خواستم در این زمینه روی کسی تأثیر بگذارم، از آن کمک بگیرم. نشانش بدهم و بگویم ببین چه کار قشنگی کرده‌اند...

*یعنی ممکن است بیتا هم یک روز برای صحبت و تذکر به دختران بی‌حجاب پیشقدم شود؟

- من با نگاهم، حرفم را به آنها می‌رسانم؛ البته نه با نگاه تحقیرآمیز. با نگاهم به آنها نشان می‌دهم که کارشان قشنگ نیست. درواقع اصلاً توجهی به آنها نمی‌کنم. وقتی توجه نکنم، یعنی این بی‌حجابی تو چیزی نیست که برق بزند و نگاه من سمت تو برگردد. چون بعضی‌ها واقعاً تشنه این هستند که خودشان را نشان بدهند و مردم به آنها توجه کنند. وقتی به آنها بی‌توجهی کنیم، آن‌ها هم کم‌کم از این حالت آتشی و هیجانی بیرون می‌آیند.

افتضاحات بی‌پایان اپوزیسیون

افتضاحات بی‌پایان اپوزیسیون

خروج بنیادی از ائتلاف براندازان، بهانه خوبی است برای بازخوانی این روایت که چرا و چگونه چنین فردی به یکی از بازیگران اصلی نمایش اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

نازنین بنیادی هم از شورای به اصطلاح همبستگی و جمع مبدعان منشور موسوم به «مهسا» جدا شد. حالا شیرین عبادی به همراه دو چهره معلوم‌الحال دیگر یعنی مسیح علینژاد و عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله، قرار است به ادعای خودشان «ائتلافی برای رفع اختلاف مخالفان جمهوری اسلامی» باشند.

جدایی بنیادی که هیچ گاه وزنه‌ای حتی کوچک در عرصه سیاست حساب نمی‌شده از ائتلافی که آن هم بیش از یک سیرک سیاسی کارکرد نداشته، به خودی خود حائز اهمیت ویژه‌ای نیست با این حال بهانه خوبی است برای بازخوانی این روایت که چرا و چگونه چنین فردی به یکی از بازیگران اصلی نمایش اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد، چه کسانی را نمایندگی می‌کرد و آمدنش به صحنه و رفتنش از آن چه معنایی داشت.

کمدی تشکیل و فروپاشی یک ائتلاف

«شورای همبستگی» که روز گذشته به واسطه اعلام خروج بنیادی - بازیگر ۴۲ ساله هالیوودی- خبر فروپاشی‌اش رسانه‌ای شد، ائتلافی بود که تنها دو ماه عمر کرد. اواسط اسفندماه سال گذشته در حالی‌که نیرو‌های معاند ایران از نتیجه‌بخشی اغتشاش‌آفرینی‌هایشان در ایران به کلی ناامید شده بودند، با هدف تجدید قوا و از تب و تاب نیفتادن تحرکات ایذایی‌شان ابتدا با برگزاری یک نشست در دانشگاه جورج تاون واشنگتن اعلام همبستگی کردند؛ همبستگی‌ای که وقتی به مرحله انتشار منشور رسید با حذف علی کریمی و گلشیفته فراهانی آغاز شد و بعد وقتی نزدیکی حامد اسماعیلیون با سازمان منافقین از پرده بیرون افتاد و دعوای هواداران اسماعیلیون و پهلوی بالا گرفت با جدایی آن‌ها از شورا تکمیل شد. حالا اینکه آن زمان همین نازنین بنیادی با آن سه نفر دیگر پیام دادند که بر «ادامه اتحاد» خود تأکید دارند، فقط پرده دیگری از آن مضحکه بود. شیرین عبادی در گفتگو با اینترنشنال دلیل جدایی بنیادی را حملات و ناسزاگویی کاربران شبکه‌های اجتماعی به او اعلام کرد، اما وقتی با این سؤال مواجه شد که یک «وزنه سیاسی» که نمی‌تواند حملات در فضای مجازی را تحمل کند چطور می‌خواهد علیه یک نظام سیاسی براندازی کند، از پاسخ باز ماند!

صدای مردم ایران به زبان انگلیسی

بنیادی در بخشی از پیام توئیتری‌اش برای اعلام خروج کامل از شورای مذکور نوشت: «در این مسیر فراز و نشیب‌های زیادی رو تجربه کردم و همواره سعی بر این داشتم که صدای مردم ایران باشم.» این شاید جزو معدود توئیت‌هایی بود که او به زبان فارسی می‌نوشت، زیرا به عنوان فردی که از ۲۰ روزگی با خانواده به انگلیس مهاجرت کرده و تا ۱۹ سالگی زیر پرچم پادشاهی بریتانیا نفس کشیده و بعد در رؤیای شهرت به امریکا سفر کرده بود، بیش از آن انگلیسی و امریکایی است که بخواهد به زبان سلیس فارسی «صدای مردم ایران» باشد.

با این حال «فراز و نشیب» عمل سیاسی نازنین بنیادی به نظر بیش از آنکه محصول خواست خودش باشد، مانند بازیچه قرار گرفتن او توسط کلیسای «ساینتولوژی» است؛ آنجا که او را با تغییر رنگ مو و آرایش چهره و لباس به سوژه‌ای برای جلب توجه و همراهی تام کروز از اعضای سرشناس کلیسای‌شان تبدیل کردند و به وقت ضرورت نه تنها به آن رابطه خاتمه دادند که تمام مستندات آن رابطه را معدوم کردند.

مهره امریکایی ائتلاف براندازان

بازی با مهره نازنین بنیادی به عنوان مهره‌ای سیاسی هم رسماً از اوایل پاییز ۱۴۰۱ و با وقوع برخی ناآرامی‌ها آغاز شد. اگر چه این بار نه کلیسای ساینتولوژی که دولت‌های انگلیس و امریکا در تدارک یک مهره سیاسی میان تهی و گوش به فرمان با حضور در کمپین‌های به اصطلاح حقوق بشری برای او سابقه دست و پا کردند. به تصور آن‌ها این چهره تبلیغ‌شده قابلیت آن را داشت که در دیدار با دولتمردان و حضور در نهاد‌های بین‌المللی به عنوان «نماینده مردم ایران» معرفی شود! بر اساس همین سناریو بود که نزدیک به یک ماه پس از آغاز اغتشاشات در ایران، بنیادی یکی از دو ایرانی شد که به عنوان «نمایندگان جامعه مدنی ایران» با دولتمردان امریکایی از جمله آنتونی بلینکن وزیر خارجه، وندی شرمن معاون وزیر خارجه و راب مالی نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا در امور ایران دیدار کرد و بعد به عنوان نماینده زنان ایران با کاملا هریس، معاون رئیس‌جمهور امریکا و جیک سولیوان، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور امریکا دیدار و گفتگو کرد. کار تا آنجا پیش رفت که بنیادی با حضور در نشست شورای امنیت از طرف برخی فعالان ضدانقلاب «نخست‌وزیر آینده ایران» لقب بگیرد؛ ادعایی که مثل «رئیس‌جمهوری خودخوانده مریم رجوی» فقط مایه تمسخر و استهزاء بود.

با این حال، این پیشینه نشان می‌دهد، بیش از آنکه نازنین بنیادی به عنوان یک فعال سیاسی مستقل با پیشینه بازیگری دیده شود، باید او را مهره و نماینده دولت امریکا در جمع شورای براندازان تلقی کرد. کما اینکه خروج او از این شورا بیش از دلایلی که ذکر شد، می‌تواند به رویکرد حامیانش مرتبط باشد. دولتمردان امریکایی که درک کرده‌اند رؤیای براندازی در ایران بیش از حد غیرواقعی است و دست‌کم برای تعبیر این خواب آشفته نمی‌توانند روی امثال پهلوی و علینژاد حساب کنند و البته هر چه دلار به پای این کمدی سیاسی ریخته‌اند، هدر رفته است.

البته نازنین بنیادی در همین اندازه حضورش کارکرد مطلوبی برای حامیان غربی‌اش داشت. تبدیل کردن منویات ضد ایرانی دولت‌های غربی به «خواست مردم ایران» قلب ماهیتی بود که به بهترین نحو توسط چهره‌ای مثل بنیادی انجام شد. تکرار اتهامات نخ‌نما شده مخالفان جمهوری اسلامی با لحن ملایم یک بازیگر البته نه‌چندان مطرح هالیوود، تقاضای تشدید «تحریم‌های اقتصادی» به مثابه «شیمی‌درمانی لازم»، درخواست قرار دادن سپاه ایران در فهرست گروه‌های تروریستی توسط انگلیس (در دیدار بنیادی با تام توگندات، وزیر امور امنیتی بریتانیا) و تکرار درخواست مداخله بیشتر امریکا در امور ایران، خواسته‌های غربی بود که در گلوی مهره خودساخته‌شان قرقره می‌شد. همه آن چیزی که نشان داد، امریکا و متحدانش تا چه حد در شناخت جامعه ایران به بیراهه رفته‌اند و چطور دچار این توهم شدند که می‌توانند از کسی که حتی فارسی حرف نمی‌زند و البته همچنان از سوی ملت و دولت ایران حائز حق ایرانی بودن است، یک صدای جعلی برای مردم ایران بسازند.

رهبر انقلاب: دادن آموزش‌وپرورش به بخش خصوصی کشور را نابود می‌کند

رهبر انقلاب: دادن آموزش‌وپرورش به بخش خصوصی کشور را نابود می‌کند/ مسیر کنونیِ آموزش‌وپرورش مسیری است به‌سمت دانشگاه، آیا این ضروری است؟

رهبرمعظم انقلاب با تأکید بر تعیین تکلیف هر چه سریع‌تر مدیریت آموزش و پرورش برای پیش‌بُرد قاطع و بهتر امور در این دستگاه و گفتند: دادن آموزش و پرورش به بخش خصوصی کشور را نابود می‌کند.

رهبر انقلاب: دادن آموزش‌وپرورش به بخش خصوصی کشور را نابود می‌کند/ مسیر کنونیِ آموزش‌وپرورش مسیری است به‌سمت دانشگاه،  آیا این ضروری است؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار شمار زیادی از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور، معلمان را پرورش‌دهندگان جواهر قیمتی «نسل نوجوان و جوان» و معماران آینده کشور خواندند و با تبیین بایدها و نبایدهای مهم نظام آموزش و پرورش گفتند: نظام در مقابل توقعات خود از معلمان، باید در قبال مشکلات مختلف آنها، حقیقتا احساس مسئولیت کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جامعه معلمین را از بهترین و شریف‌ترین قشرهای کشور دانستند و با سپاس از زحمات این مجاهدان بردبار و سخت‌کوش و متعهد در همه شهرها و روستاهای کشور افزودند: ارزش و اهمیت پرورش نسلی آگاه، عالم، اهل فکر و منطق، مومن، با اراده و «برخوردار از اخلاق اسلامی و تعهدات ملی» برای ساختن آینده کشور، با هیچ کار دیگری قابل مقایسه نیست.

رهبر انقلاب با گرامی‌داشت یاد استاد شهید مطهری به عنوان نمونه یک «معلم حقیقی و کامل» و توصیه به معلمان برای بهره‌گیری از آثار ایشان، حدود ۵ هزار معلم شهید را جلوه‌‌ای از سربلندی جامعه معلمین در آزمون‌های گوناگون ۴۵ سال اخیر برشمردند و افزودند: معلمان عزیز، فرزندان ملت را همانگونه که برای فرزند خود آرزو دارند، «خوشبخت، سربلند، عاقل، باسواد و برخوردار از رفتار احترام‌برانگیز» بار بیاورند که این مهم، علاوه بر درس دادن، با رفتار و کردار معلمان تحقق خواهد یافت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تشویق دانش‌آموزان به حضور در مراکز برکت‌آفرین از جمله مساجد و هیئت‌ها را توقعی دیگر از معلمان بیان کردند و گفتند: حضور دانش‌آموزان در مدارس، علاوه بر یادگیری برکات دیگری دارد که از روش‌های مجازی قابل تحقق نیست؛ ضمن اینکه روند آموزش و پرورش از کرونا، فتنه‌ها، اغتشاشات و ایجاد ناامنی در خیابان‌ها و برخی مسائل دیگر ضربه خورده است.

رهبر انقلاب زنده کردن احساس «هویت ایرانی-اسلامی و شخصیت ملی» در نوجوانان و جوانان باهوش کشور را وظیفه‌ای اساسی دانستند و گفتند: در این روند، مسئله زبان فارسی، پرچم کشور و احساس عزت و افتخار به ایرانی بودن مهم است که البته این مسائل با توصیه و حرف حاصل نمی‌شود، بلکه باید مفاخر و سوابق فرهنگی، علمی و تاریخی را به دانش‌آموز تعلیم حقیقی داد.

ایشان پس از بیان توقعات از معلمان، احساس مسئولیت همه‌جانبه حاکمیت در قبال جامعه معلمین را ضرورتی واقعی دانستند و گفتند: معیشت معلمان خیلی مهم است اما مشکلات معلمان فقط معیشتی نیست و دایره گسترده‌ای دارد که مهارت‌آموزی، تجربه‌آموزی و رسیدگی به دانشگاه فرهنگیان از جمله آنهاست.
رهبر انقلاب درباب مسائل اصلی آموزش و پرورش، عبور از گردنه‌های دشوار پیشرفت همه‌جانبه کشور را بدون کمک و ایفای نقش آموزش و پرورش غیرممکن دانستند و با تأکید بر اهمیت درک جایگاه عظیم این مجموعه در نظام مدیریتی کشور، افزودند: خطای راهبردی برخی مسئولان گذشته این بود که متأسفانه قدر و عظمت و قدرت تأثیرگذاری آموزش و پرورش را نمی‌دانستند و به این مجموعه به عنوان مزاحم و مصرف‌کننده‌ی بی‌فایده بودجه نگاه می‌کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اتفاق‌نظر بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان بر محور بودن مدرسه برای گره‌گشایی از مشکلات کشور، افزودند: همانگونه که این متخصصان می‌گویند، اگر در ۲۰ سال قبل به موضوع مدرسه رسیدگی کرده بودیم امروز بسیاری از مشکلات وجود نداشت؛ بنابراین چاره کار در برنامه‌ریزی صحیح و همت جدی برای اصلاح مدرسه است و همه مسئولان، تصمیم‌سازان، تصمیم‌گیران و آحاد مردم باید اهمیت حیاتی دستگاه آموزش و پرورش را درک کنند.

رهبرانقلاب با انتقاد از بی‌ثباتی در مدیریت آموزش و پرورش گفتند: دستگاه به این عظمت با تغییر مداوم وزیر، ضربه می‌خورد؛ بخصوص اینکه تغییر وزیر گاهی تغییر معاونان، مدیران میانی و حتی مدیران مدارس را هم درپی‌ می‌آورد.

«ضرورت انطباق ساختار، محتوا و نظام درسی آموزش و پرورش با نیازهای کشور» نکته مهم دیگری بود که رهبر انقلاب با تأکید بر آن گفتند: کشور به همان اندازه که به نیروی متفکر و دانشمند احتیاج دارد به نیروی ماهر کار هم نیازمند است اما آیا اکنون نسبت متعادلی بین آموزش‌های رایج در دبیرستان‌ها با آموزش‌های مهارتی و فنی و حرفه‌ای برقرار است؟ و دالان عبور از مدرسه و دبیرستان برای رسیدن به دانشگاه و نحوه توزیع منابع انسانی در بخش‌های مختلف کشور، مسیری درست است؟

حضرت آیت الله خامنه‌ای، مسئولان را به تأمل و تجدیدنظر درباره مسیر کنونی آموزش و ارزیابی میزان بهره‌وری آن برای کشور فراخواندند و افزودند: سیاست اصلی آموزش و پرورش باید آموزش علم نافع و تأمین نیازهای امروز و فردای کشور باشد.

«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» موضوع اساسی دیگری بود که رهبر انقلاب در خصوص آن پنج توصیه خطاب به مسئولان بیان کردند: «اول، سند تحول به صورت مستمر تکمیل و به روزرسانی شود». «دوم، از سند تحول حمایت قاطع و به اجرای آن کمک شود». «سوم، برای سند تحول که سندی متقن و خوب است بدیل و رقیبی درست نشود». «چهارم، نقشه راه دقیق اجرای سند تحول از ستاد تا مدارس تهیه و در دولت و مجلس از آن حمایت شود» و «پنجم، در نقشه راه، شاخص‌های قابل اندازه‌گیری معین شود که بر اساس آنها پیشرفت اجرای سند دائماً رصد شود».

موضوع دیگری از نظام مسائل اصلی آموزش و پرورش که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آن پرداختند، مسئله سرنوشت‌ساز «جذب معلم» بود.

ایشان با اشاره به کمبود معلم به علت نبود پیش‌بینی‌های درست در گذشته، گفتند: معلمان زیادی در سراسر کشور از جان مایه می‌گذارند اما همچنان با کمبود معلم متعهد و کارآمد روبرو هستیم که راه حل آن، تلاش و سرمایه‌گذاری بیشتر بر روی تقویت زیرساختها و ظرفیتهای دستگاههای تربیت معلم بخصوص دانشگاه فرهنگیان و همچنین استفاده از معلمان مجرّب، مؤمن و قدیمی است.

هبر انقلاب، رصد شایستگی‌های حرفه‌ای و عمومی معلم در طول دوران خدمت و اکتفا نکردن به گزینش‌های بدو خدمت را نیز ضروری دانستند و گفتند: ضوابط گزینش نباید کمرنگ شود.

«تألیف جذاب، به‌روز و مبتکرانه کتاب‌های درسی» ضرورت دیگری بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره آن گفتند: کتاب‌های درسی در همه رشته‌ها به‌گونه‌ای باشد که یادگیری آنها نسل جوان را سر شوق بیاورد.

ایشان، گنجاندن مفاهیم اسلامی و معرفی مفاخر اسلامی و ایرانی و سرآمدان دانش و اکتشافات علمی در تاریخ ایران» را از جمله کارهای لازم در به‌روز کردن کتاب‌های درسی و متناسب با تغییر زمانه برشمردند و خاطرنشان کردند: منظور برخی افراد از تغییر زمانه، تغییر اصول است در حالی که اصولی مانند عدالت، انصاف و محبت هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند بلکه روبناهایی همچون شیوه‌های نگارش و بیان، تغییرپذیر هستند.

توصیه پایانی رهبر انقلاب در این دیدار، اهتمام به امور پرورشی در مدارس بود که با قدردانی از توجه به این موضوع در ستاد آموزش و پرورش، گفتند: البته اهتمام به امور پرورشی باید در مدارس نیز امتداد داشته باشد اما اکنون اثر چندانی از آن مشاهده نمی‌شود و مدارس زیادی مسئول پرورشی ندارند البته کار پرورشی هم باید به‌گونه‌ای جذاب باشد که بچه‌ها را فراری ندهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر تعیین تکلیف هر چه سریع‌تر مدیریت آموزش و پرورش برای پیش‌بُرد قاطع و بهتر امور در این دستگاه، گفتند: ما به آینده آموزش و پرورش و کارهای بزرگ معلمان محترم امیدوار هستیم.

در ابتدای این دیدار آقای صحرایی سرپرست وزارت آموزش و پرورش، گزارشی از فعالیت‌های سال گذشته و برنامه‌های پیش‌روی این وزارت‌خانه بیان کرد.

اجرایی‌سازی سند تحول، تکمیل مراحل اجرایی قانون رتبه‌بندی، بهسازی کتب درسی و گسترش آموزش‌های کاربردی، به‌روزرسانی نظام پرورشی برای هویت و سبک زندگی دانش‌آموزان، تعیین تکلیف بازماندگان از تحصیل، افزایش کیفیت مدارس دولتی، کنکور اختصاصی تربیت معلم و همچنین تأسیس پردیس اختصاصی تربیت «معلم پرورشی» از محورهای گزارش سرپرست وزارت آموزش و پرورش بود.

رهبر انقلاب: اگر زندگی کارگر ارتقاء پیدا کند وضع کشور ارتقاء می‌یابد/ جامعه کارگری اعتراض دارد اما..

رهبر انقلاب: اگر زندگی کارگر ارتقاء پیدا کند وضع کشور ارتقاء می‌یابد/ جامعه کارگری اعتراض دارد اما با دشمن مرزبندی کرده است/ این اعتراضات کمک به دولت و آگاه کردن نظام است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تاکید بر اینکه اگر زندگی کارگر ارتقاء پیدا کند وضع کشور ارتقاء می‌یابد، فرمودند: جامعه کارگری اعتراض دارد اما با دشمن مرزبندی کرده است.

رهبر انقلاب: اگر زندگی کارگر ارتقاء پیدا کند وضع کشور ارتقاء می‌یابد/ جامعه کارگری اعتراض دارد اما با دشمن مرزبندی کرده است/ این اعتراضات کمک به دولت و آگاه کردن نظام است

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار بیش از هزار نفر از کارگران، اعضای تشکل‌های کارگری و مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تأکید بر لزوم انجام شدن یک حرکت محسوس برای ارتقاء سطح زندگی کارگران، جامعه کارگری و مقابله هوشیارانه کارگران با تحریکات دشمنان را تحسین کردند و فرهنگ‌سازی درباره «رابطه مستقیم درآمد و ثروت با کار و تلاش» را نیاز حقیقی کشور و جامعه خواندند.

ارزش کارگر، ‌ارزش حیات جامعه و زندگی مردم است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هدف از دیدار سالانه با کارگران را برجسته شدن ارزش کارگر در جامعه برشمردند و افزودند: «کار» به علت تأمین کردن همه نیازها و لوازم زندگی مردم و کشور، در واقع حیات جامعه است اما اگر کارگر نباشد، از کار و آثار آن و پیشرفت و شکوفایی کشور خبری نیست بنابراین ارزش کارگر، ‌ارزش حیات جامعه و زندگی مردم است.

ایشان درک اهمیت کار و کارگر را موجب تلاش برای تولید کار حقیقی و مفید دانستند و گفتند: نیاز حیاتی کشور و جامعه به کار، نیاز کارگر به کار برای اداره زندگی، نیاز روحی انسان به کار و تأثیر کاملاً محسوس کار در رفع و جلوگیری از بروز انواع فساد، نشان‌دهنده اهمیت فراوان برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و اقدام برای تولید کار و اشتغال حقیقی است.

رهبر انقلاب با استناد به آیات قرآن مجید، به تبیین رابطه مستقیم درآمد و کار و ضرورت فرهنگ‌سازی در این زمینه پرداختند و افزودند: از نگاه اسلام، درآمد باید ناشی از سعی و کار و تلاش باشد؛ بنابراین پول‌ها و ثروت‌های بادآورده، واسطه‌گری، سوداگری، دلال‌بازی، رشوه، ویژه‌خواری به علت ارتباط با فلان شخص و رباخواری، مخالف منطق قرآنی و دستور پروردگار است.

ایشان وجود مصادیقی از مُترَفین و انسان‌های غرق در ثروت و فساد و غرور در جامعه را ناشی از قطع شدن ارتباط درآمد با کار و تلاش دانستند و افزودند: فرهنگ‌سازی در این زمینه، کار بسیار دشوار و بلندمدت اما کاملاً ضروری است و هر گام در مبارزه با فساد، گامی در ایجاد این فرهنگ است.

دولت و مجلس مبارزه با اژدهای هفت سر فساد را جدی دنبال کنند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به فرمان بیست سال قبل خود درباره ضرورت مبارزه همه‌جانبه با اژدهای هفت سر فساد گفتند: اگر از آن زمان، دولت‌ها و مسئولان اقدام می‌کردند، امروز وضع بهتری داشتیم که امیدواریم دولت و مجلس این مبارزه را جدی دنبال کنند.

ایشان نداشتن جرأت مبارزه با مفسد داخلی را موجب سلب شجاعت مبارزه با زورگویی‌های دشمن خارجی دانستند و افزودند: اگر مسئولی به عنوان مثال، جرأت مقابله با سوءاستفاده‌کنندگان از تجارت یا اعتبارات بانکی را نداشته باشد و با بدهکاران عمده بانکی مقابله نکند، در مقابل خواسته‌های دولت زورگویی مثل آمریکا هم جرأت مقابله نخواهد داشت.

بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب به بیان وظایف مسئولان در قبال جامعه کارگری اختصاص داشت.

هر تلاشی برای ارتقاء زندگی کارگران، سرمایه‌گذاری برای سود بیشتر است

ایشان تعریف زبانی از کارگران را خوب اما ناکافی خواندند و به مسئولان و کارآفرینان و سرمایه‌گذاران خاطرنشان کردند: ارتقاء زندگی کارگر و اطمینان خاطرش به امنیت شغلی و چرخیدن راحت چرخ زندگی، باعث افزایش کیفیت کار و محصول می‌شود بنابراین، هر تلاشی برای ارتقاء زندگی کارگران، در واقع سرمایه‌گذاری برای سود بیشتر است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تولید را ستون فقرات کشور و کارگران را ستون فقرات تولید برشمردند و گفتند: بخش مهمی از شعار امسال یعنی رشد تولید، به جامعه کارگری مربوط می‌شود و کارگران برای انجام وظایف در این زمینه باید با دلگرمی و اطمینان خاطر پای کار بیایند.

«سهم‌بری عادلانه از درآمد کار» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب با تأکید بر آن گفتند: سهم کارگر در ایجاد ارزش برای محصول بیش از عناصر و عوامل دیگر است، بنابراین برای ایجاد ارزش بالا برای محصولات باید در زمینه آموزش، مهارت‌آموزی و تجربه‌اندوزی کارگران برنامه‌ریزی جدی شود.

ایشان توجه به سهم کارگر را به معنای نادیده گرفتن سرمایه‌گذار و ایجاد جبهه در مقابل آن ندانستند و خاطرنشان کردند: کارآفرین و کارگر هر دو به یکدیگر احتیاج دارند و بر خلاف کمونیست‌ها که با دروغ و شعارِ بدون عمل، به دنبال ایجاد فضای جنگ و تضاد در روابط کار بودند، آنچه موجب تأمین سهم عادلانه در روابط کار می‌شود، انصاف، همراهی، همدلی و ناظر دانستن خدا است.

رهبر انقلاب در این زمینه افزودند: البته در مواردی ابزار سرمایه موجب تضییع حقوق کارگر می‌شود که جلوی آنها باید گرفته شود، ضمن اینکه محدودیت‌های احتمالی سرمایه‌گذار و کارآفرین هم باید مورد توجه باشد.

بالا بردن توانایی‌های کارگران وظیفه است

ایشان بالا بردن توانایی‌های کارگران را وظیفه خواندند و با اشاره به روایتی که «ظلم به کارگر را موجب نابودی همه اعمال خیر و حرام شدن بوی بهشت می‌داند»، گفتند: ظلم به کارگر فقط دستمزد ندادن نیست بلکه اقدام نکردن در زمینه بیمه، بهداشت، آموزش، ابتکار، مهارت‌افزایی، سلامت خانوادگی و امنیت شغلی نیز ظلم به کارگران است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ۱۴ هزار شهید جامعه کارگری را ۱۴ هزار پرچم افتخار در دست کارگران خواندند و با اشاره به وفاداری کارگران به انقلاب و نظام، افزودند: مهمترین نشانه وفاداری جامعه کارگری به نظام، رفتار هوشمندانه آنها در این چند دهه یعنی ناکام گذاشتن تلاش‌های گروهک‌ها در اوایل انقلاب برای زمین‌گیر کردن نظام از طریق به تعطیلی کشاندن کارگاهها و همچنین ایستادگی هوشمندانه در مقابل تبلیغات انبوه بدخواهان خارجی برای قرار دادن جامعه کارگری در مقابل نظام است.

ایشان هوشیاری و تأثیرناپذیری کارگران از تحریکات بیگانگان را «جهاد بزرگ جامعه کارگری» خواندند و تأکید کردند: تا امروز نتوانستند و بعد از این نیز به حول و قوه الهی نخواهند توانست جامعه کارگری را در مقابل نظام قرار دهند.

رهبر انقلاب در عین حال برخی اعتراض‌ها در محیط کارگری از جمله اعتراض به تأخیر در پرداخت حقوق‌ها و یا واگذاری‌های غلط و فاسد را بجا دانستند و گفتند: این اعتراض‌ها در واقع کمک به دولت و نظام و آگاه کردن آنها است و در این موارد نیز هر جا دستگاههای مسئول مانند قوه قضائیه وارد شدند، دیدند که حق با کارگران است.

جامعه کارگری با مرزبندی با دشمن و رفاقت با نظام نگذاشته بدخواهان از اعتراض آنها استفاده کنند

ایشان در همین زمینه افزودند: خوشبختانه در همه قضایای اعتراضی، جامعه کارگری با مرزبندی و اعلام مرزبندی با دشمن و تأکید بر همراهی و رفاقت با نظام نگذاشته است بدخواهان از اعتراض و تجمع سوء استفاده کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان نکته‌ای دیگر، ایجاد اشتغال برای جوانان تحصیل‌کرده اما بیکار یا دارای مشاغل نامربوط و همچنین جوانانی را که اساساً به دنبال تحصیل و اشتغال نیستند، ضروری خواندند و گفتند: همه این جوانان سرمایه‌های کشور هستند و صاحبنظران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید برای جلوگیری از معطل ماندن این سرمایه‌ها به دولت کمک فکری کنند.

ایشان همچنین گزارش وزیر کار را حاوی نکات مهمی دانستند و با اشاره به سوابق خوب مرتضوی در مسئولیت‌های قبلی و ضرورت پیگیری برنامه‌های اعلام شده، گفتند: باید در اعلام هرگونه آمار به‌خصوص در موارد مهمی همچون اشتغال، مسکن و بیمه دقت کامل کرد تا برخلاف برخی دولت‌های قبلی، همه‌ آمارهای ارائه شده دقیق و بدون مسامحه و سهل‌انگاری باشد.

در ابتدای این دیدار، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به بیان گزارشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های این وزارتخانه از جمله در زمینه ایجاد اشتغال، آموزش و مهارت‌افزایی کارگران، توسعه بخش تعاونی، افزایش حمایت از مددجویان، گسترش تأمین اجتماعی و حمایت‌های بیمه‌ای پرداخت.

بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:

- کار حیات جامعه است، کار ستون فقرات زندگی مردم است، کار نباشد هیچ چیز نیست. غذایی که میخوریم، لباسی که می‌پوشیم، امکاناتی که از آن در زندگی استفاده میکنیم که حیات ما وابسته‌ی به آنهاست همه‌ی اینها ناشی از کار است. کار را چه کسی میکند؟ کارگر. خب پس ارزش کارگر چست؟ ارزش کارگر ارزش حیات جامعه است، ارزش زندگی مردم است.

- بیکاری منشأ فساد است. خیلی از این فسادها بر اثر بیکاری است. ما چند سال قبل از این، سه چهار سال پیش یک حرکتی را با دولت وقت شروع کردیم برای شناخت آسیبهای اجتماعی. بنده حتی خودم در جلسات شرکت میکردم، جلسات چند ساعته برای اینکه راجع به آسیبهای اجتماعی کار بشود، فکر بشود. آنی که من خودم به نتیجه رسیدم این است که بسیاری از این آسیبها ناشی از بیکاری است. اعتیاد مربوط به بیکاری است، فساد مربوط به بیکاری است، دزدی مربوط به بیکاری است. طلاق، انهدام خانواده‌ها مربوط به بیکاری است.

- آن دستگاههایی که مسئول تولید کارند بدانند که تولید کار، ایجاد کار، ایجاد اشتغال به معنای واقعی کلمه چقدر برای جامعه مهم است. سرمایه گذاری کنند.

- بنده حدود بیست سال پیش یک نوشته‌ی مشروحی در باب مبارزه‌ی با فساد دادم؛ آنجا هم گفتم که مبارزه‌ی با فساد پیگیری میخواهد، به قول این داستانها و افسانه‌ها «اژدهای هفت‌سر، یک سرش را بزنی، شش سر دیگرش آن طرف زنده‌اند مشغول کارند»، همه‌جانبه باید مبارزه کرد. اگر از آن روز این قضیه را دولت‌های محترم و مسئولین محترم دنبال میکردندما امروز وضع بهتری داشتیم بلاشک. خب حالا بحمداللّه دولت مردمی، مجلس انقلابی، امید این هست که اینها این کار مبارزه‌ی با فساد را دنبال کنند.

- اقتصاد کشور ستون فقراتش تولید است. ستون فقرات تولید هم کارگر است. ما نباید بگذاریم کارگر، این ستون فقرات تضعیف بشود. ما امسال گفتیم رشد تولید. خب رشد تولید چه جوری به وجود می‌آید؟ بخش مهمی از رشد تولید مربوط به کارگرهاست.

برای رشد تولید، برای بهبود وضع باید ارتقاء زندگی کارگر را یک اصل مهم به حساب بیاورند.

- بالا بردن زمینه‌‌ی ارتقاء توانایی‌های کارگر یک وظیفه است، «مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً أَجْرَهُ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ حَرَّمَ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّة» اگر کسی به یک کارگری ظلم بکند، در مورد اجرت او و دستمزد او ظلم بکند همه‌ی اعمال خیر او از بین میرود حبط میشود، حبط یعنی نابود شدن، از بین رفتن و «حَرَّمَ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّة» خدای متعال بوی بهشت را بر این آدم حرام میکند یعنی این‌جوری است!

- خب حالا این ظلم چیست؟ ظلم این است که دستمزد او را ندهند فقط؟ خب بله این که ظلم بزرگی است اما فقط این نیست، اقدام نکردن در زمینه‌ی همین مسائلی مثل بیمه، مثل بهداشت، مثل بالا بردن مهارت، مثل آموزش، میدان ندادن ابتکار عمل، اینها هم ظلم است.

- یعنی اگر چنانچه میخواهید به کارگر ظلم نشود بایستی وسائل و زمینه‌ی ارتقاء مهارت او را فراهم کنید، مسئله‌ی بیمه‌ را تأمین کنید، مسئله‌ی بهداشت را تأمین کنید، مسئله‌ی سلامت خانوادگی را، مسئله‌ی امنیت شغلی را، یعنی نبود اینها هم درواقع ظلم است.

- مهمترین نشانه‌ی وفاداری جامعه‌ی کارگری به نظام رفتار آنها در این چند دهه بوده؛ در اول انقلاب تلاشهای گروهکها بود در داخل کشور، گروهکها تلاش میکردند هدفشان این بود که کارگران را بکشانند در خیابان، کارگاه‌ها تعطیل بشود و انقلاب زمین‌گیر بشود، بعد به تدریج بحث گروهکها به کنار رفت. عمدتاً بدخواهان خارجی در این قضیه وارد شدند تا امروز هم ادامه دارد تحریکات کردند، اقدام کردند. برای اینکه بتوانند جامعه‌ی کارگری را در مقابل نظام قرار بدهند؛ جامعه‌ی کارگری هوشمندی نشان داد ایستاد. این خیلی مهم است.

- خیلی سعی کردند جامعه‌ی کارگری را در مقابل نظام قرار بدهند، اما نتوانستند بعد از این هم دارند تلاش میکنند. همین الان دارند تلاش میکنند، حالا و در آینده هم به حول و قوه‌ی الهی نخواهند توانست. البته اعتراضهایی در محیط کارگری وجود داشته؛ بعضی از این اعتراضات که حالا بنده تا آن جایی که خبر دارم اعتراضهای بجایی بوده، اعتراض به تأخیر حقوق، اعتراض به واگذاری غلط؛ گاهی یک محلی را یک مجتمع مهم کاری را به صورت غلط، به صورت فاسد، مفسد واگذار میکنند کارگر آنجاست دارد میبیند از نزدیک معترض است.

- این [اعتراض] کمک به دولت است این کمک به نظام است، این آگاه کردن نظام است، هر جا هم در این چنین موارد دستگاه‌های مسئول مثل قوه‌ِی قضاییه و غیره دنبال قضیه رفتند دیدند حق با اینهاست. منتها بنده در جریان تعدادی از این قضایا از حالا از دور و نزدیک قرار داشتم در همین قضایا هم جامعه‌ی کارگری با دشمن مرزبندی کردند؛ نگذاشتند از این اعتراض در فلان قضیه، در فلان مجتمع نگذاشتند دشمن استفاده کند؛ میگویند به این کار اعتراض داریم اما از دشمن هم بیزاریم با نظام هم رفیقیم، همراهیم.

فرق رهبر انقلاب با دیگر سیاست‌مداران

فرق رهبر انقلاب با دیگر سیاست‌مداران

این نکته زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که در نظر داشته باشیم جمهوری اسلامی با وجود هجمه‌های عجیب و غریبی که علیه هیچ ملت و حکومتی نبوده است و علیه او بود، چه در زمان امام خمینی (رحمة‌الله علیه) و چه در زمان امام خامنه‌ای (مدظله) هرگز محرمات الهی را حلال ندانست.

فرق رهبر انقلاب با دیگر سیاست‌مداران

یکی از فرمایشات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان، اشاره به این نکته بود که فرمودند: "فعّالیّتهای دانشجویی مثل خود دانشجو یک فرصت است برای کشور. اینکه حالا بعضی‌ها از فعّالیّتهای دانشجویی یا هر جور فعّالیّتی که [انجام میشود] ــ البتّه فعّالیّت سالم؛ حالا به بعضی از آفتهایش اشاره میکنم ــ ممکن است احساس تهدید بکنند، اشتباه میکنند؛ فعّالیّت دانشجویی برای کشور یک فرصت است؛ مطالبات دانشجویی فرصت است؛ زبان دانشجو فرصت است؛ این احساس مسئولیّتی که دانشجوها درباره‌ی حوادث کشور میکنند، فرصت است. اینکه شما می‌آیید اینجا با شور و شوق و اهتمام، فلان اشکال را ذکر میکنید، این یک فرصت است برای کشور، این یک ارزش است برای کشور."

نوع نگاه ایشان به فعالیت‌های دانشجویی و مطالبات آنها، تفاوت نگاه یک مدیر تراز اسلامی با دیگران است؛ دیگرانی که می‌توانند داخلی باشند و یا در خارج از این مرز وبوم و در اقصی نقاط عالم باشند،

از قدیم این مهم مرسوم بوده است که بسیاری از سیاستمداران برای سرگرم کردن اذهان مردمشان و به خصوص قشر دانشجو، آنها را با انواع امور لهوی ویا لعبی مشغول می کردند تا بتوانند آزادانه و بدون مزاحم مقاصدشان را پیش ببرند؛ برای مثال می توان از سندی اشاره کرد در آن محمد رضا پهلوی خطاب به ملک فیصل پادشان عربستان می‌نویسد: "برادرم، از تو خواهش می‌کنم دست به مدرنیزاسیون بزن. درهای کشورخود را باز کن. آموزشگاه‌های مختلط پسر و دختران را باز بگذار. دیسکو برگزار کن. مدرن باش. وگرنه تضمین نمی‌کنم که بتوانی تاج وتخت خودت را نگه داری"

این نوع تفکر اختصاص به محمد رضا پهلوی نداشته و ندارد و همین الان هم بعضی برای انحراف افکار عمومی متوسل به همین امور ونظایر آن می شوند، اموری مانند: ایجاد جاذبه های جنسی، استفاده از انواع وسایل و ابزار آلات اعتیاد آور مانند مواد مخدر، موسیقی، فیلم، بازی‌های رایانه ای و حتی استفاده ابزاری از ورزش مهیجی مانند فوتبال وتبلیغات فراگیر آن در کل دنیا، تا برای آن سیاستمدار و آن صاحبان زر و زور وسیله‌ای برای نیل به اهدافشان باشد.

تاریخ اثبات می‌کند زمانی که اوج توجه مردم به مسائلی مانند جام جهانی و یا المپیک است، آنها پیگیر اهداف خود هستند؛ به عنوان مثال در المپیک ۱۹۴۸ رژیم صهیونیستی اعلام موجدیت کرد و یا در کوران جام جهانی ۱۹۸۲، این رژیم جعلی از غفلت عموم مردم جهان استفاده کرده و به لبنان یورش برد.

این نکته زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که در نظر داشته باشیم جمهوری اسلامی با وجود هجمه‌های عجیب و غریبی که بر علیه هیچ ملت و حکومتی نبوده است و بر علیه او بود، چه در زمان امام خمینی (رحمة الله علیه) و چه در زمان امام خامنه‌ای (مدظله) هرگز محرمات الهی را حلال ندانست و پای آن ایستاد و درست در مقابل آنچه سیاستمداران عمل می‌کنند، جوانان خود را ترغیب کرد که وارد فضای مطالبه‌گری از مسئولین شوند و نسبت به مسائل کشور حساس باشند و شاید برای همین است که گفته می‌شود مردم ایران سیاسی ترین مردم جهان هستند.

سرانجام منشور همبستگیِ براندازان چه شد؟

سرانجام منشور همبستگیِ براندازان چه شد؟

اگر با ارفاق، دعوای اولیه براندازان بر سر منشور مهسا و خروج نازنین بنیادی از آن را نادیده بگیریم، خروج حامد اسماعیلیون قطعا مرگ این منشور و اتحاد را اعلام کرده و دیگر حتی یک پوسته برای ظاهر نمایی هم باقی نمانده است.

«منشور همبستگی و سازماندهی برای آزادی» یا به اختصار «مهسا»، در روز ۱۹ اسفند ۱۴۰۱ توسط رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، مصی علینژاد، نازنین بنیادی، شیرین عبادی و عبدالله مهتدی امضا شد.

آن‌ها اعلام کردند که راه گذار از جمهوری اسلامی ایران، سه عامل همبستگی، سازماندهی و مبارزه‌ی مستمر است. اما جدای از آنکه این ادعا توهمی بیش نیست، در این میان هیچ کدام از این سه عامل دیده نمی‌شود؛ به ویژه همبستگی.

قبل از امضای منشور ادعایی توسط براندازان، یک روز پیش از حماسه مردم ایران در ۲۲ بهمن، چهره‌های اپوزیسیون خارج نشین، نشستی برای همبستگی در دانشگاه «جرج تاون» برگزار کردند.

قرار بود در این نشست، ۸ نفر از چهره‌های برانداز حاضر شوند که این افراد عبارتند از: حامد اسماعیلیون، مصی علینژاد، شیرین عبادی، علی کریمی، گلشیفته فراهانی، عبدالله مهتدی و نازنین بنیادی.

سرانجام منشور همبستگیِ براندازان چه شد؟

دعوا، سهم خواهی و اختلاف میان براندازان به حدی شدید بود که در همان ابتدا، ۴ نفر از ۸ نفر، یعنی نصف آن‌ها حتی برای ظاهر نمایی هم که شده، در نشست همبستگی حاضر نشدند. در نشست دانشگاه جرج تاون فقط رضا پهلوی، نازنین بنیادی، حامد اسماعیلیون و مصی علینژاد، حضور یافتند.

منشور تجزیه

بعد از انتشار این منشور، انتقادات فراوانی به آن وارد شد؛ به طوری که بخشی از ملی گرایان آن را بجای آنکه منشور همبستگی بدانند، منشور تجزیه ایران معرفی کردند. زیرا در این منشور نه تنها نامی از ملیت ایرانی و زبان فارسی به عنوان زبان ملی ایرانیان به میان نیامده است؛ بلکه ایران را کشوری چند ملیتی معرفی کرده و موضوعی از تمامیت ارضی و یکپارچگی ملت ایران به چشم نمی‌خورد. همچنین درخواست تحریم بیشتر مردم ایران و حمله نظامی به کشور، از دیگر درخواست‌های چهره‌های امضا کننده منشور مهسا بوده است. نکته دیگر تجزیه طلبانه بودن این منشور، حضور عبدالله مهتدی، سرکرده گروه تروریستی و تجزیه طلب کموله است.

فروپاشی منشور

منشور مهسا از ابتدا شکل نگرفته، فرو پاشیده بود. از بین ۸ مدعی براندازی، نام ۲ نفر آن‌ها یعنی علی کریمی و گلشیفته فراهانی در میان امضا کنندگان نبود. بعد گذشت مدتی کوتاه از امضای این منشور، نازنین بنیادی که به طور مرتب در توییتر فعالیت براندازانه داشت، اکانت توییتری خود را بست و عملا او نیز از این جمع خارج شد.

سرانجام منشور همبستگیِ براندازان چه شد؟

اندکی نگذشت که در اوایل اردیبهشت ماه جاری، حامد اسماعیلیون که برخی او را رهبر اپوزیسیون خارج نشین می‌نامیدند، از این منشور خارج شد.

سرانجام منشور همبستگیِ براندازان چه شد؟

او در خصوص خروج از این منشور گفت «متاسفانه کار در گروه همبستگی به خوبی پیش نرفت. گروه‌های فشار از بیرون از جمع با شیوه‌های غیردموکراتیک می‌کوشیدند مواضع خود را بر جمع تحمیل کنند. تحمیل نظر در دموکراسی نمی‌گنجد و توافق اعضای گروه، نه فقط عضوی از آن، از شرایط حرکت دموکراتیک است.» اسماعیلیون در مصاحبه با اینترنشنال، دیکتاتوری رضا پهلوی را عامل این تصمیم دانست و گفت که «نظر پهلوی مخالف نظر اکثریت جمع بود. او بحث‌های درون این شورا را به بیرون انتقال می‌داد.»

حامد اسماعیلیون در توییتر خود نوشت «از ابتدا مشکلات و موانع در راه سازماندهی و طراحی و اجرای طرح‌های عملی در گروه همبستگی سر بر آوردند» و اعتراف کرده که عملا هیچگاه همبستگی شکل نگرفت که حال بخواهد فرو بپاشد. او همچنین خوشبینی به این منشور را «بی‌فایده» توصیف کرد و از «شعله ور شدن آتش دعواها» خبر داد.»

اگر با ارفاق، دعوای اولیه براندازان بر سر منشور مهسا و خروج نازنین بنیادی از آن را نادیده بگیریم، خروج حامد اسماعیلیون قطعا مرگ این منشور و اتحاد را اعلام کرده و دیگر حتی یک پوسته برای ظاهر نمایی هم باقی نمانده است. این منشور در روز ۴۳ ام فروپاشید و کسانی که حتی نتوانستند کنارهم ۴۳ روز ظاهر نمایی کنند، می‌خواستند یک حکومت ۴۳ ساله را براندازی کنند.

انتقاد عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب از قطبی سازی در زمینه حجاب

عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در یادداشتی از قطبی سازی در زمینه حجاب انتقاد کرد.

انتقاد عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب از قطبی سازی در زمینه حجاب

مهدی فضائلی، در یادداشتی که در خبرگزاری فارس منتشرشده، آورده است: «متأسفانه این روزها شاهد حاشیه سازی‌ها یا قطبی سازی ‌های آگاهانه یا غافلانه با موضوع حجاب، رفراندوم و امثال آن هستیم؛ موضوعاتی که می‌تواند به انسجام و همبستگی جامعه آسیب برساند و موجب تقابل‌های خسارت ‌بار شود.»

عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب بر ضرورت بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم تاکید کرده و یادآور شده است: « موفقیت در حوزه اقتصاد و معیشت می‌تواند بر اقدام و عمل در حوزه‌های فرهنگی اجتماعی از جمله حجاب اثر مستقیم داشته باشد»

به گفته وی «امروز اقتصاد و مشکلات معیشتی، در رأس مسائل کشور است و همه، بخصوص قوای سه‌گانه، رسانه‌ها، جریان‌های سیاسی و دیگر‌انی که می‌توانند اثرگذار باشند باید از سویی بر این مسأله متمرکز بشوند و همه بضاعت فکری و عملی خود را به میدان بیاورند و از سوی دیگر مراقب باشند مسائل جانبی، جایگزین این اولویت نشود.»

فضايلی یادآور شده است: «این سخن نه به معنای ساده ‌انگاری توطئه‌های دشمن و بی اهمیت بودن حجاب است که رهبری به صراحت آنرا حرام شرعی و سیاسی خواندند و نه منتفی دانستن رفراندوم با شرایطی که اصل ۵۹ قانون اساسی آنرا پیش‌بینی کرده است بلکه سخن بر سر نحوه اجرا و ضریبی است که باید به موضوع حجاب داده شود و یا میزان ضرورت رفراندوم با توجه به سازوکارهای قانونی دیگر.»

عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب تاکید کرده است: «اگر بال و پر دادن به این حواشی را در دستور کار دشمن می‌بینیم که می‌بینیم، دشمن شناسی جدید اقتضا می‌کند روش‌های ناموفق گذشته را تکرار نکنیم و با تدابیر هوشمندانه که البته تبدیل آنها به راهکارهای عملی نیازمند بکارگیری صاحب نظران صاحب ایده در رشته‌های مختلف است، ضمن فراموش نکردن اولویت مسائل کشور یعنی اقتصاد و معیشت مردم، بتوانیم موضوعات مهمی مثل حجاب را نیز حل کنیم هر‌چند موفقیت در حوزه اقتصاد و معیشت می‌تواند بر اقدام و عمل در حوزه‌های فرهنگی اجتماعی از جمله حجاب اثر مستقیم داشته باشد»

فضائلی سال گذشته نیز در توئیتی از اظهارات تند امام جمعه مشهد در زمینه زنان بی حجاب انتقاد کرده بود و توصیه رهبر انقلاب را به ائمه جمعه در زمینه رفتار پدرانه با همه به وی یاداور شده بود.