اگر بخواهیم نگاهی جامعه‌شناختی به وسایل ارتباط جمعی مدرن در جامعه ایرانی داشته باشیم، بالطبع باید كاركرد اجتماعی آن را در نظر بگیريم و این‌كه این ابزارهای نوین ارتباطی به همنوایی و انسجام گروهی در جامعه كمك كرده و انسان‌ها را به هم نزدیك‌تر می‌كند.

اما با عمیق‌شدن در كاركردها و لایه‌های پنهان این وسایل به موقعیت متضاد دست می‌يابیم به این معنی كه ابزارهای نوین ارتباطی مثل تلفن همراه یا اینترنت بیش از آن‌كه به عنوان مظاهر وسايل ارتباط جمعی محسوب شوند به یك نوع فردیت و فردگرایی مدرن دامن زده‌اند و برعكس نام یا كاركرد ظاهریشان به جدایی و فاصله بیشتر آدم‌ها دامن زده‌اند. اگرچه امروزه به واسطه گسترش ارتباطات الكترونیك شاهد توسعه روابط فردی و مناسبات انسانی آدمی‌ در سطح جهانی هستیم، اما این روابط به ظاهر گسترده به گوشه یك اتاق و پشت میز رایانه ختم شده است. فردگرایی و اصالت هویت فردی یكی از ویژگي‌های انسان و جوامع مدرن است كه هم توسط این ابزارها و ساختارهای جدید ارتباطی شكل گرفته و توسعه یافته و هم فردگرایی انسان جدید، میل به استفاده از این ابزارها را افزایش داده است.

به عبارت دیگر میل به گریز از دیگری امروزه به واسطه تكنولوژی‌های ارتباطی فراهم شده و حتی بخشی از ماهیت محتاط، گریزنده و بی‌حوصله ما در استفاده افراطی از این ابزارها فرافكنی می‌شود. بهره‌گیری از این وسايل ما را واجد یك دوگانگی رفتاری كرده به طوری كه حتی زمانی كه به ارتباط با فردی گرایش داریم از او می‌گریزیم و اشتیاق ما به دیگری با ترس و هراس از وی همراه می‌شود. بسط شبكه‌های مجازی از موبایل و اس‌ام‌اسش تا اینترنت و فیس‌بوكش بخشی از این تعارض پنهان را بازنمایی می‌كند این‌طوری انگار هم از دیگران مصون می‌مانیم و هم با آنها معاشرت می‌كنیم. این شمایلی تازه از تنهایی انسان معاصراست!

اگر بخواهیم كمی‌ مصداقی‌تر به این موضوع بپردازیم می‌توانیم به كمرنگ شدن مناسبات سنتی و روابط انسانی و چهره به چهره ایرانیان متاثر از این آیین‌ها اشاره كنیم. شاید در سال‌های دورتر برخود واجب می‌دانستیم كه به مناسبت عید یا هر مناسبت دیگری به نزدیكان و دوستان خود سری بزنیم و صله رحم كنیم، اما امروز به واسطه گسترش استفاده از تلفن همراه و امكانی مثل پیامك به ارسال یك پیامك بسنده می‌كنیم و تنهایی خود را بر حضور در كنار دیگری ترجیح می‌دهیم. گرچه بسط تكنولوژی‌های نوین مثل اینترنت بسیاری از روابط شغلی و حرفه‌ای را آسان‌تر كرده، اما در عمل به تجلی بیشتر فردیت انسان‌ها در جامعه كمك كرده است. خیلی از مواقع ما به جای تماس حضوری یا صوتی با همكاران خود ترجیح می‌دهیم از طریق ایمیل، یاهو مسنجر یا فیس‌بوك با او ارتباط برقرار كنیم و مدام از حضور دیگری یا ظهور خود در نزد دیگری گریزانیم.

توسعه كمی ‌وسايل ارتباطی نوین به افت كیفی روابط چهره به چهره و فیزیكی انسان‌ها دامن زده است. تنهایی دیجیتالی را در سطح عمومی‌ نهادینه می‌كند. انسان معاصر در عین برخورداربودن از انواع مختلف و متنوع ابزارهایی ارتباطی روزبه‌روز تنهاتر شده و درلاك فردیت خود پنهان می‌شود. شیرینی و جذابیت پنهان روابط مجازی نیز گاه موجب می‌شود تا تلخی این واقعیت اجتماعی كمتر حس شود و با توسعه روزافزون انواع امكانات جدید این وسایل، انسان‌ها بیشتر به دنیای درونی و شخصی‌تر خود پناه می‌برند و چه بسا ریشه بسیاری از افسردگی‌ها و بداخلاقی‌های اجتماعی در فهم این موضوع قابل درك باشد. «تنهایی دیجیتالی» البته كاركردهای مثبتی هم دارد و صرفا یك تنهایی پوچ و كسل‌كننده نیست، اما بسط افراطی آن می‌تواند افسردگی و انزوای انسانی را در جامعه دامن بزند. تنهایی دیجیتالی با اجتماعی‌بودن اجباری گاه 2 روی یك سكه‌اند كه هیچ‌كدام با فطرت و سرشت آدمی ‌سر سازگاری ندارد.