من مات من العشق...
روزي كه شود اذا السماء فطرت
وانگه كه شود اذا النجوم كدرت
من دامن تو بگيرم اندر سئلت
گويم صنما بأي ذنب قتلت
عشق تو مرا الست منكم بوعيد
هجر تو مرا ان عذابي لشديد
بر كنج لبت نوشته يحيي و يميت
وانگه كه شود اذا النجوم كدرت
من دامن تو بگيرم اندر سئلت
گويم صنما بأي ذنب قتلت
عشق تو مرا الست منكم بوعيد
هجر تو مرا ان عذابي لشديد
بر كنج لبت نوشته يحيي و يميت
من مات من العشق فقد مات شهيد
*********************
الهی الهی، به حق پیمبر
الهی الهی، به ساقی کوثر
الهی الهی، به صدق خدیجه
الهی الهی، به زهرای اطهر
الهی الهی، به سبطین احمد
الهی، به شبیر الهی! به شبر
الهی به عابد! الهی به باقر
الهی به موسی، الهی به جعفر
الهی الهی، به شاه خراسان
خراسان چه باشد! به آن شاه کشور
شنیدم که میگفت زاری، غریبی
طواف رضا، چون شد او را میسر:
من اینجا غریب و تو شاه غریبان
به حال غریب خود، از لطف بنگر
الهی به حق تقی و به علمش
الهی به حق نقی و به عسکر
الهی الهی، به مهدی هادی
که او مؤمنان راست هادی و رهبر
که بر حال زار بهائی نظر کن!
به حق امامان معصوم، یکسر
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11:10 توسط مسافر دنیا
|
بسم الله الرحمن الرحیم