سلام...
شهید جهان آرا فرمود "بچه ها اگر شهر سقوط کنه می شه پس گرفتش مراقب باشید ایمانتان سقوط نکند" ...یه شب خوشی و بازی با ابزار قمار و رقص جلو نامحرم و طنازی پسر و دختر و عدم حجاب و عفت (که این حجاب مصونیته نه فقط واسه زن بلکه واسه مرد مصونیته نه محدودیته کافیه حقیقتش رو بفهمیم که اونم واسه انسان عاقله نه اکثر انسانهای امروز) و داشتن آرایش برای همه و داخل فیس بوک لایک زدن به عکس بدون حجاب و این چیزا، نه دیگه ، سقوط از ایمان میشه دیگه...واسه پسر، عروسشون و دخترای فامیل نامحرمه و اسه دختر هم دامادشون و پسرای فامیلشون و دیگر پسرا نامحرمه...هر جور نباید بیاد جلوشون...هر جور نباید باشه...پوشش باید کامل باشه...گول خودمون نزنیم دل پاک باشه یا بگیم این فرق داره...پسر فامیله از خوده...نامحرم نامحرمه دیگه...(واویلا که عروسی هم بشه...ببخشیدا...عروسه دیگه زن آقا داماد نیست! زن همه میشه...چون به قول خودشون یک شب هزار شب نیست...آزاد...عروس میشه زن همه ملت و با همه هست و همه هم همه جاش رو برانداز می کنن و باهاش عکس می گیرند وغیره...خاک بر سر این دامادای بی غیرت و خاک بر سر این عروسهای پست...خدا لعنتشون کنه انشالله)...یا این دختر و پسرا که خودشون رو نامزد هم می دونن و بدون عقد موقت شروع می کنن به هم دست دادن و بازی و غیره...بابا حرامه قبل از عقد...نامحرمه...کی میخوایم بفهمیم؟...خودمون گول نزنیم بگیم یه شب هزار شب نمیشه...این شب به اندازه هزاران سال گناه بسه...اون موسیقی و رقص و گناهای داخلش واسه هزاران سال عذاب بسه...به خدا جدی میگم...دختر ترسا و عابد چندین ساله که واسه یه شب نابود شد نباشیم...بذارید میر عماد و دختر شاه باشیم که همه چیز مهیا بود برای گناه اما سوزاند انگشتانش تا گناه نکنه...جهنم رو برای خودمون نخریم برای یه لحظه و یه شب خوشی دیگری...خدایا برای اون، لحظه مرگ بهتره برامون...
خدای من در چهارشنبه سوزی و سوری نیست...خدای من در سجاده نمازم هست و نمیذارم در آتش چهارشنبه آخر سال و یلدای هر ساله زمستان گم بشه لحظه ای...در قلبم میذارمش تا از آتیش چهارشنبه سال نخوام بپرم و شب یلدا نگران آخر جهان باشم...در کنارم هست تا همیشه...هر لحظه...
کاری نداشته باشید کیه حرف میزنه...ببین چی میگه...
راستی یه چیز می مونه...ختم قرآن که تا 17 ربیع الاول یعنی میلاد پیامبر(ص) و امام صادق(ع) تمام میشه...تاریخ بعدی اگر بودم میام میگه تا باز شروع کنیم...
"نازنین خدا باشیم تا همه به ما ناز کنن...نه نازنین خلق باشیم و شیطان ناز کنه به وجودمون..."
اگر بر شیطان نفس پیروز شدیم برنده ایم والا بازنده ترینیم...من خیلی میگم خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن...اما برای این پاک شدنه تلاش باید کنم....هر جایی نرم...هر کاری نکنم...هر چیزی نبینم...هر حرفی نزنم...خلاصه باید خودم هم بخوام تا پاک بشم...نه فقط به خدا بگم این جور...حواسمون باید جمع باشه اشتباه نکنیما...با حسین بودن مهمه نه فقط یا حسین بگیم...مراقب باشیم...حرفام اگر تاثیر نداره و نداشته چون خودم هم کم مشکل و کم گناه نداشتم...والا حرفام درست بوده و از حق خارج نشده الحمدلله و لطف خدا بوده...خوم خراب بودم...همیشه اینو به شاگردام هم میگم...بی تعارفه...من معلم خوبی نبودم که مثلا کسی مقید کامل نشده...نه اینکه خدای ناکرده حرفام ایراد داشته...خودم خوب نبودم...باید خودم رو بسازم...دوستام بیان سراغم...این خیلی مهمه...
روزگاری شهر ما ویران نبود
دین فروشی اینقدر ارزان نبود
صحبت از موسیقی عرفان نبود
هیچ صوتی بهتر از قران نبود
دختران را بی حجابی ننگ بود
رنگ چادر بهتراز هر رنگ بود
دختر حجب وحیــــــا قرتی نبود
خانه فرهنگ کنســـــــــرتی نبود
مرجعیت مظـــــهر تکــــریم بود
حــــکم اورا عالمی تســـــلیم بود
یک سخن بود وهزاران مشــتری
آنهم از لوث قــــرائت هــــا بری
هدیه بر رقــــاصه ها واجب نبود
قدر عالم کمــــتر از مطرب نبود
زه که در ســـــال سیــــاه دوهزار
کار فرهنـــگی شده پخــــــش نوار
ذهن صــــــاف نوجوانان محـــــل
پرشده از فیــــــلمهای مبتـــــــذل
آدمــــیت کو؟دگر آدم کــــی است
آدم قـــــرن تمــــدن برفـــی است
پشت پا بر دین زدن آزادگی است
حرف حق گفتن عقب افتادگی است
آخر ای پرده نشــــــین فاطـــــــمه
تو برس بر داد دین فاطـــــــــــمه
بی تو منکر ها همه معروف شد
کینه ها در سینه ها معطوف شد
در به روی فتــنه جویان باز شد
دشمـــــنی با دین تو آغـــاز شد
بی تو دلهامان به جان آمد بیـــا
کاردها بر استخوان آمد بیــــــا
بسم الله الرحمن الرحیم