اینم بمونه...
از آنِ خداوند است نیکوترین نامها. او را بدان نامها بخوانید.
اعراف/ 180
دلم می خواد خداجونم و بهتر بشناسم
پوشاننده عیبها= جهت آبرو داری !!
رزاق= زیاد شدن روزی و آسایش
سریع الرضا = با گذشت
شفیق=دلسوز
رفیق= دوست
جهت آشنایی هرچه بیشتر با نامهای حضرت دوست به قرآن و به دعای مفاتیح الجنان رجوع کنید مانند دعای کمیل، دعای مشلول و مجیر
دوستان با وفا سایه گستر لحظه های تلخ و شیرین روزگارند
*سایه ات برقرار دوست خوبم*
.......
اینم بمونه...که می مونه...
امروز شاگردم و پدرش اومده بودن...خب پسره داخل مسیج منو نارفیق خونده بود...بهش گفتم باشه...
عادیه این حرف برام...اما خودت رو قاضی کن...حرفامو بذار کنار هم تا الان...ببین کی سود برده...
بعد اگر دیدی من واسه سود خودم چیزی گفتم من قبول دارم نارفیقم...
امروز یاد این پست ها افتادم...من نارفیق نبودم...حتی زمانی که نبودم...فقط به خاطر ..........
آنان که بودنت را قدر نمی دانند....
رفتنت را “نامردی” میخوانند...
این مطلب به خاطر دیدن امضای درون یک تقویم که به تاریخ 87/12/20 بود گذاشتم...به یاد اون ایام خوش دانشجویی...یادش بخیر...تقویمه بانک صادرات با یه عالمه دعا و زیارات داخلش...و یه امضا که جمله معروف من دور امضا گذاشته شده بود...شاید روزی نباشم....البته تقویمه هدیه بود و به هیچ کس ندادمش...و نمیدمش...خیلی ...
و اما ن.ب من قبول دارم...هر دومون باختیم...مسابقه رو باختیم...بد هم باختیم در مقابل هم...
هر کجا هستید دلگرم باش به روزگار...حتی اگر خارج از مرزها هستی...یا دور از از این مدارها... و قرارها...
یا حق...العبد الاحقر احمد.د
ادامه مطلب فقط واسه دل خسته های دنیاست...چون من مسافر خسته دنیام که می نویسم...
عصر یک جمعه ی دلگیر
دلم گفت :
بگویم و بنویسم که چرا عشق به سامان نرسیده ست ؟
و چرا آب به گلدان نرسیده ست؟
و هنوزم که هنوز است...
غم عشق به پایان نرسیده ست !
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید و بگوید
که چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست ؟؟
نمی نویسم .....
چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
حرف نمی زنم .....
چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی
نگاهت نمی کنم ......
چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی
صدایت نمی زنم .....
زیرا اشک های من برای تو بی فایده است
فقط می خندم ......
چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام......
بسم الله الرحمن الرحیم