دل شکسته...
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت اما آه
بیش از شب و روز تیر و دهی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد ...

ایلایی ها
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 10:53 توسط مسافر دنیا
|
بسم الله الرحمن الرحیم