به نام سلام
هر کاری که با نام خدا آغاز نشود ابتر است
من دیپلمات نیستم؛ انقلابیم..
مـــ ـــن بـه آمـار زمیـــ ـــن مشکوکم
اگـــ ــر این ارضــــــ پر از آدمهــ ـــاست
پس چــرا یوســف زهـــ ــرا تنهــ ـــاست...؟؟؟
اللهمـــ عجلـــ لولیکـــ والفرجــــــ
با هر سالروز تولدم نمی دانم یک سال به عمرم اضافه تر میشه
و یا یک سال به مرگم نزدیکتر
پاسخش با زندگیست...
سلام
خوبید؟حوش می گذره؟...باز هم یه شنبه دیگه...باز باید مسیج بدم به برخی...
خب یکشنبه و دوشنبه عروسی دعوتم...یکشنبه که بچه همسایه امون که از کودکی با هم بودیم...مثل دو تا داداش...اما نمی رم...دوشنبه هم که رفیق دانشگاه است...بهش گفتم نمی تونم بیام...اما اصرار کرد...احتمالا مجبور بشم برم...اما گفتم اگر خلاف شرع و گناه رخ بده(که معمولا در عروسی موسیقی حرام و رقص و غیره هست) داخل جلسه نمی شینم...میرم بیرون...به هر کس هم میخواد بر بخوره...چون آخرتم رو به خاطر دنیای هیچ کسی نمی فروشم...اما امیدوارم که چیز خواستی نباشه...چون اعتقاد دارم هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره...و قبول ندارم که یک شب هزار شب نمیشه و با این تحلیل گناه کنم و در مجلس گناه باشم...کاش بفهمیم...اول از همه خودم بعد دیگران...بهترین خدا شدن کار سختی نیست...کافیه اراده کنیم...حکم شرع رو قبول کنیم که اگر مجلسی حرام خدا بود مجلس رو ترک کنیم...نمیشه قضاوت زودهنگام کرد اما اگر خدای ناکرده بود خارج میشم...کاری که قبلا هم کردم...چیز تازه ای هم نیست...آخریش داخل عروسی یه رفیق صمیمی حدود 3 ماه پیش که خارج شدم از مجلس...تازه پدر رفیقم خودش هم اومد بیرون...داماد هم اومد بیرون...تعارف نداره...بندگان خدا حسابی از من عذرخواهی می کردن...من میگفتم ایراد نداره...من و شما دوری کردیم کافیه...بنده خدا داماد بیچاره...یادم نمی ره زیر بارون ایستاد با من...اما خودش گفت خدا رو دیدم و شناختم....با این کار...
این چند صباح عمر یاد خدا باشیم و برای خدا زندگی کنیم...نه واسه حرف مردم...مردم داری خوبه اما تا جائی که گناه ازمون نخوان...اگر خواستند اون فرد یا افراد، والدین هم که باشند باید درونشون خوی شیطان رو دید و دوری کرد...از کار شیطان باید به خدا پناه برد...به هر کس از دین یاد دادم متاسفانه یادم رفته این آیه رو هم یادشون بدم که در مجالس اگر کسی مثلا خواست ازشون برقصن با این آیه دوری کنن ازش که شیطان مجسم هست اون طرف...فاستعذ بالله ان الله سمیع العلیم...پناه میبرم به خدا همانا خدا شنونده آگاهست...
متاسفانه طوری شدیم که دین و خدا رو به خاطر ساعتی خوشی کنار می زنیم...کاش بتونیم پاک باشیم...نه اینکه مقدس و پاک باشم...نه...اما کاش می تونستیم همه چیز رو ساده برگزار کنیم...عروسی ساده...مهریه ساده...زندگی ساده...بعد میدیدیم که خدا هم همه چیز رو ساده می کرد...شک نکنیم...
کافیه در امور هر روزه زندگی خدا رو باور کنیم...زندگیمون زیبا خواهد شد...کافیه ببینیمش در هر لحظه، سراغ گناه دیگه نمی ریم و ترس از حرف دیگران نداریم و بهترین خدا خواهیم شد...
در ضمن ارشد هم به جاهای خوب رسیدیم...انشالله خدا کمک کنه...برنامه نویسی هم که منتظر داداشم هستم تا این دانشجوهاش پروژهاشون رو با داکیومنتاش بیارن...آخه پروژه هاشون با اندروید و ای اس پی هست...تا ببینیم چه کردن...دوست داداشم و یک همکار (خاله اش بوده) دو نفری پروژه با اندروید نوشتن 7 میلیون پول در آوردن...خاله اش دیتا بیس آماده کرده و خودش برنامه اندروید نوشته...الان چند ماهی هست دنبالش هستم(از فبل از عید اما فعلا کار نکردم...فقط ای اس پی یه ذره کار کردم)...تا ما هم بنویسیم...توکل بر خدا...هم ارشد...هم کار...هم برنامه نویسی...هم زبان...4 تاش با هم دارم کار می کنم...تا خدا چی بخواد...اما فعلا کارم روی ارشد بیشتر تابقیه اش...ارشد انشالله باید قبول بشم...
کافیه در امور هر روزه زندگی خدا رو باور کنیم...زندگیمون زیبا خواهد شد...بهترین خدا باشیم تا بهترین ها برامون ایجاد بشه...کافیه بخوایم...
جواب آزمایشام هم گرفتم...عجب!!!...التماس دعا
یه سری سوال بانک اطلاعاتی هم دانلود کنم واسه شاگردای تقویتی که باهام درس گرفت و باهاشون کار کنم...تا خدا چی بخواد
الان که ساعت 4 صبحه بریم یه ذره ریا کنیم...
یا حق...خداحافظ
بسم الله الرحمن الرحیم