امام رضا (ع)

حدیث زیر یک حدیث قدسی است که منابع نقل آن نام برده شده در زیر...مشهور هست این حدیث به نام سلسلة الذهب به معنی زنجیر طلا (البته برخی گفته اند که در ایتدا به جای "کلمه لااله الا الله" بوده است "ولایه علی ابن ابی طالب(ع)"....البته مشهور همین است که در زیر آمده...البته هر دو مورد وجود دارد....مهم شرط حدیث است...بشرطها و انا من شروطها که ائمه(ع) می باشند...این حدیث رو فرمود بعد در هنگام رفتن سر از کجاوه بیرون آورد در نیشابور و فرمودن :"بشروطها و انا من شروطها:...متاسفانه مردم شیعه ایران در آن زمان نفهمیدند امام (ع) منظورشون این بود که من رو نداشته باشید سودی نداره این حدیث...و امروز امام حی و حاضر هم همین گونه است...با گناه نذاشتیم ظهور کنه...مقصر ما هستیم که شرط حدیث رو نفهمیدیم...(این حدیث رو امشب به عنوان عیدی واسه دوستام می خوام بفرستم واسه تبریک عید گفتن...عیدتون مبارک
قال الرضا علیه السلام:
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی، بشرطها و شروطها و انا من شروطها
منبع حدیث در کتب :تاریخ نیشابور و توحید صدوق، عیون اخبار الرضا، امالی، شیخ مفید، ربیع الابرار زمخشری، التدوین رافعی، فصول المهمه ابن صباغ مالكی، كشف الغمه اربلی و منابع جدیدتر چون كنزالعمال متقی هندی، بحارالانوار مجلسی نقل شده است.


مثل بهار، ناگهان میرسی همه پنجره ها را به آغوش باغچه ها میکشانی
با آمدنت، بهار بر شانه ابرها می ایستد و همه درختان گمشده را فریاد میزند
امشب باران با خاک آشتی خواهد کرد و همه صداها، به کوه های فراموش شده خواهند رسید
امشب رودها همه به دریا سرازیر خواهند شد.
امشب میشود از همه ستاره های دور از دست، به تعداد همه دست هایی که به سوی تو دراز شده اند، سیب سرخ چید.
وقتی از تو مینویسم، کلمات میخواهند از خوشحالی بال در بیاورند.
فرا رسیدن سالروز میلاد عالم آل محمد، شمس الشموس، سلطان سریر ارتضاء، ثامن ضامن
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام
را به پیشگاه با عظمت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه
و عموم شیعیان و ارادتمندان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می نماییم.
اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدي آقا منو
دل تنهامو آوردم با يه دنيا دل خوشي
كمتر از آهو كه نيستم ميشه ضامنم بشي؟
اومدم همسايه هاي پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگيرم تا بهت نشون بدم
روبروي گنبدت سجده كنم سلام بدم
خسته نيستم اگه من از راه دوري اومدم
بگم آفتابي و عاشقم درست مثل جنوب
با همون لهجه دريايي كه ميدوني تو خوب
....
روبروت بي اختيار دوباره زانو بزنم
ميون گريه بگم غريب و در به در منم
تو رو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني
ميدونم كه دست رد باز به سينم نمي زني
مي دونم شفاعت بي منتت زبون زده
به همين اميد دلم به مشهد تو اومده
تو كه اسمت با غمه نقاره ها روي لبا
همه صحن طلا رد پاي فرشته ها
دست خالي هيچ كسي از در خونت نمي ره
يا رضا رضا مي گم تا قلبم آروم بگيره
امام رضا(علیه السلام):
إنَّ النّاسََ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعونا.
اگر مردم محاسن سخنان ما را بدانند بیگمان از ما پیروی میکنند
.If people knew the merits of our (Ahlulbayt’s) words, they would follow us.
میزان الحکمه، ح 13797
مجبور شدم به هر کسی رو بزنم
در محضر هر غریبه زانو بزنم
تحقیر شدم چون که فراموشم شد
یک سر به رضا ضامن آهو بزنم

میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت امام رضا (ع) بر همه مسلمین بخصوص بر امت شهید پرور
ایران مبارک باد
رقص قشنگ
نور
امشب چه دیدنی ست
آواز شاد باد
امشب شنیدنی ست
عید
است و عطر گل
پیچیده در هوا
بوی خوش گلاب
پر کرده سینه را
گلبوته
های شمع
روییده هر کجا
می ریزد اشک شوق
یک غنچه بی صدا
گلدسته
ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فریاد «یارضاست»
پر می کشد دلم
همراه کفتران
من می روم حرم

دلم درگیره یه حس عجیبه
همه دنیا شده با من غریبه
میون این هیاهو،دل شکستن
به داد من برس آقا که خسته ام
میگن اینجا یه تیکه از بهشته
تو هر گوشه اش نشسته یه فرشته
پره از عطر تو بود و نبودم
یه عمره خوبی کردی تو وجودم
می گن پابوس تو حج فقیراست
کنار گنبد تو گریه، گیراست
چشام تو خونه تو خیس خیسه
با اشک دلتنگیامو می نویسه
آقاجون،یه نگاه ساده تو
میشه پایونی رو دلواپسی هام
تو یه احساس بی پایان و امنی
پناهی تو هجوم بی کسی ها
یه ذره از خدا خواهش کن امشب
منو مهمون آرامش کن امشب
تو قد آسمونا دل بزرگی
واسم از دل "دعایی کن" تو امشب
تو هستی ضامن آهوی زخمی
کبوترات تو قلبت خونه کردن
تو آغوش بزرگی داری آقا
فقیرا عمریه دورت می گردن
على بن موسى الرضا (ع) فرمود: حدثنی ابی موسی الكاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن
ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه علی بن ابی طالب قال حدثنی رسول
الله صلی الله علیه و آله قال حدثنی جبرئیل قال سمعت عن الله تعالی قال:
كلمة لا آله إلا الله حصنی فمن قال لا اله الا الله دخل فی حصنی و من دخل فی حصنی امن من عذابی!
(بحار الانوار، 49/126)
در یكی از روایتهای شیخ صدوق آمده است كه چون موكب امام به حركت در آمد حضرت ندا در داد:
«بشروطها و انا من شروطها»
(توحید، صدوق، 25) .
حدیث كرد مرا پدرم موسى كاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش على زین العا
قر از پدرش على زین العابدین از پدرش حسین شهید كربلا از پدرش على بن ابى
طالب كه گفت: عزیزم و نور چشمانم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم
فرمود: جبرئیل حدیث كرد مرا و گفت شنیدم پروردگار سبحانه و تعالى
مىفرماید:
كلمه «لا اله الا الله» دژ من است. هر كه آن را بگوید به دژ من وارد گشته
است و آن كه به دژ من وارد شده از عذاب من ایمن و آسوده است.
و شیخ در توضیح آن نوشته است:
«به شروط آن و من از جمله شروط آنم.»
سپس پرده هودج را افكند و رفت. پس نویسندگانى كه این حدیث را نوشتند شماره كردند افزون بر بیست هزار نفر بودند

کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی، بشرطها و شروطها و انا من شروطها
کلمه «لا اله الا الله» حصار محکم من است هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل شود، از عذاب من در امان است و امّا به شرطی و شروطی که من از شروطش هستم. فرمایش امام به این معنی است که توحید در صورتی مقبول درگاه خداوند است که همراه با پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام باشد.
در سفر حضرت رضا علیه السلام به خراسان، مردم نیشابور مشتاق زیارت حضرت رضا علیه السلام بودند. از حضرت تقاضا کردند اندکی توقف فرماید تا چهره جذاب و متین آن یادگار رسول را ببینند. امام در حالی که لباس ساده ای بر تن داشتند، در برابر مردم قرار گرفت . مردم در دیدن آن حضرت بی تابانه فریاد شوق برداشتند. دو نفر از حافظان حدیث بنام ابوذرعه و محمّد بن اسلم مردم را به سکوت دعوت می کردند و کلمات آن حضرت را برای مردم با صدای بلند بیان می فرمودند.
مردم ساکت شدند و 24 هزار قلم و دوات آماده شد تا حدیث امام را بنویسند. این حدیث شریف بعدها به «حدیث سلسلة الذهب» (سلسلهی طلا) معروف شد؛ چون راویان آن حدیث همه از معصومین، رسول خدا و ائمه و جبرئیل علیهم السلام هستند. حضرت رضا علیه السلام حدیثی را که مربوط به «توحید و یگانگی ذات حق » است بدین سان بیان فرمودند:
« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»
کلمه توحید «لا اله الا الله» دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.
در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد.(چه بسا مامورین مأمون، کجاوه را حرکت دادند.)
ولی امام اشاره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا کرد:«بشرطها و شروطها و انا من شروطها»
و امّا به شرطی و شروطی که من از شروطش هستم .
فرمایش امام به این معنی است که توحید در صورتی مقبول درگاه خداوند است که همراه با پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام باشد.
منظور امام از بیان حدیث قدسی چند نکته بود:
اول :
آنکه با نقل نام پدران و اجداد خود که هر کدام از دیگری حدیث را روایت کرده اند تا به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و اینکه آن حضرت از طریق جبرئیل امین از مقام ربوبی ، این حدیث را شنیده است پدران بزرگوار خود را که همه امامان شیعه و خلفای واقعی حق اند به مردم باز گفت و آنها را به یاد مردم آورد.
دوم:
موضوع یگانه پرستی و خدا پرستی را که پایه همه اعتقادات است به یاد مردم آورد که گول طاغوتهای زمان و زورمندان طاغوت صفت نخورند.
سوم:
یگانه پرستی واقعی و خالی از شرک و روی و ریا مستلزم و همراه (ولایت) اهل بیت علیهم السلام است و تا رهبری عادلانه در جامعه مسلمانان برقرار نشود، بتها و بت نماها و طاغوتها نخواهند گذاشت توحید در مسیر درست قرار گیرد.
در تاریخ آمده است که هنگام نوشتن این حدیث مردم مشتاق آن چنان آمادگی داشتند که 24 هزار قلمدان در اختیار گرفته بودند، تا در نوشتن کلمات گهربار فرزند پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم بکار گیرند.
منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 126، ح 3. از کشف الغمه، ج 3، ص 144- 145.
بحارالانوار، ج 49، ص 123، ح 4. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 135.
بسم الله الرحمن الرحیم