با سلام

امروز یه مطلب درباره اعتقاد به خدا گذاشتم(اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی)...انشالله راهی باشد برای یافتن حقیقت...و توشه ای برای آخرت حقیر...

اما درباره مطلبی که "بی عنوان" هست...باید عرض کنم زمانی از کوه شتر بیرون اومد...عصایی به دریا زده شد و آب شکاف برداشت...دمی باعث زنده شدن مرده گشت....در آخر مردمی که نمی خواستند "حق" را بپذیرند نپذیرفتند!...اما در دین قبلا هم عرض کردم خدمتتون مثل پزشک و بیمار هست...پزشک نسخه نمی تونه بپیچه درباره چیزی که نمی دونه...یک نفر رو می خواید معتقد کنید به معصومین(ع)...اون فرد اصلا اعتقاد به خدا داره؟!...اصلا حاضر هست با عقل و منطق قبول کنه؟...اون چند مثال اول درباره شتر و غیره...مردم می دیدند اما نمی پذیرفتند!با اینکه قبلش می گفتند نشانه بیار تا بپذیریم!...این مسائل رو باید در نظر گرفت بعد رفت سراغ ماجرا...یک بار دیگه یه بنده خدا از دخترای بسیج به من گفتند دلیل بیار برای یک دوستم که چرا رقص حرام هست...با عقل و منطق گفتم بهش...بعد آخرش گفت حرفت کاملا درسته اما من نمی تونم!...پس این رو به شما عرض کردم بدونید همین طوری نمیشه...اول اون بنده خدا باید دید چه اعتقادی داره...چقدر حاضره دنبال حقیقت باشه...چقدر بعدش حقیقت رو حاضره بپذیره...خدا رو قبول داره؟پیامبر(ص) رو قبول داره؟ائمه(ع) رو با چه دیدی نگاه میکنه؟...این رو گفتم که دنبال کار عبث و بیهوده نباشید...یه نفر هی بره دکتر و دکتر دارو بنویسه و بگه قبول ندارم...خب قطعا کار پزشک برای نوشتن دارو و ویزیت کردن بیهوده است!اینها رو گفتم نه اینکه دلسرد کنم شما رو...نه...بلکه اول از منطق طرف بدونید...از باورهاش بدونید بعد درمان...مثلا من اعتقاد ندارم به هیچ چیزی...حالا هی به من بگید امام علی(ع) بهترین بوده یا حضرت فاطمه(س) عالی ترین وقتی باور ندارم آب در هاون کوبیدنه...و اما شما بدونید چی میخواید واقعا از کجا میخواید به اون بنده خدا بگید چشم...بنده در خدمت هستم تا جایی که بتونم جواب عقلی و نقلی بگم...(اینها رو گفتم که شما فردا روز به اون بنده خدا دلیل و برهان گفتی و قبول نکرد بعد یهو دلسرد بشید یا اصلا خودتون تغییر بکنید که این جور چیزها کم نبوده...چند مدت پیش یکی از هم کلاسا رو دیدم که متاسفانه از دین زده شده بود و قبول نداشت هیچ چیزی رو می گفت حقیقت چیز دیگه است...مثال رقص هم که گفتم قضیه تقریبا 2 سال پیش بود...اینم گفتم اشتباه برداشت نشه...که بعد از اون ماجرا یه سری مطلب هم گذاشتم و به اوشون گفتم بیاد نگاه کنه و بعدش ایمیل زد که درست اما...اینم گفتم فردا فکر نشه و قضاوت و بگید باز شروع کرد و از این حرفا...در ضمن...هیچی...بی خیال...یه سری اطلاعات درباره اون بنده خدا که گفتید بدید من بدونن تا چه حد قبول داره اصول دین رو بعد من جواب میدم اگر کمکی ازم بر بیاد انشالله...در ضمن سعی می کنم یه صوت از استاد رائفی براتون ایمیل کنم...شاید کمکتون کنه...و متاسفانه ما مردمی هستیم که فقط حرف می زنیم...امام رضا(ع) رو داخل مملکت عبور دادن و هی گفت از امام حسین(ع) و ما نفهمیدم از غربت خود امام رضا(ع) و امام حاضر عصر آن زمان در مملکت ما به شهادت رسید...در مملکت شیعی آن زمان...و امروز امام حی و حاضر و ناظر هست اما باز هم نمی خوایم باورش کنیم...این بار با گناه کردن و تسکین دادن به خودمون که دل پاک باشد!!!! حالا هر کار میخوایم بکنیم!!!...و این ظلم به این خاندان پاک و طاهر تا همیشه تاریخ هست!!!...ببخشید...اما اون چیزایی که گفتم رو جواب بدید تا من بدون چی می خواید....و اینکه مراقب باشید یک دفعه خودتون گم نشید...این رو جدی میگم...والعاقبه للمتقین...یا حق)

و اما میلاد امام رضا(ع) نزدیک است...یادش بخیر 88/8/8 ...الان 92/6/26 ...مطلب تبریکمون رو دارم کامل میکنم...

مطالب حجاب هم که هر روز آپ داریم فعلا...حضرت آیه الله جوادی آملی شنیدم که فرمودند: "حجاب حق الله است"...خب حالا که این رو فهمیدم پس باید بیشتر این مساله رو تذکر داد...حق الله مثل نماز و روزه است که به گردن انسان هست...و باید تذکر داد...بدبختی ما فکر می کنیم فقط حق الناس سخته و حق الله رو خدا می بخشه...فراموش کردیم که اولین چیزی که از انسان باز خواست میشه نماز هست...یعنی حق الله...اگر پذیرفته شد بعد سراغ بقی اعمال می رن...پس یادوتن باشه اول حق الله...حجاب هم جز حق الله است...پس تذکر بدید همه شما و خودتون هم عمل کنید...فراموش نکنید...این کار وبی من هم به همین دلیل هست...حجاب حق الله است به گردن همه...

و اینکه زائران حرم امن الهی از دیشب رفتند به حج...انشالله که حجشون قبول باشه...ما رو هم دعا کنن...م هم بریم این سفر پر از نور...همکارم پارسال رفته بود میگفت به من که حاج احمد از وقتی که برگشتم نشده که نمازم رو سر وقت نخونم...حتی شده داخل مهمونی...به من میگفت سال پیش حرفای من کمکش کرد حسابی...آخه احکام حج رو من براش می گفتم...متاسفانه من خودم هنوز نرفتم اما بهم میگن حاجی!!! البته اسم نوشتم... انشالله سال دیگه اگر زنده باشم...عازم هستم...اگر خدا بخواد...و زنده باشم...و اینکه نزدیک میشیم به یکی دیگه از نذرهای خونه امون...عید قربان نذر داریم...

راستی دیروز مستند "میراث آلبرتا 2 "رو دیدم روایت اروپاییش...درباره کسانی که رفته بودن اروپا...واقعا جالب بود و واقعی...حتما دوستان این مستند رو دانلود کنید و ببینید....حقیقتهایی که می گفتند...یکیش میگفت من میدونم فرزندم دیگه وقتی اینجا هستم عقاید من رو نمی پذیره...چون دوستا و هم گروهاش روش تاثیر دارند...و آخرش یک دکترش رو نشون داد که خدا رو شکر اومد ایران و ازدواج کرده بود و همسرش چادری و محجبه کامل و دو تا بچه هم داشت...حال کردم...آدم باید خدایی بگه...می سازمت وطن...انشالله

موفق باشید