خداست در کنارم و همان بس است از برایم تا همیشه روزگار
برخی خیلی نامرد هستن...فقط کارای دیگران رو می بینند...اونم نه خوبی ها رو...فقط بدی ها...اونم آنچه خودشون بد می دونن...نه آنچه که واقعا بد هست...ایراد نداره...
در تنهای تنهائی هایم تنهای تنها نیستم...خداست در کنارم و همان بس است از برایم تا همیشه روزگار...
آره...چی فکر کردن...منم دیگه غرور رو نمی شکنم...دیگه کوتاه نمیام...دیگه می شم مثل خودشون...برام مهم نیست دیگه چی بگن...چی فکر کنن...اون مدت که هر چی فکر کردن و حالشون بهم خورد ازم و متنفر شدن که مهم نبود...حالا منم میشم مثل خودشون...با اینکه بلد نیستم مثل اونا باشم...البته درسته مثل اونها نمی تونم باشم...چون هنوز هم باورهایی دارم که اونها نداشتن...باورهایی که اونها قبول داشتند اما قلبی نبود...من دارم...با برخی باید مثل خودشون بر خورد کرد...یعنی مثل خودشون وقتی نیاز دارن فقط بخوایشون...نه بیشتر...بعد به سلامت...پس دیگه برخوردم میشه مثل خودشون...درسته سخته مثل اونها شدن اما...
خیلی دلم پر شده از رسم روزگار...اما باز هم خدا رو دارم...و خیلی چیزهای دیگه...
راستی یکی از هم کلاسای دوره دانشگاه که شمارمو داشت(چیکار دارید به پسر یا دختر بودنش آخه؟فکر کنم فهمیدید دیگه که...) که نمی خواست شرکت کنه ارشد دو شب قبل مسیجی باهاش حرف زدم که این شانس زندگی رو از دست نده...و قبول کرد و ثبت نام کرد...البته این جور گفت...شاید خدا خواست و باعث قبولی اوشون شدم....از کجا معلوم؟ان شالله موفق باشه...چه قبول بشه چه نشه...
خودم هم اگر هنرستان بذاره دارم می خونم واسه قبولی...تا خدا چی بخواد...از هفته دیگه هم برنامه ام عوض میشه...
قبلا هم گفتم دیگه وب رو تقریبا دارم تک نفره آپ می کنم...خب به هر حال مشکلات زندگی و غیره نمیذاره مثلا تک ستاره یا سایرین بیان واسه مطلب گذاشتن...خب دیگه زندگی و ازدواج کردن اونهایی که مطلب میذاشتن...پس نمی تونن بیان اینجا...شاد باشند در زندگی مشترکشون...
یا حسین(ع)
خداحافظ
العبد الاحقر احمد.د...مسافر دنیا
بسم الله الرحمن الرحیم