هر کاری که با نام خدا آغاز نشود ابتر است

من دیپلمات نیستم؛ انقلابیم..

عشق فقط یک کلام

حسین علیه السلام

می نالم از جدایی، ای نازنین کجایی؟


سوزم ز درد هجرت، ای بهترین کجایی؟

در باغ آرزوها دیگر گلی نمانده

در حسرت گل هستم بهار من کجایی؟

سلام...امروز داشتم برخی چیزهای داخل کمدم رو نگاه می کردم چشمم افتاد به چندتا تقویم...یکیش که برا سال 89 بود داخلش رو یه بنده خدا شعر بالا رو نوشته بود...دیدم قشنگه واسه پست امشب گذاشتمش...اسم اون بنده خدا داخل شعر هست...بماند...

خب دیگه درسا تمام شده دارم تست رو شروع می کنم تا خدا چی بخواد...در ضمن امسال ضرئب دروس تخصصی نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده...تا خدا چی بخواد واسه ما....

اما می دونید چی من رو زیاد آزار میده...این جمله رو که گاهی می شنوم از برخی بهم میگن...اونم اینه که:

"اون وقت که باید می بودی، نبودی....یا... هر وقت که نیازت داشتم نبودی"...

خیلی بدم میاد از این جمله...کم هم نشنیدم...خیلی بی انصافیه...خیلی ها بهشون کمک کردم اما بعدش اینو بهم گفتن سر مثلا مدتی نبودن...خیلی بدم میاد از این جمله....با این جمله می گن که یعنی فلانی تا الان هر چی کردی مهم نبوده...حالا اون کارها حتی زندگیشم رو عوض کرده باشه به سمت خوب بودن...بهتر بودن...خیلی زورم میگیره...همیشه دوست داشتم بهشون بگم آخر بی معرفتی و آخر بی مرامی و آخر هر چیز بدی برای من شنیدن این جمله است...واسه همین جمله رو شنیدن ازشون بوده که گاها رفتن واسه همیشه رو ترجیح دادم به موندن...خیلی نامردیه این حرف...باور ندارید؟...فقط کافیه یه مدت کمک کنید به دوست و آشنا...بعد یه مدت نباشید...اون زمان هست متوجه می شید چقدر با ارزش بودید براش...اون وقت متوجه می شید که چقدر از روی دروغ بهت میگفته باش...البته وقتی این جمله رو شنیدید مطمئن می شید که نبودنتون براش بهتر بوده...حداقل متوجه میشه که حرفاش دروغ بوده به شما...البته اگر انصافی داشته باشه...بودن همیشه نیست...همون طور که نبودن...اما بودن با دروغ نباشه بهتره...نبودن با راست هم زیباست...اما بودن و بعد نبودن و بعد نشنیدن جمله "تا الان کجا بود" بهترین حالت.....حیف از روزگار...هر وقت واسه خیلی ها بودم و بعد نبودم...این جمله رو شنیدم:

"تا الان نبودی پس دیگه نباش...یا تا الان کجایی بود...و امثالهم..."

روزگار بد تا می کنی با ما...با ما به از این باش که با خلق جهانی...

خیلی دلم پر شده از اطرافیانی که واسه اشون همه کار می کنی و مدتی که نباشی به مرگت هم راضی می شن...مثل برخی از دوستان و اطرافیان من...البته با این واقعیت مواجه می شم که قبلا دروغ بوده که بودم...نه الان...و خوش به حال اونی که بودن و نبودنش باز همراهان و دوستانش میگن دمش گرم...فقط واسه بودن نمی خوانش...

خوش به حالش...

خیلی دلم پره از این چند سال اخیر...شاید بشه گفت از 7-8 سال پیش به این سمت...اما مطمئن هستم...روزگار همیشه این جور نمی گرده...بهترین ها با بهترین بودن خودشون میان سراغم...حتی اگر نبوده باشم مدتی!...این بار من می پرسم شما کجا بودید؟...بی انصاف ها وقتی بودم ندیدینم...دیگه نمی خواد باشید... باید حتما...بیخیال

کبدم که مشکل به هم زده...ان شالله که درست بشه...تا خدا چی بخواد...دعام کنید

روزگار نبودنم پر میشه با امضاها و نوشته هایی که نوشتم زیرشون:

"روزگاری نخواهم....این بماند برای آن روزگار...."...امضا...من

خداحافظ همین حالا...همین حالا که من تنهام...

در تنهای تنهایی هایم، تنهای تنها نیستم و خداست در کنارم و همان بس است از برایم...

یاحسین(ع)...العبد الحقر....مسافر دنیا

به تاریخ:92/8/30

***********

در ضمن دارم عمو می شم...اسم یکیشون ان شالله "علی" هست...تا اون یکی دیگه اش...مهم اینه سالم باشند...

************

شنبه : صبح : مدار منطقی + معماری    عصر : ساختمان گسسته    طراحی الگوریتم

یکشنبه : صبح : هنرستانم   عصر : کامپایلر      ساختمان گسسته

دوشنبه : صبح : هنرستانم   عصر : پیاده سازی زبانها    هوش مصنوعی

سه شنبه : صبح : هنرستانم    عصر : محاسبات عددی    آمار

چهارشنبه : صبح : هنرستانم   عصر : پایگاه داده    سیستم عامل     پیاده سازی زبانها

پنجشنبه : صبح : نظریه زبانها + ساختمان داده ها    عصر : طراحی الگوریتم   کامپایلر       مدار و معماری

جمعهصبح : سیستم عامل + پایگاه داده   عصر ساختمان داده ها    نظریه زبانها     سیستم عامل

*برنامه ان شاالله هفته آینده عوض میشه و تست بیشتر میشه تا اینکه 6 هفته آخر بشه بیشترش تست...

یا حسین(ع)...التماس دعا