ولادت عباس(ع)...
برایه باغبان یاس آفریدن
علی را اشجع الناس آفریدن
وفاداری و مردی و شجاعت
یکی کردند و عباس آفریدن
دلم شیدایی خال ابالفضل
به سان سایه دنبال ابالفضل
گمان دارم که مهدی خواهد آمد
اگر سالی شود سال ابالفضل
آنجا که صحبت از ادب اولیا کنند
اول حکایت از پسر مرتضی کنند
آنان که شرح خوبی یوسف نوشته اند
گو بعد از این حکایت یوسف رها کنند
جایی که او نشسته به باب الحوائجی
حاجات عالمی به نگاهی روا کنند
قامت قیامتی که به دیوان رستخیز
از قامتش هزار قیامت به پا کنند
خوبان روزگار بر او غبطه می خورند
روزی که پرده از رخ آن ماه وا کنند
روزی که بر سریر جلالت کند جلوس
اهل بهشت ناله وا حسرتا کنند
خالی سیه به کنج لبانش نشسته است
تا نقش خضر بر لب آب بقا کنند
الماس دارد از رخ عباس التماس
شاید به این بهانه وجودش بها کنند

بسم الله الرحمن الرحیم