سلام...
خب ان شالله داداشم فردا شب عازم کربلاست واسه پیاده روی اربعین...همکارام هم برخی که شنیدن التماس دعا دارند و نذرهاشون رو دارن میدن به من بدم داداشم ببره اونجا...فعلا من شدم نذر جمع کن...
داداشم گفتم اونجا که رفت خیلی دعام کنه...ارباب بی کفنم حسین(ع) خیلی گره گشای مشکلات هست...ان شالله کارهای معقول و شرعی و آنچه که حکمتون هست رو آبرو بذاره نزد خدا و خدا به آبروی ایشون کارهام رو جور کنه...
برات بمیرم برادر بی کفنم * یه اربعینه دارم برات زار می زنم
شبیه مادر ببین کبوده بدنم * یه اربعینه دارم برات زار می زنم
یا حسین(ع)...
کربلا خونمه از چی دل بکنم
حق دارم که بگم با تو هم وطنم
بارونه بارون
چشمای گریون
این شبا گریه عادتم شده
توی رؤیاشم
کربلا باشم
برا یکی دو ساعتم شده
خیلی بی تابم
نکنه خوابم
حالا که دیگه نوبتم شده
منم و اشکام
همینو می خوام
که اینا یادگاری می مونه
ما می ریم اما
از ما تو دنیا
یه دنیا بی قراری می مونه
با تو می دونم
دل دیوونم
تو پاییزم بهاری می مونه
بسم الله الرحمن الرحیم