سلام...خوبید؟خوش میگذره؟چه خبرا؟...ما که پنجشنبه و جمعه صبح ارشد امتحان دارم...خیلی سخته...ارشد...اما توکل به خدا...تا خدا چی بخواد...التماس دعا...حتی بدونم قبول نمیشم باز هم هستم...

به عشق وطنم...به عشق رهبرم...

"گفت که هزار دلیل میارم برات که داخل حوض آب نیست...گفت من یک دلیل میارم واسه هزار دلیلت...انداختش داخل حوض دید پر آبه..."گاهی هزار دلیل مهم نیست...یک دلیل کافیه...یک روز پدر و مادر...یک روز دوست...یک روز هم وطن...کافیه باور کنیم که دلیل هست...حتی یک دلیل...نمی دونم...

و اینکه...

به امید سر بلندی و پایندگی و استواری ایران عزیز...

شرم بر من اگر حریم تو

پیش چشمان من شکسته شود

وای برمن اگر ببیند چشم

رو به رویای عشق بسته باشد

وای وای وای...بدنم شده پر از دونه...نمی دونم چی هست...آبله یا چیز دیگه معلوم نیست...وحشتناک دونه ها هم خارش داره...جیگرم خونه...الان یه دو هفته است درگیر دکتر و بیماری هستیم...ولی باز هم خدا رو شکر...همیشه شاکر خدا باید بود...فراموش نشه...

راستی موزیک زیبای پیامبر رحمت از حامد زمانی رو حتما گوش کنید...انصافا زیباست...از دست ندید...به سه زبان خوندتش...فارسی و عربی و انگلیسی...

شبا هم سوره واقعه و تغابن یادتون نره بخونید...حتما این کار رو بکنید...حتما حتما...از من گفتن

امروز یکی از دخترای همکلاس دانشگاه مسیج داده که امید دارید...میگم امیدم به خداست...یه سری حرفا زد و آخر من هم جواب دادم...میگه بهم که شما خیلی به آدم روحیه میدید...بهش گفتم آخه همیشه با امید و روحیه است که انسان زنده است...به هر حال...همکارام هم میگن عند روحیه هستی!!!...عجب به خدا...من روحیه و شادی نیستم...منم یکی مثل همه و گناهکارتر از همه....اما امیدوارتر به رحم و بخشش خدا...همین...اما امان از اینکه کسی باور کنه...چراشو نمی دونم...

راستی بعد از ارشد احتمالا یک پروژه بردارم...تا ببینم تیم هم میتونم بسازم یا نه...به هر حال روزگار میگذره...چه با سبد کالا چه بی سبد کالا...مچکریم که باز باید در صف بایستیم!!!!!!!!!....

و اینکه وب تغییراتی خواهد داشت...چون دیگه فقط خودم هستم میام اینجا و آپ می کنم و ایلایی دیگه کمتر شده احتمالا پسوردهای دیگران که مطلب میذاشتن حذف میشه...تا ببینم چی میشه...

روزگار میگذره...اما یاد کردن من شده واسشون زمان ....بماند...

ایلایی ها همیشه با خدا هستند...همیشه باورش دارند....همیشه بهترین خدا میشن...پسراش و دختراش با رفتار و طرز پوشش...مثل حجاب...عفاف...که هم واسه دخترش هست...هم پسرش...با چادر زیبای پاک زهرا(س) واسه دخترش....با نگاه برای پسر و دخترش...یا علی(ع)....

************

محمد(ص)

محمد (ص)  ، متن مقتدای اهل آدم

محمد (ص)  ، مصطفی آل آدم

محمد (ص) رحمت العالمین است

رسول آسمانی بر زمین است

دلش دریایی و خلقش خدایی

نگاه روشنش شمس الضحایی

تبر بر دوش تا بت خانه آمد

حبیب الله سرمستان محمد (ص)

….,

خودش خاتم ، خدا ختم کلامش

تمام مهربانی در سلامش

نهان در گیسوانش سر اسرار

شکسته شور فریادش قفس را

امین وحی رب العالمین است

امیر و سرور روح الامین است

یتیم مکه آقای جهان است

محمد (ص) سید پیغمبران شد

….,

احسنت یا بدر العجم

لبیک یا شمس العرب

ای حسن خلقت بی بدل

ای از تو عالم در عجب

طه ( طاها)  ما ، یس (یاسین) ما

ای آیه هایت دین ما

ما قاری قرآن تو

تو حافظ آیین ما

متن عربی : (بزودی )

*****

ادامه متن فارسی :

گاهی وقت ها دلم بال و پر میزنه

با گریه خونه یارو در میزنه

بارون مرحمت میباره روی سرم

مدیون خوبی و لطف پیغمبرم

جاری شد در رگ و قلب ما خون تو

خورشید راه ما حالا مدیون

مکتب عشق تو دست ما رو گرفت

برق تکبیر ما کوچه ها رو گرفت

احساس و قلب من جا مونده دستتون

ممنون از لطفتم آقای مهربون

متن انگلیسی : (به زودی)

*****


مرگ بر تازیانه ها

تازیانه های بی امان
به گرده های بی گناه بردگان
مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی
در یکی دو ثانیه
با سقوط علم از آسمان
مرگ بر کشتن جوانه ها
مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها
مرگ بر فصاحت دروغ
مرگ بر بوق های بوق
مرگ بر سیم های خاردار و کشتزارهای بیم
مرگ بر گورهای دسته جمعی و بندهای انفرادی زمین
مرگ بر بریدن نفس
مرگ بر قفس
مرگ بر شکوه خار و خس
مرگ بر هوس
مرگ بر حقوق بی بشر
مرگ بر تبر
مرگ بر شراره های شر
مرگ بر سفارت شنود
مرگ بر کودتای دور
زندگی باد زندگی او
زنده باد زندگی من، تو، ما
یک کلام… مرگ بر آمریکا
مرگ بر ابولهب
مرگ بر یزید و شمر و ابن سعد
مرگ بر زاده‌ی زیاد
بگو بلند: بیش باد
مرگ بر قطعنامه های بستن فرات، قحط آب
مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب
مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا
مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا
یک کلام…مرگ بر آمریکا

*************
فریاد فردا

همیشه راه و رسمشون همینه
تا میبینن حرف حساب ندارن
تموم نامردای عالم انگار
راهی بجز بستن آب ندارن

هزار دفه گفتیم و بازم میگیم
ما زیر بار حرف زور نمیریم
عالم و آدمم که ناحق بگن
وای میسیم و حقمونو میگیریم

مرد، اونه که حرف حق میزن
که پای حرفای خودش میمونه
تنهای تنهام که بشه غمی نیس
مرد روی پای خودش میمونه

پرنده فکر و ذکرش آب و دون نیس
پرنده فکر آسمونه و بس
ما آب و دونو با قفس نخواستیم
هم آب و دون ارزونیتون هم قفس

ما سر به زیریم ولی سرفرازیم
محاله که کم بیاریم ببازیم
هرکی دلش قرصه بگه یا علی
ما خودمون فردامون رو می‌سازیم


*************

گزینه های روی میز

شاعر: محمدمهدی سیار

 متن شعر

یک.

لحظه لحظه خاطرات بهمنی

که یک دفعه بهارشد

بهمنی که بوی گل گرفت و سوسن و

یاسمن

بهمنی که غرق شوق وشوربود

انفجارنوربود

دو.

سرزمینی که نگاش به آسمونه و

حسابش از زمین جداس

ذره ذره خاکش ازغرور وغیرته

سرزمینی که شن کویرشم

لشکرخداس

سه.

بغض ناتموم مادری

بالاسرِجنازه‌ی پسر

بغضی که یه مرتبه صدامی‌شه

سکوتومی‌شکنه:

ای تموم بچه‌هام فدای تو

یاحسین

این گلم نثارکربلای تو

یاحسین

چهار.

ایستادن یه نوجوون

بدون ذره ای

ترسوآرزو

روبه‌روی تانک‌های روبه‌رو

پنج.

اهتزاز پرچم سه رنگ

روی گنبد مسجدی

که زخمی گلوله هاس

خنده‌های مردمی که یک صدا می‌گن:

فتح شهرخون کار خداس

شش.

آسمونی که پر از نوای ربناس

آسمونی که غُرُق شده

با«شهاب»و«رعد»و«صاعقه»

با آیه‌ی«ومارَمَیتُ اذ رَمَیت»

آسمونی که

کابوس کرکساس

هفت.

چشمه چشمه،موج موج

کوچه کوچه،رود رود

توخیابونا به هم رسیدنو یکی شدن

شکستن سردی دی وغرور اهرمن

***

حالابازم بشمرم؟

ایناگزینه‌های روی میزماس

حالابازم بشمرید

گزینه های روی میزتون چیاس؟

حالابازم بشمرید

همه می‌دونن این آخرای قصه‌ی شماس:

هفت

شش

پنج

چهار

سه

دو

یک