379368_416070248482588_1029042266_n.jpg

کلاه قرمزی زندگیم، عاشقتم...چون همیشه ساده و صادق هستی

همیشه ساده و صادق بودی داخل زندگیم...کاش همه یاد می گرفتند....

امسال هم زنده باشیم...شنیدم داخل عید میای

مثل دوستانی که در کنارم بودن تو هم بودی...اما اونها یادشون رفت صداقت و درستی

اما تو یادت مونده...پیشم باش کلاه قرمزی زندگیم...

نگاه کن تو این برزخ لعنتی
چه مرگی طلب کارم از زندگی

سلام....پخخخخخخخخخخخخخخ...من اومدم...

سلام...دیگه برام مهم نیست...خیلی چیزها و خیلی افراد در زندگیم...دیگه فراموشی بهترین چیزی هست که خدا به انسانها داده تا استفاده کنند...دیگه نمی خوام گذشته رو یاد داشته باشیم...دیگه بسه دنیا....بسکه پشت پا زدی گذشتن از تو ساده شد...آره دیگه...بسه داخل گذشته موندن...گذشته تلخ چند ساله...دیگه بسه آرزو داشتن الکی...دیگه بسه خستگی...تمام شدند همه...از امروز دیگه فقط امروز و آینده رو عشقه...آینده ای که در اون ایرانم رو زیبا کنم...آینده ای که داخلش عشق به وطنم و هموطنم زیباست...و با تمام وجود برای این خواسته تلاش می کنم...عشق به مادرم...عشق به خانواده ام زیباست...نه در کنار کسانی که کافر هستند...بلکه در کنار کسانی که در عین همه چیز عاشق خدایند...

 

امروز شاگردام فهمیدن ازدواج نکردم دیگه شروع کردند...همه میخوان واسم زن پیدا کنند...بهم میگن آقا شما که اسلام دارید...مهربانی و صبر هم که دارید...لیسانس هم که دارید...یه کار هم که دارید...قیافه هم دارید...خب یا خودتون ازدواج کنید یا ما براون تا آخر هفته دیگه یه دختر خوب پیدا می کنیم...حالو دیگه خوب شد...دیگه شدم سوژه...البته بچه های خوبی هستند با اینکه زیاد دعواشون می کنم واسه درس...اما باهاشون دوستم...واسه همین هم میخوام باهاشون برم چمران و کوه...ولی دیگه بسه...باید زن پیدا کنم...یه دختر با خدا و مهربان که همدیگه رو بفهمیم...تا خدا چی بخواد...

ارشد که نشد...فدای سرم...زندگی جریان داره...به قول داداشم حکمت خداست...واقعا راست میگه....ما انسانها برخی چیزها رو میخوایم به زور کسب کنیم...بعد که به دست میاریم میگیم ای خدا کاش اینجور نبود...من هم اولش واسه ارشد که قبول نمی شم ناراحت بودم...اما الان میگم فدای سرم...سال دیگه هم هست...اگر خدا بخواد زنده باشم...غصه الکی بخورم واسه چی...قبول میشدم و بعد مثلا مریض میشدم(از نوع بد) خوب بود...نه به خدا...ارزش نداره...ان شالله سال دیگه...زندگی باید ادامه داشته باشه...ارزش نداره واسه برخی چیزها غصه خورد...کاش جای اینقدر غصه خوردن واسه زندگی یه بار واسه دین غصه می خوردیم...قربونت برم خدا جون اما ما انسانها تا یه جا کم میاریم حتی سراغ کافر و شیطان هم میریم واسه اینکه به خواسته برسیم اما سراغ تو مهربان نمیایم...خدا جون ببخشمون...می مونم با تو ای خدا و دست به دامن هیچ کس نمی شم جز خودت...میدونم صلاح من رو میخوای...پس فقط التماس تو می کنم و تلاش می کنم برای آرزوهام...

تصمیم فقط زندگیه نه زنده بودن...

مثل بقیه که تا کم میارن زندگی رو میفروشن میرن دنبال زنده بودن خودشون...متاسفانه...خدا جون نوکرتم...

دوست داشتم برگردم به گذشته نه چندان دور تا برخی چیزها رو درست کنم...اما بهتر از اون اینه که فراموش کنم گذشته نه چندان دور رو...مثل همه که فراموشمون کردن...منم یکی مثل خودشون...این بهتره...ان شالله

امشب و فرداشب هم که فوتبال نگاه میکنم...بعد از مدت ها...میگن چه تیمی شده بایرن با پپ گواردیولا...استقلال هم ان شالله قهرمان بشه...فجر هم در لیگ بمونه...تیم های ایرانی در مسابقات آسیایی هم خوب بازی کنند هفته دیگه...

دیگه میخوام به خیلی از دلایل جواب برخی رو ندم...!!!!...عجب از من....بسه شکستن من...خدا جون دوست دارم...خیلی هایی که...بماند...به موقعش...وقتی ضربه اشو خوردن ان شالله...

**************

تا حالا شده یکی رو خیلی خیلی دوست داشته باشی اما ............. ترکش کنی ؟ تـــلخ یعــنی همـــین!

*************

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی

نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی...

*******************

گاهی آدم ناخواسته چقدر دلش لک میزنه

واسه پیامکی که 

 

نوشته

میــــــــای آشتــــــــی !!!

*************

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         چقدر زود
                     دیر می‌شود!...