دو سر مقاله امروز روزنامه ها بعد از توافق وین...
یکم- به یک روایت، دیروز روز پایان ۱۲ سال پرونده هستهای ایران بود. حداقل مذاکرهکنندگان به ما گفتهاند که چنین خواهد بود. برای من که در این مدت، حتی یک روز از موضوع هستهای فارغ نبودهام، این روز بسیار مهم است. همین که یک نقطه پایان بر این پرونده حجیم گذاشته شود و بتوان انرژیهایی را که تاکنون صرف این موضوع شده، در موضوعاتی دیگر صرف کرد، خود موهبتی مهم و مبارک است. این نقطه پایان، برجام نامیده شده است. یک برنامه جامع برای اقدام مشترک میان ایران و ۱+۵ که با ضمائم آن بیش از ۱۵۰ صفحه است. زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد اما به اجمال این نکته را میتوان گفت که استراتژی ویژه مذاکراتی رهبر معظم انقلاب اسلامی به تولید یک متن متوازن منجر شده است. به این سبب، بیگمان بر ما فرض است که کوشش تیم مذاکرهکننده را ارج بنهیم و به آنها خداقوت بگوییم.
دوم- همچنانکه سابقه چنین معاهداتی نشان میدهد – البته نمونههای مشابه برای برجام بسیار اندک است- چالش بزرگ اینگونه متون حین اجرا نمایان میشود. به طور کلاسیک این تلقی وجود دارد که اجرای این قبیل توافقات بسیار دشوارتر از تنظیم و امضای آنهاست، بویژه اگر با طرفی چون آمریکا مواجه باشیم که تقریبا حتی یک نمونه قابل ذکر از آنچه بتوان آن را عمل به تعهدات بینالمللی نامید در کارنامه آن وجود ندارد. مهمتر از این، خوب یا بد بودن چنین متونی نیز نه روی کاغذ بلکه در عمل مشخص میشود. بنابراین تا زمانی که نوبت به اجرا برسد باید خویشتندار بود.
سوم- گذار از توافقات ژنو و لوزان –که بیگمان مصداق توافق بد بودند- به برجام -که در نگاه اول توافقی متوازن است- به سادگی رخ نداده است. این گذار محصول یک طراحی بسیار پیچیده در اموری چون چانهزنی، راهبردگذاری مذاکراتی، مدیریت بده بستان، ترسیم خطوط قرمز، مدیریت فضای نقد، لابیهای چند لایه و دیپلماسی عمومی بوده که جملگی توسط رهبر بصیر انقلاب اسلامی اعمال شده است. این مدیریت، لااقل در یک هفته گذشته از جنس «ورود به جزئیات» بوده است. واقعیت این است که اگر مسیر توافقهای ژنو و لوزان به حال خود رها میشد، این مدیریت اعمال نمیشد و انتقاد مصلحانه در دستور کار نخبگان قرار نمیگرفت، برجام شانس چندانی برای تبدیل شدن به یک توافق متوازن نداشت. در فرصتی دیگر جزئیات این موضوع را که چگونه این اصلاحات راهبردی و مداخلات تکنیکال، سرنوشت برجام را تغییر داد، خواهیم گفت.
چهارم- آنچه رخ داده یک بده بستان است. امور مهمی واگذار شده و البته امتیازهای مهمی هم به دست آمده است. همچنانکه آقای ظریف خود زمانی پیش از این گفته است این چیزی نیست که بنا باشد برای آن سوت و کف زده شود. جامعه بسیار زودتر از آنچه برخی میپندارند از هیجان ناشی از اعلان توافق خارج شده و بر دستاوردهای ملموس آن متمرکز خواهد شد. توقعات از توافق هستهای در ماههای گذشته به نحو غیرواقعی بالا برده شده و اکنون زمان آن است که همه انرژیها بر تامین یا مدیریت این توقعات متمرکز شود. این حق رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران است که در ازای انعطافی که در واگذاری بخشی از حقوق هستهای خود انجام دادهاند، ببینند که دولت نیز اولویتهای خود را بر اولویتهای مردم منطبق کرده و بر ترجمه توافق به رفاه تمرکز کرده است. دوران پساتوافق، دوران مسئولیتپذیری، سختکوشی و قدرشناسی است. این دوران هماکنون آغاز شده و خیلی زود ماه عسل خویش را سپری خواهد کرد.
پنجم- و واپسین نکته اینکه درباره هدفهای آمریکا در دوران پساتوافق نباید سادهاندیش بود و به برنامهای که برای اثرگذاری بر محیطهای سیاست داخلی، هستهای، امنیت ملی و منطقهای طراحی و اجرای برخی از آنها را هم آغاز کرده، بیتوجهی کرد. اهداف آمریکا در مرحله پساتوافق لزوما همان چیزهایی نیست که در متن برجام نوشته شده یا ظاهرا به نظر میرسد. چالش راهبردی اکنون این است که برجام و سرمایههای سیاسی و اجتماعی ناشی از اجرای آن در مسیر کدام هدف هزینه خواهد شد؟ نهایی شدن برجام محصول یک سلسله محاسبات استراتژیک است؛ هم در ایران و هم در آمریکا. در طرف ایرانی شاید یک استراتژی مذاکراتی متفاوت، میتوانست متنی متفاوت هم خلق کند.
بحث درباره استراتژی مذاکراتی تیم ایرانی و بدیلهای آن فعلا اولویت ما نیست اما درباره آنچه آمریکاییها در سردارند باید به اندازه کافی وقت گذاشت و اندیشید. آمریکا میخواهد برجام را سکویی برای پرش به سمت کدام اهداف کند؟ این سوال بویژه در شرایطی اهمیت مییابد که توجه کنیم به دلایل متنوع آمریکا چارهای جز توافق با ایران نداشت و گزینههای غیر دیپلماتیک آن بسیار محدودتر و ناکارآمدتر از چیزی بود که ادعا میکرد. اساسا یکی از مهمترین عواملی که به حصول توازن نسبی در متن برجام انجامیده، همین خالی بودن دست آمریکا، نیاز آن به توافق و هوشمندی مذاکراتی در استفاده از این نقطه ضعف بوده است. اکنون آمریکاییها میخواهند برجام را به یک گزینه برای خود تبدیل کرده و با آن سبد خالی شده گزینههای خود را رونق ببخشند. متقابلا نظام جمهوری اسلامی نیز در این اندیشه است که برجام را به بخشی از پیکربندی راهبردی خویش در حوزههای اقتصادی، سیاست داخلی، منطقهای و بینالمللی بدل کند. در سطح استراتژیک پرسش اصلی این است: در میانمدت، برجام گزینه کیست و در سبد کدام طرف خواهد نشست؟
****************
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان نوشت:
اگر برای تصویب نهایی سندی که دیروز، ایران و کشورهای ۵+۱ روی آن به توافق رسیدهاند، فرصت و مهلتی در نظر گرفته نشده بود، نوشتن این وجیزه ضرورتی نداشت و در هنگامه اینروزها، شرط عافیتطلبی آن بود که زبان به کام و قلم به نیام کشیده شود ولی از یکسو، اعلام فرصت دو هفتهای برای ایران و مهلت دوماهه! برای آمریکا به منظور بررسی و تصویب نهایی سند وین و از دیگر سو، تاکید رئیسجمهور محترم کشورمان در نطق تلویزیونی دیروز ایشان بر استقبال از نقد منصفانه و دلسوزانه، نگارنده را بر آن داشته است تا دراینباره به نکاتی چند اشاره کند.
۱- بعدازظهر دیروز، ساعتی پس از آن که متن بیانیه مشترک جمهوری اسلامی ایران و کشورهای ۵+۱ از سوی آقای دکترظریف و خانم موگرینی قرائت شد، باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا با حضور از قبل اعلام شده در یک برنامه تلویزیونی، تفسیر و برداشت خود از سند مورد توافق وین را با ذکر برخی از بااهمیتترین سرفصلهای آن اعلام کرد.
تفسیر اوباما از سند وین که باید آن را برداشت و تفسیر دولت آمریکا- چیزی شبیه فکت شیت- تلقی کرد در بسیاری از موارد با آنچه رئیسجمهور محترم کشورمان در گزارش تلویزیونی خود از محتوای توافق وین ارائه کرد، تفاوتهای جدی دارد. این تفاوت که در مواردی نزدیک به تناقض است در متن گزارشی که ساعتی قبل از قرائت بیانیه مشترک از سوی وزارت امور خارجه کشورمان در اختیار رسانهها قرار گرفته و منتشر شد نیز به وضوح دیده میشود و از این روی، بیم آن میرود که ماجرای برداشتهای متفاوت و متناقض طرفین از توافق لوزان در حال تکرار باشد و با ترفند تازهای که آمریکا در آستین دارد، روبرو باشیم!
و اما، از آنجا که برای ارزیابی سند یاد شده و تصویب نهایی آن مهلت چند روزهای در نظر گرفته شده است، میتوان و باید امیدوار بود که قبل از تصویبنهایی توافق یاد شده در مجلس شورای اسلامی و یا شورای عالی امنیت ملی کشورمان، این برداشتها و تفسیرهای متفاوت از میان برداشته شود و مفاد توافق وین حالتی «شفاف» و «تفسیرناپذیر» پیدا کند.
۲- اوباما در نطق تلویزیونی خود به محورهایی از توافق وین اشاره کرده و بر آن تاکید ورزید که پرداختن به تمامی موارد یادشده به درازا میکشد و در محدوده این نوشته محدود نمیگنجد، بنابراین از آن میان، تنها به بازخوانی چند نمونه بسنده میکنیم.
الف: این توافق همه خطوط کلی ما- بخوانید خط قرمزهای آمریکا- که در فصل بهار به چارچوب آن رسیدیم- یعنی همان توافق لوزان- را رعایت میکند.
ب: براساس این توافق، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به هر جا که ضروری تشخیص بدهند، دسترسی خواهند داشت. (یعنی بازرسیهای فراتر از پروتکل و از هر جا در هر زمان!)
ج: آژانس همچنین به توافقی رسید که مطابق آن میتواند برای کامل کردن تحقیق درباره ابعاد نظامی احتمالی-PMD - دسترسیهای مورد نیاز خود را داشته باشد.
د: تحریمهای ضد ایران کمکم لغو خواهد شد و تدریجی خواهد بود.(این بخش از اظهارات وی با خط قرمز اعلام شده کشورمان مبنی بر لغو یکباره تحریمها در تناقض آشکار است).
ه : این توافق هماهنگ با سنت رهبری آمریکا در دنیاست!
و : دو سوم سانتریفیوژهای نصب شده ایران حذف خواهد شد.
و نمونههای دیگری درباره راکتور آب سنگین اراک، زمان ۱۰ساله محدودیتهای تحقیق و توسعه R&D و از سرگیری چرخه غنیسازی ایران و...
۳- تفسیر اوباما از سند وین- «جمعبندی» و یا «توافق» - در برخی از محورهای اساسی و بنیادین با تفسیری که رئیسجمهور محترم کشورمان از همین سند در نطق تلویزیونی دیروز خود ارائه کرد، نه فقط متفاوت بلکه متناقض است. به عنوان نمونه- و فقط نمونه - آقای روحانی تاکید میکند که تمام تحریمها، حتی تحریمهای موشکی و تسلیحاتی، بانکی، بیمهای، پتروشیمی، حمل و نقل، مالی و... یکجا در روز اجرای توافق لغو میشود، و یا میفرمایند؛ راکتور آب سنگین اراک با همان ماهیت آب سنگین و با ویژگیهایی که در توافق آمده تکمیل خواهد شد و...
آقای دکتر روحانی در گزارش خود به مواردی نظیر آینده فردو، تعداد سانتریفیوژها و ... نیز اشاره داشت که با تفسیر ارائه شده از سوی باراک اوباما متفاوت است.
۴- بدیهی است و بعید نیست که تفسیر اوباما از سند وین غیرواقعی بوده و با متن سند یاد شده انطباق نداشته باشد ولی از آنجا که تفسیر وی به عنوان رئیسجمهور آمریکا و طرف اصلی مذاکره و توافق، ارائه شده است، میتوان و باید نگران بود که مبادا با ماجرای دیگری شبیه تفسیرهای متفاوت از توافق لوزان روبرو باشیم و از این روی انتظار میرود- و ضرورت حیاتیدارد - که دستاندرکاران محترم برنامه هستهای کشورمان و از جمله نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که مطابق اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی ملزم به بررسی و اظهارنظر نهایی درباره این سند هستند و نیز اعضای محترم شورای عالی امنیت ملی، موارد یاد شده را به دقت ارزیابی کنند و چنانچه تفاوت نظرهای ارائه شده از دو سوی ماجرا یعنی رئیسجمهور محترم کشورمان و رئیسجمهور آمریکا را ناشی از وجود بندهای «تفسیرپذیر» و «دو پهلو» در سند وین یافتند، قبل از تصویب نهایی برای اصلاح آن اقدام عاجل و جدی کنند.
۵- و بالاخره اگرچه دراینباره گفتنیهای دیگری نیز هست که نیاز به شفاف شدن دارد ولی از آن میان به گلایهای دوستانه و محترمانه از تهیهکنندگان متن توضیحی وزارت خارجه محترم کشورمان درباره سند وین که قبل از قرائت این سند تهیه شده و برای انتشار در اختیار رسانههای داخلی قرارگرفته است بسنده میکنیم.
در این متن توضیحی برخی از بندهای توافق وین به گونهای وارونه تفسیر شده است که میتواند حاوی آدرس غلط باشد. از جمله در این متن آمده است: «ایران به عنوان یک تولیدکننده محصولات هستهای بخصوص ۲ محصول راهبردی اورانیوم غنیشده و آب سنگین، وارد بازارهای جهانی خواهد شد و تحریمها و محدودیتها علیه صادرات و واردات مواد هستهای بیتاثیر میشود».
در این تفسیر با عرض پوزش، درک مخاطب نادیده گرفته شده و از محدودیت تحمیلی! حریف با عنوان «امتیاز» یاد شده است! توضیح آن که در توافق وین به صراحت آمده است که ایران نمیتواند بیش از ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۳/۵ درصد غنی شده داشته باشد و تاکید شده است باید از ۱۰ تن اورانیوم ۳/۵درصدی که در اختیار دارد، ۹۷۰۰ کیلوگرم آن را به کشور ثالثی که مورد تائید حریف باشد، تحویل بدهد. بنابراین الزام ایران به تحویل ۹۷۰۰ کیلو از محصول یاد شده، یک امتیاز برای حریف است و نه برای ایران که دوستان تهیهکننده متن توضیحی - گزارهبرگ- وزارت خارجه از آن با عنوان یک دستاورد ارزشمند! و امتیاز صادرات مواد هستهای یاد میکنند!
به یقین اعضاء محترم تیم هستهای کشورمان در جریان تنظیم متن یاد شده نبودهاند و گلایه آن است که چرا تهیه و تدوین آن را به کسانی سپردهاند که در این زمینه از تخصص لازم برخوردار نیستند.
و اما، در خاتمه گفتنی است که وجیزه پیشروی در همراهی با تیم هستهای محترم کشورمان نوشته شده است و بیانصافی است اگر از تلاش صادقانه و دلسوزانه آنان قدردانی نشود و حضور عزتمندانه این عزیزان در آوردگاه جدی با ۶ کشور یادشده نادیده گرفته شود.
بسم الله الرحمن الرحیم