إنّ الحسين مصباح الهدى وسفينة النجاة



غریب ارباب غریب ارباب
منو دریاب منو دریاب
پر شکسته نشستم من
رویه بامت نزن سنگم
دل من کربلا می خواد
خدا می دونه دل تنگم
خودت عشقو نگات عشقه
ضریح باصفات عشقه
خدایی تو همه عالم
فقط کرب و بلات عشقه
بیا با یک نگاه خود
تو را حضرت ملالم کن
شکستم قلب تو آقا
جون زهرا حلالم کن
چی میشه که باشم آقا
فدایه چشمایه نازت
غروب یک شب جمعه
زائر کربلای تو
*********************************************
صدایه سوز گریه میاد تو دشت ماتم
زبون گرفته خواهر میون خیمه غم
اسم برادرش امشب ورد لباشه
بغضی که وا شده بغض غم داداشه
سر میزاره رویه شونه هایه داداش
بارونه غربته اشکایه گریه هاش
اخی زینب حسین
خواهر دلش شکسته از تبسم یه نیزه
آتیش زده به جونش تجسم یه نیزه
مثل یه آسمون چشماش ستاره داره
از داغ اونی که اینجا مادر نداره
خوب می دونه شبه حرفایه آخره
فکر جدا شدن قاتل خواهره
************************************************
علمتو بردار عمو جون شدن همه بچه ها نیمه جون
لبا از عطش خورده ترک برایه علی آب برسون
قربونه چهره ماهت دست خدا به همراهت
با نگاهم آتیش به دل ستاره و مهتاب می ریزم
داری میری و پشت سرت با اشک چشام آب می ریزم
اهل حرم بی قرارن تشنه و چشم انتظارن
علمتو بردار عمو جون شدن همه بچه ها نیمه جون
لبا از عطش خورده ترک برایه علی آب برسون
خدا نیاره اون روزی رو که به خاک ماتم بشینم
الهی بمیرم نباشم سر تو رویه نی ببینم
بعد تو اصغر می میره بعد تو زینب اسیره
قربونه چهره ماهت دست خدا به همراهت
**********************************************
بدون عشقت کارم تمومه نفس کشیدن بی تو حرومه
بعد یه عمری گدائی شب جمعه ام یادم نمیره
هر دلی شد کربلائی عاقبت از غمت میمیره
سینه زنی که فاطمه دوسش داره خرابه عشقه
می دونه روضه اربابش حسین کتابه عشقه
کتابی که تو هر صفحه اش هزار تا قصه داره
دلی که بی قراره تو آسمون کربلات پر در میاره
گاهی میره تو خیمه ها می بینه که بچه ها
با چشمایه پر ستاره حلقه زدن دور و بر یه گهواره
یه مادری زبون گرفته
چرا مادر نمی خوابی
گمونم تشنه آبی
لالایی اصغرم لای لای
دلی که بی قراره تو آسمون کربلات پر در میاره
گاهی میره تو میدون می بینه یه بابایه پریشون
کنار گل پرپرش اکبرش زمین گیره
داره از غصه می میره دیگه از زندگیش سیره
صدا می زنه جوانانه بنی هاشم بیائید
علی را بر در خیمه رسانید
خدا داند علمدارم نداند
علی را بر در خیمه کشانم
دلی که بی قراره تو آسمون کربلات پر در میاره
میره به سمت علقمه حس می کنه میاد صدایه فاطمه
دل سقایه لب تشنه پر از شراره است
مشک آبش پاره پاره است
فرشته هایه آسمون فرشته هایه نوحه خون
تو آسمون دم می گیرن تو آسمون دم می گیرن
سقایه دشت کربلا
ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل
دستش شده از تن جدا
ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل
رو تل زینبیه حال یه خواهر چه زاره
دلی که بی قراره لا به لای تیر و نیزه
بال و پرش خونی می شه
پیش نگاه مضطرش جلویه چشایه مادرش
یکی داره قربونی می شه
این کشته فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست
*************************************************
دیوانه دیوانه می رفتم قلندری
مستانه مستانه می گفتم علی علی
مسلمیه، تل زینبیه، صحرای ماریه قرار ما
بویه سیبو، ضریح حبیبو، حسین غریبو، کرب و بلا
ایلایی ها
بسم الله الرحمن الرحیم