سلام
خب الان ایام فاطمیه است...این ایام رو خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می کنم...و یک تسلیت خالصانه هم به صاحب عزای اصلی این ایام حضرت بقیه الله روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفدا میدم...ان شالله این ایام اگر اشک چشمی جاری شد ما رو از دعاتون بی نصیب نذارید...
13 روز دیگه بیشتر به پایان سال باقی نمونده....چشم رو هم میذاریم تمام شده و سال جدید شروع میشه....به همین سادگی...
سال جدید که بشه میشم سی سال...اول فروردین ساعت 9صبح..پیر شدیم رفت...انگار همین دیروز بود رفتم مدرسه...کلاس اول...یا رفتم راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی...دقیقا ده سال پیش رفتم دانشگاه...سال هشتاد و پنج...ان شالله امسال که سال نود و پنج میشه اگر زنده باشم خدا کنه باز برم دانشگاه...خسته شدم دیگه....دوست دارم برم باز دانشگاه....با افراد جدید باشم...از دوره کارشناسی فقط چندتا بیشتر دوستام نموندن...یا درگیر کار یا زندگی شدن...خدا کمکشون کنه...واسه همین دوست دارم برم باز دانشگاه...البته یک دلیل دیگه هم داره..پاک کردن و فراموش کردن کارها و اشتباهاتی که قبلا داشتم....شاید اینجور درست بشه...موقعیت هایی که از دست رفت باز برگرده هر چند دیر...باز اشتباه نکنم...ان شالله...دعام کنید لطفا...دوست دارم گذشته رو با رفتن مجدد به دانشگاه جبران کنم...با توکل و یاری خدا...البته هر چی خیر هست...اما دوست دارم برم این بار مثل قبل نباشم...خراب نباشم...خراب هم نکنم...سعی کنم درست باشم و درست کنم...تا اثرش تا آخر عمرباشه...نه زود گذر و بعد هم پشیمون که چرا این شد و اون شد....چرا درست نشد و درست نشدم...باز حسرت بخورم که غلط رفتم راه رو!!چون درست نبودم پس درست نشد...این جور چیزها که خودم رو سرزنش کنم...و بهترین لحظات عمرم که شد سرزنش خودم باز هم بشه سرزنش!!!دوست ندارم باز تکرار بشه...دوست دارم درست بشه اینبار...دعا کنید...باید جبران کنم...با رفتن به دانشگاه باز موقعیت بسازم...هم واسه خودم هم دیگران...البته بدون اشتباه و با درس گرفتن از گذشته نه چندان خوب....
راستی کلاسهای هنرستان هم که دیگه رنگ و بوی عید و تعطیلی گرفته...تقریبا تعطیله...امروز پنج نفر کل مدرسه اومده بودن...
عمر زود میگذره....ان شالله که برای خدا و در راه رضای خدا و فرمانهای خدا بگذره..در هر جای عالم...به هر شکلی...یادمون باشه خدا هست...پس بهترینش باشیم...ان شالله
بسم الله الرحمن الرحیم