مردک پست که عمری نمک حیدر خورد

نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف

دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
 
ببین می توانی بمانی...بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان...

سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏ خوانند؛ در غروبی که شاخه ‏ات را شکسته بودند.

امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی‏ حدیث حضور او، خاموش است ...

علی، شبانه یاس می‏کارد !

شبانه ، داغ دلش را به خاک می‏گوید ؛ اگرچه فردا صبح ، از سمت خانه همسایه بوی نان آید .

دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد. و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد

کجاست فاطمه امشب ؟ کجاست بانوی نور؟



دخترک فقط موقع نماز چادر سر میکرد انگار فقط خدا به او نامحرم بود ...

 

امام خامنه ای (مدظله العالی):
من تمام حاجاتم را  در طول سال جمع نموده و در شب شهادت
مادرم فاطمه سلام الله علیها
 از خدا می طلبم...