مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیدادخانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه

باز میشه این در

صبح میشه این شب

صبر داشته باشد...