سلام
هفته دیگه امتحان ارشد دارم...اوضاع زیاد جالب نیست متاسفانه...اما توکل بر خدا..هر چی خیر است...هر کس بیشتر تلاش کرده ان شالله موفق باشد...اگر خیر من هم بود آنچه بلد هستم درست بزنم شاید من هم قبول بشم...دوست دارم تهران قبول بشم ان شالله...هر چند که گفتم اول کار..اما دور از دسترس هم نیست...هر چی خدا بخواد...
امشب خواهرم یهویی رفت مشهد پابوس سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام...دوسش صبح زنگ زد بهش...بلیط گرفتن هواپیما....الان رفتن....فردا شب بر می گردن...خوش به سعادتشون...
و بهش گفتم برام یک انگشتر بخره از مشهد واسه تبرک...بندازم دستم...انگشتر ندارم...مستحبه...باید داشته باشه...
شاید کارم جور بشه واسه کار برم عسلویه...با اینکه خیلی سخته برام...امیدوارم اگر جور بشه پنجم به بعد خرداد باشه....که امتحان بچه ها تمام بشه...نذر امسال در نیمه شعبان هم بدم....امیدوارم ....با اینکه سخته برام دور شدن از خانواده...استرس گرفتتم...حسابی....یکی از دلایل اخلال در ارشدم هم همین بود!!!ولی خدا رو چی دیده انسان...آیه قرآن هست که می فرماید: عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم...شاید به چیزی یا کاری کراهت داشته باشید و همون خیر باشه از سوی خدا....توکل بر خودش...
امروز مامانم هدیه سر عقد واسه زنم هم خرید...یک سرویس طلا...نشونی هم که قبلا خریده بود....هدیه بعد از عقد هم آماده کرده...هیچی دیگه مادر همه چی جور کرده...ان شالله خدا حفظش کنه...
التماس دعا...
بسم الله الرحمن الرحیم