شیخ یوسف صانعی
1- ابوموسي اشعري چهره اي شناخته شده در بين مسلمين است . ميگويند در زمان پيامبر -ص- مورد اعتماد ايشان قرار گرفت تا آنجا كه مأمور جمع آوري زكات بعضي قبايل هم شد . پس از رحلت رسول خدا در فتوحات ایران و سوریه شرکت داشت و در دوره عمر و عثمان حاكم بصره و كوفه گرديد . گويا جزء فقها و قاضي القضات آن دوره هم بود. در زمان خلافت اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) و وقوع جنگ صفين ، با اصرار گروهي از ياران فريب خورده ،نماينده سپاه امام در ماجراي حكميت شد و باساده لوحي و بينش كم مغلوب نيرنگهاي عمروعاص شد و خيانتي بزرگ به اميرالمؤمنين (ع) و آينده اسلام نمود.همانطور كه ملاحظه مي شود ابوموسي اشعري فردي با سابقه در تاريخ اسلام و داراي دانش در احكام و مباني اسلامي بوده است.
2- شيخ يوسف صانعي بنابر زندگي نامه نوشته شده در سايتشان در سن 22 سالگي به مرحله اجتهاد رسيدند . ايشان سوابقي در مبارزات انقلابي دوران رژيم شاهنشاهي داشته و پس از پيروزي انقلاب ، از طرف حضرت امام (ره) بعنوان عضو فقهاي شوراي نگهبان منصوب و چند سال بعد هم دادستان كل كشور مي گردد . بعد ها يك دوره عضو مجلس خبرگان رهبري شده و نهايتاً دفتر مرجعيت تأسييس نمودند.
3- هفته گذشته آقاي صانعي در جمع تعدادي از دوستانشان اظهارات عجيب و دور از نزاكتي بيان نمودند كه نشان از نبود بينش و آگاهي در ايشان داشت. هنگام مشاهده فيلم سخنراني ايشان ناخودآگاه به ياد ابوموسي اشعري افتادم . همانطور كه ذكر شد، ابوموسي اشعري هم داراي سوابق مبارزاتي - سواد علمي و فقاهت و مسؤوليت در حكومت اسلامي بوده است (همان چيزهايي كه آقاي صانعي و بسياري ديگر از همفكران ايشان در مورد خودشان ادعا مي كنند و تا موضوعي پيش ميآيد ميگويند ما با امام بوديم ما در انقلاب بوديم ما... ) اما در نهايت با اعمال نسنجيده و فريب اطرافيان و از همه مهمتر عدم وجود بصيرت باعث كناره گيري حضرت علي (ع) از خلافت شد كه ضررهاي ناشي از آن تا همين امروز باقيست .
از اهانتهاي ايشان به رئيس جمهور منتخب مردم كه بگذريم(كه مسبوق به سابقه هم بوده است) ، سخنان آقاي صانعي سرشار از اتهام و تضعيف و توهين به نظام اسلامي ميباشد. بررسي اتهامات ايشان به نظام و شيوه حكومت اسلامي در اين مقال نميگنجد و كار اهل فن است ولي نياز به پيگيري توسط برخي نهادها و پاسخگويي مستدل توسط مراجع معظم ضروري بنظر ميرسد.
به خوبي روشن است اينكه امام راحل (ره) فرمودند " ملاك حال فعلي افراد است" براي همين روزها بوده تا امثال آقاي صانعي مدعي نشوند و تصور نكنند كه سابقه قبليشان مصونيتي ايجاد كرده كه هرچه ميخواهند بكنند و بگويند . بد نيست آقاي صانعي و ديگران مقايسهاي بين خودشان و برخي شخصيتهاي تاريخي داشته باشند تا عبرت بگيرند و عبرت نشوند.
در پايان قسمتي از نامه حضرت علي(ع) به ابوموسي اشعري پيرامون حكميت كه با وضع فعلي برخي آقايان مطابقت كامل دارد كه ميفرمايند: " همانا بسيارى از مردم دگرگون شدند، و از سعادت و رستگارى بى بهره ماندند، به دنياپرستى روى آورده، و از روى هواى نفس سخن گفتند... " در ادمه مي فرمايند" همانا بدبخت كسى است كه از عقل و تجربه اى كه نصيب او شده است محروم ماند، و من از آن كس كه به باطل سخن گويد يا كارى را كه خدا اصلاح كرده برهم زند، بيزارم. آنچه را نمى دانى واگذار، زيرا مردان بدكردار، با سخنانى نادرست به سوى تو خواهند شتافت".(نهج البلاغه - نامه 78)
بسم الله الرحمن الرحیم