حاشيه‌هاي ديدار هنرمندان با رهبر انقلاب

ديدار اهالي فرهنگ و هنر با رهبر معظم انقلاب، با سخنان صميمانه مجيد مجيدي، حبيب احمدزاده، مرتضي سرهنگي، محمدرضا سنگري، انسيه شاه‌حسيني‌ و... در ميان شور و شوق هنرمندان و اهالي فرهنگ و ادب دفاع مقدس برگزار شد.

به گزارش فارس، در اين نشست سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، عزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، محسن پرويز معاون فرهنگي وزير ارشاد، حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري، محمدعلي زم، محمدرضا جعفري‌جلوه معاون سينمايي وزير ارشاد، سردار سيدفيصل باقرزاده، مهدي چمران رئيس شوراي شهر تهران ، بيژن نوباوه نماينده مجلس و تعداد زيادي از هنرمندان حضور داشتند.

از ساعت 16:30 به بعد تقريبا حسينيه امام خميني از مهمانان پر مي‌شد، حسينيه به دو قسمت تقسيم شده‌ بود. نيمي از حسينيه را براي سفره‌هاي افطار مي‌كردند.
چند دقيقه قبل از اين كه آقا وارد حسينه شوند، تنها پلاكارد مربوط به جلسه نصب شد كه جمله‌اي از «پيام امام به هنرمندان» بود كه در آن نوشته شده بود: تنها هنري زيبا و پاك است كه كه كوبنده اسلام سرمايه‌داري و كوبنده اسلام رفاه و تجمل باشد.

عقربه‌ها ساعت 5 عصر را نشان مي‌داد كه آقا وارد حسينيه شدند و با شور اشتياق ميهمانان هنرمند رو به رو شدند، مجري برنامه آقاي اكبر نبوي در جايگاه قرار گرفت و ضمن سلام به آقا و حضار يادآوري كرد كه اين جلسه قرار است صميمي و صريح باشد.

اولين ميهمان سخنران حبيب احمدزاده از حوزه ادبيات داستاني بود. نبوي درباره حبيب‌احمد‌زاده مي‌گويد: احمد‌زاده زبان تندي دارد.

اين داستان‌نويس خاطره‌اي نقل كرد و گفت: گزارشگري از من پرسيد تو اين همه به جبهه رفته‌اي چرا شهيد نشدي و من به او گفتم من دو بار شهيد شده‌ام، بنياد شهيد مرا قبول ندارد.
هنگامي كه حبيب احمدزاده مطرح كرد كه گزارشگر از من پرسيد چرا شهيد نشده‌اي، مقام معظم رهبري با همان صميميت هميشگي به ايشان گفتند: مي‌خواستي بگويي برويد از عراقي‌ها بپرسيد.

احمدزاده همچنين مي‌گويد در آخر سر با اشاره به وضعيت امروز جامعه و در جريان بودن چنين جنگي در حال حاضر مي‌‌گويد: امروز نبايد با سخت‌گيري‌هاي بي‌جهت دوستان خود را از انقلاب جدا كنيم.

حاج مرتضي سرهنگي مسئول فرهنگ و هنر ادبيات پايداري دومين سخنران اين نشست صميمي بود.

نبوي سرهنگي را به عنوان «پدربزرگ نويسندگان دفاع مقدس» معرفي مي‌كند. سرهنگي مي‌گويد كه ادبيات دفاع مقدس در ايران ساخته نشده است بلكه متولد شده است و اين فرزند پدر مي‌خواهد. او همچنين گزارشي از روند آثار ادبيات دفاع مقدس ارائه داد.

در ميانه سخنراني سرهنگي، مجيد مجيدي و رضا ميركريمي وارد سالن شدند. سرهنگي كه حرف‌هايش تمام شد، مورد خطاب مقام معظم رهبري قرار گرفت كه «آقاي سرهنگي زنده باشيد».

نبوي باز هم مطالبي را درباره سخنان سخنرانان گفت و گله‌اي از احمدزاده كرد كه «از حبيب احمدزاده توقع داشتيم كه انفجاري حرف بزند» كه نزد.

انسيه شاه‌حسيني فيلمنامه نويس و كارگردان عرصه دفاع مقدس سومين سخنران در ابتداي سخنش سلام همرزمان شهيد علم‌الهدي را به رهبر انقلاب رساند و خاطرات مشترك آن شهيد با آقا، صميميتي و صداقتي خاص به جلسه بخشيد.

شاه حسيني همچنين با بيان اين كه حضرت علي جملات سينمايي بسياري دارند، حديثي از ايشان را قرائت كرد.

نوبت بعدي به حميد شريفي هنرمند هنرهاي تجسمي رسيد. شريفي كه از قديمي‌هاي حوزه هنري است به شكل‌گيري اين حوزه كه اوايل آن را «حوزه هنر و انديشه اسلامي» مي‌ناميدند، اشاره كرد و بيان داشت: حوزه هنري يكي از پايگاه‌هاي هنر انقلاب بود كه خودجوش ايجاد شده بود؛ سپس درباره خودش گفت: با وجود همه بي‌مهري‌ها همچنان از ابتدا تا امروز در حوزه هنري باقي مانده‌ام اما متاسفانه اغلب از حوزه هنري رفته‌اند.

انتقاد اصلي شريفي هم به مديريت فرهنگي بود كه اكثر مديران عرصه هنر رشته تحصيلي و تجربه‌شان مرتبط با فعاليت‌شان نيست و اين آسيبي است كه به عرصه هنر زده شده است.
نفر بعدي سعيد قاسمي از فرماندهان جنگ و از فعالان فرهنگي دفاع مقدس است. وي در ابتداي سخنان خود آمادگي‌اش را براي سخنراني طولاني اعلام كرد و گفت ما دستمال سفيدمان را آورديم تا روي ساعت بيندازيم، اما ساعتي نبود.

تمركز صحبت‌هاي قاسمي بر مساله تشكيل نشدن جبهه از فعاليت‌هاي فرهنگي جزيره‌اي نيروهاي فرهنگي انقلاب است. قاسمي به هشدارهاي رهبري نسبت به تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي و .. اشاره مي‌كند و مي‌گويد كه برخي حتي اين مسائل را قبول نداشته و توهم مي‌دانند. قاسمي اضافه مي‌كند كه ما بايستي الان در فكر تهاجم باشيم نه اينكه در دفاع هم دچار مشكل باشيم.

وي كه درباره «جبهه فرهنگي» سخن مي‌گفت، در پايان سخنانش شعري خطاب به رهبر انقلاب خواند:

ما در ره عشق نقض پيمان نكنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نكنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نكنيم

در هنگام خواندن اين شعر افراد حاضر در حسينيه، سعيد قاسمي را همراهي مي‌كردند و افرادي مثل جهانبخش سلطاني نيز اشك بر چشمان‌شان حلقه زده بود.

سعيد قاسمي در آخر صحبت‌هايش مي‌گويد: آقا مي‌ترسيم همان اتفاقي كه براي سخنان حضرت روح‌الله افتاد براي سخنان شما هم بيافتد و در آخر دو شعر از محمدكاظم كاظمي و سيد‌حسن حسيني خوانده مي‌شود.

به گزارش فارس، مسعود فراستي از منتقدان سينما و تلويزيون در مدت زماني اندك سه مسئله مهم را گوش زد كرد كه عبارتند از: 1. خود را هنرمند ندانيم 2. كار جدي ارائه دهيم 3. فرهنگ را سياست‌زده نكنيم.

وي مي‌گويد: اصلا توليد فرهنگي ما طبيعي نيست. سپس اشاره‌اي به اصطلاح «گردان‌هاي تك‌نفره فرهنگي» سعيد قاسمي مي‌كند و انتقاد قاسمي را در نقد عملكرد جزيره‌اي در حوزه فرهنگ تائيد مي‌كند.

فراستي از مديريت فرهنگي هم انتقاد مي‌كند و مي‌گويد مديريت فرهنگي ما دچار تفرقه است، يك مدير فرهنگي را بعد از مدير شدنش با صدها تلفن هم نمي‌شود پيدا كرد و بعد با اشاره به برخي آثار اضافه مي‌كند: ميلياردها خرج فيلمي مي‌كنيم كه تنها 2 تا 2.5 ميليون فروش دارد.

محمدرضا سنگري استاد دانشگاه، شاعر و منتقد مثل هميشه سخنراني جذابي كرد. يك سخنراني كوتاه مزين به شعر رجزي از حضرت علي اكبر(ع). وي همچنين ضرورت حضور يك بانك اطلاعاتي را در حوزه ادبيات خاطر نشان كرد.

مجيد مجيدي به پشت تريبون دعوت مي‌شود. صداي مجيدي گرفته است. ابتداي سخنانش مي‌گويد: من مهمانم و تبركا آمده‌ام و بعد به فضاي دوران جنگ اشاره مي‌كند و از آن دوران به عنوان «روياهاي سرزمين من» تعبير مي‌كند.

آقا با آرامش و مهرباني گفتند: آقاي مجيدي به‌خاطر هنرمند بودنشان روح لطيف دارند و خيلي حساس هستند. من اين حرف‌ها را قبلا هم از ايشان شنيده بودم و اشك ايشان را كه از خلوص بود ديده بودم... من يك تسلا به ايشان (مجيد مجيدي) بدهم. آن روزي كه روزهاي دفاع مقدس بود همان روزها هم همين جور دعواها بود، خيال نكنيد نبود، به حافظه مراجعه كنيد، اين دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهي از تهران مي‌آمدند نكاتي را مي‌گفتند بعد ديدم در سال‌هاي 63، 64، 65 هم بچه‌ها در كتاب خاطرات خود نيز به آنها اشاره مي‌كردند...آن موقع كنار آن بهشت، جهنمي بود الان هم كنار اين جهنمي كه شما حس مي‌كنيد بهشت‌هايي وجود دارد.

مجيدي گفت: خيلي از فيلم‌سازان مي‌خواستند به اين جلسه بيايند اما نه به دليل ناراحتي بلكه به دليل ناخوش‌احوالي نتوانستند بيايند.

وي چنان حالش دگرگون شده كه بغضش مي‌تركد. رو به جايگاه مي‌كند و با گريه مي‌گويد: آقا! من حالم بد است، به كجا مي‌رويم؟. گله مي‌كند: آقا چرا ما مدعي همه چيز شده‌ايم؟

رهبر انقلاب با لبخند نگاهش مي‌كند و آرام و با دقت گوش مي‌دهد. مجيدي نگاهي به دوربين‌هاي تلويزيون مي‌اندازد و مي‌گويد: تلويزيوني كه مجيدي را در ليست سياه قرار مي‌دهد، حق ندارد كه تصوير من را نشان دهد..

آقا، ‌من اين ليست را خودم ديده‌ام. آخر سر هم مجيد مجيدي مي‌گويد: من هر چه دارم از اين انقلاب است.

مجيدي مي‌گويد: در آن روزها هيچ‌كس به دنبال طرح نامش در تيتر اول رسانه‌ها نبود. آن زمان به همديگر تهمت نمي‌زدند، مردم عزيزي بودند كه نداشته‌هايشان را در راه خدا به جبهه‌ها اهدا مي‌كردند.

مجيد مجيدي كه مي‌نشيند، آقا شروع به سخن گفتن مي‌كند. ايشان از لطافت و حساسيت هنرمندان مي‌گويد و خطاب به مجيد مجيدي مي‌فرمايند: شايد شما يادتان نباشد اما در زمان دفاع مقدس هم از اين اتفاقات مي‌افتاد.

ايشان اين‌طور تعبير مي‌كنند كه گاه بوي تعفن برخي اتفاقات از پشت‌ جبهه تا جبهه مي‌آمد و خاطرات بعضي رزمندگان را در مذمت شهر و فضاي آن را به عنوان شاهد مثال طرح مي‌كنند و مي‌گويند همان‌طور كه آن‌ روزها در كنار آن بهشت‌ها، جهنم‌هايي هم بود؛ امروز هم در كنار اين جهنم‌ها بهشت‌هايي هست. پس نااميد نشويم.

در همين زمان صدايي از انتهاي حسينيه بلند مي‌شود. آقا مي‌فرمايند: آقا مرتضي فعلا بنشينيد.

سردار مرتضي قرباني از فرماندهان دفاع مقدس است كه اصرار دارد خاطره‌اي تعريف كند. بالاخره آنقدر اصرار مي‌كند كه آقا با لبخندي سكوت مي‌كنند.

قرباني خاطره‌اش را اينچنين مي‌گويد: در كردستان يك بار در يك درگيري چند زن كرد را اسير گرفتيم و خاطره را از زبان آن زن ضد انقلاب درباره يك پاسدار شهيد مي‌گويد. خاطره‌ كه تمام مي‌شود، مقام معظم رهبري مي‌فرمايند: در زمان جنگ همين آقاي قرباني، در كردستان ده، دوازده ضد انقلاب زن را به اسارت گرفته بود. من هم كردستان بودم، آمد پيش من و گفت: حج آقا! ده، دوازده تا كنيز گرفتيم. تعريف خاطره رهبري با آن هم با لهجه اصفهاني سالن را از خنده حضار تكان مي‌دهد.
نفر بعدي نادر طالب‌زاده است.

طالب‌زاده در مورد مستند سخن مي‌گويد و تاكيدش بر اين است كه بايد مستند‌هاي سياسي و تحليلي فراواني با صراحت ساخته شود و نبايد اين طور باشد كه حرف‌ها را در اتوبوس و تاكسي بشنويم. اين حرف‌ها را بايد در قالب مستند و در چارچوب‌هاي قانوني منتشر شود.

طالب‌زاده در نهايت پيشنهاد ايجاد شبكه تخصصي مستند را طرح مي‌كند.

بعد از طالب‌زاده از سيدمهدي شجاعي هم دعوت مي‌شود تا پشت تريبون حاضر شود. شجاعي كه مي‌آيد معذرت مي‌خواهد و مي‌گويد كه حالش مساعد نيست. شجاعي كه مي‌نشيند، يك نفر از ميان جمعيت اعتراض مي‌كند و مي‌گويد: ما شهرستاني‌ها را فقط براي سياهي‌لشكر دعوت مي‌كنند و زمان حرف‌زدن كه مي‌رسد تنها تهراني‌ها هستند كه حرف مي‌زنند.

نفر آخر مسعود ده‌نمكي‌ است. ده‌نمكي مثل هميشه لبخند بر لب، راحت سخنراني كرد و طيفي از انتقادات و پيشنهادات را پشت سر هم طرح مي‌كند كه پراكنده به نظر مي‌رسند. هر چند قبلا هم اين صحبت‌ها را طرح كرده بود.

وي از مظلوميت عناصر مذهبي در سينما گفت. وي در بخشي نيز خطاب به مجيد مجيدي گفت: آقاي مجيدي مي‌گويد حالمان خوش نيست مگر حال ما خوب است. حال ما از همه خراب‌تر است. اين سخنان با احسنت جمعيت همراه شد.

ده‌نمكي همچنين اهميت سينماي دفاع مقدس را يادآور شد و با اميدواري، با گفتن خاطره‌اي نشاطي به جمع هديه داد.

به گزارش فارس، نشست هنري هنرمندان ادبيات دفاع مقدس با اقامه نماز به امامت مقام معظم رهبري و صرف افطار در بيت آن معظم‌له به پايان رسيد.


حاشيه‌هايي بر حاشيه ديدار هنرمندان با مقام معظم رهبري:
- مقام معظم رهبري در سخنان‌شان از آثار مرتبط دفاع مقدس همچون كتاب دا، فيلم‌هاي آژانس شيشه‌اي ، ليلي يا من است و اخراجي‌ها ياد كردند.

- در حالي كه هنوز دو ساعت به آغاز برنامه مانده بود، چهره‌هاي آشنا و سرشناسي در مقابل درب ورودي حسينيه امام خميني(ره) تجمع كرده‌اند. نادر طالب‌زاده، مسعود فراستي، جعفر دهقان و سهيل كريمي از جمله افرادي هستند كه يكي، دو ساعت زودتر از موعد مقرر خود را به مراسم رسانده‌اند.

- رأس ساعت مقرر حضرت آقا وارد جلسه مي‌شوند و فضا با قرائت قرآن آماده برگزاري مراسم مي‌شود.

- اكبر نبوي قائم‌مقام سابق بنياد فارابي مجري جلسه است كه قبل از دعوت از سخنرانان تذكري درباره رعايت وقت مي‌دهد. امري كه از سوي هيچ يك از افراد رعايت نمي‌شود. وي تأكيد زيادي نيز داشت كه سخنرانان صراحت داشته باشند.

- ابوالقاسم طالبي كارگردان هنگامي كه سخنان يكي از افراد طولاني شد از وسط جمعيت با صداي بلند تذكر خود را مبني بر كمبود وقت را اعلام كرد.

- مسعود ده‌نمكي متن چند صفحه‌اي نيز براي اين موضوع آماده كرده بود. وي هنگامي كه ديد قرار نيست به او نوبت بدهند در ميانه جمعيت با صداي بلند با رهبر صحبت كرد كه چند روز است با من تماس مي‌گيرند كه بيا و صريح نيز صحبت كن اما الان اجازه نمي‌دهند، صحبت كنم. وي بعد از اين كنار جايگاه رفت و به عنوان آخرين نفر سخن گفت.

- ابوالقاسم طالبي در اواسط جلسه خواستار شنيدن صحبت‌هاي رهبري بود و گفت: ما هميشه حرف‌هاي همديگر را مي‌شنويم، الان دوست داريم سخنان آقا را بشنويم.

- قبل از اين كه مجري جلسه آخرين سخنران را دعوت كند، امير تاجيك به نمايندگي از خوانندگان و موسيقيدانان به عدم اختصاص وقت اعتراض كرد و موسيقي را مظلوم‌ترين هنر شمرد. وي حتي تا نزديك جايگاه براي سخنراني رفت اما به دليل كمبود وقت، مجال صحبت نيافت.

- رضا برجي مستندساز نيز كه در انتهاي حسينيه نشسته بود، با بلند كردن دست خود اجازه صحبت خواست كه مجال چنين كاري را نيافت.

- در بخشي از مراسم،‌ طلبه جواني اجازه خواست سخن بگويد و بدون توجه به فضاي جلسه به نحوه اداره جلسه و سطح ضعيف سخنراني‌ها اشاره كرد كه آقا فرمودند من هم مثل يكي از شما حاضرين هستم و اگر به نحوه اداره جلسه اعتراض داريد بايد به آن آقا بگوئيد(اشاره به نبوي) كه آن طلبه پذيرفت و به سمت نبوي رفت.

- گروهي از مهمانان شهرستاني نيز از اين كه هيچ‌گاه اجازه بيان نظرات‌شان را نمي‌يابند، گله‌مند بودند و از اين كه سيدمهدي شجاعي بدون اين كه در ليست باشد سخن گفته، ابراز نارضايتي كردند.

- بعد از پايان مراسم با «محمدرضا شريفي‌نيا» هم‌صحبت شديم و حس او را درباره اين جلسه پرسيديم. وي با بيان اين كه از قبل از انقلاب با آقاي خامنه‌اي در مشهد آشنا بوده و در جلسات، شعر و دكلمه مي‌خوانده، گفت: كشور هم‌اكنون در شرايط حساسي به سر مي‌برد و هنرمندان بايد در چنين مواقعي نيز در كنار ملت و كشور خود باشند. وي حضور خود را در چنين مراسمي وظيفه‌اي كوچك خواند و گفت كه بعد از حضور علني در مراسم تنفيذ، در اينترنت اهانت‌هاي بسياري به وي شده است