مسافر تنهای دنیا... آغازی دیگر
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه...
بعد از مدتها باز میخوام از خودم بنویسم...
اینکه میخوام برای کنکور دکترا شروع به خوندن کنم و با تلاش و یاری خدا قبول بشم...
اینکه این روزها بیش از همیشه به فکر ازدواج افتادم! اون هم در ۳۸ سالگی! ای کاش زودتر به فکر می افتادم. قبلا هم اینجا می گفتم و می نوشتم اما جدی نمی گرفتم... الان میفهمم که انسان هر چه زودتر ازدواج کنه بهتر... ای کاش در ۲۰ سالگی ازدواج می کردم... تا این روزها حسرت ۱۸ سالی که می توانستم متاهل باشم، را نخورم! آره... اشتباه بزرگی کردم...
ای کاش می شد زمان را به عقب برگرداند!
اینکه این روزها غم مردم عزیز غزه را دارم. کودکان و زنان بی پناه... مردمی که ۷۵ سال، حرامیان کشورشان را اِشغال کرده اند. و غم جهل مردمی که این روزها فکر می کنند جنگ حماس(مردم فلسطین) با اشغالگران صهیونیست از ۱۵ مهر ۱۴۰۲(۷ اکتبر ۲۰۲۳) آغاز شده و عده ای که از سر نادانی می گویند غزه چه ربطی به ما دارد! ناراحت از مسولین انسان نمای غرب و مردمی که این انسان نمایان را می پذیرند! خشمگین از سران خود فروخته عرب که در نشست ها از غزه می گویند و در عمل با رژیم اشغالگر طرح دوستی می ریزند! و بیچاره این بازی مردم آمریکا و اروپا که مانند الاغ کار می کنند تا مالیاتشان توسط مسولینشان خرج تجهیز رژیم صهیونیستی شود تا مردم مظلوم فلسطین را بکشند و همان مالیات دهندگان هر شنبه و یکشنبه فریاد آزادی فلسطین سر دهند! عجب دو گانگی و حماقتی...
این روزها چند کتاب درباره دین، یهودیت خواندم و کتاب زیبای "ارتداد" نوشته دکتر یامین پور و همچنین کتاب "قاره سبز" خانم مریم نقاشان...
بخشی از کتاب قاره سبز من را به گذشته برد! دوران کارشناسی دانشگاه... دختری که چند صباحی چادر به سر کرد اما نتوانست و بعدها به خاطر آرزوها و به قول خودش فرصت و کار در آنسوی مرزها، چادر که چه عرض کنم، روسری و مانتو نیز پرواز داد تا کار کند و به هدفش که یافتن کسب و کار بود برسد! شاید هیچگاه نفهمد که چه از دست داد و چه کسب کرد! برخلاف نویسنده کتاب قاره سبز که تا ۱۵ سالگی حجاب نداشت و بعد از اینکه حجاب را یافت حتی در آلمان نیز حجابش را کنار نگذاشت... تفاوت است بین کسی که یک شبه و یا به زور حجاب می کند و خدا را می شناسد با کسی که با جان و دل خدا را یافته و حجاب می کند. این کتاب آنچنان من را به گذشته برد که گاهی با برخی جملاتش اشک می ریختم! به اشتباه بودن خودم... به اشتباه بودنم در دوران دانشگاه... بماند
راستی فاطمیه نزدیک است... ان شالله در این ایام حقیر را از دعای خیرتان فراموش نکنید و دعا کنید هر چه زودتر ازدواج کنم و دکترا نیز قبول شوم...
۱ آذر ۱۴۰۲
۸ جمادی الاولی ۱۴۴۵
۲۲ نوامبر ۲۰۲۳
بسم الله الرحمن الرحیم