«زن ایرانی» موضوع اصلی هجمه غرب
«زن ایرانی» موضوع اصلی هجمه غرب
در سالهای اخیر شاهد تقابل ایدئولوژیکی غرب با جمهوری اسلامی ایران بودیم تا «الگوی هویتی جدید انقلاب اسلامی با محوریت زنان» را به چالش بکشد و زن مسلمان ایرانی را در جایگاه فرودست درگیر آپارتاید جنسی کند.
گروه زندگی: وقتی هشتم مارس میشود، همه رسانههای غربی درباره حقوق زنان سرزمینشان در بوقوکرنا میکنند که بله زنان غربی از بهترین حقوق و امتیازات برخوردار هستند، اما آنها هیچگاه آن روی سکه تبعیض علیه زن غربی را افشا نمیکنند، حال با پیروزی انقلاب اسلامی و بهخصوص در سالهای اخیر با موفقیتهای چشمگیر بانوان ایرانی در سطوح مختلف از جمله علم و فناوری، مشاهده میشود جامعه زنان ایرانی به دلیل نقش مؤثر در خانواده و جامعه، موضوع مناسبی در جهت امیال دشمن باهدف بیثباتسازی از درون شده است!بهطوری که با عملیاتیکردن سناریوهای نفوذ، بسیاری از بازیگران حوزه زنان از جمله کنشگران و فعالان حاضر در سازمانهای مدنی بهصورت ناخواسته، بهعنوان بازیگر نفوذی وارد عمل کردند و تلاش کردند بهواسطه پیگیری مطالبات معارض، نیازسازی کاذب و گسترش نافرمانی مدنی، اصول نظام اسلامی را به چالش بکشانند.این تقابل الگوی زن غربی با الگوی سوم مدنظر زن ایرانی باعث شد که پای سخن مهدیه شادمانی کارشناس و تحلیلگر روابط بینالملل بنشینیم و از او درباره چرایی هجمه غرب به زن ایرانی بپرسیم، گفتوگویی که میتواند زوایای تازهای از دشمنی غرب با بانوی مسلمان ایرانی را بیشازپیش نمایان سازد. با ما همراه باشید:
در الگوی زن غربی شاهد تضعیف ماهیت انسانی زن هستیم
باتوجهبه جنگ ترکیبی دشمن علیه بانوی ایرانی، این سؤال مطرح میشود که اساساً زن در غرب در چه جایگاهی قرار گرفته است و غرب سنگ چه الگویی از زن را به سینه میزند؟ ـ ببینید در بیان الگوی زن غربی، من ابتدا عنایتی دارم به اشارات رهبر معظم انقلاب اسلامی که میفرمایند «الگوی زنان اسلامی زنان بزرگی همچون حضرت زهرا(س) و حضرت خدیجه(س) هستند و در مقابل الگوی اسلامی شاهد الگوی انحرافی زن غربی هستیم که به جای همه خصوصیات برجسته و ممتاز زن اسلامی، شاخصههایی همچون برهنگی، جلب نظر و التذاذ مردان را در خود دارد»، بنابراین در الگوی زن غربی با ارجحیت جنسیت، شاهد تضعیف ماهیت انسانی زن هستیم.
اجازه کتک زدن زنان انگلیسی در قرن ۱۵
اینجا نیاز داریم برای اثبات این گزاره یک بررسی تاریخی هم در تبیین جایگاه زن غربی داشته باشیم که شاهد یک عدم تعادل در معرفی الگو هستیم، در تصویرشناسی زن و زنانگی در قرونوسطی اثبات میشود که زن شهروند درجه دو و بهعنوان موجودی بیکفایت و فریبکار جنسی معرفی شده است.ببینید در قانون عمومی انگلستان در قرن ۱۵، اجازه به کتکزدن زن باهدف حفظ کیان خانواده داده میشد و یا در فرانسه در جهت تبادل آرای اندیشه پیرامون جایگاه انسانیت زن به این نتیجه میرسند که زن دارای روح هست اما روح حیوانی!
یک افتخار کلیشهای توخالی!
حتی در زمانی که بعد از قرونوسطی شاهد اعطای حق مالکیت به زنان هستیم، طبق بررسیهای دقیق خود جامعهشناسان اروپا، به این مسئله رسیدند که به دلیل اینکه کارخانهها برای توسعه فناوری مدرنشان و صنعت نیازمند کارگر بودند، کارگر کم بود، بنابراین پای زنان به کارخانهجات و فضای صنعت کشیده شد تا بتوانند با مزد کم آنها را در اختیار داشته باشند، بنابراین این اسمش حق مالکیت شد، اما در مقابل بهصورت یک کلیشه و یک افتخار برای اروپاییان تبلیغ میشود که در اوایل قرن بیستم حق مالکیت به زنان داده شده بود. این در حالی است که این یک نگرش افراطی غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب است.بنابراین آن چیزی که بهعنوان الگو برای زن در غرب معرفی میشود، یک هویت جدید در قالب بیهویتی است؛ یعنی غرب نیاز داشت که از نیروی زنان در بازار کار بهعنوان ابزار جذب سرمایه بهره بگیرد و از آنها استفاده کند، به همین خاطر بر الگوی جاذبههای جنسی و ظاهری تمرکز کرد که در این الگو فردانیت و اجتماع مبتنی بر در متن بودن زن بوده است، اما متنی که زن باید از جاذبههای جنسی، نه ظرفیتهای انسانی و فطری خودش بهره بگیرد.
«الگوی هویتی جدید انقلاب اسلامی با محوریت زنان»؛ خاری در چشم غرب
چرا زن ایرانی به یکباره موضوع اصلی هجمه از سوی غرب و دشمنان قرار گرفت؟ـ پس از انقلاب شاهد یک تقابل ایدئولوژیکی نظام سلطه با محوریت غرب با جمهوری اسلامی ایران بودیم، یکی از محورهای اصلی غرب با پیروزی انقلاب، او را در جهت تضعیف اصول و جایگاه خودش تشخیص داد، «الگوی هویتی جدید انقلاب اسلامی با محوریت زنان» بود. در واقع اصلیترین مسائل گفتمانی انقلاب اسلامی مدیریت کارآمد اسلام پیرامون حقوق و تکالیف زنان در عرصه فردی، خانوادگی و اجتماعی بود که این گفتمان در قالب یک راهبُرد فعال در پی هویتبخشی به زنان، نهتنها در داخل جامعه ایران، بلکه جامعه اسلامی و همچنین کشورهای مختلف در فضای بینالملل بوده است.اما متأسفانه غرب با غلبه گفتمانی و رسانهای زمینه ساخت یک فراواقعیت از الگوی ممتاز زن انقلاب اسلامی را ایجاد کرد و در پی این است که زن مسلمان ایرانی را در جایگاه فرودست که درگیر آپارتاید جنسی است، معرفی کند و بگوید در یک نظام دیکتاتور زن قربانی خشونت و سرکوب است و ساختار اجتماعی نظام اسلامی را مبتنی بر مردسالاری، حقارت و حق مالکیت مرد نسبت به زن تفسیر میکند.
احساس ترس غرب نسبت به بازنمایی و بازیابی تصویر انسانی زن
البته علت این تقابل را میتوان احساس تهدید و ترس غرب نسبت به بازنمایی و بازیابی تصویر انسانی و حقیقی زن در نگاه انقلاب اسلامی و برتری جایگاه شخصیت فردی و اجتماعی این زن و تضعیف اقتدار گفتمانی غرب عنوان کرد.هویت و اصالت زن مسلمان ایرانی با معیارهای جامعهشناسانه غربی سازگار نیست و از سویی شناخت این جهانبینی اسلامی پیرامون جایگاه و نقش اجتماعی زنان مسلمان و این احساس خطر دشمن از افزایش تصاعد قدرت اسلامی، باعث میشود که نظام سلطه در پی یک سناریوی براندازی و بهرهگیری از عاملیت و ستونپنجمی زنان علیه نظام اسلامی باشد که در این چند سال گذشته ما میبینیم دال گفتمان براندازی که دشمن رقم زده حرکت بر بستر بیحجابی با استفاده از اپوزیسیون داخلی، لیدرهای خارجی و برجستهسازی زنان معارض بوده است.
تأکید اسلام بر حضور زن در اجتماع با نفی در حاشیه بودن زن
در مبانی الگوی سوم زن بر مبنای شاخصههای اسلامی در نگاه اول باید به تأکید اسلام بر هویت مشترک انسانی زن و مرد اشاره کنیم، این به معنای نفی نگاه تحقیرآمیز و جنس دوم بودن زن است، در خصوص الگوی رفتاری زن در خانه و اجتماع نیز باید نگاه کریمانه اسلام را تبیین کرد؛ یعنی زن باید طبق ارزش انسانی خودش در خانواده و اجتماع انجام وظیفه کند، در خانواده ۲ وظیفه مهم همسرداری و فرزندپروری موردتوجه زن است.البته این به معنای خانهنشینی زن نیست، اسلام با نفی خانهنشینی و در حاشیه بودن زن، در حضور در اجتماع نیز تأکید دارد، چنانچه رهبر معظم انقلاب هم در مذمت خانهنشینی با محوریت الگوی شرقی متذکر میشوند، زن در تعریف غالباً شرقی همچون عنصری در حاشیه و نقشی در تاریخسازی ندارد.بنابراین میتوان شاخصههای الگوی سوم را با این مؤلفهها مبتنی بر انجام مسئولیتهای فردی، خانوادگی و اجتماعی بر پایه عفت، تهذیب نفس و همچنین حضور مسئولانه زنان در اجتماع بر مبنای رشد آگاهی فکری و مقابله با استضعاف فکری زنان نامید.
نگاه ابزاری نظام سرمایهداری از حضور اقتصادی زن غربی
در بحث عفت نیز اسلام بر انضباط جنسی، خویشتنداری و بینیازسازی زن و مرد نسبت به نیازهای جنسی و عاطفی در چارچوب خانواده توجه ویژه داشته است. در ساحت اندیشههای فمینیستی، الگوی ارائه شده از زن غربی بر مبنای تضعیف ماهیت انسانی زن و تمرکز بر جنسیت است تا انسانیت! این رویکرد را میتوان در فمینیستهای رادیکال بهوضوح مشاهده کرد که ریشه ستم و استعمار زنان را خانواده میدانند.البته در حضور ورای خانواده و غیبت زن باید به ماهیت و چیستی در متن جامعه بودن زن در جامعه غربی هم تفسیر کرد، یعنی اینکه آیا اگر زن در خانواده غیبت دارد، یک حضور پاک و اثرگذار در جامعه دارد؟ خیر، شاهد هستیم که علاوه بر نگاه ابزاری و سوءاستفاده نظام سرمایهداری از حضور اقتصادی زنان در جامعه غربی گاهی این متن بودن در ساحت شیوارگی و یا روسپیگری نیز تعریف میشود، امروزه مشاهده میشود حتی با عنوان کارگر جنسی بین افراد در غرب مشروعیت داده شده است. پس این در متن بودن زن نافی صیانت از عفت فردی و عمومی میشود.
پاشنه آشیل تفاوت زن غربی و زن ایرانی
تقابل الگوی سوم با الگوی زن غربی از کجا نشأت گرفته؟ پاشنه آشیل این تفاوتها کجاست؟ ـ شاید بتوانیم در خلاصه نقاط افتراق پیرامون الگوی زن غربی و زن اسلامی اینطور بگوییم که الگوی سوم زن، الگوسازی و الگوپذیری در ساحت گفتمان اسلامی است که میتواند به تحکیم خانواده و استحکام درونی جامعه نائل شود و در ساحت گفتمان ابزاری و جنسی غرب منجر به تزلزل خانواده.در حقیقت پاشنه آشیل غرب در این الگوسازی تلاش در جهت خانه گریزی زن و حضور افراطی در متن جامعه است و در نگاه اسلامی شاهد حضور یک زن در خانه در چهارچوب خانوادهگرایی با یک حضور اجتماعی سازنده هستیم.
روایتی از تفاوتهای حقوق اقتصادی زنان در غرب و اسلام
چرا با وجود بزرگداشت هر ساله روز جهانی زن در هشتم مارس هنوز زنان غربی نتوانستهاند به اوج برسند؟ـ علت اصلی این مسئله افشای تصویر پوشالی و افسانهای نسبت به حقوق زنان در غرب است، چرا که وقتی ما یک بررسی دقیق نسبت به جایگاه زنان در کشورهای مختلف اروپایی و امریکایی میکنیم شاهد نقض سیستماتیک و گسترده حقوق زنان در غرب هستیم که در پنهان شعارها و ژستهای حقوق بشری آن را بهکرات مشاهده میکنیم که زنان گرفتار بهرهکشی و استثمار جنسی، خشونت و قتل زنان مخصوصاً زنان بومی، آمار بالای زنان زندانی، مرگومیر مادران و همچنین کاستی در دریافت دستمزد زنان نسبت به مردان و بسیاری از امور دیگر هستیم.شبکه سیانان در گزارشی به موضوع تبعیض علیه زنان در قانون اساسی آمریکا پرداخته و به نقل از نمایندگان و سناتورهای کنگره این کشور نوشته که تبعیض علیه زنان در سراسر این کشور در جریان است، زیرا هنوز قانونی برای از بین بردن این تبعیض در سطح فدرال تصویب نشده و این امر به ایالتهای مختلف این اجازه را میدهد تا خودسرانه و دلبخواهی قوانین ناقض حقوق زنان را اجرایی کنند.بنابراین علاوه بر شکست نظام سرمایهداری در توجه به حقوق زنان باید وضعیت زنان غربی را نیز بهنوعی اضمحلال اندیشههای فمینیستی دانست که با شعار دستیابی به حقوق برابری جنسیتی در مسائل مختلف ظهور و بروز کردند، ولی این جنبش بهواقع چه اقدام مؤثری ورای شعارها در جهت محافظت از زنان در برابر تجاوز جنسی، آزار جنسی و خشونت خانگی داشته است؟ و در برابر تلاش سرمایهداران غربی برای استثمار زنان بهعنوان یک نیروی کار کمهزینه و ابزاری برای تأمین نیازهای جنسی حقیقتاً اندیشههای فمینیستی و این جنبشها، چه اقدام موثری انجام دادند؟
بیاغراق با بررسی تفاوتهای حقوق اقتصادی زنان در غرب و اسلام باید اذعان کنیم که در غرب زن بخشی از تأمینکنندگی اقتصاد خانواده بدون داشتن حقوق قانونی است، شاید علت شکست حقیقت سیاستهای غرب در نگاه زنان غربی میشود در این جمله رهبر انقلاب فهمید که ایشان می فرماید: «خصوصیت و امتیاز عمده زن غربی امروز این است که بتواند نظر مردان را جلب کند و در معرض التذاذ مردان قرار بگیرد، لذا شما میبینید شاخصه زن غربی امروز عبارت است از برهنگی، در مجلس رسمی که مرد و زن شرکت میکند، مرد باید کاملاً پوشیده باشد و زن بایستی هر چه ممکن است به سمت عریانی برود، شاید شنیدید که تعداد قابلتوجهی از بانوان صاحبمقام غربی در همین چند ماه قبل از این، یکی پس از دیگری اعلام کردند که در دوران جوانی در جریان مسائل اداری که در آنجا حضور داشتند با خشونت مورد سوءاستفاده قرار گرفتند، این را چه کسانی به زبان میآورند؟ افرادی که زنان معمولی نیستند».پس در این کلام مشاهده میشود زن غربی حتی در جایگاه سیاستمدار که بهعنوان یک مدیر در صحنه و کنشگر فعال حضور داشته است، متوجه شده که نظام سرمایهداری او را بهعنوان یک ابزار میبیند، نه نگاه تأثیرگذار که میتواند دارای ولایت اجتماعی و مسئولیت اجتماعی باشد. در واقع نگاه الگوی غربی به زن، نگاه تمدنساز نیست.
بیایید زن غربی را به چالش بکشیم
ما در ۸ مارس علاوه بر نقد جریان منحط غربی پیرامون زنان، باید الگوی تهاجمی خودمان را هم برای زنان جهان ارائه دهیم. با وجود صدها زن تراز و منطبق با الگوی سوم، با توجه به کثرتهای سبک زندگی که در حوزه زنان وجود دارد، اما نهتنها در بحث تئوریک این الگوسازی غافل بودیم، بلکه در برجستهسازی و ایجاد مرجعیت اجتماعی برای این زنان نیز کوتاهی کردیم، بنابراین ما هم طبق فرمایشات و دغدغههای رهبر فرزانه انقلاب که میگویند «باید زن غربی را به چالش کشید»، نگاه تهاجمی داشته باشیم. درصورتیکه همیشه یک نگاه تدافعی داشتیم و نتوانستیم در بحث تئوریسازی و نظریهپردازی الگوی خودمان در مجامع علمی یک اقدام قابلتوجهی را انجام دهیم.
#زن_ایرانی #زن_غربی #هجمه #روز_جهانی_زن
بسم الله الرحمن الرحیم