پُرکردن خشاب تجزیهطلبان توسط اینترنشنال
پُرکردن خشاب تجزیهطلبان توسط اینترنشنال
دشمنان تجزیهطلب با تغییر ابزار از مسلسل به کلیدواژه، همواره هدف اصلی خود یعنی برهم زدن امنیت، وحدت ملی و تجزیه ایران را پیگیری کردهاند و شبکه تروریستی اینترنشنال با حمایت مالی آشکار از سوی سرویسهای غربی، تبدیل به بازوی رسانهای این خط تروریستی شدند اما ملت ایران، با بصیرت و میثق با رهبری، پایداری خود را در برابر تمام توطئهها اثبات کرده است.
گروه دیدهبان غرب: در تاریخ معاصر ایران، کمتر دورهای مانند دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تجربه شده که کشور با چنین حجم از عملیات روانی، خشونت مسلحانه و تروریسم رسانهای روبهرو شود. از همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، گروهکهای دستپرورده استعمار یعنی کومله و حزب دموکرات با حمایت مستقیم سرویسهای بیگانه و رژیم بعث عراق، در غرب کشور آتش آشوب و خونریزی را شعلهور کردند.
این دو جریان که شعار آزادی و عدالت سر میدادند، علیه مردم خود سلاح کشیدند و با خشونتی بیرحمانه، صدها نفر از شهروندان غیرنظامی، معلمان، روستاییان و حتی کودکان را قربانی کردند.
در دوران دفاع مقدس، فعالیت این گروهکها به اوج رسید. صدها عملیات تروریستی آنان در مناطق سردشت، بانه، کامیاران و مهاباد با پشتیبانی لجستیکی رژیم صدام انجام میگرفت.
بسیاری از فرماندهان کومله و دموکرات با دلارهای نفتی بعثی و اطلاعات سرویسهای غربی، مأمور اجرای جنگ داخلی در داخل ایران شدند.
در حالیکه ملت ایران در جبهههای جنوب و غرب در برابر تجاوز خارجی مقاومت میکرد، این گروهکها از پشت خنجر زدند و با کمین کردن در مسیرهای امدادی و جادههای روستایی، نیروهای مجروح و امدادگران را قتل عام کردند.
این جنایتها برنامهریزیشده و بخشی از نقشه همزمان بغداد و سازمان اطلاعات آمریکا برای تضعیف و تجزیه داخلی ایران بوده است.
پس از پایان دفاع مقدس، این گروهها از پناهگاه سیاسی و رسانهای استفاده کردند. رسانههای آنها با سرمایهگذاری خارجی تشکیل شد تا ایدئولوژی ضدایرانی خود را در قالب سخن از «حقوق قومی» بازسازی کنند. آنان تلاش کردند نسل نو را از طریق جنگ روایتها علیه حاکمیت تهییج کنند اما مردم کردستان که زخم تروریسم را بر پیکر خود دیده بودند، هرگز با این جریان همدل نشدند.
انتخاباتهای متعدد و مشارکت بالای مردم مناطق کردنشین در صحنههای ملی، نشان داد که این گروهها در میان مردم جایگاهی ندارند و تنها در ذهن اتاقهای فکر برونمرزی زنده نگه داشته میشوند.
طی دهه ۹۰ شمسی، شبکههایی چون اینترنشنال، با حمایت مالی آشکار از سوی سرویسهای غربی، تبدیل به بازوی رسانهای همین خط تروریستی شدند. مدل جنگ تغییر کرد اما هدفِ ایجاد ناامنی و تجزیه ایران ثابت ماند.
در ماجراهای اغتشاشات سالهای 88، 96، 98، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ دقیقا همین الگو اجرا شد. شبکههای تروریستی اینترنتی با انتشار اخبار جعلی، آموزش ساخت سلاح و فراخوان به خشونت خیابانی، صحنه را برای عملیات تروریستی آماده کردند.
بررسیهای نهادهای امنیتی ثابت کرد که برخی لیدرهای میدانی آشوبهای اخیر نیز وابسته به بقایای حزب دموکرات و کومله بودهاند که از خاک اقلیم کردستان و ترکیه هدایت رسانهای و مالی دریافت میکردند.
با این حال، عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک تروریستی کومله گفته بود: جمهوری اسلامی همواره با چالشهای متعددی مواجه بوده و توانسته از آنها با موفقیت عبور کند. وی اعتراف کرده بود که آشوبهای ۱۴۰۱، از پیش توسط گروهکهای ضدایرانی طراحی شده بود.
تجزیه طلبان و سلطنت سطلبان همواره علیه امنیت و پیشرفت ملت ایران فعالیت کرده اند و دشمنی خود با مردم را در عمل نشان داده اند. شبکه تروریستی اینترنشنال نیز همواره خشاب آنان را پر کرده است.
یک عنصر سلطنتطلب و کارشناس بیبیسی و اینترنشنال گفته بود؛ «باید نام میدان ونک را به دونالد ترامپ تغییر دهیم؛ هیچ راهی جز کمک خارجی وجود ندارد و باید از ایالات متحده آمریکا دعوت کنیم».
عبدالله مهتدی، رهبر گروهک تروریستی و تجزیهطلب کومله نیز در بیبیسی حمله نظامی به ایران را درخواست کرده بود.
در روزهای بحرانی پاییز ۱۴۰۴، تصاویری مستند از حمله مسلحانه به نیروهای حافظ امنیت منتشر شد؛ تروریستهایی که با سلاح کمری از فاصله نزدیک به مأموران، شهروندان و حتی رهگذران شلیک کردند تا کشتهسازی مصنوعی انجام دهند و سپس تصاویر قربانیان را در فضای مجازی منتشر کنند. هدفشان واضح بود. می خواستند افکار عمومی را علیه ایران تحریک کنند و روایتی وارونه از واقعیت بسازند.
شبکههایی همچون اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همان روزها با انتشار گزارشهای بدون منبع، تلاش کردند نظام اسلامی را به سرکوب خونین مردم متهم کنند، در حالیکه واقعیت در عکسها و فیلمهای میدانی، جنایات مسلحانه آشوبگران تربیتشده توسط کومله و دموکرات و موساد را نشان میداد.
در این زمینه،"راجر واترز" موسیقیدان مشهور انگلیسی در گفتوگو با سیما ثابت، مجری پیشین شبکه صهیونیستی اینترنشنال، روایتهای رسانههای معاند از حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ایران را «ساختگی و جهتدار» خواند و پرسید: چرا هیچ حرفی از نقش موساد و عوامل بیرونی نمیزنید؟ چرا ویدئوهای تیراندازی اوباش مسلح با سلاحهای خودکار و نیمهخودکار به مردم را پخش نکردید؟ و چرا آمار نیروهای انتظامی کشتهشده را سانسور میکنید؟
تولید و پوشش اخبار فیک توسط اینترنشنال و سلطنتطلبان، صدای مسعود بهنود را هم درآورده بود. مسعود بهنود، سردبیر سابق بیبیسی می گوید: اون تلویزیونی که صرفا اسمش ایرانی است، فقط به دنبال یافتن صحنههای خشونت در ایران است و اگر چیزی هم پیدا نکند، صحنهسازی و صداسازی دروغین به نفع یک فرد خاصی انجام میدهد.
در میان این تلاطم خبری و عملیات روانی، انتشار بیانیه اخیر میرحسین موسوی از سران فتنه 88 نیز در همان مسیر معنا پیدا میکند. موسوی در بیانیه خود، بدون ارائه هیچ سند قابل راستیآزمایی، جمهوری اسلامی ایران را به قتل معترضان متهم کرده و روایت رسانههای برانداز را تأیید کرده است. این در حالی است که تمامی شواهد میدانی و اعترافات عوامل دستگیرشده حاکی از دخالت سازمانیافته عناصر وابسته به خارج بوده است.
تحلیلگران تأکید می کنند، محتوای این بیانیه از نظر ادبیات و ساختار، شباهت کامل به خطوط تبلیغاتی شبکههای معاند دارد؛ همان دستور زبانی که اینترنشنال در روایت خشونتبار خود به کار میبرد مبنی بر نظام را «قاتل» معرفی کردن و تروریست را «قربانی» جلوه دادن.
این بیانیه در واقع امتداد همان پروژهی رسانهای است که از دهه ۶۰ بهصورت مسلحانه دنبال میشد؛ تنها ابزارش تغییر کرده است. امروز به جای مسلسل، از «کلیدواژه» استفاده میکنند و به جای میدان جنگ، از فضای روانی و شبکههای اجتماعی بهره میبرند. اما جوهر آن برهم زدن امنیت و تجزیه ایران است.
با همه این تلاشهای همزمان از خشونت خیابانی گرفته تا جنگ رسانهای و صدور بیانیههای هماهنگ هدف نهایی یکسان بوده است. آنها در پی فروپاشی وحدت ملی، القای بیاعتمادی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و براندازی هستند اما واقعیت صحنه اجتماعی موضوع دیگری را نشان می دهد.
مردم ایران، با تجربه 47 ساله از مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی، بهخوبی میدانند که امنیت، توسعه و عزت کشور در گرو حفظ نظام اسلامی و رهبری آن است.
حضور میلیونی مردم در راهپیماییها، جشنهای ملی و صحنههای دفاع از اقتدار کشور نشان میدهد پروژههای دشمن نه تنها موفق نشده، بلکه اثر معکوس داشته است. حتی در مناطق مرزی که بیشترین تمرکز تبلیغات قومگرایانه وجود دارد، انسجام ملی و وفاداری به ایران بینظیر است. مردم باور دارند که دشمن، نه دلسوز، بلکه طراح بی ثباتی، جنگ و تجزیه ایران است اما همواره حضور حماسی و آگاهانه ملت در صحنه اعلام وفاداری و حمایت از انقلاب، ولایت فقیه و نظام اسلامی، دشمنان را ناکام ساخته است.
مردم ایران بارها به دشمنان تجزیهطلب نشان دادهاند که ایران یک ملت است، نه مجموعهای از قبایل سیاسی. جمهوری اسلامی با تأمین امنیت ملی، یکپارچگی و انسجام، پیشرفت های خیره کننده، زیرساختها، سرمایهگذاری در مناطق مرزی، گسترش آموزش و توسعه صنعت و ... عملاً مهر پایانی بر ادعاهای دروغین تجزیه طلبان زده است. آنچه کومله و دموکرات میخواهند رفاه مردم نیست بلکه تأمین منافع خود با بردگی سیاسی دشمنان است.
دشمنان از هر ابزار رسانهای تا سیاستمداران فرسوده برای ضربه به ایران استفاده میکنند اما این ملت استوار نشان داده است راهش از تروریسم، خشونت و تجزیه جداست.
ملت ایران، برخلاف کمپینهای روانی غرب و بیانیههای همسو با آنها، نظام مقدس جمهوری اسلامی را ستون اصلی امنیت و پیشرفت خود میداند. تجربه نشان داده هر بار دشمنان با سلاح یا ترفند روانی وارد میدان شدهاند، نتیجه فقط انسجام بیشتر مردم و شکست قطعی طرحهای براندازی است.
در همین فضا، عبدالله مهتدی با اعتراف به موفقیت و قدرت منطقهای ایران در پیشبرد دکترین جنگهای نامتقارن گفته بود: «قدرت منطقهای ایران باعث به وجود آمدن ابزارهایی شده تا جمهوری اسلامی بتواند نفوذ خود را گسترش داده و به دشمنان خود فشار بیاورد».
کومله و دموکرات که روزگاری در کوهستانها علیه ملت خود اسلحه کشیدند و رسانههایی چون اینترنشنال که خشونت را تبلیغ میکنند، هر دو از دشمنی با مردم ایران، امنیت ایران و آینده ایران ساخته شده اند.
در مقابل، ملت ایران با ایمان راسخ، بصیرت سیاسی و دلدادگی و پیروی از رهبر معظم انقلاب، بار دیگر ثابت کردهاند که هیچ توطئهای نمیتواند حصار وحدت و اقتدار این کشور را در هم بشکند. تاریخ ما نشان میدهد، دشمنان میآیند و میروند، اما ملت و نظام اسلامی پابرجا میمانند.
بسم الله الرحمن الرحیم