نمی دانم چه می خواهم خدايا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جويد نگاه خسته من
چرا افسرده است اين قلب پرسوز

ز جمع آشنايان می گريزم
به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگی ها
به بيمار دل خود می دهم گوش...



از منزل کفر تا به دين يک نفس است *وز عالم شک تا به یقین یک نفس است *این یک نفس عزیز را خوش میدار* کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
[خيام]