و اگر به دیده دل بنگری بدانچه از بهشت برایت ستایند، دل بر کنی از آنچه در دنیاست، هر چند بدیع و زیباست، از خواهش های نفسانی، و خوشی های زندگی و منظره های آراسته. و فکر تو در می ماند در آهنگ و آوای شاخه ها و برگ های درختان که کنار نهرهای بهشتی است، و در آویختن خوشه های لولو آبدار بر شاخه های آن درختانی که ریشه های آن در پیشه های مشک نهان است و رستن این میوه های گوناگون، در غلافها و پوشش های درون. شاخه ها بی رنجی خم گردد و چنانکه چیننده آن خواهد در دسترس او بود.

خدای به رحمت خود، ما و شما را از آنان گرداند که به دل کوشد تا خود را به منزل های نیکوکاران رساند.

دل من یه روز به دریا زد و رفت

                        پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرار رو بر کشید

                       آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفه بچه شد و تنگ غروب

                       سنگ تویه شیشه فردا زد و رفت

حیوونی تازه گی آدم شده بود

                      به سرش هوایه حوا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد

                     نامه فرداها رو تا زد و رفت

حیوونی تازه گی آدم شده بود

                     به سرش هوایه حوا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت

                    پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

                   خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوایه تازه دلش می خواست ولی

                   آخرش تویه غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

                  خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت (احمد)

ایلایی ها

امشب تو رو خدا مراقب خودتون باشید.

راستی هنوز دنبال عضویم...

 شبتون زیبا... خداحافظ.