سالگرد ارتحال بزرگ مرد تاریخ معاصر،

بزرگ شخصیت عارف،

بزرگ مرجع شیعه،

رهبر کبیر انقلاب

حضرت امام خمینی (قدس سره)

تسلیت باد.

سلام بر تو كه بوي خميني مي دهي، سلام بر تو و بر نيكوترين تدبيرها! كه نگذاشت لحظه اي تنهايي و غربت بر اندام سبز كشورمان رخنه كند.
سلام بر تو، كه از آن زمان كه خويش را شناختم تصوير زيبايت چون ماه در كنار آفتاب خميني زينت طاقچه هاي دلمان بود.
سلام بر تو، كه باغبان هنگام رفتنش دستان ما را به دستان تو سپرد، اي سرو بلند قامت باغ ايران زمين.
اما قصه تو و خميني، قصه ماه و خورشيد نيست!! قصه باغبان و سرو نيست!! قصه «نور واحد» است، قصه تداوم يك راه.
و تو بي شك رهروترين هستي در اين راه كه شانه به شانه امام، دست در دست امام نقشه شياطين را نقش بر آب كرده اي، كسي كه سال ها بوي خاكستر و باروت، در حنجره گر گرفته اش فرياد مي شود بر سر مستكبران و كسي كه بوي امام سفر كرده را مي دهد.
حرف هاي تو هم، مثل امام از جنس خدا بود و بس و والاترين تصميم، كليد باغ را عاشقانه به دست هاي توانايت سپرد و ما به گفتار آسماني ات سر نهاديم چرا كه در هواي لطيف تو، هر فصل ما فصل شكفتن است.
اگر نگاه آسماني تو آراممان نمي كرد، خدا مي داند كه سنگيني فراق پير جماران كمر وطن را مي شكست آخر چشم هاي ما در آيينه تو «روح خدا» را مي بيند.
آمدي تا غبار يتيمي و بي پدري را از شانه هايمان بتكاني و دوباره زندگي در رگ هايمان جاري شود. ايستاده اي بر گذرگاه يقين و صلابت، راه بسته اي بر جسارت بيگانگان، آمدي تا باغ ميهن از شكفتن و جوانه زدن عقيم نماند.
آري آفتاب آمد دليل آفتاب. تو آمدي تا غصه نديدن خورشيد، تمام روزهايمان را يلدا نكند.
آري پس از بدرودي تلخ با پير جماران، درودي ديگر، در راه است.
«عزيز ما، اي وصي امام عشق! آنان كه معناي «ولايت» را نمي دانند در كار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب مي دانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت و محبت در كجاست. خودتان خوب مي دانيد كه چقدر شما را دوست مي داريم و چقدر دلمان مي خواست آن روز كه به ديدار شما آمديم. سر در بغل شما پنهان كنيم و بگرييم.
ما طلعت آن عنايت ازلي را در نگاه شما بازيافتيم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزواي ما را شكست. سر ما و قدمتان، كه وصي امام عشق هستيد و

نايب امام زمان(عج).


سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم...